<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"><channel><title>وبلاگ علی آقا</title><link>https://aliHOZA.github.io/</link><description>یادداشت‌ها و تحلیل‌هایی درباره اقتصاد ایران، نفت و انرژی، سیاست، تاریخ و جامعه.</description><language>fa</language><generator>Hugo</generator><atom:link href="https://aliHOZA.github.io/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>از میان کامنتهام (۳): صدا و سیما و تظاهرات فرانسه</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-10-21-pjlio8j11s5r/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-10-21-pjlio8j11s5r/</guid><pubDate>Wed, 21 Oct 2026 21:59:23 +0330</pubDate><description>تظاهرات مردم فرانسه حال و هوای این روزای صدا و سیما: - از سید به حاجی، حاجی چه خبر. (حاجی مثلا خبرنگار صدا و سیما در پاریسه!) - جانم سید جان. به گوشم. - حاجی اونجا هنوز کسی کشته نشده؟ - نه سید هنوز کسی کشته نشده. البته یه قطع دست داشتیم اما</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/pjlio8j11s5r/zpwvufgzcjq1.png" alt="تظاهرات مردم فرانسه" title="تظاهرات مردم فرانسه" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/pjlio8j11s5r/zpwvufgzcjq1.png" alt="تظاهرات مردم فرانسه" title="تظاهرات مردم فرانسه">&lt;figcaption class="v-image-caption">تظاهرات مردم فرانسه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">حال و هوای این روزای صدا و سیما:&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- از سید به حاجی، حاجی چه خبر. (حاجی مثلا خبرنگار صدا و سیما در پاریسه!)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- جانم سید جان. به گوشم.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- حاجی اونجا هنوز کسی کشته نشده؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- نه سید هنوز کسی کشته نشده. البته یه قطع دست داشتیم اما تلفات نه. شهر عجیبیه!&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- عه. بخشکی شانس. اون ۷ تا پلیس که حالشون وخیم بود چی؟ اونا که نمردن؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- نع. لامثصبا نمیمیرن که! دو دستی چسبیدن به این دنیا. بمیرین دیگه!&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- بهتر حاجی! بهتر که اونا نمردن. ما دنبال مردن مردم هستیما! حواست باشه.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- چرا سید؟ نمی‌فهممتـ...&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- آخه حاجی اگه یه پلیس بمیره و از مردم کسی نمیره که میان همینو میزنن تو صورتمون که ببین حتی با این خشونت باز هم به روی مردمشون اسلحه نکشیدن!&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- آهان... راس میگی سید. حواسم به این نبود. پس برنامه اینه: از این پس تو گزارشام هیچ پلیسی نباید بمیره اما مردم باید بمیرن!&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">- آفرین. همینه. همینه. برو جلو که از پشت هواتو دارم. &lt;br>&lt;br>:)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/yh0l2gptsqrwo0q">&lt;em>virgool.io/@mrali/comment/yh0l2gptsqrwo0q&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>بعد از فقط ۶ سال</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-10-18-us1qawarwyzm/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-10-18-us1qawarwyzm/</guid><pubDate>Sun, 18 Oct 2026 21:01:57 +0330</pubDate><description>موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ شش سال پیش، در اوایل مهر ۱۳۹۹، مطلبی در ویرگول منتشر کردم درباره سرگذشت یک عراقی که نروژ را از بلای نفت نجات داد. در آنجا به صندوق نفت نروژ اشاره کردم که کارکردی مشابه صندوق ذخیره ارزی یا صندوق توسعه ملی ایران</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/v3jljbdrcstn.png" alt="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ" title="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/v3jljbdrcstn.png" alt="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ" title="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ">&lt;figcaption class="v-image-caption">موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شش سال پیش، در اوایل مهر ۱۳۹۹، مطلبی در ویرگول منتشر کردم درباره سرگذشت یک عراقی که نروژ را از بلای نفت نجات داد. در آنجا به صندوق نفت نروژ اشاره کردم که کارکردی مشابه صندوق ذخیره ارزی یا صندوق توسعه ملی ایران دارد، و لینک وب‌سایت آن را گذاشتم که موجودی صندوق را به‌صورت آنلاین نشان می‌داد. آن زمان موجودی صندوق حدود ۱۰ تریلیون و ۶۲۶ میلیارد کرون بود؛ رقمی که برابر می‌شد با بیش از یک تریلیون دلار آمریکا.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://alihoza.github.io/posts/2020-09-23-ruqoesirf9vj/">&lt;strong>&lt;em>سرگذشت یک عراقی که نروژ را از بلای نفت نجات داد | ۱&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>&lt;/p>&lt;div data-block-type="embed" class="v-block v-embed" data-rendered="true">https://alihoza.github.io/posts/2020-09-23-ruqoesirf9vj/&lt;/div>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">دیروز در گفت‌وگو با چند همکار جوان، صحبت به جنگ، توان مالی ایران و ذخایر ارزی کشورهای حاشیه خلیج فارس کشید و دوباره همان صندوق به ذهنم آمد. سایت را باز کردم و پرسیدم به نظرتان این چیست. ایده‌ای نداشتند. وقتی موضوع را برایشان توضیح دادم، باورشان نمی‌شد. موجودی صندوق امروز، مهر ۱۴۰۵، به حدود ۲۱ تریلیون و ۸۶۲ میلیارد کرون رسیده است که معادل تقریباً دو ممیز سه تریلیون دلار می‌شود. به عبارت دیگر، در عرض شش سال موجودی صندوق بیش از دو برابر شده و از حدود هزار میلیارد دلار به بیش از دو هزار و سیصد میلیارد دلار رسیده است.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/eueaohssofae.png" alt="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۳۹۹" title="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۳۹۹" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/eueaohssofae.png" alt="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۳۹۹" title="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۳۹۹">&lt;figcaption class="v-image-caption">موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۳۹۹&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/q2dgx3q616xx.png" alt="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۴۰۵" title="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۴۰۵" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/q2dgx3q616xx.png" alt="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۴۰۵" title="موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۴۰۵">&lt;figcaption class="v-image-caption">موجودی لحظه‌ای صندوق نفت نروژ در مهرماه ۱۴۰۵&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در همین دوره، اقتصاد نروژ هم مجموعاً حدود ۲۵ درصد رشد کرده و از حدود ۴۲۴ میلیارد دلار به حدود ۵۳۰ میلیارد دلار رسیده است. این رشد در حالی رخ داده که نروژ بخش عمده درآمدهای نفتی خود را وارد اقتصاد داخلی نکرده، بلکه آن‌ها را در بازارهای جهانی سرمایه‌گذاری کرده و فقط سهمی از بازده واقعی صندوق را طبق قاعده مالی وارد بودجه کرده است. نتیجه این است که دارایی مالی بین‌نسلی کشور در حال بزرگ شدن است و بخش قابل توجهی از ارزش امروز صندوق نه از خودِ نفت، بلکه از بازده سرمایه‌گذاری‌ها آمده است.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/hfss9vjowbfk.png" alt="رشد اقتصاد نروژ" title="رشد اقتصاد نروژ" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/hfss9vjowbfk.png" alt="رشد اقتصاد نروژ" title="رشد اقتصاد نروژ">&lt;figcaption class="v-image-caption">رشد اقتصاد نروژ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">شفافیت در حکومت پادشاهی نروژ&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نکته‌‌ی شاید جالب‌تر از خودِ عدد، شفافیت دولت پادشاهی نروژ است. موجودی لحظه‌ای صندوق، ترکیب دارایی‌ها، نسبت سهم سهام و اوراق قرضه و املاک، فهرست کشورها و شرکت‌هایی که در آن‌ها سرمایه‌گذاری شده، بازده دوره‌ای و حتی هزینه‌های مدیریت، همه به‌صورت عمومی و آنلاین در دسترس هر کسی حتی منِ ایرانی است. هیچ نیازی به گزارش‌های رسمی پراکنده، مصاحبه مدیران یا برآوردهای پرت و پلا و متناقض غیررسمی نیست؛ هر شهروند نروژی یا هر ناظر خارجی می‌تواند در هر لحظه ببیند این ثروت بین‌نسلی دقیقا کجا و چگونه سرمایه‌گذاری شده است. همین شفافیت است که امکان نظارت مستمر عمومی و سیاسی را فراهم می‌کند و باعث می‌شود قاعده مالی — که دولت را از دست بردن به اصل سرمایه بازمی‌دارد — صرفا روی کاغذ نماند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/vz8evetvee5r.png" alt="ترکیب دارایی‌های صندوق نفت نروژ" title="ترکیب دارایی‌های صندوق نفت نروژ" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/vz8evetvee5r.png" alt="ترکیب دارایی‌های صندوق نفت نروژ" title="ترکیب دارایی‌های صندوق نفت نروژ">&lt;figcaption class="v-image-caption">ترکیب دارایی‌های صندوق نفت نروژ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/cgb0z6tc87zh.png" alt="کشورهایی که نروژ در آنها سرمایه‌گذاری کرده است" title="کشورهایی که نروژ در آنها سرمایه‌گذاری کرده است" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/cgb0z6tc87zh.png" alt="کشورهایی که نروژ در آنها سرمایه‌گذاری کرده است" title="کشورهایی که نروژ در آنها سرمایه‌گذاری کرده است">&lt;figcaption class="v-image-caption">کشورهایی که نروژ در آنها سرمایه‌گذاری کرده است&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/yflvg7vgp5dx.png" alt="۱۰ کمپانی نخست مقصد سرمایه‌های نروژ" title="۱۰ کمپانی نخست مقصد سرمایه‌های نروژ" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/yflvg7vgp5dx.png" alt="۱۰ کمپانی نخست مقصد سرمایه‌های نروژ" title="۱۰ کمپانی نخست مقصد سرمایه‌های نروژ">&lt;figcaption class="v-image-caption">۱۰ کمپانی نخست مقصد سرمایه‌های نروژ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/jrhtnk6vlvrz.png" alt="۱۰ صندوق اوراق قرضه نخست مقصد سرمایه‌های نروژ" title="۱۰ صندوق اوراق قرضه نخست مقصد سرمایه‌های نروژ" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/us1qawarwyzm/jrhtnk6vlvrz.png" alt="۱۰ صندوق اوراق قرضه نخست مقصد سرمایه‌های نروژ" title="۱۰ صندوق اوراق قرضه نخست مقصد سرمایه‌های نروژ">&lt;figcaption class="v-image-caption">۱۰ صندوق اوراق قرضه نخست مقصد سرمایه‌های نروژ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">سؤال اینجاست که ما در این شش سال چه کردیم؟&lt;/h3>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">ایران کجا بود و به کجا رسید؟&lt;/h4>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">موجودی واقعی و قابل اتکای صندوق توسعه ملی یا آنچه از حساب ذخیره ارزی باقی مانده، چقدر است؟&lt;/h4>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">وقتی کشورهای دیگر با انضباط مالی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت شکاف را بزرگ‌تر می‌کنند، آیا هنوز ایران فرصتی برای بستن این فاصله باقی است؟&lt;/h4>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>نقش علمای شیعه در عهدنامه ننگین ترکمانچای</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-10-04-rqur2zllwnwb/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-10-04-rqur2zllwnwb/</guid><pubDate>Sun, 04 Oct 2026 17:09:57 +0330</pubDate><description>برخلاف آنچه بین عامه مردم در خصوص بیکفایتی فتحعلی شاه قاجار شهرت پیدا کرده، بر اساس شواهد تاریخی علمای شیعه در تبدیل یک مناقشه مرزی به جنگی پرریسک و خسارت‌بار، و در کشاندن حکومت قاجار به سوی جنگ، مسئولیتی تاریخی دارند. جنگ ایران و روس اثر م</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="v-block v-blockquote veditor-rtl">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>برخلاف آنچه بین عامه مردم در خصوص بیکفایتی فتحعلی شاه قاجار شهرت پیدا کرده، بر اساس شواهد تاریخی علمای شیعه در تبدیل یک مناقشه مرزی به جنگی پرریسک و خسارت‌بار، و در کشاندن حکومت قاجار به سوی جنگ، مسئولیتی تاریخی دارند.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;/blockquote>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/etkpzc9zczyy.jpg" alt="جنگ ایران و روس اثر محمود ملک‌الشعرا" title="جنگ ایران و روس اثر محمود ملک‌الشعرا" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/etkpzc9zczyy.jpg" alt="جنگ ایران و روس اثر محمود ملک‌الشعرا">&lt;figcaption class="v-image-caption">جنگ ایران و روس اثر محمود ملک‌الشعرا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">مقدمه&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در سال ۲۰۲۶، در میانه جنگ آمریکا با ایران، بار دیگر در بخشی از فضای سیاسی و مذهبی ایران این پافشاری دیده می‌شود که جنگ با آمریکا باید به هر قیمتی ادامه پیدا کند و عقب‌نشینی در برابر آمریکا بمعنای ترس، خیانت، بی‌غیرتی، پشت کردن به خون شهدا و... خواهد بود. گفتمانی که در آن ادامه مقاومت نظامی هنوز برای بخشی از نیروهای مذهبی و ارزشی یک گزینه مطلوب یا دست‌کم اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود. اما این نخستین بار نیست که در تاریخ ایران، یک جنگ خارجی با مذهب، آرمان و غیرت ملی درهم می‌آمیزد:&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/s9renlcwinow.png" alt="اصرار ارزشی‌ها بر ادامه جنگ به هر قیمتی" title="اصرار ارزشی‌ها بر ادامه جنگ به هر قیمتی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/s9renlcwinow.png" alt="اصرار ارزشی‌ها بر ادامه جنگ به هر قیمتی">&lt;figcaption class="v-image-caption">اصرار ارزشی‌ها بر ادامه جنگ به هر قیمتی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">جنگ‌های ایران و روسیه&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نزدیک به دویست سال پیش، در آغاز قرن نوزدهم، ایران قاجاری دو بار با روسیه تزاری وارد جنگ شد. جنگ نخست به عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ انجامید؛ جنگ دوم به ترکمانچای در سال ۱۸۲۸. نتیجه هر دو جنگ، از دست رفتن بخش‌های بزرگی از سرزمین‌های ایران در قفقاز بود؛ و دست‌کم در جنگ دوم ایران و روس، نقش علمای شیعه در آنچه سرانجام رقم خورد، قابل چشم‌پوشی نیست.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">جنگ نخست: گلستان؛ وقتی حکومت به سراغ علما رفت&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">روسیه در سال ۱۸۰۰–۱۸۰۱ گرجستان شرقی را به امپراتوری خود ملحق کرد و سپس پیشروی خود را به خان‌نشین‌های قفقاز ادامه داد. در ژانویه ۱۸۰۴ ژنرال تسیسیانوف گنجه را تصرف کرد و حاکم آن، جوادخان قاجار، کشته شد و شمار زیادی از ساکنان نیز قتل‌عام شدند. فتحعلی‌شاه و عباس‌میرزا این پیشروی را تهدید مستقیم به اقتدار قاجار و موقعیت ایران در قفقاز تلقی کردند و وارد جنگ شدند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در ادامه، میرزا بزرگ قائم‌مقام، وزیر عباس‌میرزا، برای کسب مشروعیت شرعی، فرستادگانی به اصفهان و عتبات فرستاد تا از علما استفتا کنند که آیا این جنگ مصداق جهاد است یا نه. شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، آقا سیدعلی اصفهانی، ملا احمد نراقی و دیگران فتوای جهاد صادر کردند و مجموعه این احکام در &lt;strong>«رساله جهادیه»&lt;/strong> گردآوری شد. آنها جنگ را در قالب دفاع از سرزمین اسلامی و دفاع از مسلمانان قفقاز تفسیر کردند؛ برای حکومت مشروعیت دینی ایجاد کردند؛ و امکان بسیج مذهبی مردم را افزایش دادند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از لحاظ نظامی اما نتیجه فاجعه‌بار بود: روسیه به‌دلیل برتری توپخانه و سازمان نظامی، و ایران به‌دلیل ضعف پرداخت و نگهداری نیروها و ضعف ساختاری ارتش، شکست خورد و بخش بزرگی از متصرفات قاجاری در قفقاز را به روسیه تسلیم شد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/aciii5jc9jdh.png" alt="صفحات نخست و آخر عهدنامه گلستان به زبان فارسی و روسی" title="صفحات نخست و آخر عهدنامه گلستان به زبان فارسی و روسی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/aciii5jc9jdh.png" alt="صفحات نخست و آخر عهدنامه گلستان به زبان فارسی و روسی">&lt;figcaption class="v-image-caption">صفحات نخست و آخر عهدنامه گلستان به زبان فارسی و روسی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بر اساس عهدنامه گلستان، روسیه مالکیت بخش عمده سرزمین‌های قفقاز در شمال رود ارس، از جمله داغستان، گرجستان شرقی، خان‌نشین‌های گنجه، قره‌باغ، شکی، شیروان، باکو و قوبا و نیز بخشی از خانات تالش را به دست آورد؛ ایروان و نخجوان در آن زمان هنوز به ایران تعلق داشتند و واگذاری آنها در ترکمانچای اتفاق افتاد.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">جنگ دوم: ترکمانچای؛ وقتی علمای شیعه فعالانه وارد کارزار شدند&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بعد از عهدنامه گلستان، مسئله به طور کامل حل نشد. از آنجا که مرز دقیقا مشخص نشده بود، ایرانیان و روس‌ها بر سر مناطقی مانند گوکچه (Gokcha) اختلاف داشتند و در فاصله ۱۸۱۳ تا ۱۸۲۶ فضای روابط ایران و روسیه بسیار متشنج باقی ماند. در ایران بخش مهمی از جامعه و نخبگان، گلستان را یک صلح ناعادلانه و موقت می‌دانستند و امید به بازپس‌گیری سرزمین‌های قفقاز وجود داشت. تجربه پیروزی ایران بر عثمانی در جنگ ۱۸۲۱–۱۸۲۳ نیز اعتمادبه‌نفس زیادی ایجاد کرده بود. عباس‌میرزا نیز از همان ابتدا با وضعیت ایجادشده در گلستان موافق نبود و در سال‌های بعد به تقویت ارتش و حفظ آمادگی نظامی پرداخت. البته درباره اینکه او شخصا از ابتدا خواهان جنگ دوم بود یا بیشتر می‌کوشید میان جنگ و صلح تعادل برقرار کند، در تاریخ‌نگاری اختلاف وجود دارد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">فتحعلی‌شاه در سال‌های پس از جنگ نخست و پیش از جنگ دوم ایران و روس عموما می‌کوشید از درگیری تازه با روسیه اجتناب کند. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد او سرانجام «برخلاف قضاوت بهتر خود» در برابر جناح طرفدار جنگ تسلیم شد. در این جناح الله‌یارخان آصف‌الدوله قرار داشت و عباس‌میرزا نیز از آن پشتیبانی می‌کرد. در عین حال، شور مذهبی ایجادشده توسط علما در پشتیبانی از جنگ، مقاومت شاه را بسیار دشوار کرده بود. فضای مذهبی به نقطه‌ای رسیده بود که مخالفت با جهاد می‌توانست به عنوان مخالفت با دین خدا تلقی شود بطوریکه وقتی میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله و میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی در برابر درخواست جهاد مقاومت کردند، فتوایی صادر شد که مخالفت با جهاد را نشانه کفر تلقی می‌کرد سپس گروهی از علما با کفن به اردوی شاه رفتند تا آمادگی خود برای جهاد و شهادت را نشان دهند و سرانجام شاه تسلیم شد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">حمید الگر (Hamid Algar) پژوهشگر برجسته بریتانیایی-آمریکایی، پس از بررسی منابع، از کتاب جوزف ولف (Joseph Wolff) عبارتی را نقل می‌کند که فتحعلی‌شاه به جان مک‌نیل گفته بود:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>«من جنگ با روسیه را نمی‌خواستم؛ ملاها مرا وارد آن کردند.» | فتحعلی شاه قاجار&lt;/strong>&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/ax5a1yd8xpza.jpg" alt="فتحعلی شاه قاجار" title="فتحعلی شاه قاجار" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/ax5a1yd8xpza.jpg" alt="فتحعلی شاه قاجار">&lt;figcaption class="v-image-caption">فتحعلی شاه قاجار&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">از فتوای جهاد تا ترکمانچای؛ چه نتیجه‌ای حاصل شد؟&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">جنگ دوم ایران و روس، بین سال‌های ۱۸۲۶–۱۸۲۸ رخ داد. جنگ در ژوئیه ۱۸۲۶ آغاز شد و ایرانیان در ابتدا موفقیت‌هایی به دست آوردند و حتی برخی شهرها و مناطق را از روسیه پس گرفتند. اما این موفقیت دوام نداشت. تا پاییز، پیشروی ایران متوقف شد و با رسیدن نیروهای روسی تحت فرمان پاسکویچ، ورق برگشت. در سال ۱۸۲۷ روس‌ها حمله گسترده‌تری را آغاز کردند و ایروان و نخجوان را تصرف کردند و سپس &lt;strong>تبریز &lt;/strong>پایتخت ولیعهد و مرکز اصلی عملیات جنگی ایران سقوط کرد. از این نقطه به بعد، ایران دیگر در حال جنگ برای بازپس‌گیری سرزمین‌ها نبود؛ در حال جنگ برای متوقف کردن پیشروی روسیه بود. سرانجام روس‌ها تا حدی پیش آمدند که ایران ناچار شد شرایط آنها را بپذیرد و نتیجه آن عهدنامه ترکمانچای در ۲۲ فوریه ۱۸۲۸ بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این بار ایران علاوه بر سرزمین‌هایی که در گلستان از دست داده بود، خان‌نشین‌های ایروان و نخجوان و اردوباد را نیز واگذار کرد. ایران همچنین مجبور به پرداخت غرامتی سنگین (۱۰ میلیون تومان) به روسیه شد و امتیازات سیاسی و تجاری مهمی به روس‌ها اعطا کرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">به این ترتیب، دو جنگ پشت سر هم، بخش عمده‌ای از قفقاز را از حاکمیت ایران خارج کرد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/x7ilu1blbrn4.jpg" alt="پیشروی مرز روسیه در خاک ایران طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای" title="پیشروی مرز روسیه در خاک ایران طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/x7ilu1blbrn4.jpg" alt="پیشروی مرز روسیه در خاک ایران طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای">&lt;figcaption class="v-image-caption">پیشروی مرز روسیه در خاک ایران طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">چه درسی برای ایران امروز دارد؟&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">علمای شیعه یگانه علت و نیروی جنگ دوم ایران و روس و تنها عامل تحمیل عهدنامه ترکمانچای نبودند؛ اما آنها در تبدیل یک مناقشه مرزی به جنگی پرریسک و خسارتبار، و در کشاندن حکومتی مردد به سوی جنگ، مسئولیتی تاریخی داشتند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اهمیت این واقعه تاریخی برای امروز در این نیست که بخواهیم رویدادهای دو قرن پیش را عینا با سیاست امروز یکی بدانیم. شرایط ایران قاجاری با جمهوری اسلامی قرن بیست‌ویکم قابل مقایسه مستقیم نیست. اما یک الگوی مشترک مهم وجود دارد:&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/izqixl5zi2ur.png" alt="برشی از صفحه آخوندانه در آپارات" title="برشی از صفحه آخوندانه در آپارات" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/rqur2zllwnwb/izqixl5zi2ur.png" alt="برشی از صفحه آخوندانه در آپارات">&lt;figcaption class="v-image-caption">برشی از صفحه آخوندانه در آپارات&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وقتی یک تصمیم نظامی با یک وظیفه مقدس، یک جهاد ایدئولوژیک یا یک آزمون دینی پیوند می‌خورد، هزینه عقب‌نشینی حتی اگر عاقلانه و مطابق منافع کشور باشد به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. دولت ممکن است در ابتدا نسبت به آغاز یا ادامه جنگ مردد باشد، اما اگر جنگ به موضوع حیثیت، ایمان، غیرت یا تکلیف شرعی تبدیل شود، عقب‌نشینی دیگر فقط یک تصمیم سیاسی بر پایه حساب‌کتاب‌های عقلانی نخواهد بود بلکه ممکن است «خیانت»، «ضعف» یا حتی «مخالفت با دین خدا» تلقی شود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>درس مهم برای ایرانیانِ سال ۲۰۲۶ این است که هیچ کشوری نباید تصمیم درباره جنگ و صلح را از محاسبه قدرت، توان نظامی، اقتصاد، دیپلماسی و احتمال پیروزی جدا کند و آن را صرفا به عرصه ایمان، حیثیت و احساسات بسپارد.&lt;/strong>&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>یک انجمن؛ معمار حافظه جمعی ایرانیان</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-09-23-sopv4iukxnyc/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-09-23-sopv4iukxnyc/</guid><pubDate>Wed, 23 Sep 2026 15:27:06 +0330</pubDate><description>انجمن آثار ملی آرامگاه فردوسی نماد توس است و آرامگاه ابن‌سینا نماد همدان. نیشابور را با خیام و عطار می‌شناسند و شیراز را با حافظ و سعدی. اگر حرم رضوی را کنار بگذاریم، نماد تاریخی مشهد آرامگاه نادرشاه است. در پشت آرامگاه این بزرگان و دیگرانی</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/7qww7dyhew45.jpg" alt="انجمن آثار ملی" title="انجمن آثار ملی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/7qww7dyhew45.jpg" alt="انجمن آثار ملی">&lt;figcaption class="v-image-caption">انجمن آثار ملی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آرامگاه فردوسی نماد توس است و آرامگاه ابن‌سینا نماد همدان. نیشابور را با خیام و عطار می‌شناسند و شیراز را با حافظ و سعدی. اگر حرم رضوی را کنار بگذاریم، نماد تاریخی مشهد آرامگاه نادرشاه است. در پشت آرامگاه این بزرگان و دیگرانی همچون صائب تبریزی، باباطاهر عریان، کمال‌الملک، شیخ روزبهان، شیخ ابوالحسن خرقانی، خواجوی کرمانی، اوحدی مراغه‌ای، کمال‌الدین بهزاد، احمد نیریزی و بسیاری دیگر از مفاخر تاریخ ایران یک نام می‌درخشد:&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">انجمن آثار ملی &lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این بناها هیچکدام قدمت چند صد ساله ندارند، حاصل سلیقه پراکنده نیستند، تصادفی یا با همت مردم هم برپا نشدند. بلکه حاصل فهم و تلاش برخی از بزرگترین مردان دوران معاصر ایران هستند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/bxqwx0mnx7rq.png" alt="عکس جمعی از بانیان اصلی و اعضای کمیته اولیه انجمن آثار ملی ایران: ارباب کیخسرو شاهرخ، میرزا حسن خان اسفندیاری (محتشم‌السلطنه)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، عبدالحسین تیمورتاش (سردار معظم)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن مستوفی (مستوفی‌الممالک)،سید حسن تقی‌زاده" title="عکس جمعی از بانیان اصلی و اعضای کمیته اولیه انجمن آثار ملی ایران: ارباب کیخسرو شاهرخ، میرزا حسن خان اسفندیاری (محتشم‌السلطنه)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، عبدالحسین تیمورتاش (سردار معظم)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن مستوفی (مستوفی‌الممالک)،سید حسن تقی‌زاده" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/bxqwx0mnx7rq.png" alt="عکس جمعی از بانیان اصلی و اعضای کمیته اولیه انجمن آثار ملی ایران: ارباب کیخسرو شاهرخ، میرزا حسن خان اسفندیاری (محتشم‌السلطنه)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، عبدالحسین تیمورتاش (سردار معظم)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن مستوفی (مستوفی‌الممالک)،سید حسن تقی‌زاده">&lt;figcaption class="v-image-caption">عکس جمعی از بانیان اصلی و اعضای کمیته اولیه انجمن آثار ملی ایران: ارباب کیخسرو شاهرخ، میرزا حسن خان اسفندیاری (محتشم‌السلطنه)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، عبدالحسین تیمورتاش (سردار معظم)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن مستوفی (مستوفی‌الممالک)،سید حسن تقی‌زاده&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از اوایل دهه ۱۳۰۰ شمسی نهادی به نام انجمن آثار ملی، با پشتیبانی حکومت وقت، کار ثبت آثار، نشر و ساخت آرامگاه و تندیس برای مفاخر را سازمان داد. پشت ساخت این بناهای زیبا سیاستی بود که دولت رضاشاه و سپس محمدرضاشاه، «میهن» را بر مدار تاریخ پیش از اسلام، زبان فارسی و مفاخر ادبی تعریف می‌کرد و انجمن آثار ملی ابزار اجرایی آن سیاست شد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این انجمن در ابتدا مکان مشخصی نداشت اما بعدتر خانه قدیمی و بزرگ حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر، وزیر دربار مظفرالدین شاه واقع در محل معروف به سر پل امیر بهادر (که به حسینیه امیر بهادر معروف بود) خریدار و محل استقرار دائم انجمن آثار ملی شد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/3avpgzq2l6rc.jpg" alt="خانه حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر - مقر انجمن آثار ملی" title="خانه حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر - مقر انجمن آثار ملی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/3avpgzq2l6rc.jpg" alt="خانه حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر - مقر انجمن آثار ملی">&lt;figcaption class="v-image-caption">خانه حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر - مقر انجمن آثار ملی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">میهن‌دوستی در آن دوره بیش از احساس بود؛ برنامه‌ای دولتی بود. رضاشاه پس از تثبیت قدرت می‌کوشید از ایرانِ پاره‌پاره اواخر قاجار دولتی یکپارچه بسازد. یک رکن این کار ارتش و بوروکراسی بود؛ رکن دیگر، ساختن حافظه مشترک. شاهنامه به‌جای نسب‌نامۀ قومی نشست، کوروش و هخامنشی به‌جای افق سیاسی، و آرامگاه شاعر و حکیم به‌جای زیارتگاه سلسله‌ای. انجمن آثار ملی، هرچند روی کاغذ نهادی غیردولتی بود، از آغاز با دربار و وزارت معارف درهم‌تنیده ماند. ریاست عالیه را به شاه سپردند، هزینه برخی بناها از اعانه و بخت‌آزمایی و بعدها از سهم سیمان تامین گردید، و قانون عتیقات ۱۳۰۹ چارچوب ثبت آثار را دولتی کرد. هدف اعلام‌شده «بیداری و یگانگی ملی» بود و نتیجه ملموسش ده‌ها یادبود و مقبره و تندیس در گستره ایران و در شهرهایی بود که تا آن زمان مزار مخروبه یا بی‌نام داشتند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/lsyeotosol2s.png" alt="یکی از بناهای ساخته شده توسط انجمن آثار ملی - آرامگاه میررضی‌الدین آرتیمانی" title="یکی از بناهای ساخته شده توسط انجمن آثار ملی - آرامگاه میررضی‌الدین آرتیمانی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/lsyeotosol2s.png" alt="یکی از بناهای ساخته شده توسط انجمن آثار ملی - آرامگاه میررضی‌الدین آرتیمانی">&lt;figcaption class="v-image-caption">یکی از بناهای ساخته شده توسط انجمن آثار ملی - آرامگاه میررضی‌الدین آرتیمانی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">داستان احداث برخی از بناهای یادبود مشاهیر ایران&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">انجمن آثار ملی که در سال ۱۳۰۱ خورشیدی بنیان نهاده شد، برنامه‌های خود برای پاسداشت مفاخر ایران را با ساخت آرامگاه فردوسی در توس آغاز کرد. شگفت که در آن زمان جایگاه آرامگاه حکیم توس معلوم نبود و از این‌رو انجمن بر اساس شواهد تاریخی و کاوش‌های میدانی موفق شد در سال ۱۳۰۵ مزار فردوسی را پیدا کند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/8yjdhr2ahhle.png" alt="وضعیت آرامگاه فردوسی در ۱۳۱۱ هجری قمری" title="وضعیت آرامگاه فردوسی در ۱۳۱۱ هجری قمری" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/8yjdhr2ahhle.png" alt="وضعیت آرامگاه فردوسی در ۱۳۱۱ هجری قمری">&lt;figcaption class="v-image-caption">وضعیت آرامگاه فردوسی در ۱۳۱۱ هجری قمری&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از آنجا که انجمن آثار ملی خدمت فردوسی به ایران را همپایهٔ خدمت کوروش بزرگ می‌دانست، معتقد بود که آرامگاه او باید شبیه آرامگاه کوروش طراحی شود. این طرح با همکاری پروفسور هرتسفلد، باستان‌شناس آلمانی، آندره گدار، معمار فرانسوی، و کریم طاهرزاده، معمار ایرانی، تهیه شد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/bfxt9riil2t3.jpg" alt="انتشار بلیط بخت آزمایی برای آرامگاه فردوسی" title="انتشار بلیط بخت آزمایی برای آرامگاه فردوسی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/bfxt9riil2t3.jpg" alt="انتشار بلیط بخت آزمایی برای آرامگاه فردوسی">&lt;figcaption class="v-image-caption">انتشار بلیط بخت آزمایی برای آرامگاه فردوسی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بخشی از مخارج ساخت آرامگاه فردوسی از طریق انتشار بلیت بخت‌آزمایی فراهم آمد. و این آرامگاه در مهرماه سال ۱۳۱۳ با سخنرانی رضاشاه پهلوی و با حضور ده‌ها تن از دانشمندان ایرانی و خاورشناسان اروپایی افتتاح شد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/1qleevpxqn7x.jpg" alt="سخنرانی رضاشاه پهلوی در افتتاحیه آرامگاه فردوسی" title="سخنرانی رضاشاه پهلوی در افتتاحیه آرامگاه فردوسی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/1qleevpxqn7x.jpg" alt="سخنرانی رضاشاه پهلوی در افتتاحیه آرامگاه فردوسی">&lt;figcaption class="v-image-caption">سخنرانی رضاشاه پهلوی در افتتاحیه آرامگاه فردوسی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/mx10gpkgpjc4.png" alt="مجموعه آرامگاه فردوسی" title="مجموعه آرامگاه فردوسی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/mx10gpkgpjc4.png" alt="مجموعه آرامگاه فردوسی">&lt;figcaption class="v-image-caption">مجموعه آرامگاه فردوسی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در سال هزار و سیصد و بیست، انجمن آثار ملی ساخت آرامگاه ابن‌سینا در همدان را به مسابقه گذاشت. برندهٔ این مسابقه طرح هوشنگ سیحون بود که برگرفته از گنبد قابوس بود و مورد پذیرش قرار گرفت.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/zy7k4fcpr9ia.png" alt="آرامگاه ابن سینا" title="آرامگاه ابن سینا" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/zy7k4fcpr9ia.png" alt="آرامگاه ابن سینا">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه ابن سینا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/lpam6zpu6smf.png" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/lpam6zpu6smf.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">کلنگ بنا در سال هزار و سیصد و بیست‌وهشت به زمین زده شد. کار ساخت آن پنج سال طول کشید و سازندگان ناگزیر شدند بقایا یا استخوان‌های ابن‌سینا را از گور بیرون آورند و تا زمان تکمیل بنا به جای دیگری منتقل کنند. آرامگاه ابن‌سینا در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۳۰ با حضور محمدرضا شاه پهلوی و هشت تن از خاورشناسان جهان افتتاح شد. همانند آرامگاه فردوسی، بخشی از هزینه‌های آن با انتشار بلیت بخت‌آزمایی فراهم آمد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/4j0mnxvumhla.jpg" alt="جمجمه ابن سینا" title="جمجمه ابن سینا" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/4j0mnxvumhla.jpg" alt="جمجمه ابن سینا">&lt;figcaption class="v-image-caption">جمجمه ابن سینا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مردم همدان از انجمن آثار ملی خواستند آرامگاهی نیز برای باباطاهر عریان بنا کند. اجابت این خواست به‌علت کمبود بودجه به تعویق افتاد تا آنکه در سال ۱۳۳۹ آرامگاه باباطاهر بر اساس طرح مشترکی از محسن فروغی و هوشنگ سیحون ساخته شد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/h7uokzisqpfu.jpg" alt="آرامگاه باباطاهر" title="آرامگاه باباطاهر" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/h7uokzisqpfu.jpg" alt="آرامگاه باباطاهر">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه باباطاهر&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">انجمن آثار ملی برای هر مزار یک فرم واحد را تکرار نکرد بلکه بنا را شرح‌حال صاحب قبر می‌دید:&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/jyjixqqksck0.jpg" alt="آرامگاه سعدی" title="آرامگاه سعدی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/jyjixqqksck0.jpg" alt="آرامگاه سعدی">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه سعدی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">همزمان با ساخت آرامگاه ابن‌سینا، ساخت آرامگاه سعدی در دستور کار قرار گرفت. طرح نقشه آرامگاه را محسن فروغی و علی صادق تهیه کردند. مقرر شد که مخارج آن از محل عوارض قند و شکر و سیمان تأمین شود. این آرامگاه پس از هفت سال، در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۱ گشایش یافت.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/di17oseakib1.jpg" alt="آرامگاه حافظ" title="آرامگاه حافظ" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/di17oseakib1.jpg" alt="آرامگاه حافظ">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه حافظ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از دیگر خدمات انجمن آثار ملی در شهر شیراز یکی مرمت آرامگاه حافظ و ساماندهی باغ حافظیه بود و دیگری مرمت آرامگاه خواجوی کرمانی در نزدیکی دروازهٔ قرآن.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/v86bja2g77jo.jpg" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/v86bja2g77jo.jpg">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/wanvi533trvg.jpg" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/wanvi533trvg.jpg">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اواخر سال ۱۳۳۳ طرح بلندپروازانه ایران برای ساخت آرامگاه نادرشاه افشار تدارک دیده شد. این نخستین آرامگاهی بود که انجمن آثار ملی بر مزار شخصیتی غیر فرهنگی بنا می‌کرد و علت آن دستور شخص محمدرضا شاه پهلوی بود.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/3ioy40opdr5c.jpg" alt="آرامگاه و موزه نادری - مشهد" title="آرامگاه و موزه نادری - مشهد" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/3ioy40opdr5c.jpg" alt="آرامگاه و موزه نادری - مشهد">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه و موزه نادری - مشهد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در سال هزار و سیصد و سی‌وچهار از هوشنگ سیحون خواسته شد که طرح و نقشه آرامگاه نادرشاه در مشهد را تهیه کند. طرح نوگرایانه او استاد ابوالحسن صدیقی را بر آن داشت تا یکی از شاهکارهای مجسمه‌سازی خود را بیافریند؛ زیرا در طرح سیحون مجسمه نادرشاه جزئی از معماری آرامگاه و نقطه اتکای آن بود.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/ylesnvujznme.jpg" alt="مجسمه نادر شاه افشار" title="مجسمه نادر شاه افشار" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/ylesnvujznme.jpg" alt="مجسمه نادر شاه افشار">&lt;figcaption class="v-image-caption">مجسمه نادر شاه افشار&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بخشی از هزینه آرامگاه نادرشاه با افزایش بهای بلیت اتوبوس‌های تهران - مشهد تأمین شد. و این آرامگاه در دوازدهم فروردین‌ماه ۱۳۳۹ گشایش یافت.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/gznnh7efzeck.jpg" alt="آرامگاه نادر شاه افشار" title="آرامگاه نادر شاه افشار" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/gznnh7efzeck.jpg" alt="آرامگاه نادر شاه افشار">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه نادر شاه افشار&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">همان روزی که آرامگاه نادرشاه افتتاح شد، سه آرامگاه خیام، عطار و کمال‌الملک در نیشابور گشایش پیدا کرد. طرح آرامگاه خیام نیز کاری از هوشنگ سیحون است و بازتاب‌دهنده اندیشه فلسفی خیام و تجارب او در ریاضیات بود.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/4ylqzu1uvbmx.jpg" alt="لحظه شکافتن قبر خیام" title="لحظه شکافتن قبر خیام" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/4ylqzu1uvbmx.jpg" alt="لحظه شکافتن قبر خیام">&lt;figcaption class="v-image-caption">لحظه شکافتن قبر خیام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از آنجا که مزار خیام نزدیک به بنای تاریخی امامزاده محروق قرار داشت و ساخت آرامگاه بر فراز آرامگاه کهن ممکن نبود، بنا چاره‌ای جز شکافتن گور نداشت و پس از برگزاری نماز پیکر خیام را به جای امروزی منتقل کردند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/2wjjldmw4igo.jpg" alt="آرامگاه خیام" title="آرامگاه خیام" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/2wjjldmw4igo.jpg" alt="آرامگاه خیام">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه خیام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/a122n2hsd42h.jpg" alt="آرامگاه خیام" title="آرامگاه خیام" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/a122n2hsd42h.jpg" alt="آرامگاه خیام">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه خیام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">همزمان بقعه تاریخی عطار نیشابوری نیز مرمت شد. در مجاورت آن، بنای کوچک آجری زیبایی بر مزار کمال‌الملک، نقاش نامدار، قرار گرفت.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/xilyy7p0dczk.jpg" alt="آرامگاه عطار" title="آرامگاه عطار" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/xilyy7p0dczk.jpg" alt="آرامگاه عطار">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه عطار&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/cknb8cf1jddu.jpg" alt="آرامگاه کمال الملک در کنار آرامگاه عطار" title="آرامگاه کمال الملک در کنار آرامگاه عطار" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/cknb8cf1jddu.jpg" alt="آرامگاه کمال الملک در کنار آرامگاه عطار">&lt;figcaption class="v-image-caption">آرامگاه کمال الملک در کنار آرامگاه عطار&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از آخرین اقدامات انجمن آثار ملی ساخت بنای یادبود مقبرةالشعرای تبریز در محل گورستان تاریخی سرخاب بود که گفته می‌شود بیش از چهارصد تن از شاعران نام‌آور ایران در آن به خاک سپرده شده‌اند. ساخت مقبرةالشعرا در سال هزار و سیصد و پنجاه بر اساس طرح غلامرضا فرزان‌مهر آغاز شد؛ اما تکمیل آن با انقلاب، از سال ۱۳۵۷ دچار وقفه شد و تاکنون به طول انجامیده است.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/dqtenuwyqu6b.jpg" alt="بنای یادبود مقبرةالشعرای تبریز" title="بنای یادبود مقبرةالشعرای تبریز" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/dqtenuwyqu6b.jpg" alt="بنای یادبود مقبرةالشعرای تبریز">&lt;figcaption class="v-image-caption">بنای یادبود مقبرةالشعرای تبریز&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/w3ehub9nlnnp.jpg" alt="مقبرةالشعرای تبریز" title="مقبرةالشعرای تبریز" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/w3ehub9nlnnp.jpg" alt="مقبرةالشعرای تبریز">&lt;figcaption class="v-image-caption">مقبرةالشعرای تبریز&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آثار این انجمن در جای جای ایران گسترده‌اند:&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/zxslxlzbvh3p.png" alt="یادمان وحشی بافقی در یزد" title="یادمان وحشی بافقی در یزد" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/zxslxlzbvh3p.png" alt="یادمان وحشی بافقی در یزد">&lt;figcaption class="v-image-caption">یادمان وحشی بافقی در یزد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">انجمن آثار ملی برای هر مزار یک فرم واحد را تکرار نکرد بلکه بنا را شرح‌حال صاحب قبر می‌دید. آرامگاه فردوسی را به سیاق معماری هخامنشی و نزدیک به پاسارگاد گرفتند، چون او را ستون زبان و فرهنگ و حماسه ملی می‌شمردند؛ برج ابن‌سینا از گنبد قابوس آمد تا حکیم را به معماری عصر خودش پیوند بزند؛ خیام را سیحون با هندسه، ستاره و رباعیات روی کاشی ساخت تا ریاضی‌دان، منجم و شاعر هم‌زمان دیده شوند؛ نادرشاه تنها شخصیت غیر فرهنگی این سلسله بود و از همین رو حجم مدرن و مجسمه سوار جایگزین گنبد و باغ شد؛ سعدی و حافظ در باغ و رواق و گنبد فیروزه ماندند، جایی برای خواندن نه برای هیبت دولتی. این تفاوت‌ها سیاست انجمن بود که جایگاه هر فرد در حافظه ملی در سنگ و آجر همان مزار نمایان شود.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">انجمن پس از انقلاب ۵۷&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/bgasowmgykl7.png" alt="تخریب مقبره رضاشاه بزرگ به دستور حاکم شرع خلخالی" title="تخریب مقبره رضاشاه بزرگ به دستور حاکم شرع خلخالی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/sopv4iukxnyc/bgasowmgykl7.png" alt="تخریب مقبره رضاشاه بزرگ به دستور حاکم شرع خلخالی">&lt;figcaption class="v-image-caption">تخریب مقبره رضاشاه بزرگ به دستور حاکم شرع خلخالی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">پس از انقلاب ۱۳۵۷ محور هویت رسمی عوض شد. جمهوری اسلامی مشروعیت را بر انقلاب، فقه و تاریخ اسلامی نهاد نه بر فرهنگ ایرانی و باستان‌گرایی پهلوی. انجمن آثار ملی نیز با توجه به پیوند استواری که با دولت پهلوی داشت پس از انقلاب دچار رکود شد و به "انجمن آثار و مفاخر فرهنگی" تغییر نام داد و اقداماتش به انتشار برخی کتاب‌های تاریخی و ادبی و برگزاری آیین بزرگداشت مفاخر زنده یا درگذشته ایران محدود ماند. (&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://anjom.ir/fa/">&lt;em>anjom.ir&lt;/em>&lt;/a>)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منابع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.jadidonline.com/story/16092011/frnk/iranian_dignitaries_graves">&lt;em>جدید آنلاین&lt;/em>&lt;/a>، &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.instagram.com/p/DaYOBmonCdS/?img_index=3">&lt;em>اینستاگرام&lt;/em>&lt;/a>، ویکیپدیا، هوش مصنوعی و...&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>نظریه‌ای در دفاع از فهم مردم</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-09-05-ylwd6jgwkugy/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-09-05-ylwd6jgwkugy/</guid><pubDate>Sat, 05 Sep 2026 18:49:24 +0330</pubDate><description>ویدا موحد - دختر خیابان انقلاب ✍️ آرمان امیری | زمستان سال ۹۶ دختری در خیابان انقلاب بر روی یک صندوق برق رفت. روسری سفیدش را سر چوب زد و در سکوت ایستاد. تصویر و خبر این حرکت اعتراضی ساده مثل یک بمب خبری منفجر شد. یکی از نمادین‌ترین اعتراضات</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/ylwd6jgwkugy/1jw958ot9l6i.jpg" alt="ویدا موحد - دختر خیابان انقلاب" title="ویدا موحد - دختر خیابان انقلاب" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/ylwd6jgwkugy/1jw958ot9l6i.jpg" alt="ویدا موحد - دختر خیابان انقلاب">&lt;figcaption class="v-image-caption">ویدا موحد - دختر خیابان انقلاب&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>✍️ آرمان امیری | &lt;/strong>زمستان سال ۹۶ دختری در خیابان انقلاب بر روی یک صندوق برق رفت. روسری سفیدش را سر چوب زد و در سکوت ایستاد. تصویر و خبر این حرکت اعتراضی ساده مثل یک بمب خبری منفجر شد. یکی از نمادین‌ترین اعتراضات در تاریخ حجاب اجباری، آن هم از جانب کسی که هیچ‌کس حتی نام او را نمی‌دانست. نه یک فعال سیاسی بود، نه یک کنشگر حقوق بشر، نه یک فمنیست شناخته شده. مدتی پس از بازداشت، ابتدا دادستان تهران و سپس سخنگوی قوه قضائیه اعلام کردند که او «مشکل روحی و روانی دارد و باید بستری شود».&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در وهله‌ی نخست، این توجیهات می‌توانند صرفا یک مانور رسانه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر فشارهای امنیتی و نارضایتی‌های عمومی قلمداد شوند. سال‌ها بعد اما، این شیوه از تقلیل دادن نارضایتی‌های عمومی به عارضه‌های شخصی و یا حتی اجتماعی، از دایره‌ی مقامات رسمی خارج شد و به سطح تحلیل برخی الیت سیاسی و اجتماعی هم کشیده شد. صاحب تریبون‌هایی که با تحلیل‌های مفصل می‌خواستند اثبات کنند که دلایل بسیاری از اعتراضات اجتماعی، شعارهای معترضان، نوع اعتراضشان، تمرکزی که روی مظاهر زندگی آزاد دارند و البته تشخیصی که در ترجیح دوران پیش از انقلاب نسبت به وضعیت فعلی داشته‌اند، همگی محصول بی‌سوادی، ناآگاهی، بی‌اطلاعی از تاریخ، فریب خوردن از رسانه‌های بیگانه و خلاصه هزار و یک عارضه‌ و ناهنجاری بوده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نتیجه‌ی نهایی تمامی این تحلیل‌ها به اینجا ختم می‌شد که اگر هم قرار بر اصلاح چیزی باشد، اصلاح خواست و رفتار همین معترضان است نه وضعیت بیرونی یا نظریه‌هایی که توجیه‌گر این وضعیت هستند. استدلال نهفته در پس پشت این توجیهات، مبتنی بر یک پیش‌فرض بسیار کلان اما ناگفته بود:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>توده‌های جامعه (یک سری «نوبادی») هرگز نمی‌توانند مصلحت خود را به درستی تشخیص بدهند، چه برسد به اینکه وارد اقدام عملی در عرصه‌ی عمومی بشوند!&lt;/strong>&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">جای خالی نظریه‌پردازی&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در نقد این شیوه از تخطئه‌ی مردم توسط الیت صاحب تریبون صحبت زیاد شده است؛ اما حلقه‌ی مفقوده‌ی این نقدها برای شخص من، پاسخی مناسب و نظری بود به همان پیش‌فرض پنهان در پس مغالطه‌های ظاهری و سفسطه‌های نظری‌شان. در نخستین واکنش‌ها، بسیاری دیگر بودند که با تکیه بر کلیدواژه‌هایی همچون «عقل سلیم»، یا «شهود عامه» تلاش می‌کردند از مطالبات بدیهی جامعه و خواست و اراده‌ی یک «زیست نرمال» دفاع کنند. دیدن این «فیل وسط اتاق» اینقدر بدیهی بود که سخت می‌شد به تئوریزه کردن آن فکر کرد. با این حال، تدوین یک روایت منسجم نظری برای من یک دغدغه‌ باقی ماند. به گمان من، ما نیاز به شاخص‌هایی ملموس و سنجش‌پذیر داشتیم که بتوانند با اتکا به پژوهش‌های علمی، از این تحولات شگرف اجتماعی در برابر نظریه‌بافی‌های الیت دفاع کنند. سرانجام و با تأخیری قابل توجه، پاسخ نهایی را، در کتابی پیدا کردم که شاید اصلا انتظارش را نداشتم.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>کتاب «جدال ارزش‌ها: بنیادگرایی اسلامی در برابر ناسیونالیسم لیبرال»&lt;/strong> را «منصور معدل» در سال ۲۰۲۰ میلادی نوشته است. او که یک جامعه‌شناس تجربی-تطبیقی است، در ابتدای این کتاب هم تلاش کرده است تا شاخصی سنجش‌پذیر برای پژوهش خود ارائه کند که امکان تحلیل داده‌های بیش از ۶۰ هزار مصاحبه رو در رو در کشورهایی چون مصر، عراق، عربستان، تونس، ترکیه، لبنان و پاکستان را فراهم کند. برای این منظور، نویسنده از تعبیر «فردگرایی ابرازی» (Expressive Individualism) استفاده می‌کند؛ یعنی: «به رسمیت شناختن، تکریم و بزرگداشت قضاوت خصوصی فرد درباره مسائل مربوط به زندگی خود و تقدم بخشیدن به انتخاب‌ها و ترجیحات شخصی بر اقتدار والدین، سلطه پدرسالارانه و دستورالعمل‌های مذهبی».&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">معدل می‌خواهد نشان دهد که بر خلاف تصویرهای بیرونی، در بخش بزرگی از خاورمیانه، توده‌ی شهروندان به سمت گونه‌ای از ناسیونالیسم لیبرال گرایش پیدا کرده‌اند که در تقابل آشکار با بنیادگرایی مذهبی قرار می‌گیرد. او برای این فردگرایی ابرازی خود، سه شاخص ساده و سنجش‌پذیر در نظر می‌گیرد:&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">-۱-&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>مبنای ازدواج:&lt;/strong> سنجش این موضوع که آیا از نظر پاسخ‌دهندگان، «عشق شخصی» مبنای مهم‌تری برای ازدواج است یا «تأیید و تصمیم والدین».&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">-۲-&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پوشش اختیاری برای زنان:&lt;/strong> سنجش میزان حمایت پاسخ‌دهندگان از این گزاره که «انتخاب نوع پوشش در محیط‌های عمومی کاملاً بر عهده خودِ زن است».&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">-۳-&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>ویژگی‌های مطلوب برای تربیت کودکان:&lt;/strong> بررسی اینکه والدین ترجیح می‌دهند فرزندان خود را با چه ارزش‌هایی بزرگ کنند؟ در این شاخص، ترجیح پرورش ویژگی‌های «استقلال و قدرت تخیل» در کودکان، در مقابل ارزش‌های «اطاعت محض و ایمان مذهبی» (که ترویج‌کننده تسلیم بی‌چون‌وچرا در برابر اقتدار تلقی می‌شوند) به عنوان سنجه‌ای برای سنجش روحیه فردگرایی قرار می‌گیرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">با این سه شاخص شفاف، نتایج نظرسنجی‌های «معدل» به خوبی تصویر می‌کند که چه گرایش خیره‌کننده‌ای به رویکردهای توسعه و ارزش‌های لیبرال در جوامع خاورمیانه شکل گرفته است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">یافته‌های آماری او حتی نشان می‌دهد که بر خلاف ادعای اسلام‌گرایان، ماهیت واقعی بهار عربی عمیقا سکولار و لیبرال بود. اکثریت قاطع شهروندان در جنبشی که تلاش شد به شکل&lt;strong> «بیداری اسلامی»&lt;/strong> جعل و تحریف شود، خواستار آزادی، دموکراسی و رفاه اقتصادی بودند و تنها کمتر از ۱۲ درصد در کشورهای مرکزی بهار عربی اهدافی از جنس «استقرار حکومت اسلامی» داشتند. همین یافته‌ها نشان می‌دهند که در روند چند سال گذشته، گرایش به بنیادگرایی اسلامی و نابردباری مذهبی آشکارا کاهش یافته و ارزش‌های مرتبط با سیاست سکولار و هویت ملی در برابر هویت مذهبی رشد چشم‌گیری پیدا کرده‌اند.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">در دفاع از فهم مردم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بخش بزرگی از کتاب معدل، به نقد نظریه‌های کلاسیکی می‌پردازد که با پیچیدن نسخه‌های تقلیل‌گرایانه، در نهایت فهم و شناخت توده‌های جامعه را تحقیر کرده و نادیده می‌گیرند. او یادآوری می‌کند که چطور لنین با ادعای اینکه توده‌ها خودشان به تنهایی توانایی درک مصالح خود و رسیدن به آگاهی انقلابی را ندارند، و معتقد بود آگاهی باید از بیرون و توسط «روشنفکران پیشرو» به آن‌ها تزریق شود. &lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در بخش دیگری از کتاب، معدل به سراغ جریانات پسااستعماری می‌رود و استدلال می‌کند که این نخبگان با فیلتر کردن واقعیت‌ها در چهارچوب‌های ضدغربی خود، عاملیت واقعی و میل درون‌زای توده‌ها (به‌ویژه زنان) برای رهایی از ساختارهای پدرسالار و سنتی را نادیده می‌گیرند. مثال‌هایی از فمنیست‌های مدافع حجاب اجباری برای خواننده‌ی ایرانی موضوع تازه‌ای نیست. اما در یک مورد تکان دهنده، نویسنده به «لاتا مانی»، یک فمنیست پسااستعماری هندی اشاره می‌کند که از تلاش‌های دولت استعماری انگلستان برای جلوگیری از سنت «ساتی» انتقاد می‌کند. سنتی که در آن وقتی یک مرد هندی می‌میرد، همسرش را هم زنده زنده با جسد او آتش می‌زنند. خانم فمنیست استدلال کرده بود که برخی از این زن‌ها خودشان به این زنده سوزی مشتاق هستند و دخالت‌های انگلستان استعماری بوده!&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در مقابل این نخبگان ایدئولوژیک که با تحقیرِ انتخاب‌های زیستی و روزمره‌ی شهروندان، در واقع قدرت فهم و حق قضاوت شخصی مردم را نفی می‌کنند، معدل، جوهره آزادی و دموکراسی را در همین حق حاکمیت فرد بر بدن و انتخاب‌های روزمره‌اش جستجو می‌کند به گونه‌ای که از حوزه‌های اقتدارآمیز مذهبی یا ایدئولوژیک خارج شود. اینجا او تعبیر درخشان دیگری را پیشنهاد می‌کند با عنوان «شورش شناختی» (Cognitive Rebellion). طبق نظریه او، وقتی یک حکومت تمامیت‌خواه، یک گفتار ایدئولوژیک انحصاری را بر جامعه تحمیل می‌کند، تمام اصول زیست روزمره مردم به «مسئله» تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، توده‌ها در مخالفت با گفتار رسمی دست به شورش شناختی می‌زنند. &lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در چهارچوب نظری معدل، تحلیل‌گرانی که مدعی می‌شوند گرایش توده‌ها به زیست نرمال و آزادی‌های اجتماعی مطالبات مبتذل و روزمره‌ای است که در تقابل با مبانی اصیل توسعه سیاسی قرار می‌گیرد دقیقاً همان مفروضات پدرسالارانه و اقتدارگرای کلاسیک را تکرار می‌کنند؛ در حالی که داده‌های آماری در فصل ششم کتابش نشان می‌دهد: اغلب شهروندان خاورمیانه، به‌ویژه جوانان و طبقه متوسط، آزادی‌های فردی و برابری جنسیتی را نه تنها در تضاد با توسعه نمی‌دانند، بلکه آن را هم به عنوان علت و هم به عنوان پیامد توسعه قلمداد می‌کنند. بر اساس نظرسنجی‌های معدل، اکثریت قاطع مردم معتقدند که افزایش آزادی‌های شخصی، کشورشان را توسعه‌یافته‌تر نیز خواهد ساخت.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">معدل استدلال می‌کند که ناسیونالیسم لیبرال صرفا یک رویای روشنفکرانه نیست، بلکه بدیلی واقعی و در حال رشد است که شواهد تجربی پژوهش‌هایش به خوبی آن را تأیید می‌کنند. این شورش شناختی در خاورمیانه امروز، پدیده‌ای واکنشی در برابر پیامدهای مخرب، خشونت‌بار و استبدادی چهار دهه سیطره بنیادگرایی اسلامی است که در نهایت منجر به رهایی شناختی توده‌ها شده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ویژگی درخشان پژوهش معدل، همین پردازش و پیشنهاد کلیدواژه‌های جدید، در پیوند با پژوهش‌های کاملا آماری و جداول و نظرسنجی‌های دقیق است. هرچند متاسفانه او امکان پژوهش در خاک ایران را نداشته و آمارهای مربوط به ایران در فهرست جداول کشورهای خاورمیانه غایب است، اما او در نهایت کتاب خودش را «دختران خیابان انقلاب تهران» تقدیم کرده است. پیشگامان گمنامی که به نمادهای نویدبخش یک شورش شناختی بزرگ در ایران و ای بسا تمامی خاورمیانه بدل شدند.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">پی‌نوشت:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">منصور معدل استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه مریلند است. او در آغاز دهه پنجاه خورشیدی دوران کارشناسی خودش را در دانشگاه شیراز سپری کرد و پیش از وقوع انقلاب از ایران خارج شد. در آمریکا تحصیلاتش را ادامه داد و در سال ۱۹۸۶ از تز دکترای خود در مورد جامعه‌شناسی انقلاب ۵۷ دفاع کرد. از آن زمان به بعد به پژوهش در مورد انقلاب، بنیادگرایی اسلامی و ارزش‌های لیبرال در سطح خاورمیانه متمرکز شد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">متاسفانه پژوهش‌های بسیار درخشان معدل کمتر در ایران شناخته شده‌اند و اغلب ترجمه نمی‌شوند چرا که بر خلاف همتایان چپ‌گرا یا پسااستعماری‌اش، نظرات و رویکردهای او باب میل رژیم اسلامی نیست و حتی رسانه‌های شناخته شده نیز ترجیح می‌دهند یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان انقلاب و بنیادگرایی در خاورمیانه را به کل نادیده بگیرند. به شخصه، خواندن تمامی آثارش را توصیه می‌کنم که مراجع آکادمیک بسیار دقیق و معتبری در شناخت انقلاب ۵۷ و وضعیت جوامع خاورمیانه‌ای به شمار می‌آیند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> کانال تلگرامی &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://t.me/divanesara/1917">&lt;strong>&lt;em>divanesara&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>عجیب‌ترین شرط ایران برای صلح</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-08-23-b4lwmuzsu37d/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-08-23-b4lwmuzsu37d/</guid><pubDate>Sun, 23 Aug 2026 16:59:52 +0330</pubDate><description>تاریخ در بسیاری از مواقع خود را تکرار می‌کند، یا دست‌کم طنین آشنای گذشته را در گوشمان نجوا می‌کند. امروز نیز در میانه نبرد پیچیده ایران و آمریکا و پیوند خوردن خودساخته سرنوشت ایران در معادلات کلان و توافقات به موضوع خروج اسرائیل از لبنان، گ</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="v-block v-blockquote veditor-rtl">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>تاریخ در بسیاری از مواقع خود را تکرار می‌کند، یا دست‌کم طنین آشنای گذشته را در گوشمان نجوا می‌کند. امروز نیز در میانه نبرد پیچیده ایران و آمریکا و پیوند خوردن خودساخته سرنوشت ایران در معادلات کلان و توافقات به موضوع خروج اسرائیل از لبنان، گویی بار دیگر در حال تماشای یکی از حساس‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود هستیم.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;/blockquote>&lt;div data-block-type="embed" class="v-block v-embed" data-rendered="true">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2020-07-20-mdfg4uopyhls/" lang="en" dir="ltr">&lt;code lang="en" dir="ltr">https://alihoza.github.io/posts/2020-07-20-mdfg4uopyhls/&lt;/code>&lt;/a>&lt;/div>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پیشتر (۶ سال پیش!) در &lt;/strong>&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://alihoza.github.io/posts/2020-07-20-mdfg4uopyhls/">&lt;strong>&lt;em>یادداشت بالا&lt;/em> &lt;/strong>&lt;/a>&lt;strong>خلاصه‌وار این موضوع را بازنشر کرده بودم اما اکنون به مناسبت شباهت آنچه اکنون در جریان است با آنچه آن زمان تجریه کردیم، متن کامل را یاددشت شیرعلی نیا را بازنشر میکنم.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">عجیب‌ترین شرط ایران برای صلح پس از آزادی خرمشهر&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>جعفر شیرعلی نیا (۱۰ تیر ۱۳۹۹) | &lt;/strong>خرداد ۱۳۶۱ نامه‌ای از طرف رئیس‌جمهور خامنه‌ای به خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل رسید که شرط عجیب ایران برای مذاکرات صلح در آن آمده بود؛ باز کردن معبری از عراق به روی نیروهای ایرانی برای درگیر شدن در نبرد علیه اسرائیل، به همراه شرط‌های دیگری مانند «تأسیس حکومت اسلامی در عراق، خلع ید از صدام حسین، پرداخت ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت از سوی عراق و...». &lt;em>(به سوی صلح، ص ۲۱۵)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ماجرا از این قرار بود که در میانه‌ی خرداد، کمتر از دو هفته بعد از آزادی خرمشهر، صهیونیست‌ها به جنوب لبنان حمله کردند. ایرانی‌ها که با پیروزی در خرمشهر روی ابرها راه می‌رفتند، بلافاصله تصمیم‌هایی برای جنگ با صهیونیست‌ها تصویب کردند و آماده‌ی اعزام نیروی نظامی به سوریه و لبنان شدند؛ تصمیمی که در شورای عالی دفاع گرفته شد. &lt;em>(نشریه‌ی نگین، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه، شماره‌ی ۲۵، ص ۶۷)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">۱۶ خرداد در سومین روز حمله‌ی صهیونیست‌ها، رئیس‌جمهور خامنه‌ای که رئیس شورای عالی دفاع هم بود، این حمله را محکوم کرد و از آمادگی ایران برای اعزام نیرو به جنگ با صهیونیست‌ها خبر داد و حتی گفت: «بخشی از نیروهای پیاده و زرهی خود را برای این منظور آماده کرده‌ایم.» &lt;em>(آزادسازی خرمشهر، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه، ص ۸۰۲)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">فردای این روز یک هیأت بلندپایه‌ی سیاسی-نظامی از ایران راهی سوریه شدند تا راه کمک به مردم لبنان و فلسطین برای جنگ با صهیونیست‌ها را بررسی کنند. فرماندهان رده‌بالای سپاه و ارتش در همین روز با مقامات سوریه دیدار کردند؛ سلیمی و رفیق‌دوست، وزرای دفاع و سپاه، محسن رضایی فرمانده کل سپاه و صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در ایران حرفِ روز، نبرد با اسرائیل بود. ۱۸ خرداد نیروی بسیج شرایط اعزام نیرو برای جنگ با اسرائیل را اعلام کرد؛ نیروهای ۱۸ تا ۳۵ سال که سابقه‌ی حضور در یک عملیات جنگ را داشته باشند، برای ۴ ماه مأموریت خارجی تعهد بدهند، با زبان عربی و انگلیسی آشنا باشند و تخصص نظامی یا غیرنظامی داشته باشند. &lt;em>(همان، ص ۸۳۹ و ۸۴۷)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس گفت وقتی گزارش هیأت نظامی از سوریه برسد، برای کمک به فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها در هر حدی که نیاز باشد به آنجا خواهیم رفت. &lt;em>(همان، ص ۸۵۶)&lt;/em> همچنین مهندس موسوی نخست‌وزیر در پایان جلسه‌ی هیأت دولت از «تصویب لایحه‌ی بودجه‌ی مورد نیاز برای مقابله با اسرائیل خبر داد.» &lt;em>(همان، ص ۸۵۸)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">همه به فکر مبارزه با صهیونیست‌ها بودند؛ احمد توکلی وزیر کار در نشست اتحادیه‌ی بین‌المللی کار در ژنو می‌گفت چگونه می‌توان بدون برخورد جدی با نظام صهیونیسم در مناطق اشغالی از مسائل مربوط به کارگران سخن گفت. او می‌گفت برای غلبه بر تهدید اسرائیل تنها یک راه وجود دارد: «اسلحه» و «جنگ». &lt;em>(همان، ص ۸۴۶)&lt;/em>&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">مخالفت امام و استقبال صدام&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/oqlfluy3qvew.jpg" alt="راه قدس از کربلا می‌گذرد" title="راه قدس از کربلا می‌گذرد" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/oqlfluy3qvew.jpg" alt="راه قدس از کربلا می‌گذرد">&lt;figcaption class="v-image-caption">راه قدس از کربلا می‌گذرد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">هیأت سیاسی-نظامی ایران ۲۰ خرداد از سوریه بازگشتند و به دیدار امام رفتند و در جلسه‌ای شرکت کردند که أعضای شورای عالی دفاع نیز حضور داشتند. در آن جلسه آیت‌الله خمینی مخالفتش با حضور نظامی برای جنگ با صهیونیست‌ها را صریحاً اعلام کرد. غلامعلی رشید می‌گوید استدلال مهم امام نداشتن راه زمینی برای پشتیبانی از جنگ بود و این‌که برای ارتباط با جبهه‌ی جنگ باید از چند کشور عبور کنند و می‌گفت: «این‌طور نباشد که شما بین زمین و آسمان در لبنان رها شده و عقبه و پشتیبانی نداشته باشید.» &lt;em>(همان، ص ۸۷۰)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">امام مثالی از یک بقالی در اصفهان زده بود که صبح زود یکی از أعضای محل با دزدی که قصد سرقت از مغازه را داشت درگیر شده بود. صاحب بقالی بعد از مدتی رسیده بود و دید که این دو نفر جلوی مغازه‌اش درگیرند و دعوایشان تمام نمی‌شود؛ آن‌ها را هل داده بود و گفته بود بروید جای دیگر دعوا کنید و مزاحم کسب‌ و کار من نشوید. امام گفته بود مواظب باشید این داستان در سوریه اجرا نشود. &lt;em>(عبور از مرز، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه، ص ۱۰۹ تا ۱۱۰)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اما دل کندن از شوق نبرد با صهیونیست‌ها برای مقامات ایرانی چندان ساده نبود. شاید اگر راه زمینی برای جنگ با صهیونیست‌ها باز بود، می‌توانستند آیت‌الله خمینی را هم با ایده‌ی جنگ با صهیونیست‌ها همراه کنند. ۲۰ خرداد هاشمی رفسنجانی سخنگوی شورای عالی دفاع به رسانه‌ها خبر داد با تصمیم شورای عالی دفاع به شرط‌های ایران برای پایان دادن به جنگ، شرط جدیدی نیز اضافه شده که آن شرط این است: «چون ما راه به مرزهای اسرائیل نداریم، باید از داخل عراق یک راه به ما بدهند تا به سرعت بتوانیم نیروهای زرهی خودمان را به سوریه منتقل کنیم و این جزو شرایط مهم ماست. چون ما معرکه را بعد از پایان جنگ عراق در اسرائیل می‌بینیم که این راه را به عنوان یک ضرورت لازم داریم.» &lt;em>(آزادسازی خرمشهر، ص ۸۷۱)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نخست‌وزیر موسوی هم می‌گفت شرط جدید ایران از حقوق اولیه یک ملت مسلمان است و «اگر مسلمانان دیگر خودشان نمی‌خواهند در این جنگ شرکت کنند و قدس را آزاد کنند، ساده‌ترین راه، دادن راه عبور برای انتقال نیروهای رزمنده‌ی ما به جبهه‌ی نبرد با صهیونیسم است.» &lt;em>(همان، ص ۸۸۹)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ایرانی‌ها شرطی را روی میز گذاشته بودند که بقیه‌ی شرط‌هایشان را تحت‌الشعاع قرار می‌داد؛ آن‌ها خود را در نزدیکی قدس می‌دیدند و حمایت از ایده‌ی جنگ همچنان ادامه داشت. ۲۱ خرداد آیت‌الله منتظری هم خطاب به ملت‌های مسلمان گفت: «خود را آماده نمایید تا مسجدالاقصی را آزاد کنید و ما به دنبال شما از طریق خاک عراق راه خواهیم افتاد.» &lt;em>(همان، ص ۸۸۷)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شرط ایران برای عبور نیروهایش می‌توانست بسیاری از کشورها و مردم منطقه را نگران کند، اما صدام از آن استقبال کرد؛ گویا در نظر عراق شرط جدید ایران یک خودزنی بزرگ به حساب می‌آمد. عراق اعلام کرد اجازه عبور به نیروهای ایران برای جنگ با صهیونیست‌ها را می‌دهد اما به شرط آن‌که آتش‌بس در جنگ را بپذیرند. اعلام کردند ایرانی‌ها هر تعداد نیرو می‌خواهند می‌توانند از عراق عبور دهند، اما عبور هر نیروی بیگانه‌ای از خاک هر کشوری باید در حالت برقراری صلح میان دو کشور باشد. &lt;em>(همان، ص ۸۸۴)&lt;/em>&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">عاشقان مبارزه با اسرائیل&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/iak9wysrzbfd.png" alt="اعزام قوای محمد رسول الله به لبنان در سال ۱۳۶۱" title="اعزام قوای محمد رسول الله به لبنان در سال ۱۳۶۱" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/iak9wysrzbfd.png" alt="اعزام قوای محمد رسول الله به لبنان در سال ۱۳۶۱">&lt;figcaption class="v-image-caption">اعزام قوای محمد رسول الله به لبنان در سال ۱۳۶۱&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">۲۳ خرداد خبر دادند که دومین گروه از نیروهای داوطلب ایران وارد سوریه شده‌اند. همین روز محسن رضایی فرمانده سپاه گفت: «فرصت دادن به آمریکا و رژیم صهیونیستی به نفع مستضعفان جهان نیست و تنها راه رهایی از شر اسرائیل فقط و فقط مبارزه مسلحانه است.» &lt;em>(همان، ص ۹۲۱)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">۲۷ خرداد رئیس‌جمهور خامنه‌ای به همراه عبدالسلام جلود، نفر دوم لیبی در جمع پاسداران در پادگان امام حسین تهران حضور یافتند. در آن‌جا رئیس‌جمهور از ضرورت نبرد با صهیونیست‌ها گفت و این‌که ایران در این راه تنها نیست و کشورهایی مانند الجزائر، لیبی و سوریه در کنار ایران هستند و «آقای عبدالسلام جلود... جهت مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی به ما دلگرمی داده است» و تأکید کرد: «ما عزم راسخ داریم که در لبنان بجنگیم.» &lt;em>(همان، ص ۹۷۵)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">هاشمی در خاطره‌ی روز ۲۹ خرداد نوشته است که احمد خمینی به او گفته: «امام مایل‌اند من در مجلس یا جای دیگر بر اولویت مسئله‌ی جنگ با عراق تأکید کنم.» دو روز بعد آیت‌الله خمینی سخنانی مفصل در این باره گفت و بر اولویت جنگ با صدام تأکید کرد و رسماً اعلام کرد در مسئله‌ی حمله‌ی صهیونیست‌ها به لبنان «ما هم یک قدری بازی خوردیم.» او از جوی که رسانه‌ها درباره‌ی اهمیت لبنان راه انداخته بودند انتقاد کرد و گفت نباید به گونه‌ای شود که نتوانیم نه لبنان را نجات دهیم و نه ایران را. &lt;em>(صحيفه امام، ج ۱۶، ص ۳۵۱ و ۳۵۳)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">صیاد شیرازی از یک جلسه‌ی دیگر می‌گوید که قبل از آغاز ماه رمضان (ماه رمضان ۲ تیر آغاز شد) بوده است. او استدلال‌های دیگری از امام را روایت کرده و گفته است که آیت‌الله خمینی از آن‌ها پرسیده که در مقابل سیصدهزار نیروی اسرائیلی، سوریه حاضر است صدهزار نفر نیرو وارد جنگ کند؟ جواب منفی بود. از آن‌ها پرسید فرض کنید حمله کردید و جای کوچکی را هم گرفتید، آیا با عدّه‌ی کم می‌توانید در مقابل حملات و پاتک‌های اسرائیل مقاومت کنید؟ «جواب دوباره منفی بود» و گفته بود کیفیت نیروی اسرائیل با عراق قابل مقایسه نیست و صریح به آن‌ها گفت: «فدا کردن نیروهای ما در آن‌جا بیش از این قابل قبول نیست و دستور بدهید یک نفر هم به آن نیروها اضافه نشود.» &lt;em>(عبور از مرز، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه، ص ۱۰۳)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">یکم تیر هاشمی در خاطراتش نوشته است که امام گفته فعلا کسی را به لبنان نفرستند، اما چهارم تیر او با احمد خمینی تلفنی صحبت کرد و گفت که اسرائیل در حال پیروزی در لبنان است و خواست که با امام در این باره گفتگو کند. همان روز احمد به دیدار هاشمی رفت و به او گفت: «امام مخالف اعزام نیرو به لبنان هستند.» با این حال ۵ تیر او و آقای خامنه‌ای دوباره با امام در این موضوع صحبت کردند و هاشمی نوشته: «راجع به کمک به سوریه در مقابل اسرائیل مذاکره کردیم. امام با حضور ما در آن جبهه در شرایط موجود مخالفت دارند و معتقدند که عرب‌ها جنگ جدی نخواهند کرد و درگیری بیشتر ما باعث می‌شود در جبهه‌ی جنگ با عراق دچار وقفه شویم و در آن‌جا هم به جایی نرسیم. بالاخره قرار شد اگر به طور جدی از طرف سوریه جنگ شد شرکت کنیم.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">جالب این‌که ۸ تیر سفیر سوریه به دیدار هاشمی رفت و گفت از این‌که ایران به جنگ با عراق اولویت داده و دیگر با اعزام نیرو آن‌ها را تحت فشار قرار نمی‌دهد خوشحال است و می‌گفت اسرائیل سلاح‌های ناشناخته‌ی جدیدی به کار گرفته است و فعلاً نمی‌خواهند با آن‌ها بجنگند. &lt;em>(پس از بحران، ص ۱۱۷)&lt;/em>&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">درس بزرگ&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">به راستی موضع‌گیری‌های مقامات ایرانی درباره‌ی جنگ با اسرائیل چه پیامی برای دولت‌های منطقه و حتی افکار عمومی مردم منطقه و جهان داشت؟ &lt;strong>آیا نمی‌توانست این تلقی را جا بیاندازد که پایان جنگ ایران و عراق به معنای آغاز جنگی بسیار بزرگ‌تر است؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مقامات ایرانی حتی زمانی که با فشار امام از اعزام نیرو به سوریه و لبنان منصرف شده بودند، همچنان از این موضوع سخن می‌گفتند. فردای سخنرانی امام در ۳۱ خرداد، آقای خامنه‌ای در اول تیرماه هرچند در مصاحبه‌اش تأکید کرد: «تا وقتی که این جنگ را در این‌جا با عراق تمام نکنیم، عمده‌ی نیروهایمان را به آن‌جا منتقل نخواهیم کرد.» اما تصریح کرد: «البته اگر این جنگ فیصله یافت، قطعا قسمت عمده‌ی نیرویمان را به آن‌جا خواهیم برد و مسئله‌ی آن‌جا را هم فیصله خواهیم داد.» &lt;em>(عبور از مرز، ص ۳۹ تا ۴۰)&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در چنین شرایطی که همه نگران خطر بزرگ‌تری از جنگ ایران و عراق هستند، این ایده که طرفین در یک جنگ بدون برنده و فرسایشی ضعیف و ضعیف‌تر شوند، طرفداران بیشتری در سطح منطقه و جهان پیدا می‌کرد و نتیجه همانی می‌شد که دشمنان هر دو کشور آرزو می‌کردند؛ همان جمله‌ی مشهور مناخیم بگین نخست‌وزیر اسرائیل که گفته بود: «من برای هر دو طرف آرزوی موفقیت دارم.» &lt;em>(Pierre Razoux, The Iran - Iraq war, p114)&lt;/em>&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>به راستی ایرانی‌ها چه اصراری داشتند تا تمام انگیزه‌هایشان را به عنوان برنامه‌هایشان فریاد بزنند و فشار علیه خودشان را بیشتر کنند؟&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نهم بهمن ۶۸ چند ماه از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای می‌گذشت. او در سخنرانی‌اش از احمد سکوتوره سیاستمدار اهل گینه خاطره‌ای تعریف کرد و گفت که سال ۱۳۶۰ و در سال اول ریاست‌جمهوری، سکوتوره پس از تمجید از انقلاب ایران گفته بود: &lt;strong>«شماها فقط یک عیب دارید و آن این‌که همه‌اش مدام می‌گویید؛ خب این گفتن ندارد؛ بکنید؛ چرا می‌گویید؟ می‌گویید که چه بشود؟...»&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>[آقای خامنه‌ای می‌گوید]: &lt;/strong>«با خودم می‌گفتم که حالا دنیا دنیایی نیست که او خیال کند. ما اگر یک چیزی را گفتیم دنیا می‌فهمد و اگر نگفتیم نمی‌فهمد که گفتن ما مشکلی به وجود بیاورد.» آقای خامنه‌ای می‌گوید حرف او را از ته دل قبول نکرده، اما بعدها تجربه‌ها به من نشان داد که نخیر، او پخته بوده، می‌فهمیده. &lt;em>(سخنرانی در آستانه‌ی یازدهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران - ۱۳۶۸/۱۱/۰۹)&lt;/em>&lt;/p>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>درباره نویسنده: &lt;/strong>جعفر شیرعلی‌نیا (متولد ۱۳۵۷) پژوهشگر و نویسنده برجسته تاریخ معاصر ایران و جنگ ایران و عراق است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته فیزیک هسته‌ای گذراند، اما علاقه شدید به تاریخ او را به سوی مطالعه آزاد و پژوهش در اسناد و روایات تاریخی سوق داد. از جعفر شیرعلی‌نیا کتاب‌های متعددی از جمله «بحران بالا می‌گیرد»، «جبهه میانی»، «جبهه جنوب»، «دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق»، «دایره‌المعارف مصور تاریخ یهودیت و صهیونیسم» و «هشت سال این‌گونه گذشت» منتشر شده است.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/tunhkmrzkzjb.png" alt="جعفر شیرعلی‌نیا" title="جعفر شیرعلی‌نیا" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/tunhkmrzkzjb.png" alt="جعفر شیرعلی‌نیا">&lt;figcaption class="v-image-caption">جعفر شیرعلی‌نیا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نقطه شروع شهرت شیرعلی‌نیا سال ۹۳ بود؛ زمانی که در برنامه‌ای که با عنوان «سطرها ناخوانده» همراه با محمدحسین مهدویان که آن روزها مستند «آخرین روزهای زمستان» را ساخته بود روبروی فرماندهان جنگ می‌نشست و به اصطلاح آنها را سوال پیچ می‌کرد تا ناگفته‌های جنگ را بگویند. نقطه اوج این برنامه، مربوط به حضور محسن رضایی و انتشار نامه‌ای محرمانه به امام در پایان جنگ بود. این برنامه بسیار دیده، و نام شیرعلی نیا هم بیشتر مطرح شد. (&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.jahannews.com/news/770513/">&lt;em>منبع&lt;/em>&lt;/a>)&lt;/p>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پی‌نوشت (۱): &lt;/strong>راست است که می‌گویند ملتی که از تاریخ درس نگیرد لاجرم تکرارش خواهد کرد:&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/w6aqi3qklb0r.jpg" alt="گره زدن سرنوشت خودمان به لبنان" title="گره زدن سرنوشت خودمان به لبنان" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/b4lwmuzsu37d/w6aqi3qklb0r.jpg" alt="گره زدن سرنوشت خودمان به لبنان">&lt;figcaption class="v-image-caption">گره زدن سرنوشت خودمان به لبنان&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">تاریخ در بسیاری از مواقع خود را تکرار می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پی‌نوشت (۲):&lt;/strong> فایل صوتی تولید شده توسط هوش مصنوعی به یادداشت افزوده شد. (بی‌نقص نیست اما خوب است).&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>راه‌های تقویت فرهنگ گفتگو و مدارا (+ فایل صوتی)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-08-19-dftwyxbtorgy/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-08-19-dftwyxbtorgy/</guid><pubDate>Wed, 19 Aug 2026 09:17:21 +0330</pubDate><description>محسن کدیور: تقویت فرهنگ گفتگو و مدارا محسن کدیور | از سوی مرکز فرهنگی سعادت که رسانه‌ای به نام جواهر در کابل افغانستان دارند از من دعوت کردند که دربرنامه‌های پادکست رشد صحبت کنم. پذیرفتم. اهالی افغانستان همسایه، همزبان و همدین ما هستند. حوا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/dftwyxbtorgy/2gedpaibl5ie.jpg" alt="محسن کدیور: تقویت فرهنگ گفتگو و مدارا" title="محسن کدیور: تقویت فرهنگ گفتگو و مدارا" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/dftwyxbtorgy/2gedpaibl5ie.jpg" alt="محسن کدیور: تقویت فرهنگ گفتگو و مدارا">&lt;figcaption class="v-image-caption">محسن کدیور: تقویت فرهنگ گفتگو و مدارا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>محسن کدیور |&lt;/strong> از سوی مرکز فرهنگی سعادت که رسانه‌ای به نام جواهر در کابل افغانستان دارند از من دعوت کردند که دربرنامه‌های پادکست رشد صحبت کنم. پذیرفتم. اهالی افغانستان همسایه، همزبان و همدین ما هستند. حوالی درگذشت آقای محمد اسحاق فیاض بود. پیشنهاد کردم که درباره «زن در اسلام از دو دیدگاه» گفت‌وگو کنیم، دیدگاه آقای فیاض در کتاب «جایگاه زن در نظام سیاسی اسلام» که برای افغانستان دیدگاهی کاملا مترقی است، و دیدگاه رسمی طالبان که در فصل حقوق زنان این کتاب تشریح شده است: الامارة الاسلامیة ونظامها. کتاب با این مشخصات به فارسی ترجمه شده است: امارت اسلامی افغانستان، عبدالحکیم حقانی (رئیس دادگاه عالی امارت اسلامی طالبان)، با مقدمه هبت‌الله آخندزاده [رهبر طالبان]، ترجمه صالح مصلح، ۱۴۰۱ ش. بنا داشتم قدمی در راه ارتقای حقوق زنان در افغانستان بردارم. پذیرفته نشد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از دو موضوعی که پیشنهاد کردند راههای تقویت فرهنگ&lt;strong> &lt;/strong>گفت‌وگو و مدارا را پذیرفتم. برنامه در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۵ (۲۸ ژوئن ۲۰۲۶) ضبط شد و یک هفته بعد پخش شد، یعنی ۱۴ تیر (۵ جولای). مجری برنامه اسدالله سعید بود. به نظر می‌رسد تمام گفتگوی ضبط‌شده پخش شده و خوشبختانه چیزی سانسور نشده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">محورهای گفت‌وگو اینها بود: وقتی از فرهنگ گفت‌وگو و مدارا سخن می‌گوئیم، دقیقا از چه چیزی سخن می‌گوئیم؟ تفاوت میان مدار و مداهنه که در قرآن نهی شده چیست؟ چرا فرهنگ گفت‌وگو در بسیاری جوامع ما ضعیف است؟ موانع گفت‌وگو چیست؟ گفت‌وگو در فرهنگ اسلامی (قرآن و سنت) چه جایگاهی دارد؟ چگونه می‌توان میان پای‌بندی به حقیقت و احترام به دیدگاه مخالف جمع کرد؟ مرز مدارا کجاست؟ آیا باید با همه دیدگاهها مدارا کرد؟ آیا نخبگان جهان اسلام خود اهل گفت‌وگو هستند؟ مسئولیت نخبگان در ترویج فرهنگ گفت‌وگو چیست؟ پیام شما برای نسل جوان افغانستان درباره گفت‌وگو و مدارا چیست؟&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/dftwyxbtorgy/unsnf7gsyvud.webp" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/dftwyxbtorgy/unsnf7gsyvud.webp">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">کوشیدم در حد مقدور متناسب با فرهنگ و محدودیتهای مخاطب در افغانستان طالبان سخن بگویم. شاید برای مخاطب ایرانی هم خالی از لطف نباشد. سعی کردم در کشور طالبان سید جمال الدین افغانی (اسدآبادی) را تبدیل به الگو کنم. سید جمال مبارز آزادی‌خواه، منتقد انواع استبداد و اهل گفت‌وگو بود. جالب است که این پادکست در افغانستان طالبان ضبط و پخش شده است. آیا در جمهوری اسلامی ایران امکان ضبط و پخش چنین پادکستی برای من فراهم است؟ خودتان قضاوت کنید! سخن گفتن درباره گفت‌وگوی نخبگان نکته تأمل برانگیز دیگر این گفت‌وگوست.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://kadivar.com/22275/">&lt;em>kadivar.com/22275&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. او در سال ۱۳۵۶ تحصیل در رشته‌ی مهندسی برق و الکترونیک را در دانشگاه شیراز آغاز کرد ولی به‌ پایان نرساند. تحصیل علوم اسلامی را از مهر ۱۳۵۹ در شیراز آغاز و از خرداد ۱۳۶۰ در حوزه علمیه قم دنبال کرد. پس از هفده سال تحصیل حوزوی هنگام عزیمت از قم به تهران در مرداد ۱۳۷۶ به اخذ گواهی اجتهاد از استاد منتظری نائل آمد.&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>داریوش کریمی، از برنامه پرگار تا رمان</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-06-30-wwpwkvi04ldn/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-06-30-wwpwkvi04ldn/</guid><pubDate>Tue, 30 Jun 2026 19:55:19 +0330</pubDate><description>داریوش کریمی راهک (raahak.com) یکی از وبسایت‌های ادبی-فرهنگی معتبر فارسی است که نقدهای عمیق، تحلیلی و حرفه‌ای از کتاب‌ها، آثار هنری و مسائل فرهنگی ارائه می‌دهد. این سایت فضایی برای نقدهای جدی و بدون تعارف است و خوانندگان علاقه‌مند به ادبیات</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/wwpwkvi04ldn/fwnfijtiudim.png" alt="داریوش کریمی" title="داریوش کریمی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/wwpwkvi04ldn/fwnfijtiudim.png" alt="داریوش کریمی">&lt;figcaption class="v-image-caption">داریوش کریمی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">راهک (raahak.com) یکی از وبسایت‌های ادبی-فرهنگی معتبر فارسی است که نقدهای عمیق، تحلیلی و حرفه‌ای از کتاب‌ها، آثار هنری و مسائل فرهنگی ارائه می‌دهد. این سایت فضایی برای نقدهای جدی و بدون تعارف است و خوانندگان علاقه‌مند به ادبیات را با آثار ارزشمند آشنا می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">داریوش کریمی، محقق، نویسنده و مجری شناخته‌شده برنامه تلویزیونی «پرگار»، سال‌هاست که با پژوهش‌های دقیق و ارائه‌های عمیقش در حوزه تاریخ، سیاست و مسائل اجتماعی، مخاطبان زیادی را جذب کرده. او حالا با انتشار دو رمان «کوچه‌ی آخر» و «رودی و راوی و موجی» (توسط نشر نوگام در انگلستان) به عرصه رمان‌نویسی جدی وارد شده است.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>چکیده نقد ساناز اقتصادی‌نیا از دو رمان داریوش کریمی&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/wwpwkvi04ldn/rdcyugy6n0gh.png" alt="رمان رودی و راوی و موجی" title="رمان رودی و راوی و موجی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/wwpwkvi04ldn/rdcyugy6n0gh.png" alt="رمان رودی و راوی و موجی">&lt;figcaption class="v-image-caption">رمان رودی و راوی و موجی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بارها برایم پیش آمده که وقتی با یک اثر هنری مواجه می‌شوم، از خودم بپرسم: اگر نام خالق اثر را نمی‌دانستم، آیا همچنان ارزش آن را به درستی تشخیص می‌دادم؟ آیا نام و شهرت پدیدآورنده، قضاوت ما را تغییر می‌دهد؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وقتی نوبت به آثار داستانی داریوش کریمی رسید، این سؤال برایم پررنگ‌تر شد. کریمی را بیشتر به عنوان محقق و مجری برنامه پرگار می‌شناسیم؛ چهره‌ای آشنا با دانش وسیع. حالا او دو رمان «کوچه‌ی آخر» و «رودی و راوی و موجی» را منتشر کرده و من با کنجکاوی و کمی احتیاط سراغشان رفتم.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">خبر خوب این است که داریوش کریمی از آزمون رمان‌نویسی سربلند بیرون آمده. او توانسته دانش و تجربه‌اش را به خدمت داستان بیاورد بدون اینکه به فضل‌فروشی بیفتد یا اصول داستان‌گویی را قربانی کند. کریمی با هوشمندی بستر داستان‌هایش را در فضاهایی انتخاب کرده که به آن‌ها تسلط کامل دارد: کرمانشاه دهه شصت، انگلستان امروز، و دانشگاه تهران در دهه هفتاد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">رمان «کوچه‌ی آخر» داستانی واقع‌گرا با تعلیق قوی و چاشنی جنایی-سیاسی است که بین انگلستان معاصر و کرمانشاه دهه شصت جابه‌جا می‌شود. در مقابل، «رودی و راوی و موجی» اثری پست‌مدرن با ساختار کلاژوار است. نامه‌های پایانی، زبان متفاوت هر شخصیت، رفت‌وبرگشت‌های زمانی و لایه‌لایه بودن داستان، خواننده را به جستجوی حقیقت دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که حقیقت مطلق همیشه در دسترس نیست.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/wwpwkvi04ldn/dvcsv87stakd.png" alt="رمان کوچه‌ی آخر" title="رمان کوچه‌ی آخر" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/wwpwkvi04ldn/dvcsv87stakd.png" alt="رمان کوچه‌ی آخر">&lt;figcaption class="v-image-caption">رمان کوچه‌ی آخر&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">زبان هر دو رمان نیز نقطه قوت است. کریمی برای هر شخصیت، لحن و واژگان متناسب با موقعیت و شخصیتش انتخاب کرده و این کار داستان را باورپذیرتر کرده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">فارغ از شهرت رسانه‌ای داریوش کریمی، این دو رمان در فضای ادبیات داستانی فارسی معاصر، آثار قابل توجه و درخور تأملی هستند. او نشان داده که می‌تواند هم محقق باشد و هم داستان‌نویس.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اگر به داستان‌هایی با عمق تاریخی، سیاسی و روان‌شناختی علاقه دارید، خواندن آثار داریوش کریمی به شما پیشنهاد می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://raahak.com/?p=19341">&lt;em>منبع&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>پی نوشت: &lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">داریوش کریمی مجری برنامه/پادکست پرطرفدار پرگار در بی‌بی‌سی هست. برنامه را از این &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://pca.st/he27">&lt;strong>&lt;em>آدرس &lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>می‌توانید بشنوید.&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>فاجعه خاموش: تعطیلی مدارس و آینده تاریک ایران</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-06-02-bp7t76qarcqn/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-06-02-bp7t76qarcqn/</guid><pubDate>Tue, 02 Jun 2026 17:33:44 +0330</pubDate><description>بمب ساعتی در کلاس‌های خالی: تعطیلی مداوم مدارس، آینده ایران را ویران خواهد کرد. پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه، دانش‌آموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتند این روزها اگر به رسانه‌ها نگاه کنید، صحبت از جنگ، تنش</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">بمب ساعتی در کلاس‌های خالی: تعطیلی مداوم مدارس، آینده ایران را ویران خواهد کرد.&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/bp7t76qarcqn/wi1rbommrut0.webp" alt="پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه، دانش‌آموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتند" title="پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه، دانش‌آموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتند" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/bp7t76qarcqn/wi1rbommrut0.webp" alt="پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه، دانش‌آموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتند">&lt;figcaption class="v-image-caption">پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه، دانش‌آموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتند&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این روزها اگر به رسانه‌ها نگاه کنید، صحبت از جنگ، تنش‌های سیاسی، تورم و ناترازی انرژی است؛ اما در سکوت حکمرانان، بزرگ‌ترین و هولناک‌ترین بحران زیرپوستی کشور در کلاس‌های درسِ تعطیل و نیمه‌تعطیل در حال شکل‌گیری است. دانش‌آموزانی که امروز نیمی از سال تحصیلی را پشت صفحه‌های تلفن همراه یا در قرنطینه‌های پیاپی می‌گذرانند، قرار است چرخ‌های اقتصادی، علمی و مدیریتی فردا را بچرخانند. اما با کدام سطح از آموزش؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار داده: اگر سیاست‌های متناسب با این «شرایط جنگی» مهیا نشود، «آثار جبران‌ناپذیری برای نظام آموزشی کشور به دنبال خواهد داشت.» اما واقعیت از این هم تلخ‌تر است؛ ما نه با یک بحران آموزشی، که با خاموش‌شدن موتور محرکه یک نسل روبه‌رو هستیم.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">فاجعه اعداد: وقتی «شاد» طعم تلخ بی‌سوادی می‌دهد&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بر اساس قانون، سال تحصیلی باید بستری برای هزار ساعت آموزش حضوری باشد؛ اما بگذارید نگاهی به ریاضیاتِ تلخ این روزهای آموزش و پرورش بیندازیم:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">طبق سند برنامه درسی ملی، یک دانش‌آموز ابتدایی باید سالانه ۹۲۵ ساعت، متوسطه اول ۱۱۱۰ ساعت و متوسطه دوم ۱۲۹۵ ساعت در کلاس حاضر باشد. حالا با سهمیه‌بندی دو تا سه ساعته آموزش آنلاین در روز، مرکز پژوهش‌های مجلس از کاهش ۱۳۵ تا ۱۸۰ ساعت آموزش رسمی برای هر مقطع خبر می‌دهد ( آن هم در کلاس‌های آنلاینی که فقط اسم آموزش را یدک می‌کشد). وقتی تعطیلی‌های قبل از جنگ را هم حساب کنیم، عملاً دانش‌آموزان ایرانی چیزی حدود نیمی از سال تحصیلی را از دست داده‌اند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نکته دردناک‌تر اینجاست که حداقل دو میلیون دانش‌آموز، بنا به گزارش همان مرکز پژوهش‌های مجلس، اساساً به ابزار دیجیتال یا اینترنت مناسب دسترسی ندارند و از همان دو ساعت آموزش آنلاین هم محروم‌اند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بعضی‌شان پای تلویزیون مدرسه می‌نشینند. این یعنی شکاف آموزشی نه‌تنها پر نمی‌شود، که عمیق‌تر می‌شود.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">کارنامه پیش از بحران: سقوط از چاله به چاه&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/bp7t76qarcqn/ikyfubm3r1al.webp" alt="به عقیده یک معلم، ظاهرا کسی در این کشور به فکر آموزش فرزندان این مملکت نیست، معلم که به دلیل حقوق پایین ناچاراست چند جا درس بدهد و کار کند، پدر و مادر هم همینطور، بچه‌ها هم که دارند به مدارس نیمه‌تعطیل عادت می‌کنند" title="به عقیده یک معلم، ظاهرا کسی در این کشور به فکر آموزش فرزندان این مملکت نیست، معلم که به دلیل حقوق پایین ناچاراست چند جا درس بدهد و کار کند، پدر و مادر هم همینطور، بچه‌ها هم که دارند به مدارس نیمه‌تعطیل عادت می‌کنند" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/bp7t76qarcqn/ikyfubm3r1al.webp" alt="به عقیده یک معلم، ظاهرا کسی در این کشور به فکر آموزش فرزندان این مملکت نیست، معلم که به دلیل حقوق پایین ناچاراست چند جا درس بدهد و کار کند، پدر و مادر هم همینطور، بچه‌ها هم که دارند به مدارس نیمه‌تعطیل عادت می‌کنند">&lt;figcaption class="v-image-caption">به عقیده یک معلم، ظاهرا کسی در این کشور به فکر آموزش فرزندان این مملکت نیست، معلم که به دلیل حقوق پایین ناچاراست چند جا درس بدهد و کار کند، پدر و مادر هم همینطور، بچه‌ها هم که دارند به مدارس نیمه‌تعطیل عادت می‌کنند&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">حتی پیش از آلودگی هوا، بحران گاز و شرایط جنگی اخیر، ساختار آموزشی ایران بیمار بود. نگاهی به جدول نمرات و رتبه‌های بین‌المللی، عمق فاجعه را بهتر نشان می‌دهد:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بر پایه آمارهای رسمی میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در خرداد سال گذشته ۹/۹۴ بوده است. بهترین وضعیت را استان یزد با میانگین ۱۲/۰۴ داشت و پس از آن خراسان جنوبی، سمنان و اصفهان نمره‌ای بالاتر از ۱۱ داشتند و سیستان بلوچستان با ۷/۷۳ کمترین نمره را در کشور داشت.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نمونه دیگر از کیفیت پایین مدارس ایران، نتایج آزمون بین‌المللی «تیمز و پرلز» است که برای سنجش کیفیت آموزشی در ایران هم انجام می‌شود. در آزمون تیمز روند آموزش ریاضی و علوم و در آزمون پرلز مهارت و سواد خواندن سنجیده می‌شود. میانگین نمره در این آزمون‌ها ۵۰۰ است و ایران هیچ‌گاه نتوانسته است نمره میانگین را کسب کند. در سال ۲۰۲۳ نمره دانش‌آموزان ایرانی در درس ریاضی ۴۲۰ بوده و در درس علوم هم وضعیتش بهتر نبوده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در آخرین آزمون پرلز نیز دانش‌آموزان ایرانی نمره ۴۱۳ گرفتند که جزو پایین‌ترین سطوح بر اساس معیار بین‌المللی است. ایران در فهرست ۵۷ کشور شرکت‌کننده در انتهای جدول قرار داشت.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وقتی کیفیت آموزش حضوری ما این بوده، تصور کنید خروجیِ آموزش مجازیِ دو ساعته با اینترنت فیلترشده و بی‌کیفیت چه خواهد بود.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">عواقب ناگوار فردایی که تعارف ندارد: ایران در چنگال «بزرگسالان توسعه‌نیافته»&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اما زمانی که این ۱۶ میلیون دانش‌آموز به سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی برسند و قرار باشد مقدرات کشور را در دست بگیرند، با چه جامعه‌ای روبه‌رو خواهیم شد؟ این بخش، همان آینده تاریکی است که کمتر کسی جرات مواجهه با آن را دارد:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>۱. ارتش «بیسوادان عملکردی» (Functional Illiteracy):&lt;/strong> ما با نسلی روبه‌رو خواهیم شد که مدرک تحصیلی دارند، اما توانایی درک یک متن پیچیده، نگارش یک گزارش اداری بدون غلط، یا حل مسائل ساده منطقی را ندارند. نیروی کار آینده، فاقد مهارت‌های تخصصی عمیق خواهد بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>۲. تعمیق شکاف طبقاتی کهکشانی:&lt;/strong> مدارس غیردولتی خاص با سامانه‌های اختصاصی و معلمان گران‌قیمت، آموزش را به شکل باکیفیت ادامه می‌دهند، در حالی که فرزندان طبقات ضعیف و مناطق محروم (مانند دو میلیون دانش‌آموزی که اصلاً به شاد دسترسی ندارند) کاملاً حذف می‌شوند. این یعنی بازتولید فقر ساختاری و مسدود شدن راه تحرک اجتماعی.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>۳. سقوط آزاد بهره‌وری اقتصادی و فرار سرمایه:&lt;/strong> وقتی بدنه کارشناسی و مدیریتی کشور از دانشی سطحی برخوردار باشد، صنایع، سیستم بهداشت و درمان، و بخش‌های مهندسی با افت شدید کیفیت روبه‌رو می‌شوند. این امر ایران را در رقابت منطقه‌ای به انزوا می‌کشاند و معدود نخبگان باقی‌مانده را نیز ترغیب به مهاجرت می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>۴. فروپاشی روانی و بحران مهارت‌های نرم:&lt;/strong> نسلی که دوران رشد اجتماعی خود را زیر پتو، با گوشی و در انزوای خانگی گذرانده، در بزرگسالی توانایی کار تیمی، حل مسئله، کنترل خشم و برقراری ارتباط موثر را نخواهد داشت. نتیجه، جامعه‌ای پرخاشگر، منزوی و مستعد آسیب‌های اجتماعی شدیدتر است.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">تنها برنده این وضعیت&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از منظر اجتماعی، تعطیلی مدارس یک دستاورد پنهان برای حکومت دارد: کنترل راحت‌تر. محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزشی، به خبرآنلاین می‌گوید: «وقتی مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند، فضاهای جمعی از بین می‌روند و کنترل جامعه ساده‌تر می‌شود. دانش‌آموز و دانشجو در خانه هستند و آن فضای تعامل و جمع‌شدن دیگر وجود ندارد.» اما این کنترل کوتاه‌مدت چه بهای بلندمدتی دارد؟ جامعه‌ای که تعامل اجتماعی را نیاموخته، یا منفعل و مطیعِ صِرف می‌شود یا در انفجارهای پراکنده خشم، ناآگاهانه ویرانگری می‌کند. در هر دو حالت، شیرازه جامعه از هم می‌گسلد.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">سخن پایانی&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">تعطیلی مداوم مدارس یک تصمیم ساده بهداشتی، امنیتی یا زیست‌محیطی نیست؛ این یک &lt;strong>«سرقت ملی»&lt;/strong> از آینده فرزندان این مرز و بوم است. جامعه‌ای که امروز در سبد هزینه‌های خود، آموزش را به عنوان یک امر لوکس یا فرعی می‌بیند، فردا باید هزینه‌های گزافی برای اداره زندان‌ها، جبران خسارت‌های مهندسی و پزشکی، و عقب‌ماندگی اقتصادی از رقبای منطقه‌ای و جهانی بپردازد. کلاس‌های خالی امروز، آینه تمام‌نمای فردای تاریک ایران است؛ مگر آنکه تفکر مدیریت بحران در این کشور، ریل خود را تغییر دهد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ما در آستانه تحویل یک «نسل سوخته» به جامعه‌ای هستیم که خودش بر لبه پرتگاه ایستاده. وقتی این کودکان امروز، ده سال بعد بخواهند چرخ اقتصاد و فرهنگ و سیاست را بگردانند، تنها مهارتشان «حاضری آنلاین زدن زیر پتو» خواهد بود. آن روز، دیگر نه آلودگی هوا بهانه است، نه کمبود گاز، نه جنگ. آن روز، سکوت یک ملت بی‌آموزش، بلندترین صدای فروپاشی خواهد بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.bbc.com/persian/articles/cy029714rq1o">&lt;em>بی‌بی‌سی&lt;/em>&lt;/a> با تغییرات و خلاصه‌سازی&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>بازخوانی نامه تاریخی مصطفی رحیمی به روح الله خمینی</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-02-15-y77hw2dw6u2m/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-02-15-y77hw2dw6u2m/</guid><pubDate>Sun, 15 Feb 2026 21:16:39 +0330</pubDate><description>«چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟»، عنوان نامه‌ای تاریخی به روح‌الله خمینی بود که ۲۵ دی ۱۳۵۷ در روزنامه آیندگان منتشر شد. نویسنده نامه مصطفی رحیمی، حقوق‌دان، نویسنده و مترجم ایرانی بود. نامه سرگشاده رحیمی نخستین نقد افکار خمینی بود که برخلاف جو</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="v-block v-blockquote veditor-rtl">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>«چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟»، عنوان نامه‌ای تاریخی به روح‌الله خمینی بود که ۲۵ دی ۱۳۵۷ در روزنامه آیندگان منتشر شد. نویسنده نامه مصطفی رحیمی، حقوق‌دان، نویسنده و مترجم ایرانی بود. نامه سرگشاده رحیمی نخستین نقد افکار خمینی بود که برخلاف جو غالب مردم و جریان روشن‌فکری آن زمان بود.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;/blockquote>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/dx5k5ga29fot.jpg" alt="مصطفی رحیمی" title="مصطفی رحیمی" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/dx5k5ga29fot.jpg" alt="مصطفی رحیمی">&lt;figcaption class="v-image-caption">مصطفی رحیمی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>مهرک کمالی، جامعه شناس |&lt;/strong> از مستان ۵۷ عده کمی فهمیده بودند ایران به راحتی میتواند از دام یک دیکتاتوری سکولار برهد و به دام یک استبداد دینی بیفتد. مصطفی رحیمی، حقوقدان و نویسنده و مترجم نام آشنای ایرانی یکی از آنان بود. بیست و پنج دی ماه ۱۳۵۷ یک روز پیش از خروج شاه از ایران و دو هفته پیش از ورود آیت الله خمینی، مصطفی رحیمی در نامه «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» به خمینی از دموکراسی و جمهوریت دفاع جانانه ای کرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">سرگذشت انقلاب های پیشین قرن بیستم به رحیمی نشان داده بود که عدول از دموکراسی و مقید کردنش به هر صفتی جز خودش، سرانجام انقلاب را به شکست میکشاند و یک گروه خاص را حاکم می کند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/8rfymnzjoezq.png" alt="در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتند" title="در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتند" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/8rfymnzjoezq.png" alt="در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتند">&lt;figcaption class="v-image-caption">در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتند&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مصطفی رحیمی در نامه اش به آیت الله خمینی دنبال امید و اعتماد است. می ترسد و از ترسش حرف می زند. از همانندی ها شروع می کند و در تمام نامه می کوشد بین دموکراسی و روحانیت پلی بزند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">جوهر نامه تشویق آیت الله خمینی است به کنار ماندن از قدرت سیاسی و استقرار یک نظام جمهوری به قول رحیمی "مطلق"، بدون هیچ پسوندی. بخصوص گاندی را مثال می زند و به نقش معنوی او در ساختن دموکراسی هندوستان اشاره می کند: «شما تنها کسی هستید که اگر به جای جمهوری اسلامی اعلام جمهوری مطلق کنید؛ یعنی به جای حکومت عده ای از مردم حکومت و حاکمیت جمهور آنان را بپذیرید، نه تنها در ایران انقلاب معنوی عظیمی ایجاد کرده اید بلکه در قرن مادیگرای ما (نه به معنای فلسفی، بلکه به معنای نفی معنویت) به روحانیت و معنویت بعد عظیمی بخشیده‌اید و تاریخ مقام شما را در ردیف گاندی و شاید بالاتر از او ثبت خواهدکرد.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این تاکید بر نقش معنوی روحانیت و آیت‌الله خمینی بارها در نامه تکرار می شود. این که آیا رحیمی واقعا در آن آشفته بازار نبرد برای کسب قدرت سیاسی به دنبال معنویت می گشته یا این عبارات تنها مشوقی بوده‌اند تا حاکمان آینده به جدایی دین از دولت گردن نهند آشکار نیست.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نامه میراث‌بر سیاست نامه هاست که راه پیش پای پادشاهان می‌نهادند؛ نوشته هایی مشحون از ابراز وفاداری به شاه و دلسوزی برای او. او هم به پیروی سیاست‌نامه‌ها، اصل نامه را اینگونه آغاز می‌کند: «اکنون سفره دل را به پیروی از سنتهای گرانبهای اسلام در حضرت شما می‌گسترم و می‌گویم که به چه دلائلی با جمهوری اسلامی مخالفم.» و بلافاصله به اصل موضوع می‌پردازد: «آن چنان که من می‌فهمم جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد.» و در دفاع از اصل حاکمیت ملی در قانون اساسی مشروطه آن را «برگشت‌ناپذیر» می‌خواند و می‌نویسد: «بدین گونه قانون اساسی ما با قبول اصل مترقی حاکمیت ملی به بحث "ولایت شاه" و "ولایت فقیه" پایان داده‌است.» اما خود انگار می‌داند چنین نیست و هر برگشتی ممکن است. وقتی با عبارت «جمهوری اسلامی» مواجه می‌شود، از منافات آن با موازین دموکراسی سخن می گوید با علم به این که خطر بازگشت بسیار نزدیک است: «دموکراسی به معنای حکومت همه مردم، مطلق است و هرچه این اطلاق را مقید کند به اساس دموکراسی (جمهوری) گزند رسانده است.» اینجا قید اسلامی می ‌تواند معانی گوناگونی بیابد از جمله بازگشت به صدر اسلام.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">رحیمی تلویحا آیت‌الله خمینی را بری از خطا و مسلط به زمانه می‌نماید و می‌گوید مسلما شما می‌خواهید به مسائل روز بر اساس تحولات زمانه پاسخ دهید اما این هیچ تضمینی نمی‌دهد که جانشینان شما هم راه شما را ادامه دهند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">او رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شود: «اگر پس از صدو بیست سال عمر شما، جانشین شما گفت که می‌خواهد این مسائل را صرفا با قواعد و ضوابط قرن‌ها پیش حل کند (چنان که هم اکنون بیشتر افراد ساده دل و عده ای از طرفداران صاحب‌نام طرفدار جمهوری اسلامی چنین می گویند) تکلیف چیست و با استناد به کدام اصلی می توان بدیشان پاسخ گفت؟» همه می دانیم که رحیمی در نهادن رهبر انقلاب بر سر دوراهی شکست خورد.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/p7epejgcq6yu.png" alt="رحیمی رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شود" title="رحیمی رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شود" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/p7epejgcq6yu.png" alt="رحیمی رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شود">&lt;figcaption class="v-image-caption">رحیمی رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شود&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بخش بعدی نامه بحث جامعی است درباره رابطه قدرت و دموکراسی. رحیمی می گوید حسن نیت رهبران مانع از سقوط آن ها در دام قدرت مطلقه نمی شود. قدرت نیاز به مکانیزم های کنترل کننده دارد که یکی از آنها دموکراسی نمایندگی و رجوع به رای مردم است. این رجوع نباید مقید به هیچ قیدی از قبیل اسلامی، دیکتاتوری صالح، دموکراسی بورژوایی، و آزادی در کادر حزب باشد: «چنین است تا به امروز سرنوشت تمام ایدئولوژی های انقلابی، که تا زمانی که در جبهه مخالف دولت جنبه اعتراضی داشته اند، انقلابی بوده اند و همین که به حکومت رسیده اند، دچار تباهی شده اند. اشکال کار در کجاست؟ در آنجا که فراموش کرده اند که قدرت سیاسی فقط در صورتی تباه کننده و فسادانگیز نیست که واقعا در دست تمام مردم باشد. در حقیقت قدرت سیاسی توده سمی است که اگر به شماره افراد کشور تقسیم شد و میان همه آنان تقسیم گردید خصوصیت داروئی شفابخش دارد. هر گروهی که سهم دیگران را به خود اختصاص داد، هم دیگران را از دارو محروم کرده و خود را مسموم ساخته است.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">رحیمی دوباره به مفهوم "جمهوری اسلامی" برمی گردد و به تفسیری از آن می پردازد که روحانیون را نه زمامدار که ناظر بر وضع قوانین و اجرای عدالت می داند. سوال او از چگونگی این نظارت است و مطلقا حق انحصاری روحانیون بر بعضی مواضع را رد می کند: «اگر نظارت بیرون از داشتن حق خاص در مجلس و دادگستری باشد (مانند نظارت نویسندگان در کشورهای دمکراسی در کار دولت، البته با اعمال نظر روحانی) این کار به بهترین صورت خود در جمهوری مطلق میسر است پس چنین کسانی منطقا باید حاکمیت بی قیدوشرط ملت را بپذیرند و در راه تحقق آن بکوشند... و اگر منظور از نظارت داشتن، حق وتو در قوه قانون گذاری یا اعمال اختصاصی قضاوت است این امر با موازین جمهوری مغایرت آشکار دارد... باید گفت کسانی در قوای مملکتی (قانون گذاری- قضائی- اجرائی) حق شرکت اختصاصی می خواهند که مطمئن اند از راه های دموکراتیک به این قوا دسترسی نخواهند یافت.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اینجا رحیمی باز هم گاندی را مثال می آورد که ملت را در نجات از سلطه انگلستان رهبری کرد اما خواهان شرکت مستقیم یا غیرمستقیم در قدرت سیاسی نبود و از آیت الله خمینی می خواهد به گاندی تاسی کند: «شما چون گاندی در آزادی ایران سهم بزرگی دارید. دنباله منطقی این خدمت آن است که خانه از دزد نجات داده را به صاحبان اصلیش بسپارید...»&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/oowkksqg1ol3.png" alt="مصطفی رحیمی در نامه خود از منافات عبارت «جمهوری اسلامی» با موازین دموکراسی سخن گفت" title="مصطفی رحیمی در نامه خود از منافات عبارت «جمهوری اسلامی» با موازین دموکراسی سخن گفت" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/oowkksqg1ol3.png" alt="مصطفی رحیمی در نامه خود از منافات عبارت «جمهوری اسلامی» با موازین دموکراسی سخن گفت">&lt;figcaption class="v-image-caption">مصطفی رحیمی در نامه خود از منافات عبارت «جمهوری اسلامی» با موازین دموکراسی سخن گفت&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اگرچه لحن نامه مصطفی رحیمی فروتنانه است اما او دارد اصول اولیه دموکراسی که بسیاری از رهبران انقلاب بخت آموختنش را نداشته اند تدریس میکند. از مفهوم جمهوری و دموکراسی شروع می کند، به طرد انحصارگرایی می رسد، و سرانجام بر ضرورت وجود نهادهایی برای محدود کردن قدرت مطلقه تاکید می کند؛ حسن نیت رهبران مهم نیست، وجود نهادهای دموکراتیک مهم است: «در صحنه اجتماع تضمین های نهادی لازم است نه شخصی»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آگاهی ملی دیگر عرصه ای است که رحیمی بر آن تاکید می کند. او می گوید نتیجه سه هزار سال استبداد مدام و بیست و پنج سال اختناق پهلوی ملتی ساخته است که به راحتی می تواند مفهوم مبهم جمهوری اسلامی را به صرف تایید آیت‌الله خمینی بپذیرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">چاره، مهلت دادن به ملت و فرزانگان است تا با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند: «در سال های سیاهی که گذشت رابطه فرزانگان (متفکران، روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان) با ملت کاملا قطع بود. فرزانگان را یا کشتند یا تبعید کردند یا به ترک اجباری خانمان واداشتند یا در سیاهچال محبوس کردند یا مجبور به سکوتشان کردند... تنها در این اواخر یکی دو تن متفکرانی که ایدئولوژی مذهبی داشتند امکان یافتند که سکوت دهشتناک ایران را از زاویه سیاسی بشکنند... آیا این سخن کم در جوار آن همه یاوه بافی‌های دستگاه و در زمینه آن سکوت مرگبار، برای آمادگی سیاسی و اجتماعی ملت کافی است؟»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">رحیمی اصرار می‌کند که ما باید تدریج را به جای انقلاب بنشانیم و گام به گام به سوی آزادی برویم؛ از نظر او احساسات انقلابی حتما برای جنگ با دشمن مفید و بی‌گمان برای ساختن آینده مضر است. پس از پیروزی بر دشمن مشترک، ما به آزادی و آگاهی نیاز داریم؛ انتخاب مردمِ احساساتی و ناآگاه می‌تواند عواقبی وخیم داشته‌باشد: «... آزادی اگر با آگاهی همراه نباشد به ضد خود تبدیل می گردد. در زمینه آگاهی باید به مردم چیزی داد و چیزی گرفت. و چیزی که می‌گیریم متناسب است با چیزی که به آنان داده‌ایم.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در آخر نامه، مصطفی رحیمی به رهبر انقلاب پیشنهاد می کند در افتتاح «جلسه های گفتگو در کلیه مواردی که مربوط به سرنوشت کشور باشد» پیشقدم شود زیرا «انقلاب بدون جدل و گفتگو ممکن است پیروز شود. اما محال است که بدون آن قوام و ادامه یابد.» این اتاق های گفتگو ضامن شرکت تمامی نیروهای اجتماعی و سیاسی، با حفظ استقلال خود، در روند استقرار حکومت بعد از انقلاب است بدون این که «همه اعضا در یک ایدئولوژی حل شوند.» امری که هیچ گاه صورت نپذیرفت.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/v0g3z03jpmtg.png" alt="نامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی در روزنامه آیندگان" title="نامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی در روزنامه آیندگان" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/y77hw2dw6u2m/v0g3z03jpmtg.png" alt="نامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی در روزنامه آیندگان">&lt;figcaption class="v-image-caption">نامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی در روزنامه آیندگان&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی هم درسنامه ای است برای انقلابیونی که خواستار دموکراسی اند، هم شیوه نامه ای است برای انقلابیون ضد دموکراسی تا بدانند از چه باید اجتناب کنند. برخلاف آنچه رحیمی می پنداشت، رهبری انقلاب به دست گروه دوم بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتند؛ بعضی با ناامیدی و بعضی با امید. صدای غالب البته صدای انقلاب بود و تغییر بنیادی. بسیاری سال ها رویای رفتن شاه را در سر پرورانده بودند و حالا ناگهان رویایشان را در دسترس می دیدند اما در انقلابی به رهبری بلامنازع آیت الله خمینی. انگار همه تصمیم گرفته بودند به آیت الله خمینی اعتماد کنند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مصطفی رحیمی یکی از آنها بود، اما به شیوه روشنفکر صاحب اصولی که آگاهی و آزادی را برتر از هر چیز دیگری می نشاند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-46920509">&lt;em>بی بی سی فارسی&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>چرا دارایی‌های کشور را تنها به «خاک» تقلیل می‌دهید؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-01-31-jobe8xigrbdb/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-01-31-jobe8xigrbdb/</guid><pubDate>Sat, 31 Jan 2026 16:16:34 +0330</pubDate><description>به همراه نتیجه‌گیری در انتها بسم الله. از نظر من دارایی‌های یک کشور شامل موارد زیر است: ۱- خاک (سرزمین): این شامل تمام قلمرو زمینی و دریایی یک کشور میشه، از جمله کوهستان‌ها، دشت‌ها، جنگل‌ها، و هر چیز دیگه. همچنین آب‌های داخلی مثل رودخانه‌ها</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">به همراه نتیجه‌گیری در انتها&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/jobe8xigrbdb/svudpo6um1et.webp" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/jobe8xigrbdb/svudpo6um1et.webp">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بسم الله.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">از نظر من دارایی‌های یک کشور شامل موارد زیر است:&lt;/h3>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۱- خاک (سرزمین):&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این شامل تمام قلمرو زمینی و دریایی&lt;strong> &lt;/strong>یک کشور میشه، از جمله کوهستان‌ها، دشت‌ها، جنگل‌ها، و هر چیز دیگه. همچنین آب‌های داخلی مثل رودخانه‌ها و دریاچه‌ها رو هم در بر می‌گیره.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۲- منابع طبیعی:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شامل منابعی مثل نفت، گاز، مواد معدنی (طلا، مس، آهن و...)، آب شیرین، جنگل‌ها و زمین‌های کشاورزی.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۳- موقعیت (جغرافیا):&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">یعنی داشتن موقعیت استراتژیک مثل دسترسی به دریا، همسایگی با کشورهای مهم، قرار گرفتن در مسیرهای تجاری بین‌المللی. و همچنین آب و هوا و شرایط اقلیمی مناسب که روی کشاورزی، گردشگری و زندگی مردم تاثیر میذاره.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۴- جمعیت:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شامل تعداد و تراکم جمعیت: که نشون‌دهنده پتانسیل نیروی کار و بازار مصرف هست. و ویژگی‌های جمعیتی مثل سن، تحصیلات، مهارت‌ها، سلامت و توزیع جغرافیایی جمعیت.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۵- زیرساخت‌ها:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این شامل راه‌ها، پل‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، شبکه‌های برق، آب و فاضلاب، مخابرات و اینترنت میشه. زیرساخت‌های قوی، حرکت کالا و خدمات رو راحت‌تر و اقتصاد رو قوی‌تر می‌کنه.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۶- سرمایه و دارایی‌های مالی:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ذخایر ارزی و طلا: مقداری ارز خارجی و فلزات گران‌بها که بانک مرکزی داره.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">دارایی‌های داخلی: مثل سرمایه‌گذاری در کارخانه‌ها، شرکت‌ها، املاک و مستغلات.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بدهی‌های خارجی: که البته جزو بدهی‌ها محسوب میشه ولی تاثیر مستقیمی روی وضعیت مالی کشور داره.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۷- فناوری و دانش:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">سطح پیشرفت علمی و فناوری: توانایی کشور در تحقیق و توسعه، نوآوری و استفاده از تکنولوژی‌های روز.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">حقوق مالکیت معنوی: مثل پتنت‌ها و کپی‌رایت که از خلاقیت‌ها محافظت می‌کنه.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۸- نهادها و ساختارهای حکومتی:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ثبات سیاسی و حکومتی: داشتن یک سیستم حکومتی پایدار و کارآمد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">قوانین و مقررات: مثل قوانین کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری و حفاظت از محیط زیست که فضای امنی برای فعالیت اقتصادی ایجاد می‌کنه.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">کیفیت حکمرانی: سطح شفافیت، مبارزه با فساد و کارایی دستگاه‌های دولتی.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۹- فرهنگ و هویت ملی:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این هم می‌تونه به عنوان یک دارایی نامشهود در نظر گرفته بشه که روی همبستگی اجتماعی و جذابیت گردشگری تاثیر داره.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">۱۰- امنیت:&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شامل امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی و امنیت مرزی و... (&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://alihoza.github.io/posts/2020-01-14-is6y1xmvrk6b/">&lt;strong>&lt;em>آیا ما در امانیم؟ امنیت به زبان آدمیزاد&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>)&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">و...&lt;/h4>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">برویم سراغ نتیجه‌گیری:&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">همه اینها را نوشتم تا پاسخ کسانی را بدهم که به محض انتقاد از حکومت فعلی یا بمحض تمجید از حکومت دیگری، به سرعت پاسخ می‌دهند این حکومت حتی یک وجب از خاک کشور را به بیگانه نداده.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/jobe8xigrbdb/kw88nz1nbtxi.png" alt="این حکومت حتی چند سانتی متر خاک را به فنا نداده" title="این حکومت حتی چند سانتی متر خاک را به فنا نداده" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://files.virgool.io/upload/users/12039/posts/jobe8xigrbdb/kw88nz1nbtxi.png" alt="این حکومت حتی چند سانتی متر خاک را به فنا نداده">&lt;figcaption class="v-image-caption">این حکومت حتی چند سانتی متر خاک را به فنا نداده&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بسیار خوب. بیایید فرض بگیریم واقعا چنان کاری کرده و حتی یک وجب یا چند سانتیمتر از خاک کشور را به فنا نداده.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">سوال: آیا مگر تنها دارایی یک کشور خاک آن کشور است؟&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا حکومت یک جرعه از آب و یک وجب از دریا را هم به بیگانه نداده؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا تاکنون هیچ قرارداد زیان باری برای کشور امضا نکرده؟ (مثال: قرارداد&lt;strong> &lt;/strong>&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://alihoza.github.io/posts/2024-06-17-fen5xolulkxk/">&lt;strong>&lt;em>کرسنت&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا تاکنون موقعیت استراتژیک کشور را تضعیف نکرده؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا منابع طبیعی کشور مثل نفت و مواد معدنی را به ارزش واقعی به بیگانه فروخته؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا درآمدهای ارزی را به درستی مدیریت کرده؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا از جمعیت کشور به خوبی حفاظت کرده؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا نخبگان را در کشور نگه داشته یا آنها را راهی کشورهای بیگانه کرده؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آیا از فرهنگ و هویت منحصر به فرد کشور حمایت کرده؟ یا با سیاستهایش در جهت تضعیف آن گام برداشته؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">و...&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">پس فرضا بپذیریم یک وجب از خاک کشور از دست نرفته، آیا می‌توانید در مورد سایر دارایی‌های کشور هم همین ادعا را مطرح کنید؟ آیا حاضر هستید ادعا کنید درآمدهای کشور را هم به درستی مدیریت کرده و حیف و میل نکرده؟&lt;/p>
&lt;/section></content:encoded></item><item><title>شما هم امتحان کنید</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2026-01-06-ja5fycbrr3ku/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2026-01-06-ja5fycbrr3ku/</guid><pubDate>Tue, 06 Jan 2026 16:24:23 +0330</pubDate><description>برای کامپیورتان چه تصویر زمینه‌ای گذاشته‌اید؟ طبیعت بکر زیبا؟ تصویر یک عزیز؟ شاید هم همان تصویر از پیش تنظیم شده ویندوز؟ اما من یک پوشه ساختم با تعدادی تصویر از صحنه های فقر در ایران، تصاویر این پوشه هر چند ساعت بطور خودکار به نوبت تصویر زم</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">برای کامپیورتان چه تصویر زمینه‌ای گذاشته‌اید؟&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f2c5dda58a07d8b69df9.jpg" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f2c5dda58a07d8b69df9.jpg">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">طبیعت بکر زیبا؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">تصویر یک عزیز؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شاید هم همان تصویر از پیش تنظیم شده ویندوز؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اما من یک پوشه ساختم با تعدادی تصویر از صحنه های فقر در ایران، تصاویر این پوشه هر چند ساعت بطور خودکار به نوبت تصویر زمینه کامپیوتر من می‌شوند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شاید از نگاه همکاران (اگر دیده باشند) این نوعی ریا باشد. یا تقدس مآبی یا حتی شعاری.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اما هدف من اینها نیست. این تصاویر را برای خوشایند کسی نگذاشته‌ام جز خودم.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وقتی ترفیعی را انتظار دارم و نمی‌گیرم&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وقتی پاداشی که انتظارش دارم را نمی‌گیرم&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وقتی پایین‌تر از کسی قرار داده می‌شوم که احساس می‌کنم از من پایین‌تر است&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">تنها نگاه به این صحنه‌ها است که خاطرم را آسودی میکند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">دیدن تصاویر رنج سایر مردمان در چنان لحظاتی معجزه می‌کند. انگار آبی روی آتش است.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/4e7b812dfdbc01d526fc.jpg" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/4e7b812dfdbc01d526fc.jpg">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این صحنه‌ها را که می‌بینم به خود می‌آیم.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اینها به یادم می‌آورند در کشوری که مردمان زیادی به نان شب محتاجند، من هنوز علی‌رغم تمام بی‌عدالتی‌ها (به زعم خودم) وضعم خوب است. من شغلی امن با درآمد متوسط دارم. خانه و ماشین دارم و فعلا گرچه اصلا ثروتمند نیستم اما سایه فقر را هم نزدیک خود و خانواده‌ام نمی‌بینم. همین برایم کافیست که در حسرت آن پاداش و مقام و سِمَت و ترفیع نمانم و بگذرم. &lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شما هم اگر مسائل مشابهی دارید این را امتحان کنید. ببینید آیا همین حس را پیدا می‌کنید یا نه. اصلا به نظرتان این کار صحیح است؟ نیست؟ خودفریبی است؟ چیست؟ &lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>روسیه‌جون ناراحت شده!</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-10-26-btiscwxzdiyi/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-10-26-btiscwxzdiyi/</guid><pubDate>Sun, 26 Oct 2025 15:37:55 +0330</pubDate><description>عه.عه. روسیه جون دلش نازکه. نکنید، نگویید. نکنید این کارها را. نگویید این حرفها را. به گزارش جماران؛ «مجتبی زارعی» عضو کمیسیون امنیت ملی در واکنش به سخنان اخیر ظریف که پاسخ اتهامات لاوروف وزیر خارجه روسیه درباره موضوع اسنپ‌بک را داده و از ک</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">عه.عه. روسیه جون دلش نازکه. نکنید، نگویید. نکنید این کارها را. نگویید این حرفها را.&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/576d45bc7d2451eb8d6d.png" alt="" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/576d45bc7d2451eb8d6d.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>به گزارش جماران؛ «مجتبی زارعی» عضو کمیسیون امنیت ملی در واکنش به سخنان اخیر ظریف که پاسخ اتهامات لاوروف وزیر خارجه روسیه درباره موضوع اسنپ‌بک را داده و از کارشکنی‌های این کشور در جریان مذاکرات و اجرای برجام گفته بود، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: &lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">به عنوان رئیس کمیته قدرت نرم و تهدیدات شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به دکتر ظریف و رفقایش هشدار می‌دهم حالا که تمام تیرهای در کمان آمریکا و اروپا و اسرائیل در اسنپ بک و برجام تمام شد؛ و حالا که قطعنامه ۲۲۳۱ هم منقضی و باطل شد؛ و حالا که روسیه به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت و شریک راهبردی ایران هم پایان ننگین اسنپ را اعلام کرد و حالا که بیش از ۱۰۰ کشور مستقل و غیر متعهد جهان در نشست اوگاندا هم‌ می‌گویند اسنپ بک‌ تمام‌ شد و حالا که دبیر شعام پیام جامع امام خامنه‌ای حکیم را به آقای پوتین برای این موقعیت خطیر تقدیم کرد؛ شما سکوت را رعایت کنید و به روند ملّی در ایران و اجماع جهانی بپیوندید.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">آقای ظریف! شما را فردی وطن‌خواه می‌شناسم اما اگر اینک در چارچوب مناسبات امنیت ملّی سکوت نکنید و باز هم گویا عیان شدن خسارتِ محض برجام را نخواهید ببینید و دفاع شخصی را بر دفاع ملّی ترجیح دهید دادستانی کل موظف است شما را بخاطر اخلال در امنیت ملی فورا احضار و ارشاد کند؛ لطفا وسط جنگ با آدمخوارانِ ضد ایرانی به سود دشمن کوچه‌ای جدید باز نکنید!&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">روسیه‌جون ناراحت شده!&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c638a3a62b368d73556f.png" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c638a3a62b368d73556f.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">محمدباقر قالیباف با انتقاد از سخنان جواد ظریف و حسن روحانی در مورد روسیه، گفت وزیر خارجه و رئیس‌جمهور پیشین با مواضع خود به مسیر «همکاری‌های راهبردی ایران با روسیه» لطمه زده‌اند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/344d6dd8df2412bd4d8a.png" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/344d6dd8df2412bd4d8a.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مجتبی زارعی عضو کمیسیون امنیت ملی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: اگر دکتر ظریف بخواهد این موقعیت حساس را درک نکند دادستانی کل باید در مراقبت از امنیت ملی فورا او را احضار کند! &lt;/p>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/4690b3a3836927917108.png" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/4690b3a3836927917108.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">محمود صادقی، نماینده ادوار مجلس، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اینکه وزیر خارجه روس وارد رقابت‌های سیاسی داخلی ایران شود و با تحریف حقایق، درباره‌ی وزیر خارجه اسبق اظهارنظر کند و بعضی خوش‌خوشانشان شود، یادآور چه دوره‌ای از تاریخ ما است؟»&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-10-06-jcjro3bopbdg/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-10-06-jcjro3bopbdg/</guid><pubDate>Mon, 06 Oct 2025 14:41:26 +0330</pubDate><description>چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟ یک پدیده‌ی آشنا در روانشناسی جمعی ما مردم ایران اینست که معمولا در میانه‌ی بحران‌های بزرگی مانند جنگ، سرکوب شدید، یا بحرا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/89e410164632f11852d8.webp" alt="چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟" title="چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/89e410164632f11852d8.webp" alt="چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟">&lt;figcaption class="v-image-caption">چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">یک پدیده‌ی آشنا در روانشناسی جمعی ما مردم ایران اینست که معمولا در میانه‌ی بحران‌های بزرگی مانند جنگ، سرکوب شدید، یا بحران‌های سیاسی، (بخصوص وقتی اوضاع را از کنترل خود خارج می‌پنداریم)، شروع به شوخی‌ و جوک ساختن و جوک گفتن در مورد وضعیت موجود ‌می‌کنیم.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">پدیده‌ای که بارها دیده‌ایم&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از ویدیوهای بامزه گرفته تا طعنه‌ها، طنزها، و بازی‌های زبانی با وحشتناک‌ترین رخدادها. این شوخی‌ها در نگاه اول کمک می‌کنند که فشار روانی کمتر شود. اما آیا کارکردشان (در ذهن پیچیده‌ی انسانی و در روانشناسی اجتماعی) فقط همین است؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در بسیاری از موارد، این شوخی‌ها نمونه‌ای از irony به معنای دقیق کلمه‌اند: ذهن با خلق موقعیتی طنزآمیز، خود را از واقعیت تلخ جدا می‌کند. نوعی فاصله‌گذاری میان «سوژه» و «امر واقع» شکل می‌گیرد؛ گویی فرد می‌گوید: «این همه فاجعه، اما من هنوز می‌توانم به آن بخندم.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این فاصله‌گذاری، احساسی کاذب از تسلط ایجاد می‌کند؛ انگار با نگاهی از بالا، بحران کوچک‌تر شده است. اما فریب، درست همین‌جا آغاز می‌شود.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">هگل و نقد «آیرونی رمانتیک»&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">هگل در نقد (romantic irony) دقیقا همین نقطه را هدف می‌گیرد. از نظر او، irony وقتی خطرناک می‌شود که فرد، با آفرینش ذهنی یا شوخی، از واقعیت فاصله بگیرد و وانمود کند که بر آن مسلط است؛ بی‌آن‌که واقعا تغییری در موقعیت پدید آمده باشد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این نوع خنده، به‌جای مشارکت واقعی در امر حقیقی، و تلاش برای کنترل و نجات، آن را به یک بازی ذهنی تقلیل می‌دهد، و به انسان در معرض خطر، توهم آزادی و قدرت می‌دهد. و نتیجه چیزی نیست جز نوعی خلسه، نشئگی ذهنی لحظه‌ای، و در نهایت خودفریبی زیبایی‌شناسانه!&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در نگاه هگل، آزادی نه در فرار از واقعیت، بلکه در روبه‌رو شدن با آن و پذیرش تعهد نسبت به آن معنا می‌یابد. اما irony از این مسئولیت فرار می‌کند. شوخی جای عمل را می‌گیرد و خنده جای مواجهه را. و همین به تدریج ما را از اخلاق، از حقیقت، و از امکان تغییر دور می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">جوک ساختن در بحران و شوخی با آن، اگرچه به لحاظ روانی و در کوتاه مدت نجات‌بخش است اما وقتی بدل به ابزار فاصله‌گیری و فریب ذهنی شود، نه فقط کمکی نمی‌کند بلکه ما را به تماشاگران/قربانیان بی‌تفاوت بدل می‌سازد. تماشاگرانی قربانی که می‌خندند تا فراموش کنند که هیچ کاری نمی‌کنند.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">آیا این خنده، نشانه‌ی تاب‌آوری ماست؟&lt;/h4>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">یا فقط روشی‌ست برای پنهان کردن ناتوانی‌مان؟&lt;/h4>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/04b21561b3a99182c1d4.jpg" alt="منبع: کانال سید مصطفی تاجزاده" title="منبع: کانال سید مصطفی تاجزاده" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/04b21561b3a99182c1d4.jpg" alt="منبع: کانال سید مصطفی تاجزاده">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> کانال سید مصطفی تاجزاده&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">برخی از نظرات مردم در این مورد:&lt;/h4>&lt;ul class="v-block v-bulletList veditor-rtl">&lt;li class="">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">@rd.yh1976&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">طنزهای ۹۰ قسمتی مهران مدیری کشور مارو نابود کرد&lt;/p>&lt;/li>&lt;li class="">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">@mirjaberi38&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">درواقع بدترین شرایط را عادی سازی میگند&lt;/p>&lt;/li>&lt;li class="">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">@nabeghe313&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">روان شناسی میگه تاب آوری&lt;/p>&lt;/li>&lt;li class="">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">@susan_sarshar&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">چون دیگه تحمل واقعیات دردناک را نداریم&lt;/p>&lt;/li>&lt;li class="">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">@sabah_mayahi_manesh&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این جپکهایی که مربوط به مصائب و مشکلات روزمره‌مان است بار مصیبت را کم نمی‌کند. ما میخندیم و در عین حال مشکل را بازگو می‌کنیم، تا حدی هم بد نیست مثل چاشنی برای مزه‌ای تلخ و گزنده است .&lt;/p>&lt;/li>&lt;li class="">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">@toolani.sara4&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در تاریخ و در خیلی از کشورها در موقعیت های دیکتاتوری و فاشیستی خیلی از نویسنده ها با زبان طنز مسائل اجتماعی و سیاسی رو مطرح کردند. مثل نمایشنامه های برتولت برشت که همه با زمینه ی طنز به نقد فاشیست پرداخته و همچنین عزیز نسین در ترکیه.&lt;/p>&lt;/li>&lt;/ul>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>سپاس و قدردانی</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-09-08-oyk1k2kns6mt/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-09-08-oyk1k2kns6mt/</guid><pubDate>Mon, 08 Sep 2025 19:25:07 +0330</pubDate><description>از کی؟ احمدرضا از احمدرضای عزیز (که نمیدونم چرا یوزرنیمش mohammadmoeenalimardani هست!) که به تنهایی با تلاشی بی‌وقفه و همتی والا بار همه هواداران و طرفداران پرشمار (!) مرا به دوش می‌کشد و تقریبا روزی نیست که چند ده عدد از نظرات گوهربار مرا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">از کی؟&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/aa9c5ef147bf9f231273.png" alt="احمدرضا" title="احمدرضا" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/aa9c5ef147bf9f231273.png" alt="احمدرضا">&lt;figcaption class="v-image-caption">احمدرضا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از &lt;strong>احمدرضای &lt;/strong>عزیز (که نمیدونم چرا یوزرنیمش &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://virgool.io/@mohammadmoeenalimardani">&lt;em>mohammadmoeenalimardani &lt;/em>&lt;/a>هست!) که به تنهایی با تلاشی بی‌وقفه و همتی والا بار همه هواداران و طرفداران پرشمار (!) مرا به دوش می‌کشد و تقریبا روزی نیست که چند ده عدد از نظرات گوهربار مرا در ویرگول لایک نکند!&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">«مرسی احمدرضا، دست مریزاد»&lt;/h4>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/14f948015d2224cc8c6d.png" alt="احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من" title="احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/14f948015d2224cc8c6d.png" alt="احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من">&lt;figcaption class="v-image-caption">احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a63f484ce52439c2c6fc.webp" alt="احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من" title="احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a63f484ce52439c2c6fc.webp" alt="احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من">&lt;figcaption class="v-image-caption">احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه من&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">و روی سخنم با شماست&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شمایی که بی‌تفاوت رد می‌شی و لایک نمیکنی&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">برو خجالت بکش.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">برو...&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ما اینجا داریم زحمت میکشیم!&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9437f8f28beab28f5882.jpg" alt="ما اینجا داریم زحمت میکشیم" title="ما اینجا داریم زحمت میکشیم" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9437f8f28beab28f5882.jpg" alt="ما اینجا داریم زحمت میکشیم">&lt;figcaption class="v-image-caption">ما اینجا داریم زحمت میکشیم&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3c7fda352abad3b97a58.png" alt="یه لایک بکن، انگشتت قطع نمیشه! :)" title="یه لایک بکن، انگشتت قطع نمیشه! :)" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3c7fda352abad3b97a58.png" alt="یه لایک بکن، انگشتت قطع نمیشه! :)">&lt;figcaption class="v-image-caption">یه لایک بکن، انگشتت قطع نمیشه! :)&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پی‌نوشت:&lt;/strong> احمدرضا از زمانیکه این پست رو منتشر کردم منو آنفالو کرد. بعدش هم کلا پیجش رو بست رفت! از اون مردان خدا بود که دوست داشت تو گمنامی زندگی کنه :) آخه چرا احمدرضا؟! یه چیزی بگو...&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>صفر تا صد مکانیسم ماشه (اسنپ‌بک)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-09-03-qafgbrrm04wu/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-09-03-qafgbrrm04wu/</guid><pubDate>Wed, 03 Sep 2025 16:57:44 +0330</pubDate><description>تحلیل پیامدهای فعالسازی یا تمدید مکانیسم ماشه برای ایران پادکست پریسکوپ آرمین منتظری در پادکست پریسکوپ ، به بررسی دقیق ریشه‌ها، نحوه عملکرد و پیامدهای اقتصادی و امنیتی فعالسازی یا تمدید “اسنپبک (Snapback Mechanism)” (بازگشت خودکار تحریم‌ها)</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>تحلیل پیامدهای فعالسازی یا تمدید مکانیسم ماشه برای ایران&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/6435a240d4213dd021ed.webp" alt="پادکست پریسکوپ" title="پادکست پریسکوپ" loading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/6435a240d4213dd021ed.webp" alt="پادکست پریسکوپ">&lt;figcaption class="v-image-caption">پادکست پریسکوپ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;blockquote class="v-block v-blockquote veditor-rtl">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>آرمین منتظری&lt;/strong> در &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://podcasts.apple.com/us/podcast/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-122-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D8%A8%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/id1591742127?i=1000724256873">&lt;em>پادکست پریسکوپ&lt;/em>&lt;/a>، به بررسی دقیق ریشه‌ها، نحوه عملکرد و پیامدهای اقتصادی و امنیتی فعالسازی یا تمدید "اسنپبک (Snapback Mechanism)" (بازگشت خودکار تحریم‌ها) برای ایران پرداخته است. این تحلیل، تصویر جامعی از چالشهای پیش روی ایران در صورت تحقق هر یک از این سناریوها ارائه میدهد.&lt;/p>&lt;/blockquote>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>اسنپبک یا مکانیسم ماشه از کجا آغاز شد؟&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ایجاد اسنپبک یا مکانیسم ماشه به این پرسش برمیگشت که اگر یکی از طرفین برجام به تعهدات خود عمل نکند، طرف مقابل چه باید بکند؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">برای ایران، بازگشت به وضعیت پیش از برجام (مانند تزریق گاز به سانتریفیوژها یا افزایش غنی‌سازی) از نظر فنی بسیار آسان و در کوتاه‌مدت قابل انجام بود اما برای طرف غربی (آمریکا و اروپا) اقدام متقابل پیچیده‌تر و طولانی‌تر بود. زیرا برجام با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تایید شد و تمامی قطعنامه‌های تحریمی قبلی علیه ایران (حدود ۵-۶ قطعنامه) را لغو کرد. پس اگر غرب میخواست در برابر عهدشکنی احتمالی ایران این قطعنامه‌ها را بازگرداند، نیاز به طی فرآیندهای بوروکراتیک طولانی در سازمان ملل داشت.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">به همین دلیل برای ایجاد تعادل، پیشنهاد شد که غرب نیز مکانیسم "اسنپبک" را داشته باشد. این پیشنهاد که گفته میشود از سوی &lt;strong>روسیه &lt;/strong>مطرح شده بود، به این معناست که اگر ایران به تعهدات خود عمل نکند، طرف مقابل میتواند با تشکیل جلسه شورای امنیت و درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه، ظرف حداکثر ۳۰ روز، قطعنامه‌ای را صادر کند که به صورت خودکار تمامی تحریم‌های قبلی را بازگرداند. ویژگی مهم این قطعنامه این است که هیچ کشوری، حتی روسیه و چین، حق وتو در آن را ندارد. بنابراین، اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها میتوانند در صورت نیاز، اسنپبک را فعال کنند.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>پیامدهای فعالسازی اسنپبک:&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">فعال شدن اسنپبک، عواقب بسیار جدی برای ایران خواهد داشت:&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>۱- بازگشت قطعنامه ۱۹۲۹ و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد:&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این قطعنامه ایران را به وضعیت "تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی" بازمیگرداند. زمانی که کشوری ذیل فصل هفتم قرار میگیرد، شورای امنیت میتواند از همه اعضا بخواهد تا "با استفاده از هر ابزاری" برای خنثی کردن این تهدید اقدام کنند. این بدان معناست که اقدامات نظامی علیه ایران مشروعیت بین‌المللی پیدا میکند و حمله به ایران را آسانتر و تسهیل میسازد. به تعبیری، وضعیت به "اوپن سیزن" (فصل باز) تبدیل میشود، جایی که دنیا و به خصوص قدرتهای بزرگ دیگر میتوانند هر کاری بخواهند با آن کشور بکنند.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>۲- بازگشت تحریمها و فروپاشی شاهرگهای حیاتی&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بازگشت تحریمها، شاهرگهای اصلی اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|- در زمینه صادرات نفت&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">تحریم بانک مرکزی، قطع ارتباط با بانکهای جهانی و تحریم بیمه کشتیها بازخواهد گشت؛ کشتیهای بدون بیمه نمیتوانند از بندر خارج شوند و حتی "ناوگان سایه" ایران نیز به دلیل تهدید بودن کشور، در هر کجای دنیا (آبهای آزاد یا بنادر) توسط هر کشوری توقیف محموله خواهند شد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">خرید نفت از ایران دیگر صرفا تخطی از تحریمهای آمریکا نخواهد بود، بلکه "تخطی از قوانین بین‌المللی" سازمان ملل محسوب میشود. این امر باعث ریزش خریداران نفت ایران، حتی کشورهایی مانند چین که خود عضو دائم شورای امنیت هستند، خواهد شد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|- در زمینه صادرات غیرنفتی و اقتصاد داخلی&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مبادی ورود مواد خام برای تولید داخلی به شدت کاهش مییابد. کاهش تولید منجر به کاهش صادرات غیرنفتی و درآمد ارزی کمتر میشود. کاهش تولید به معنای تعدیل نیرو و افزایش نرخ بیکاری نیز هست. کمبود کالا در داخل، تورم را افزایش میدهد. همچنین کاهش ورود ارز به کشور، به "کاهش بسیار زیاد ارزش ریال ایران در مقابل دلار" منجر خواهد شد.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>سناریوی تمدید اسنپبک: شمشیر بالای سر ایران با شروطی دشوار&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>سوال: اگر اسنپبک فعال نشود و برای ۶ ماه تمدید گردد، آیا باید امیدوار بود؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">پاسخ این است که "خیر، نمیتوان خیلی امیدوار بود". زیرا اروپایی‌ها (آمریکا قادر به فعالسازی اسنپ‌بک نیست زیرا از برجام خارج شده است) برای تمدید ۶ ماهه، شرطهایی (که در واقع دستور هستند) تعیین کردهاند که پذیرش آنها برای ایران "بسیار دشوار" است:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|-&lt;/strong> &lt;strong>ایران باید "در اسرع وقت" به مذاکرات هستهای با آمریکا بازگردد.&lt;/strong> این به معنای مذاکره برای توافق و پذیرش خواستهها، نه صرفاً بحث و جدل است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|- ایران باید تکلیف اورانیوم ۶۰ درصدی خود را مشخص کند.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|-&lt;/strong> &lt;strong>ایران باید "به سرعت" به سایتهای مورد نظر بازرسان آژانس (حتی سایتهای بمباران شده) دسترسی کامل دهد و اختلافات خود را با آژانس حل کند.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>پیامدهای تمدید اسنپبک (مکانیسم ماشه):&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">تمدید به معنای رفع خطر نیست، بلکه فقط "شمشیر اسنپبک را از ۲۰ سانتیمتری سر ایران به ۱ متر دورتر میبرد". ایران باید در ازای این تمدید، هر سه شرط را انجام دهد و پذیرش ضمنی این شروط، از فردای روز تمدید فشارها را برای عملیاتی شدن آنها افزایش خواهد داد. اگر ایران این شروط را در ۶ ماه انجام ندهد، "کار به جاهای باریک خواهد رسید".&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">&lt;strong>چرا پذیرش این شروط برای ایران دشوار است؟&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/6c27e2486cddac7e76a4.png" alt="چرا ایران در این همه جنگ و مناقشه درگیر است؟" title="چرا ایران در این همه جنگ و مناقشه درگیر است؟" loading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/6c27e2486cddac7e76a4.png" alt="چرا ایران در این همه جنگ و مناقشه درگیر است؟">&lt;figcaption class="v-image-caption">چرا ایران در این همه جنگ و مناقشه درگیر است؟&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">وضعیت کنونی ایران با سال ۱۳۹۲ (زمان تصمیم‌گیری برای برجام) قابل مقایسه نیست و به مراتب بدتر است:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|-&lt;/strong> &lt;strong>کاهش مشارکت عمومی در انتخابات&lt;/strong> و &lt;strong>بحرانها و اعتراضات اجتماعی گسترده&lt;/strong> (از سال ۹۶ به بعد، از جمله اعتراضات بنزینی و ۱۴۰۱) نشاندهنده نارضایتی عمیق در جامعه است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|-&lt;/strong> &lt;strong>بحرانهای اقتصادی شدیدتر:&lt;/strong> تورم بسیار بالا، کاهش ارزش پول ملی، بحرانهای بیبرقی، بیآبی و ناترازیهای بانکی و انرژی.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|-&lt;/strong> &lt;strong>تضعیف بازوهای منطقه‌ای ایران:&lt;/strong> سوریه، حزبالله، حماس و گروههای عراقی، دیگر مانند گذشته قدرتمند نیستند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>-|-&lt;/strong> &lt;strong>عدم اجماع داخلی: ایران نیاز به "تصمیمات سخت و بزرگ" دارد&lt;/strong>، اما در حال حاضر اجماعی در ساختار قدرت برای این تصمیمات (که باب میل محافظهکاران تندرو نخواهد بود) دیده نمیشود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اظهارات مبهم مقامات مانند آقای لاریجانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) و آقای عراقچی، نشاندهنده نبود یک تصمیم مشخص یا تلاش برای ایجاد فضای ابهام و خرید زمان برای ایران است. ایران به زمان نیاز دارد تا آسیبهای امنیتی و اطلاعاتی خود را ترمیم کند با این حال، این زمان نامحدود نیست و نه اروپاییها و نه آمریکاییها آن را نمیپذیرند. اگر ایران در این ۶ ماه بتواند مشکل داخلی خود را حل کند و از موانع داخلی عبور کرده و به آن "تصمیم خیلی بزرگ" دست یابد، این زمان میتواند مفید باشد و به سمت "حل مرحله به مرحله و تدریجی" مسئله حرکت کند. در غیر این صورت، تمدید نیز فقط بلاتکلیفی و ریسک اقتصادی را ادامه خواهد داد.&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>رمزگشایی از نام گوگوش</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-08-10-d9lhzvhipuc7/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-08-10-d9lhzvhipuc7/</guid><pubDate>Sun, 10 Aug 2025 13:37:25 +0330</pubDate><description>نام یکی از بلندآوازه‌ترین خوانندگان ایران، خانم گوگوش، به چه معناست؟ به نقل از خود ‏ایشان بارها این‌جا و آن‌جا، و از جمله در مجموعه‌ی عکسی در سایت دویچه‌وله فارسی ، ‏گفته شده که: «گوگوش نامی ارمنی برای پسران است. آن طور که گوگوش در گفت‌وگو</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">نام یکی از بلندآوازه‌ترین خوانندگان ایران، خانم گوگوش، به چه معناست؟&lt;/h3>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/619a2294ae592a6e4029.jpg" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/619a2294ae592a6e4029.jpg">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">به نقل از خود ‏ایشان بارها این‌جا و آن‌جا، و از جمله در مجموعه‌ی عکسی در سایت &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.dw.com/fa-ir/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/g-17255279">&lt;em>دویچه‌وله فارسی&lt;/em>&lt;/a>، ‏گفته شده که:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">«گوگوش نامی ارمنی برای پسران است. آن طور که گوگوش در گفت‌وگو با خانم ‏هما احسان توضیح داده، این اسم را پدرش به هنگام تولد در سال ۱۳۲۹ خورشیدی برای او انتخاب ‏کرد. اداره ثبت احوال اما به علت عجیب بودن از ثبت آن در شناسنامه نوزاد خودداری می‌کند و از ‏پدرش می‌خواهد که یک اسم ایرانی یا عربی برای وی انتخاب کند که در نهایت پدر نام فائقه را برای ‏نوزاد برمی‌گزیند.»‏&lt;br>&lt;br>گوگوش در سال ۱۳۲۹ در تهران زاده‌شد، اما پدر او آقای صابر آتشین زاده‌ی سراب، و مادر، خانم ‏فائزه، زاده‌ی باکو، و هر دو آذربایجانی بودند. خانواده‌های پدری و مادری گوگوش پیشتر به آذربایجان ‏شوروی سابق کوچیده‌بودند و در آستانه‌ی جنگ جهانی دوم به ایران بازگشتند و یا به دستور ‏استالین و به علت داشتن ریشه‌ی خارجی، از اتحاد شوروی اخراج شدند. قربانعلی (قلی) صبحی ‏نوری پدر بزرگ خانم گوگوش زاده‌ی تبریز بود، در حکومت ملی آذربایجان درجه سرهنگی داشت، و ‏پس از شکست جنبش ملی آذربایجان اعدامش کردند. بنابراین کمی دشوار است که بپذیریم که ‏آقای صابر آتشین خواسته‌باشند نام ارمنی، و تازه نامی پسرانه بر دختر خود بگذارند. ‏اما داستان خانم گوگوش شاخ‌وبرگ‌هایی هم دارد، از این دست که دایه‌ای ارمنی ایشان را به این ‏نام می‌خوانده، یا پای عشق به پسر ارمنی همسایه هم در میان بوده است.‏&lt;br>&lt;br>در منابع در دسترسم معنا و توضیحی برای واژه‌ای هم‌آوا با گوگوش در زبان ارمنی (‏Ղօղօջ‏ یا ‏Կօղօջ‏) نیافتم. اما معنایی زیبا برای این نام در زبان‌های ترکی می‌شناسم. بسیار ساده است: ‏فارسی‌زبانان نام پرنده‌ی قو را "غو" می‌خوانند [بجز یزدی‌ها و کرمانی‌ها و... البته!]. اما از یک آذربایجانی که هنوز لهجه‌ی خود را از یاد ‏نبرده بخواهید که واژه‌ی "قو" را برایتان بخواند. خواهد خواند "گو". حال واژه‌ی "قوش" را جلویش ‏بگذارید که به‌ترکی یعنی پرنده. خواهد خواند "گوش". "قوش" را، که به فارسی "غوش" خوانده می‌شود، در فرهنگ‌های ‏فارسی واژه‌ای ترکی و "باز شکاری" معنا کرده‌اند. حال از دوست آذربایجانی بخواهید که به ترکی ‏بگوید "قوی من". اگر ترکی درستی بلد باشد، خواهد گفت "گوگوشوم" [قوقوشوم].&lt;br>&lt;br>در زبان ترکی آذربایجانی نام برخی از پرندگان به شکل اسم مرکب و با افزودن جزء "قوشی" [قوشو] ‏‏(پرنده‌ی...) ساخته می‌شود، مانند "سئرچه قوشو" (گنجشک)، "طوطی قوشو" (طوطی)، ‏‏"هشترخان قوشو" (بوقلمون) و... در ترکیبات ویژه‌ای "قوشی – قوشو" به "قوش" (پرنده) تبدیل ‏می‌شود، مانند "بایقوش" (جغد)، "قارانقوش" (پرستو)، و... "قوقوش" (قو). اگر بخواهیم نام این پرنده‌ی اخیر ‏را با آوانگاری فارسی بنویسیم، باید بنویسیم "گوگوش". شاید داستان از این قرار بوده که ‏آقای صابر آتشین و شاید دایه‌ی سرخانه هم دختر را "قوقوشوم" (قوی من) صدا می‌زده‌اند و یا ‏خیلی ساده نام هنری "قو" را بر این دختر هنرمند و زیبا نهاده‌اند، که با تلفظ به لهجه‌ی آقای آتشین ‏و دیگر بستگان خانم فائقه، "گوگوش" گفته می‌شده. این احتمال وجود دارد که در گذشته از سوی ‏نزدیکان به خانم گوگوش توصیه شده‌باشد که برای پرهیز از ایجاد آشفتگی در تلفظ، سخنی از ‏ریشه‌ی حقیقی و درست نام زیبای خود به‌میان نیاورند، زیرا در این صورت نام ایشان را به فارسی ‏باید "غوغوش" خواند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">با این همه، و هر چه هست، خانم گوگوش خود بهتر می‌دانند و حق و آزادی ‏به جانب ایشان است که معنا و دریافت دلخواه خود را در نامشان بجویند.‏ این معنا را ‏سال‌ها پیش، هنگامی که خانم گوگوش تازه به خارج آمده‌بودند در چند سطر نوشتم، طنزپرداز نامی ‏آقای هادی خرسندی طنزی در آن نوشته یافتند و در یکی از واپسین شماره‌های نشریه "اصغرآقا" ‏چاپش کردند. دریغا که هرگز نسخه‌ای از آن شماره‌ی "اصغرآقا" به دستم نرسید تا تصویری از بریده‌ی ‏آن را این‌جا بیاورم.‏&lt;br>&lt;br>در وجود ریشه‌ی فارسی برای نام پرنده‌ی "قو" جای تردید هست، زیرا نگاهی به فرهنگ ‏ریشه‌شناسی زبان‌های ترکی نشان می‌دهد که در همه‌ی خویشاوندان دور و نزدیک و کوچک و ‏بزرگ این زبان‌ها، و حتی در گروه بزرگ‌تر زبان‌های آلتائیک، این پرنده را چیزی شبیه به "قو"، یا "کو"، ‏یا "گو" یا ترکیبات آن می‌نامند. در آذربایجان نام آن، با آوانگاری فارسی، "گو" و "گوغو"ست و در ترکیه ‏‏"کوغو"، در ژاپنی (که از زیان‌های آلتائیک و خویشاوند دور ترکی‌ست) ‏‎*kùkùpí‏ (در لهجه‌ی توکیوی ‏باستان ‏kugui‏)، و در مغولی (که آن نیز از خویشاوندان دور ترکی‌ست) ‏qon‏. اما نام این مرغ در ‏هیچ‌یک از زبان‌های هندو – اروپایی، به‌جز زبان‌های خویشاوند نزدیک با فارسی، هیچ شباهتی به ‏‏"قو" ندارد (مانند ‏swan‏ در انگلیسی یا ‏cygnus‏ در لاتین). از این رو می‌توان حدس زد که نام قو از ‏ترکی وارد فارسی شده و جا دارد که زبان‌شناسان و واژه‌پژوهان در سرچشمه‌ی پیدایش این نام در ‏زبان فارسی پژوهشی انجام دهند.‏&lt;br>&lt;br>نتیجه آن‌که، واژه‌شناسی به یک سو، "گوگوش" همان قوی زیباست که با پوشیدن جامه‌ی آوانگاری ‏فارسی به این شکل در آمده. حال بگذریم از آن‌که قو، برعکس خانم گوگوش، آواز چندان دلپذیری ‏ندارد!‏&lt;br>&lt;br>در زیر فهرستی از نام قو در زبان‌های ترکی و آلتائیک آورده می‌شود. منبع &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="http://starling.rinet.ru/cgi-bin/response.cgi?root=config&amp;amp;morpho=0&amp;amp;basename=\data\alt\altet&amp;amp;first=1&amp;amp;off=&amp;amp;text_proto=*k%C5%AB%CC%80gu%CC%80&amp;amp;method_proto=substring&amp;amp;ic_proto=on&amp;amp;text_meaning=&amp;amp;method_meaning=substring&amp;amp;ic_meaning=on&amp;amp;text_rusmean=&amp;amp;method_rusmean=substring&amp;amp;ic_rusmean=on&amp;amp;text_turc=&amp;amp;method_turc=substring&amp;amp;ic_turc=on&amp;amp;text_mong=&amp;amp;method_mong=substring&amp;amp;ic_mong=on&amp;amp;text_tung=&amp;amp;method_tung=substring&amp;amp;ic_tung=on&amp;amp;text_kor=&amp;amp;method_kor=substring&amp;amp;ic_kor=on&amp;amp;text_jap=&amp;amp;method_jap=substring&amp;amp;ic_jap=on&amp;amp;text_reference=&amp;amp;method_reference=substring&amp;amp;ic_reference=on&amp;amp;text_any=&amp;amp;method_any=substring&amp;amp;sort=proto&amp;amp;ic_any=on">&lt;em>این‌جاست&lt;/em>&lt;/a>.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-ltr">&lt;strong>Proto-Altaic:&lt;/strong> &lt;em>kū̀gù&lt;br>&lt;/em>&lt;strong>&lt;em>Meaning:&lt;/em>&lt;/strong>&lt;em> swan&lt;br>&lt;/em>&lt;strong>&lt;em>Russian meaning:&lt;/em>&lt;/strong>&lt;em> лебедь&lt;br>&lt;/em>&lt;strong>&lt;em>Turkic:&lt;/em>&lt;/strong>&lt;em> &lt;/em>Kugu&lt;br>&lt;strong>Old Turkic:&lt;/strong> quɣu (Yen., OUygh.)&lt;br>&lt;strong>Karakhanid:&lt;/strong> quɣu (MK)&lt;br>&lt;strong>Turkish:&lt;/strong> koɣu, kuɣu&lt;br>&lt;strong>Tatar:&lt;/strong> qū, qu (Буд.); Sib. quɣɨ 'polar duck'&lt;br>&lt;strong>Middle Turkic:&lt;/strong> quɣu (Ettuhf.), qu (Pav. C., AH)&lt;br>&lt;strong>Uzbek:&lt;/strong> quw&lt;br>&lt;strong>Uighur:&lt;/strong> quw&lt;br>&lt;strong>Azerbaidzhan:&lt;/strong> Gu, Guɣu&lt;br>&lt;strong>Turkmen:&lt;/strong> Guv&lt;br>&lt;strong>Khakassian:&lt;/strong> xū&lt;br>&lt;strong>Shor:&lt;/strong> qū&lt;br>&lt;strong>Oyrat:&lt;/strong> qū&lt;br>&lt;strong>Yakut:&lt;/strong> kuba&lt;br>&lt;strong>Dolgan:&lt;/strong> kuba&lt;br>&lt;strong>Tuva:&lt;/strong> qū&lt;br>&lt;strong>Kirghiz:&lt;/strong> qū&lt;br>&lt;strong>Kazakh:&lt;/strong> quw&lt;br>&lt;strong>Noghai:&lt;/strong> quw&lt;br>&lt;strong>Balkar:&lt;/strong> quw&lt;br>&lt;strong>Karaim:&lt;/strong> quɣu, qoɣu, quw&lt;br>&lt;strong>Karakalpak:&lt;/strong> quw&lt;br>&lt;strong>Kumyk:&lt;/strong> quw, qū&lt;br>&lt;br>&lt;strong>Mongolian:&lt;/strong> &lt;em>kuna&lt;br>Proto-Mongolian: &lt;/em>kuna&lt;br>Meaning: swan&lt;br>Russian meaning: лебедь&lt;br>Written Mongolian: quna, qun, quŋ (L 986)&lt;br>Middle Mongolian: qun (HY 14, SH)&lt;br>Khalkha: xun&lt;br>Buriat: xun(g)&lt;br>Kalmuck: xunǝ&lt;br>Ordos: xun&lt;br>&lt;br>&lt;strong>Tungus-Manchu:&lt;/strong> &lt;em>kūku&lt;br>Proto-Tungus-Manchu: &lt;/em>kūku (/*xūku)&lt;br>Meaning: swan&lt;br>Russian meaning: лебедь&lt;br>Evenki: ūk-si&lt;br>Even: ụ̄-sị&lt;br>Negidal: xūk-si&lt;br>Ulcha: kuku&lt;br>Orok: kuku / kukku&lt;br>Nanai: kuku&lt;br>Oroch: kūku&lt;br>Udighe: kūxi&lt;br>&lt;br>&lt;strong>Korean:&lt;/strong> &lt;em>kón&lt;br>Proto-Korean: &lt;/em>kón&lt;br>Meaning: swan&lt;br>Russian meaning: лебедь&lt;br>Modern Korean: koni&lt;br>Middle Korean: kón&lt;br>&lt;br>&lt;strong>Proto-Altaic:&lt;/strong> &lt;em>kū̀gù&lt;br>&lt;/em>&lt;strong>&lt;em>Japanese:&lt;/em>&lt;/strong>&lt;em> &lt;/em>kùkùpí&lt;br>Proto-Japanese: *kùkùpí&lt;br>Meaning: swan&lt;br>Russian meaning: лебедь&lt;br>Old Japanese: kukupji&lt;br>Middle Japanese: kùkùfí&lt;br>Tokyo: kugui (arch.)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> وبلاگ شیوا فرهمند راد (&lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://shivaf.blogspot.com/2013/12/ramz-goshai-az-name-googoosh.html">&lt;strong>&lt;em>چه می‌دانم...&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>)&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>۷ محور کلیدی مدیریت امام ‌خامنه‌‌ای در جنگ ترکیبی با اسرائیل</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-07-03-yo5lzd14zjpf/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-07-03-yo5lzd14zjpf/</guid><pubDate>Thu, 03 Jul 2025 15:33:43 +0330</pubDate><description>عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به نقش محوری رهبر معظم انقلاب اسلامی در مدیریت جنگ ترکیبی علیه ایران، از هفت محور کلیدی این فرماندهی هوشمندانه پرده برداشتند. حضرت آیت الله عباس کعبی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خ</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="v-block v-blockquote veditor-rtl">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به نقش محوری رهبر معظم انقلاب اسلامی در مدیریت جنگ ترکیبی علیه ایران، از هفت محور کلیدی این فرماندهی هوشمندانه پرده برداشتند.&lt;/p>&lt;/blockquote>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3f77086ba5c949393521.jpg" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3f77086ba5c949393521.jpg">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">حضرت آیت الله عباس کعبی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قم به بیان سبک‌های مدیریتی ولی‌فقیه در مدیریت جنگ با رژیم صهیونیستی پرداختند و گفتند:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">رهبر معظم انقلاب با تدابیر به‌موقع و مدبرانه در مواجهه با جنگ ترکیبی، پیچیده، ضدانسانی و شیطانی صهیونیستی، که با مشارکت شیطان بزرگ، یعنی آمریکا صورت گرفته بود، مدیریت هوشمندانه‌ای را از خود نشان دادند.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری محورهای مختلف اقدامات کلیدی رهبر معظم انقلاب را بدین شکل تبیین نمودند:&lt;/h4>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">اول&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>بازگرداندن آرامش و وحدت به ملت ایران؛ &lt;/strong>این اقدام، نخستین گام مهم در مسیر پایداری و انسجام ملی بود.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">دوم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>انتصاب به‌موقع فرماندهان جایگزین؛ &lt;/strong>در مقاطع حساس، ایشان با انتخاب شایسته فرماندهان جدید، انسجام ساختاری نیروهای مسلح را حفظ کردند.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">سوم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>صدور دستورات لازم به مدیران ارشد کشور&lt;/strong> برای خدمت بیشتر به ملت؛ این رهنمودها موجب هماهنگی بیشتر ارکان اجرایی با اهداف دفاع مقدس شد.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">چهارم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پاسخ قاطع به تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا؛&lt;/strong> در برابر تهدیدات وقیحانه ترامپ خبیث، رهبر انقلاب فرمودند: «کسی را تهدید کنید که از شما بترسد».&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">پنچم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پنهان ماندن توان واقعی دفاعی ایران از دید دشمنان؛ &lt;/strong>صهیونیست‌ها هنوز عمق توان تخریبی و دقت موشک‌های نقطه‌زن جمهوری اسلامی را درک نکرده‌اند.&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">ششم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>صبر و یقین رهبری در مدار ایمان و آرامش باطنی؛&lt;/strong> ایشان همواره با آرامش و اطمینان خاطر، این تحولات را تحلیل کرده‌اند و فرموده‌اند: «این‌ها حوادث طبیعی در مسیر دشواری است که قله آن در پیش است.»&lt;/p>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">هفتم&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>هشدار نسبت به عواقب هرگونه تجاوز نظامی آمریکا؛&lt;/strong> در صورت اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، طوفانی در منطقه به پا خواهد شد و تمامی پایگاه‌های آمریکا در تیررس جمهوری اسلامی قرار دارند. ملت ایران، با شعار عاشورایی «هیهات منّا الذله»، در برابر دنیای تاریک ترامپ و نتانیاهو خبیث ایستادگی خواهد کرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> جامعه خبری تحلیلی &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://www.alef.ir/news/4040411083.html">&lt;em>الف&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-ltr">!&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پی‌نوشت:&lt;/strong> مجلس خبرگان رهبری که با عناوین مجلس خبرگان یا شورای خبرگان نیز نامیده می‌شود، مجلسی مشورتی متشکل از فقهای «واجد شرایط» است که بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت تعیین، عزل و نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی ایران را بر عهده دارد.&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>از هر آنچه گفتم گذشتم</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-06-24-dddlou7nxv1d/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-06-24-dddlou7nxv1d/</guid><pubDate>Tue, 24 Jun 2025 17:08:14 +0330</pubDate><description>آیا پایان غنی‌سازی چاره‌ساز خواهد بود؟ جعفر شیرعلی‌نیا * | ۷ خرداد ۶۷ و کمتر از دو ماه مانده به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، آیت‌الله خمینی در پیامی نوشته بود: «سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد نه در میدان مذاکره‌ها.» (صحیفه،</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3be88dc5266c62a95858.png" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3be88dc5266c62a95858.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">آیا پایان غنی‌سازی چاره‌ساز خواهد بود؟&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>جعفر شیرعلی‌نیا * |&lt;/strong> ۷ خرداد ۶۷ و کمتر از دو ماه مانده به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، آیت‌الله خمینی در پیامی نوشته بود: «سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد نه در میدان مذاکره‌ها.» (صحیفه، ج۲۱، ص۵۳)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">دوهفته مانده به پذیرش آن قطعنامه، در ۱۳ تير نیز نوشته بود: «امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ خیانت به رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است».&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">و ناگهان در پیام پذیرش قطعنامه ۵۹۸، تلخ‌ترین جمله‌اش را نوشت:&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>«از هر آن‌چه گفتم گذشتم.» &lt;/strong>(همان، ص۹۵)&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">او این چرخش ناگهانی را چرخشی قهرمانانه جلوه نداد و با تلخ‌ترین واژه‌ها آن را به زبان آورد. این تغییر نظر اساسی از پی یک فروپاشی بسیار عجیب در جبهه‌های ایران ایجاد شده بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">پذیرش ناگهانی قطعنامه ۵۹۸ جهان را نیز غافلگیر کرد. مردم ایران هم سیاستمداری را دیدند که می‌گوید «از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویی داشته‌ام با خدا معامله کرده‌ام.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">صدام هم غافلگیر شد و پذیرش قطعنامه از سوی ایران را فریب تاکتیکی معرفی کرد. با وجود این‌که عراق از یک سال قبل قطعنامه را پذیرفته بود، تن به آتش‌بس نداد و هجومی تازه را آغاز کرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">مردمی که به نظر می‌رسید از جنگ خسته بودند، دوباره برای دفع هجوم عراق به جبهه سرازیر شدند؛ هم صدام را عقب زدند و هم حمله‌ی ناجوانمردانه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/413037b2a8e2379dd96a.png" loading="false" uploading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/413037b2a8e2379dd96a.png">&lt;figcaption class="v-image-caption">&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این روزها ایران با یک هجوم غافلگیرانه در وسط معرکه‌ای افتاده که با دست فرمان دشمنانش پیش می‌رود. شاید ایران تنها با یک غافلگیری بتواند فرمان را برگرداند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شواهد نشان می‌دهد ایران از مسیر نظامی نمی‌تواند چنین غافلگیری بزرگی ایجاد کند؛ یا می‌تواند و ما مطلع نیستیم.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شواهد همچنین نشان می‌دهد که موضوع جنگ، صرفا غنی‌سازی نیست؛ اما به هر حال این موضوع به گره رسانه‌ای جنگ تبدیل شده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نمی‌دانم چرا برخی اصرار دارند که بگویند غنی‌سازی ایران آسیب جدی ندیده یا ذخایر اورانیوم منتقل شده است. حتی اگر این روایت کاملا منطبق بر واقعیت باشد، اصرار بر آن چه ضرورتی دارد؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در این وضعیت اگر ایران اعلام کند از غنی‌سازی دست خواهد کشید، احتمال غافلگیری مهاجمان وجود دارد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">گاهی برای آن‌که ماشین‌تان ته دره نیفتد، مجبور هستید آن را محکم به دیواره‌ی کوه بکوبید. ماشین‌تان، و احتمالا خودتان و سرنشینان نیز آسیب زیادی خواهند دید اما نتیجه، بهتر از سقوط در ته دره خواهد بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">اگر دشمنان نپذیرفتند، این تصمیم قابل بازگشت خواهد بود اما نکته‌ی مهم‌تر این است که اگر مهاجمان به این چرخش روی خوش نشان ندهند، وضعیت صحنه روشن‌تر خواهد شد و همدلی میان مردم بیشتر.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در حال حاضر نمی‌توان به طور قطع گفت که چه پیشنهادی ممکن است جواب دهد اما می‌‌توان به عنوان یک گزینه به آن فکر کرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">هرچه باشد، چیزی جز یک غافلگیری بزرگ از سوی ایران نمی‌تواند این مسیر خطرناک را با تغییری جدی مواجه کند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شواهد بسیاری نشان می‌دهد این جنگ حاصل یک طراحی و برنامه‌ریزی بسیار بلندمدت است که حتی تمام مراحلش، از حضور در میدان جنگ تا رسانه‌ و چینش فضای دیپلماتیک، از پیش تمرین شده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در چنین شرایطی حتما برای پایان جنگ و حتی پالس‌های پایان دادن طراحی‌هایی انجام شده است. در این حالت، حتی پایان جنگ با ابتکارعمل دشمن نیز خطرناک است و چه بسا بخشی از طراحی ویرانگر برای ایران عزیزمان باشد. پس جنگ باید با ابتکارعمل ایران پایان یابد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در این شرایط حکومت ایران حتی این فرصت را دارد که مسئله‌ی ادامه یا توقف غنی‌سازی را به رفراندوم بگذارد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">این پیشنهاد با این فرض مطرح می‌شود که دست ایران از اقدامات غافلگیرانه‌ی دیگر کوتاه باشد. اگر چنین است، شاید ارزشش را داشته باشد که برای ایران عزیز و مردم نازنینش بگوییم: «از هر آن‌چه گفتم گذشتم.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> کانال تلگرامی جعفر شیرعلی‌نیا &lt;a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="v-link" href="https://t.me/jafarshiralinia">&lt;em>t.me/jafarshiralinia&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>* درباره نویسنده:&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">جعفر شیرعلی‌نیا پژوهشگر برجسته تاریخ، بویژه تاریخ دفاع مقدس، متولد سال ۱۳۵۷ است. او به خاطر فعالیت‌های پژوهشی و انتشار کتاب‌های متعددی در زمینه تاریخ جنگ ایران و عراق و موضوعات مرتبط شناخته شده است.&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>سهم ایرانیان فقط حسرت است</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-05-22-gpdywwgzl70t/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-05-22-gpdywwgzl70t/</guid><pubDate>Thu, 22 May 2025 17:01:02 +0330</pubDate><description>سفر دونالد ترامپ به منطقه خلیج فارس دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مق</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/cd592f0d77053cf758a8.webp" alt="سفر دونالد ترامپ به منطقه خلیج فارس" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سفر دونالد ترامپ به منطقه خلیج فارس&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم آخرت را. (&lt;a class="md-inline-link" href="https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/6/page/273" target="_blank" rel="noopener nofollow">خمینی&lt;/a>)&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">مقایسه اقتصاد ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به زبان آمار&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://parsi.euronews.com/2025/05/21/trump-trip-to-arab-countries-persian-gulf-was-iranians-share-regret" target="_blank" rel="noopener nofollow">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">یورونیوز&lt;/strong>&lt;/em> &lt;/a>| حالا دیگر چند وقتی می‌شود که رئیس کل بانک مرکزی یا دیگر مقام‌های اقتصادی دولت ایران، درست در اوج‌گیری قیمت دلار در بازار آزاد از توافق و پیشرفت برای آزاد شدن ۶ میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران در بانک‌های قطری خبری نمی‌دهد تا به خیال خودشان بازار ارز را تعدیل کنند. سال‌ها خبر تکراری آزاد شدن آن ۶ میلیارد دلار که قبلا ۷ میلیارد دلار و در بانک‌های کره‌جنوبی بلوکه شده بود، تنها ابزار روانی در دست بانک مرکزی و دولت ایران برای اثرگذاری روی نرخ‌های ارز در بازار آزاد بود. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما درست در همین روزها، که دستیابی به ۶ میلیارد دلار بلوکه شده در بانک‌های قطری، برای ایران در حد رویا و آرزوست، کشور میزبان این ۶ میلیارد دلار، توافق هایی به ارزش ۲۴۳ میلیارد دلار با شرکت‌ها و موسسات آمریکایی امضا کرد.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/fca4663ad5315786510e.webp" alt="رشد فزاینده فقر در ایران زیر سایه حکومت..." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">رشد فزاینده فقر در ایران زیر سایه حکومت...&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">سفر به سرزمین ارقام اعجاب آور&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">سفر دونالد ترامپ به سه کشور منطقه خلیج فارس، اعدادی شگفت‌آور را به سرخط خبر رسانه‌های جهان کشید، اعداد و ارقامی که در ابعاد جهانی و بزرگترین اقتصادهای دنیا هم حیرت‌انگیز به حساب می‌آمدند، چه رسد به کشوری که سال‌های سال است حسرت ۶ - ۷ میلیارد دلار پول نفت بلوکه شده خودش را می‌کشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ارزش توافق‌نامه‌هایی که رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در جریان این سفر با سه کشور عربی منطقه خاورمیانه امضا کرد بالغ بر ۱/۴ تریلیون دلار می‌شود. علاوه بر رقم قابل توجه این توافقات، تنوع حوزه‌ها و بخش‌های مختلفی که موضوع این توافقات و قراردادها بودند نیز در نوع خود بی‌سابقه بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اگر تا پیش از این، قراردادهای همکاری اقتصادی بین این کشورها و آمریکا عموما به حوزه خرید تسلیحات و تجهیزات نظامی محدود باقی می‌ماند یا حداکثر تا بخش انرژی گسترش می‌یافت، این بار کشورهای عربستان سعودی، قطر و امارات عربی متحده آشکارا از تمایل خود برای گسترش همکاری با ایالات متحده در دیگر حوزه‌های اقتصادی از جمله فناوری‌های جدید، شامل هوش مصنوعی، ریزتراشه‌ها، حمل و نقل و... پرده برداشتند.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2021-04-28-krvbz57prhk0/"> https://alihoza.github.io/posts/2021-04-28-krvbz57prhk0/ &lt;/a>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">امارات به عنوان پیشتاز کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج‌فارس سال‌های طولانی است که تنوع‌بخشی در اقتصاد کشور و رهایی از اقتصاد نفتی را در دستور کار قرار داده و عملا این برنامه را با موفقیت به انجام رسانده است. مسیری که حال عربستان سعودی با شتاب به دنبال پیمودن آن است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">توسعه بخش‌هایی از اقتصاد این کشورها که علاوه بر انطباق با ملاحظات و نیازهای آینده‌ جهانی با ویژگی‌های بومی و اقلیمی این منطقه نیز سازگاری داشته باشد. بخش‌های گردشگری و جذب توریست، انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های پیشرفته و حوزه حمل‌و نقل و ترابری از آن جمله‌اند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در همین چارچوب است که امضای توافق ۲۰۰ میلیارد دلاری امارات با آمریکا برای ساخت بزرگ‌ترین پردیس هوش مصنوعی جهان در خارج از خاک آمریکا، در شهر ابوظبی، معنادار می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">نهایی شدن توافق ۸۰ میلیارد دلاری عربستان برای انجام سرمایه‌گذاری مشترک با ایالات متحده در حوزه هوش مصنوعی و قرارداد فروش ۱۱۰ میلیارد دلار هواپیما بوئینگ به خطوط هوایی اتحاد و قطر ایرلاین نیز تاییدکننده پیمودن مسیر تنوع‌بخشی و استراتژی بلندمدت این کشورها برای خلاصی از اقتصاد تک محصولی بر پایه نفت است.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">لنگ لنگان در مسابقه دوی سرعت&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">در میان این سفر پر زرق و برق اما، سهم ایرانیان حسرت بود، حسرت از اینکه این توافقات و این اتفاقات به طور بالقوه می‌توانستند در جغرافیای ایران رقم بخورند. اقلیم مناسب‌تر به لحاظ تنوع آب و هوا، دارا بودن جمعیت به ویژه نیروی انسانی جوان و باسواد و دیگر مزیت‌های ذاتی و ژئوپلیتیکی ایران بدون موانع سیاسی، به طور منطقی می‌توانست ایران را میزبان این تحولات کند و همین امکان موجب شد تا کاربران شبکه‌های اجتماعی مملو از مقایسه‌ها بین ایران و کشورهای منطقه شود.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2024-07-18-xy52g3l8fkzr/"> https://alihoza.github.io/posts/2024-07-18-xy52g3l8fkzr/ &lt;/a>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول، اقتصاد ایران به لحاظ اندازه تولید ناخالص داخلی به قیمت‌های جاری در سال ۲۰۲۵ میلادی اندکی بیش از ۳۴۱ میلیارد دلار خواهد بود که تقریبا یک سوم ارزش اقتصاد عربستان سعودی است که در این سال تولید ناخالص داخلی آن به ۱۰۸۰ میلیارد دلار خواهد رسید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جالب آنکه این دو اقتصاد بزرگ منطقه تا سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۹۰ خورشیدی) تقریبا شانه به شانه پیش می‌رفتند به طور مثال در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) ارزش تولید ناخالص داخلی ایران حتی بیش از ۴۴۰ میلیارد دلار بود که از اقتصاد عربستان سعودی با ۴۲۹ میلیارد دلار، اقتصادی بزرگتر به حساب می‌آمد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">از سال ۲۰۱۱ میلادی و همزمان با تشدید تحریم‌ها و مناقشات هسته‌ای ایران با کشورهای غربی و سازمان‌های بین‌المللی است که شکاف بین ارزش جاری تولید ناخالص داخلی دو کشور ایران و عربستان به نفع عربستان تغییراتی جدی را تجربه می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بر اساس آمارهای صندوق بین‌المللی پول، اندازه اقتصاد امارات عربی متحده که همواره کوچک‌تر از اقتصاد ایران بوده، از سال ۲۰۱۸ میلادی (۱۳۹۷ خورشیدی) از اقتصاد ایران پیشی می‌گیرد و همچنان این روند باقی مانده است، بر اساس برآورد این نهاد، ارزش تولید ناخالص داخلی امارات عربی متحده در سال ۲۰۲۵ میلادی به حدود ۵۴۹ میلیارد دلار بالغ می‌شود که ۱/۶ برابر ارزش تولید ناخالص داخلی ایران به حساب می‌آید.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/fc5d5402df85a03eebda.png" alt="مقایسه روند رشد تولید ناخالص داخلی ایران با سه کشور عربستان، امارات و قطر طی ۲۵ سال اخیر" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مقایسه روند رشد تولید ناخالص داخلی ایران با سه کشور عربستان، امارات و قطر طی ۲۵ سال اخیر&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">از این چهار اقتصاد، تنها اقتصاد کشور قطر است که ارزش جاری تولید ناخالص داخلی آن کمتر از اقتصاد ایران است، هرچند که اگر عامل جمعیت را به این اعداد و ارقام اضافه کنیم و سرانه تولید ناخالص داخلی این چهار کشور را مقایسه کنیم قطر با فاصله در صدر می‌ایستد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جمعیت اندک قطر و ثروت هنگفت این کشور باعث شده تا سرانه تولید ناخالص داخلی قطر در سال ۲۰۲۵ میلادی نزدیک به ۷۲ هزار دلار باشد که با این رقم سرانه، قطر در جایگاه دهم کشورهای جهان قرار می‌گیرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">پس از قطر، امارات عربی متحده با سرانه تولید ناخالص داخلی ۴۹/۵ هزار دلار در جایگاه دوم و عربستان با بیش از ۳۰ هزار دلار، رده سوم را در میان چهار کشور مورد مقایسه، به خود اختصاص می‌دهد.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/5447e3644b9002cc298f.png" alt="مقایسه سرانه تولید ناحالض داخلی ایران با قطر، امارات، عربستان، متوسط جهان و متوسط خاورمیانه در سال ۲۰۲۵" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مقایسه سرانه تولید ناحالض داخلی ایران با قطر، امارات، عربستان، متوسط جهان و متوسط خاورمیانه در سال ۲۰۲۵&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول، سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۵ میلادی فقط ۳/۹ هزار دلار است که بیش از ۱۸ برابر کم‌تر از سرانه تولید ناخالص داخلی قطر و ۵/۵ درصد این رقم است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سرانه تولید جهانی در سال ۲۰۲۵ میلادی ۱۴/۲ هزار دلار برآورد شده که ۳/۶ برابر سرانه تولید در ایران است، همچنین صندوق بین‌المللی پول، سرانه تولید ناخالص داخلی منطقه خاورمیانه را در سال جاری میلادی ۱۲/۹ هزار دلار ارزیابی کرده که ۳/۳ برابر سرانه تولید ایران است.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a56900631969eccf1c70.webp" alt="نه برق، نه آب، نه گاز، نه حتی هوا. دستاورد ایرانیان زیر سایه حکومت..." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نه برق، نه آب، نه گاز، نه حتی هوا. دستاورد ایرانیان زیر سایه حکومت...&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">نکته قابل توجه در این میان، تعمیق روز به روز شکاف فاصله اقتصاد ایران با اقتصادهای منطقه و جهان است، درست در روزهایی که رقابت بر سر جاگیری و نقش پذیری در زنجیره خلق ارزش بین‌المللی به شدیدترین شکل ممکن برقرار است، اقتصاد ایران در انزوای سیاسی و دور افتاده از تمام این تحولات پرشتاب، گرفتار دور زدن تحریم‌ها برای فروش نفت با تخفیف به تنها مشتری باقی مانده و تجارت محدود با همسایگان کوچک خود است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع صوت:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://podcasts.apple.com/us/podcast/%DB%B7%DB%B9-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3/id1556128686?i=1000709294302" target="_blank" rel="noopener nofollow">گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>دلم سوخت 😔</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-05-17-fyn18yaqwlyi/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-05-17-fyn18yaqwlyi/</guid><pubDate>Sat, 17 May 2025 14:24:28 +0330</pubDate><description>سخنان دونالد ترامپ درباره مقایسه ایران و کشورهای عربی پس از سفرش به منطقه دل خیلی‌ها را سوزاند. زیباکلام با رد هرگونه عقده یا کینه تاریخی نسبت به اعراب به خاطر وقایع گذشته، بر پیشینه فکری و تمدنی درخشان ایران در یک قرن پیش تاکید می‌کند. او</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">سخنان دونالد ترامپ درباره مقایسه ایران و کشورهای عربی پس از سفرش به منطقه دل خیلی‌ها را سوزاند. زیباکلام با رد هرگونه عقده یا کینه تاریخی نسبت به اعراب به خاطر وقایع گذشته، بر پیشینه فکری و تمدنی درخشان ایران در یک قرن پیش تاکید می‌کند. او با اشاره به شخصیت‌های برجسته ایران و تلاش‌ها برای قانون‌گرایی و دموکراسی در ایران، از اینکه امروز باید شاهد مقایسه‌ای باشد که پیشرفت کشورهای عربی را با وضعیت کنونی ایران در تقابل قرار می‌دهد، ابراز درد و اندوه کرد.&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/e229abef572e784e5b0b.png" alt="دکتر صادق زیباکلام: وقتی ترامپ پیشرفت اعراب را با ایران مقایسه کرد دلم سوخت" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">دکتر صادق زیباکلام: وقتی ترامپ پیشرفت اعراب را با ایران مقایسه کرد دلم سوخت&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">وقتی ترامپ پیشرفت اعراب را با ایران مقایسه کرد دلم سوخت&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">در خصوص سفر آقای ترامپ و مطالبی که ایشان در رابطه با ایران بیان داشتند، موضوع مقایسه‌ی وضعیت ما و اعراب، اینکه "ما چه بودیم و الان چه هستیم" و "اعراب چه بودند و الان چه هستند"، اجازه بدهید ابتدا نکته‌ای را عرض کنم. من، بر خلاف بسیاری از هموطنانم، نه با اعراب مشکلی دارم و نه با افغانستانی‌ها. بسیاری از هموطنانم به واسطه اتفاقات ۱۴۰۰ سال پیش یا ۱۵۰۰ سال پیش، نسبت به اعراب کینه‌ورزی یا حساسیت دارند. من شخصا چنین مشکلی ندارم که ما ۱۴۰۰ سال پیش در قادسیه از اعراب شکست خوردیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما ببینید، تمام مدتی که آقای ترامپ آن سخنان را بیان می‌کرد و بن سلمان نیز ایستاده بود و لبخند می‌زد، من به یاد نکته‌ای افتاده بودم و دلم می‌سوخت و اشکم در آمده بود. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دلم از این می‌سوخت که در زمانی که بسیاری در منطقه به سیب‌زمینی می‌گفتند دیب دمینی، ما شخصیت‌هایی چون محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) را داشتیم، ما میرزا علی‌اکبر خان داور را داشتیم که دادگستری نوین را بنا نهاد. ما کسانی چون میرزا ملکم خان و اشخاصی نظیر مستشارالدوله و مشیرالدوله را داشتیم. ما چه شخصیت‌هایی داشتیم! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ما در فکر دموکراسی بودیم، ما به حاکمیت قانون می‌اندیشیدیم. زمانی که در کل آسیا تنها ژاپن به درجاتی از مدرنیته، دموکراسی و حاکمیت قانون دست یافته بود، ما ایرانیان صحبت از قانون، صحبت از آزادی، و صحبت از دموکراسی می‌کردیم. در دورانی که بسیاری نمی‌دانستند واژه قانون را چگونه باید بنویسند، ما میرزا علی‌اکبرخان داور را داشتیم که بنای دادگستری را نهاد. در زمانی که بسیاری نمی‌دانستند واژه روشنفکر را چگونه باید بنویسند، فروغی را داشتیم که "سیر حکمت در اروپا" را می‌نوشت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این نکات دل انسان را به درد می‌آورد. آن زمان ما در چنان جایگاهی بودیم و اکنون باید بنشینیم و گوش دهیم. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تمام مدتی که آقای ترامپ این مسائل را بیان می‌کرد، من به جای اندیشیدن به برجام، به نیروهای نیابتی، به موشک، به اتم، به بمب یا به مذاکرات، به این فکر می‌کردم که ما کجا بودیم. ما از نظر فکری، از نظر اندیشه، از نظر وجود دولتمردان و اندیشمندان، از نظر حاکمیت قانون، در چه جایگاهی قرار داشتیم. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این صحبت‌ها مربوط به ۱۰۰ سال پیش است. ۱۰۰ سال پیش ما کجا بودیم و آنها کجا بودند؟ و اکنون ما باید بنشینیم و به این حرفها گوش دهیم که آنها به کجا رسیده‌اند و ما به کجا رسیده‌ایم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">من تمام مدت به این جنبه و بُعد قضیه فکر می‌کردم.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://www.aparat.com/v/vrh5r22"> https://www.aparat.com/v/vrh5r22 &lt;/a>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> شبکه خبری دیدار&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>مگس آمریکایی و سیمرغ ایرانی!</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-05-15-ngdi8hpoylnp/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-05-15-ngdi8hpoylnp/</guid><pubDate>Thu, 15 May 2025 16:01:06 +0330</pubDate><description>«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!» کنایه سخنگوی دولت به ترامپ: ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در پاسخ به اظهارات ترامپ در عربستان عنوان کرد: چون اینجا سرزمین شعر و ادب است و</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!» &lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/1756cf99b41e8f38ed45.png" alt="کنایه سخنگوی دولت به ترامپ: ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کنایه سخنگوی دولت به ترامپ: ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در پاسخ به اظهارات ترامپ در عربستان عنوان کرد: چون اینجا سرزمین شعر و ادب است و فرهنگ در مورد اظهارنظر در مورد موضوعات داخلی کشور من عرض می‌کنم که ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست.&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;p class="md-block-unstyled">روزی روزگاری، در سرزمینی پهناور که سیمرغی باشکوه حاکم آن بود، همه چیز به ظاهر عالی به نظر می‌رسید. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">یک روز، سیمرغ باشکوه به دستشویی رفت تا کارش را انجام دهد. ناگهان برق رفت و در تاریکی مطلق در دستشویی گیر افتاد. سیمرغ با عصبانیت فریاد زد «این دیگر چه وضعیست؟ دستور می‌دهم برق فورا سر کارش حاضر شود!». در همین احوال، مگسی بدون اجازه وارد دستشویی شد. مگس ناقلا دور سر سیمرغ می‌چرخید و نمی‌خواست برود. سیمرغ که از تاریکی و مزاحمت مگس کلافه شده بود، داد زد: «ای بی‌ادب، بی‌اجازه وارد مشو! اینجا قلمرو سیمرغ‌ست نه جولانگه تو! زود از اینجا بیرون برو!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما مگس بیرون نرفت و گفت «اوه اوه! بابا، بزرگ! بابا مقتدر! بابا هژمون منطقه! می‌خوای من رو از دستشویی بندازی بیرون؟ بگو ببینم، اگه نخوام برم بیرون چطوری بیرونم می‌کنی؟» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس در ادامه گفت «سوالی دارم که اگر پاسخ بدهی میروم بیرون.» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ گفت «زود بپرس که حالم خوب نیست.»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس گفت «چرا تو کشور نه آب داریم نه برق داریم نه گاز داریم و نه هوا؟!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ با غرور گفت «اینها که تقصیر من نیست. تقصیر دشمنان است.»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس پرسید «پس تو چکاره بودی اینجا؟ چطوره که قدرت اجرایی دشمنانت در اینجا بیشتر از قدرت اجرایی توئه؟ چطور آنها توانستن آب و برق رو قطع کنن اما تو نتوانستی وصل کنی؟»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ گفت «ای بی‌بصیرت. این حرفها به تو نیامده. اینها همه‌اش کار دشمنان‌ست! دشمنان این خاک و ملت باعث شده‌اند آب و برق و گاز قطع شود. تو دشمن را نمیشناسی. تو بصیرت نداری.» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس گفت «چرا این دشمن‌ها فقط تو رو هدف گرفتن و با بقیه کاری ندارن؟ اصلا مگه فقط تو دشمن داری؟ مگه سایرین دشمن ندارن؟»&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">مگس سوالاتی از سیمرغ می‌پرسید که تابحال هیچ کسی از او نپرسیده بود. &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ که هنوز روی توالت نشسته بود، دستانش را زیر چانه گذاشت و با صدایی پرطمطراق شروع کرد به تعریف از خودش و دستاوردهایش: «من یاور محرومانم! من با امپریالیسم و جنایتکاران جنگیدم! من پوزه آنها را به خاک مالیدم. به خاطر همین دشمن دارم!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس گفت «آها، پس همه این مشکلات به خاطر قهر و مبارزه توئه؟ خیلی هم خوب!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس پرسید «این همه مبارزه تو با امپریالیسم و جنایتکاران تابحال نتیجه هم داشته؟» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ گفت «به وقتش!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس پرسید «تابحال یه کشور امپریالیسم و جنایتکار را به سزای عملش رسوندی؟» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ گفت «به وقتش!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس پرسید «آیا تابحال یک کشور محروم و فقیر رو آباد کردی؟» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ گفت «به وقتش!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مگس گفت «پس همینجا بشین تا وقتش فرا برسد.» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">و رفت. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سیمرغ که در توهمات خود غوطه ور بود متوجه منظور مگس نشد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">با آرامش خاطر شماره دو اش را انجام داد و آفتابه را برداشت تا برای نظافت پرش کند. اما...&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما دید آب هم قطع است!!! &lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h3 class="md-block-header-three">بخشی از سیاه‌نمایی‌های ترامپ علیه ایران در سخنرانی او در عربستان:&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/2297947ac3df5e44fcea.png" alt="اظهارات و سیاه نمایی‌های ترامپ علیه ایران" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">اظهارات و سیاه نمایی‌های ترامپ علیه ایران&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">ترامپ در جمع سعودی ها به سیاه نمایی علیه ایران پرداخت و  مدعی شد: &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">«در حالی که شما بلندترین آسمان‌خراش‌های جهان را در جده و دبی ساخته‌اید، بناهای تاریخی تهران از سال ۱۹۷۹ در حال فروپاشی و تبدیل شدن به آوار و خاک هستند. مدیریت اشتباه چندین ساله دولت ایران باعث شده است تا این کشور با قطعی برق‌ چندساعته و روزانه روبه رو شود.»&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">رئیس جمهوری آمریکا در ادامه سیاه نمایی های خود علیه ایران ادعا کرد: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">«زمانی که توانایی‌های شما صحرا و بیابان را به زمین کشاورزی تبدیل کرده است، دولت ایران با فساد خود زمین‌های کشاورزی را به بیابان تبدیل کرده است. آن‌ها حتی مافیای آب دارند که با خشک کردن رودخانه‌ها ثروتمند می‌شوند و اجازه نمی‌دهند مردم ایران آب داشته باشند.»&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ترامپ در اظهارات خود مدعی شد: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">«زمانی که کشورهای عربی در حال تبدیل به ستون ثبات و تجارت در جهان هستند، دولت ایران درحال دزدیدن ثروت مردم ایران است و با تامین مالی تروریست‌ها، جهان را به آشوب می‌کشند. دولت ایران همچنین یک منطقه را به آشوب کشیده است. دولت ایران در تلاشی برای حفظ دولتی درحال سقوط در سوریه به کشتار مردم سوریه دست زد. اکنون سوریه را نگاه کنید.»&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">او  در ادامه اظهارات خصمانه اش ادعا کرد: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">«دولت ایران با تأمین نیروی نیابتی خود در لبنان، یعنی حزب‌الله، لبنان را که پایتخت آن زمانی پاریس خاورمیانه نام داشت، نابود کرده است. همه این بدبختی قابل  اجتناب بود. اگر دولت ایران به جای ایجاد هرج و مرج روی ساخت و توسعه این کشور تمرکز می‌کرد، می‌توانست پیشرفت کند.»&lt;/strong>&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت -۱- &lt;/strong>این داستان بی‌نمک توسط هوش مصنوعی تولید شده است!‍ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت -۲- &lt;/strong>ما مردم ایران همینجا اعلام میکنیم که اسیر سیاه‌نمایی‌های رییس‌جمهور معلوم الحال آمریکا نشده و نخواهیم شد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت -۳- &lt;/strong>عکسهای تولید شده توسط AI از رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در لباس سنتی سعودی، و دخترش ایوانکا با لباس و قهوه سنتی عربی:&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/de9b0949112a917b307b.webp" alt="عکسهای تولید شده توسط AI از رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در لباس سنتی سعودی، و دخترش ایوانکا با لباس و قهوه سنتی عربی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">عکسهای تولید شده توسط AI از رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در لباس سنتی سعودی، و دخترش ایوانکا با لباس و قهوه سنتی عربی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>آیا سقوط لیبی تقصیر آمریکا بود؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-04-15-gmcbdqhojj92/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-04-15-gmcbdqhojj92/</guid><pubDate>Tue, 15 Apr 2025 17:05:03 +0330</pubDate><description>یا تقصیر قذافی؟ این روزها در رسانه‌های غربی و ایرانی، مقایسه‌ای میان مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا با توافق لیبی در دوران قذافی مطرح می‌شود. برخی هشدار می‌دهند که آمریکا به دنبال “لیبی‌کردن” ایران است، اما آیا این مقایسه درست است؟ برای پاس</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">یا تقصیر قذافی؟&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">این روزها در رسانه‌های غربی و ایرانی، مقایسه‌ای میان مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا با توافق لیبی در دوران قذافی مطرح می‌شود. برخی هشدار می‌دهند که آمریکا به دنبال "لیبی‌کردن" ایران است، اما آیا این مقایسه درست است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید نگاهی به تاریخ لیبی و نقش معمر قذافی در فروپاشی این کشور بیندازیم. &lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/cfd5c76f1a157f387f8c.webp" alt="معمر قذافی رهبر لیبی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">معمر قذافی رهبر لیبی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">حکومت ۴۲ ساله قذافی: دیکتاتوری بی‌قید و شرط&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">معمر قذافی به مدت چهار دهه بر لیبی حکومت کرد، اما در این مدت نه ساختار دموکراتیکی ایجاد کرد و نه اجازه داد نهادهای مدنی شکل بگیرند. حکومت او مبتنی بر سرکوب شدید مخالفان بود، به‌طوری که حتی بسیاری از رهبران عرب منطقه هدف توطئه‌های ترور او قرار گرفتند؛ مَثَلی در خصوص لیبی وجود دارد که می‌گوید «هیچ رهبر جهان عربی نبوده که قذافی نقشه‌ای برای ترور او نکشیده باشد». &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">قذافی در عرصه بین‌المللی نیز با سخنرانی‌های تند و اقداماتی مانند پاره کردن منشور سازمان ملل در پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل، خود را به عنوان یک چهره ضدسیستم معرفی می‌کرد، او نظم جهانی را به دور از انصاف و عدالت می‌دانست اما در داخل کشورش، هیچ سازوکار قانونی یا قضایی مستقل وجود نداشت. در لیبی قذافی اساساً قوه قضائیه‌ای وجود نداشت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">لیبی تحت حکومت او کشوری کاملا وابسته به نفت بود، بدون پارلمان واقعی، بدون احزاب سیاسی و بدون آزادی بیان. قذافی حتی تشکیل احزاب را "خیانت" می‌دانست و مخالفانش را "سگ‌های ولگرد" خطاب می‌کرد. او در کتاب سبز خود ادعا می‌کرد که لیبی تنها دموکراسی واقعی جهان است، اما در عمل... قذافی دولت و بوروکراسی دولتی لیبی را از بین برد چراکه ساختار دولتی را مزاحم اقدامات خود می‌دید.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">لیبی؛ کشوری که هرگز یکپارچه نبود&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">لیبی از ابتدا کشوری با ساختار قبیله‌ای و پر از اختلافات داخلی بود. ایتالیایی‌ها این کشور را به صورت مصنوعی ایجاد کردند و قذافی تنها با زور اسلحه توانست این قبایل را تحت کنترل درآورد. او معتقد بود که در چنین جامعه‌ای فقط "مشت آهنین" می‌تواند ثبات ایجاد کند. اما همین سیاست‌های سرکوبگرانه باعث شد که وقتی ضعف او در سال ۲۰۱۱ آشکار شد، قبایل و گروه‌های مسلح به سرعت علیه او شورش کنند. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">آمریکا و غرب: فرصت‌طلبی از ضعف قذافی&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">آمریکا و متحدان غربی‌اش قطعا از ضعف قذافی سوءاستفاده کردند. زمانی که او در موضع ضعف قرار گرفت مجبور شد به امتیازات بزرگی تن دهد. اما نکته کلیدی اینجاست که &lt;strong class="md-inline-bold">«ریشه اصلی فروپاشی لیبی، حکومت فاسد و غیردمکراتیک قذافی بود»&lt;/strong>. او نه تنها ساختارهای حکومتی را نابود کرده بود، بلکه حتی زمانی که نزدیکانش به او هشدار دادند که بحران‌های لیبی "راه‌حل امنیتی ندارد"، گوشش بدهکار نبود. قذافی با اقدامات خودش کار را به جایی رساند که مجبور شد از موضع ضعف بر سر میز مذاکره‌ای بنشیند که سال‌ها از آن گریخته بود و نهایتا مجبور به دادن امتیازات حداکثری شد.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">نتیجه‌گیری: تقصیر اصلی بر دوش چه کسی است؟&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">آمریکا و غرب در سقوط لیبی نقش داشتند، اما اگر قذافی به جای سرکوب و دیکتاتوری، ساختاری منسجم و پاسخگو ایجاد کرده بود، احتمالا لیبی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. فروپاشی لیبی بیش از هر چیز نتیجه حکومت فردی بود که حاضر نبود هیچ صدای مخالفی را تحمل کند. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">پرسش پایانی:&lt;/h3>&lt;h4 class="md-block-header-four">آیا می‌توان مقایسه‌ای میان لیبی قذافی و ایران امروز انجام داد؟&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">به نظر می‌رسد این قیاس نادرست باشد، چرا که ساختار سیاسی و اجتماعی ایران با لیبی زمان قذافی تفاوت‌های بنیادین دارد. اما درس اصلی این است که &lt;strong class="md-inline-bold">«حکومت‌های بسته و سرکوبگر، در بلندمدت خود را در معرض تهدیدهای داخلی و خارجی قرار می‌دهند»&lt;/strong>. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-35889" target="_blank" rel="noopener nofollow">hammihanonline.ir&lt;/a>&lt;/em> (با تغییرات)&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت: &lt;/strong>نسخه صوتی تولید شده توسط هوش مصنوعی به یادداشت اضافه شد. &lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>حکم مسعود پزشکیان و ترک عادت جمهوری اسلامی</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-04-07-jngcgwckxxrd/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-04-07-jngcgwckxxrd/</guid><pubDate>Mon, 07 Apr 2025 16:26:10 +0330</pubDate><description>مسعود پزشکیان و شهرام دبیری شهرام دبیری معاون پارلمانی دولت چهاردهم در تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ با هماهنگی و هزینه شخصی خود به قطب جنوب سفر می‌کند. سفری که بنا به برخی گمانه‌زنی‌ها احتمالا تا ۴۰ هزار دلار (حدود چهار میلیارد تومان به پول امروز) هز</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/072275f726a5260262a5.jpg" alt="مسعود پزشکیان و شهرام دبیری " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مسعود پزشکیان و شهرام دبیری &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">شهرام دبیری معاون پارلمانی دولت چهاردهم در تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ با هماهنگی و هزینه شخصی خود به قطب جنوب سفر می‌کند. سفری که بنا به برخی گمانه‌زنی‌ها احتمالا تا ۴۰ هزار دلار (حدود چهار میلیارد تومان به پول امروز) هزینه داشته است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اولین خبرهای سفر در روز چهارم فروردین سر از فضای مجازی درآورد و منبع آن نیز صفحه اینستاگرام همسر دبیری بود و واکنش اولیه به خبر این بود که عکس‌ها مربوط به تبریز است. اما خبرگزاری فارس در ۶ فروردین به نقل از دفتر دبیری خبر داد که او به سفر رفته اما مقصد او قطب جنوب نبوده است. ۷ فروردین یک پیام واتساپی از دبیری منتشر شد و دبیری ضمن تاکید بر اینکه سفرش با هماهنگی و هزینه شخصی بوده، بر این نکته تاکید کرد که در قطب جنوب حضور ندارد. در نهایت اما با حکم مسعود پزشکیان در ۱۶ فروردین، مشخص شد که ماجرای سفر به قطب جنوب صحت داشته و شخص دبیری و روابط عمومی معاونت پارلمانی دولت به دروغ آن را تکذیب کرده‌اند. &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.khabaronline.ir/news/2045466" target="_blank" rel="noopener nofollow">تکذیبیه رسمی&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> سفر دبیری به قطب جنوب، روز ۵ فروردین روی سایت معاونت پارلمانی قرار گرفته بود. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">گناه دبیری چه بود؟&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">اما دبیری به غیر از تکذیب دروغی که اتفاق افتاد (و نباید می‌افتاد)، از لحاظ اداری و قانونی تخلفی نکرده بود. او با درآمد شخصی خود (یا همسرش) با استفاده از حق خود برای استفاده از مرخصی، به سفر رفته بود. پاسخ کسانی که به سفر او بعنوان نمادی از اشرافی‌گری و عدم ساده‌زیستی استناد می‌کنند هم می‌تواند این باشد که شخص دبیری جایی شعار ساده‌زیستی نداده بود ضمنا، اگر عاقل و منصف باشیم باید بدانیم کشورمان بیشتر از اینکه به مسئولان ساده‌زیست (نظیر احمدی‌ن*** و قالیب*** (!) و صدیق*** (!) و حاجیز*** و...) نیاز داشته باشد نیازمند مسئولان کاردان و وطن پرست است. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">یک حکم بی‌همتا&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">با این همه، گذشته از این بحث که آیا اصلا کاری که انجام شده خطا بوده یا نه و آیا برکناری او کار صحیحی بوده است یا خیر اما محتوای حکم مسعود پزشکیان به گمان من و خیلی‌های دیگر در تاریخ جمهوری اسلامی کم نظیر است اگر بی‌همتا نباشد. پزشکیان پس از قطعیت موضوع حکم به برکناری معاون خود داد بعلاوه، مسئول مربوطه در معاونت پارلمانی ریاست جمهوری که خبر سفر به قطب جنوب را تکذیب کرده بود نیز عزل شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اینکه بجای دستور به طرف برای استعفا یا هر نوع ماله کشی و لاپوشانی و پنهانکاری و... در حکمی صریح و شفاف مقام مسئول برکنار شود و دلیل برکناری نیز در حکم ذکر شود در حکومت سراسر پنهانکار و غیرشفاف و رانتی و مصلحت‌زده جمهوری اسلامی نادر است.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">مسعود پزشکیان در حکم خود خطاب به شهرام دبیری نوشته است: &lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">«در این ایام پس از بررسی خبر، قطعی شد که در ایام نوروز در سفر تفریحی قطب جنوب بودید. در دولتی که مفتخر به اقتدا به مولای متقیان است و در شرایطی که هنوز در کشورمان فشارهای اقتصادی بر مردم زیاد و محرومان پرشمارند، سفر پرهزینه تفریحی مسئولان رسمی، حتی با هزینه‌های شخصى، قابل دفاع و توجیه‌پذیر نبوده و با معیار ساده‌زیستی مسئولان سازگار نیست. دوستی دیرین و همکاری و خدمات ارزشمند شما در معاونت پارلمانی دولت چهاردهم، مانع آن نیست که پایبندی به صداقت، عدالت و وعده‌هایی که به مردم دادیم، مقدم داشته شود. بنابر این از ادامه همکاری با شما در دولت چهاردهم معذوریم.»&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/4fedbab1d372e24b8fda.jpg" alt="شهرام دبیری معاون پارلمانی وقت دولت چهاردهم" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">شهرام دبیری معاون پارلمانی وقت دولت چهاردهم&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بدین ترتیب برخلاف رویه جاری یعنی رویه پنهانکاری، مقدس‌نمایی، و مصلحت‌زده جمهوری اسلامی، دبیری استعفای به اصطلاح محترمانه‌ و بی‌سروصدا نداشت. ارزشمندی حکم پزشکیان وقتی مشخص‌تر می‌شود که پرونده‌های اخیر برخی مسئولان را به یاد بیاوریم: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">برای نمونه سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم به‌رغم درگیری در پرونده فساد نهاده‌های دامی و چای دبش (که اخیرا منجر به صدور حکم زندان برای او شد)، هرگز از سوی سید ابراهیم رئیسی عزل نشد بلکه استعفا داد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">یا ماجرای حجت الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه تهران در موضوع زمین محله ازگل تهران منجر به برکناری او از پیش‌نمازی نماز جمعه تهران از سوی رهبر جمهوری اسلامی نشد. در این مورد حتی استعفا هم نداد! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">یا اجاره موقوفه خانه – حسینیه امینی‌ها در قزوین توسط عروس حجت‌الاسلام مهدی خاموشی نیز به استعفا، عزل یا پاسخگویی ختم نشد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">یا ده‌ها و بلکه صدها پرونده فساد دیگر که اگر هم فرض بگیریم رسیدگی و منجر به صدور حکم شدند اما تلاش شد تا در خفا و خاموشی و بی‌سروصدا &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/zrh3n" target="_blank" rel="noopener nofollow">فیصله&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> یابند (مطابق فرمان «کشش ندهید»). &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در این رابطه عبدالله گنجی، فعال سیاسی اصولگرا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «روش برکناری دبیری از معاونت ریاست‌جمهوری توسط پزشکیان مهم‌تر از اصل برکناری است. معمولا در چنین مواردی طرف را توصیه به استعفا می‌کنند و خیلی ظریف حذف می‌شود...»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/AHVT2" target="_blank" rel="noopener nofollow">جلیل محبی&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em>، روحانی نزدیک به قالیباف نیز در این مورد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «نامه امروز آقای پزشکیان در برکنار کردن آقای دبیری، در نوع خود در تاریخ انقلاب بی‌نظیر بود. امیدوارم این نوع نگارش نامه و محتوایش و نوع عکس‌العمل باب شود در کشور.»&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">من هم امیدوارم...&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">من هم امیدوارم (و چاره‌ای جز این ندارم) که با این حجم از &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/BEJXZ" target="_blank" rel="noopener nofollow">بحران‌های ناکارآمدی&lt;/a>&lt;/em>&lt;/strong> و ناترازی (بخوانید ورشکستگی) اگر حکومت جمهوری اسلامی‌ای باقی ماند، این نوع نگارش نامه و محتوایش و نوع عکس‌العمل در آن باب شود. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">سایر منابع: &lt;/strong>&lt;/p>&lt;ul class="md-block-unordered-list-item">&lt;li>&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-35187" target="_blank" rel="noopener nofollow">hammihanonline.ir/fa/tiny/news-35187&lt;/a>&lt;/em>&lt;/li>&lt;li>&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4167942" target="_blank" rel="noopener nofollow">donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4167942&lt;/a>&lt;/em>&lt;/li>&lt;/ul>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>جعفر خان از فرنگ آمدن!</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-03-02-lksrzwkbqird/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-03-02-lksrzwkbqird/</guid><pubDate>Sun, 02 Mar 2025 17:32:19 +0330</pubDate><description>جعفرخان به تازگی از پاریس برگشته و مظاهر مدرنیته را اقتباس کرده. جعفرخان یکی درمیان کلمات فرانسوی می‌پراند؛ توله‌سگ دارد؛ لباس برازنده و مرتبی پوشیده؛ نگران «میکروب»های در هواست و… میز (Ms) الناز سخاییان، منیجینگ دیرکتور نستله در آیران!!!</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">جعفرخان به تازگی از پاریس برگشته و مظاهر مدرنیته را اقتباس کرده. جعفرخان یکی درمیان کلمات فرانسوی می‌پراند؛ توله‌سگ دارد؛ لباس برازنده و مرتبی پوشیده؛ نگران «میکروب»های در هواست و...&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/1e8de781c116a700f009.jpg" alt="میز (Ms) الناز سخاییان، منیجینگ دیرکتور نستله در آیران!!!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">میز (Ms) الناز سخاییان، منیجینگ دیرکتور نستله در آیران!!!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">مقدمه&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">نمایشنامه‌ی «جعفرخان از فرنگ آمده» حالا بیش از ۱۰۰ سال با ما فاصله دارد اما همچنان تازه و زنده است و مخاطب قرن حاضر نیز از خواندنش لذت می‌برد. حسن مقدم در توضیح این اثر می‌نویسد :«مدتی است که تماشای بعضی صحنه‌های مضحک و رویدادهای خنده‌آور فرنگ رفته‌ها مرا بر آن داشته که نمایشنامه‌ای بنویسم. اسم آن را هم انتخاب کرده ام: جعفرخان از فرنگ آمده. هدفم این است که نمایش سرگرم‌کننده باشد و نه‌تنها عده‌ای خاص بلکه توده‌ی مردم هم بتوانند با موضوع نمایشنامه رابطه برقرار نمایند.». &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">موضوع این نمایشنامه که دو گونه‌ی مواجهه‌ با یک وضعیت یکسان را نشان می‌دهد، بی‌شک یکی از دلایل استقبال از آن تا به امروز است. شخصیت جعفرخان به تازگی از پاریس برگشته و مظاهر مدرنیته را اقتباس کرده و خان دایی‌اش -که از او استقبال می‌کند- هنوز مردی سنتی است که هیچ با این مظاهر خو نمی‌گیرد و اقبالی نشان نمی‌دهد. جعفرخان یکی درمیان کلمات فرانسوی می‌پراند؛ توله‌سگ دارد؛ لباس برازنده و مرتبی پوشیده است؛ نگران «میکروب»های در هواست و جملگی این‌ها برای اهالی سنتی ایران آن زمان عجیب و غریب می‌نماید. دایی‌جان و اطرافیانش، «زینب» را برای همسری جعفرخان درنظر گرفته‌اند. او که می‌تواند «...توی خونه کمک بکنه، سبزی پاک کنه، چیز میز وصله کنه، اتو بکشه، قرآن بخونه، وسمه بکشه، حلوا بپزه، فال بگیره، جادو بکنه...». پیداست که جعفرخان دیگر هیچ ارتباطی با وطنی که ترکش کرده بود و اهالی آن برقرار نمی‌کند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">توانایی حسن مقدم در توصیف دو تیپ متفاوت و موقعیت‌های مواجهه‌ی آن‌ها از ویژگی‌های برجسته‌ی این متن و یکی از عوامل مهم جذابیت آن است. غرب‌زدگی و تحجر دو کلیدواژه‌ی مهم درباره‌ی این نمایشنامه است که آن را به اثری انتقادی در تاریخ ادبیات نمایشی ایران تبدیل کرده است. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">اصل مطلب&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">اخیرا ویدیویی از سخنرانی الناز سخائیان، مدیرعامل شرکت نستله در ایران، در فضای مجازی منتشر شده که به صف‌آرایی دوباره کاربران منجر شده است:&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«اگه بخوام توی... ایران بگم، نمی‌تونم بگم ما در زمینه اچ‌آر دیجیتالایزیم، ولی اگه بخوام گلوبالی بگم که به چه سمتی داره می‌ره، ما خوشبختانه به خاطر وصل بودنمون به... و اینکه داریم ازش بِنِفیت می‌بریم، اینه که چقدر دیتا وارد شده به منابع انسانی برای بیزینس پلنینگ آینده.» این‌ها بخشی از صحبت‌های مدیرعامل یک شرکت بزرگ بین‌المللی غذایی در ایران، در دومین رویداد آموزشی «نِکست شیفت» است.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://www.namasha.com/v/gnhS4YG7"> https://www.namasha.com/v/gnhS4YG7 &lt;/a>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بسیاری از کاربرانی که از نوع صحبت کردن الناز سخائیان دفاع می‌کنند، می‌گویند مخاطبان این صحبت‌ها مدیران کسب و کارهای دیجیتال هستند و با تمام این عبارات انگلیسی آشنایی دارند. آن‌ها همچنین تاکید دارند که بسیاری از این عبارات در فارسی عبارت آشنا و دقیقی ندارند و ممکن است صحبت‌های او را بیش از این نامفهوم کند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">اما ما چه می‌گوییم؟&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">نویسندگان و دغدغه‌مندان ادبیات فارسی از سر عقده و یا کینه شخصی این موضوع را مورد نقد قرار نداده‌اند. دغدغه آنان فارسی است و فارسی یعنی ابزاری که با آن مردمی که ذیل نام ایران مشغول زندگی هستند، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. فارسی یعنی ابزاری که یک سوژه ایرانی می‌تواند با تاریخ و هویت خود پیوند داشته باشد. یعنی ابزاری که بتواند با آن حافظ، مولانا، سعدی و... بخواند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اینها هم از سر یک رویکرد ایرانگرایی و برتری زبانی به زبان دیگر نیست. جز اینکه عدم ارتباط با هویت و تاریخ باعث می‌شود آدمی خود را از گنجینه تجربه و رهنمون برای زندگی‌اش محروم کند، سوژه بدون زبان، سوژه‌ای بی‌هویت می‌شود و سوژه بی‌هویت، چون پری در گردباد هر روز به یک سمت می‌رود. دغدغه بزرگانی که در تاریخ معاصر به منش جعفرخانی نقد می‌کردند از این منظر بوده است. با این رویکرد می‌توان با منتقدان خانم مدیر یا آقای مدیری و هرکس که این‌چنین صحبت می‌کند همدل شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سوای اینها شنونده این ادبیات به این می‌اندیشد که صحبت کردن این‌چنینی چه ضرورتی دارد؟ اگر مخاطب این صحبت فقط عده‌ای خاص و همزبان‌اند دیگر چرا در جلسه و همایش‌های عمومی با همین ادبیات حضور پیدا می‌کنند؟ اگر مخاطب این صحبت‌ها هر فارسی‌زبانی است که به کارش می‌آید چرا به جای رول نمی‌گوید نقش یا جای سود از بنفیت استفاده می‌کند؟ مخاطب وقتی برای این سوالات جوابی پیدا نمی‌کند، ذهنش به این سمت می‌رود که گوینده با به‌کارگیری این ادبیات در پی این است که یک سلسله‌مراتبی به میانجی زبان با شنونده برقرار کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">انگار که می‌خواهد بگوید من صاحب چیزی - در اینجا زبان - متمایزم که با زبان عرفی شما متفاوت است. این اگر در خودآگاه گوینده هم نباشد، لااقل در ناخودآگاهش است. زیمل، جامعه‌شناس بزرگ در نقد و بررسی شهرهای مدرن می‌گفت که یک شهروند در میان هیاهو، پالودگی رنگ، نور و صدای شهر وقتی می‌خواهد متمایز باشد به ابزارهای عجیب و متفاوتی چنگ می‌زند. می‌توان از او وام گرفت و در بررسی رایج شدن زبان این‌چنینی به این اندیشید که صاحب این زبان معوج برای متمایز بودن چنین سخن می‌گوید و نمی‌داند که با این کار هم به خود ستم می‌کند و هم به هم‌زبانان.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منابع: &lt;/strong>&lt;/p>&lt;ul class="md-block-unordered-list-item">&lt;li>https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-32544&lt;/li>&lt;li>isna.ir/xdSStS&lt;/li>&lt;li>https://7sobh.com/fa/tiny/news-575735&lt;/li>&lt;/ul>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>وزارت نفت باید اسناد کرسنت را منتشر کند</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-02-09-m62pg6dirb1s/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-02-09-m62pg6dirb1s/</guid><pubDate>Sun, 09 Feb 2025 21:01:25 +0330</pubDate><description>غلامحسین حسنتاش | این روزها تبعات قرارداد کرسنت به وضعیت فاجعه باری رسیده است. بعد از رای به مصادره ساختمان متعلق به بازنستشگان صنعت نفت در لندن که شاید بدون اغراق یکی از ارزشمندترین ساختمان های شهر لندن و واقع در بهترین نقطه این شهر بود و</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3127962e16af5d63e81e.png" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">غلامحسین حسنتاش | &lt;/strong>این روزها تبعات قرارداد کرسنت به وضعیت فاجعه باری رسیده است. بعد از رای به مصادره ساختمان متعلق به بازنستشگان صنعت نفت در لندن که شاید بدون اغراق یکی از ارزشمندترین ساختمان های شهر لندن و واقع در بهترین نقطه این شهر بود و گفته می شود که بیش از یک میلیارد پوند ارزش آن است. اینک رای به مصادره ساختمانی متعلق به شرکت ملی نفت ایران در رتردام هلند نیز به نفع شرکت کرسنت صادر گردیده است و در ادامه این روند اگر هنوز خسارت کرسنت پوشش پیدا نکرده باشد ممکن است مصادره های بیشتری نیز اتفاق بیفتد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">از سوی دیگر در داخل کشور جناح های سیاسی که به نظر میرسد متاسفانه هنوز به بلوغی نرسیده اند که منافع ملی را قربانی اهداف سیاسی و جناحی خود نکنند و متاسفانه همین نابالغی شان کار را به اینجا کشیده است هر یک برای دفاع از خود حرف های عجیبی می زنند که ممکن است کماکان به ضرر منافع ملی باشد و در دست نبودن اطلاعات درست و دقیق امکان قضاوت را برای مردم که رکن اول قدرت و رسانه ها که رکن چهارم قدرت هستند، فراهم نمی کند .&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اینک که تشت قرارداد کرسنت از بام جهان افتاده است و دادگاه و اجرای احکام را از سر گذرانیده است و احتمالا همه جستجوگران غیر از ایرانیان به راحتی می توانند به اسناد آن دست پیدا کنند و چنین خسارت سنگینی را به کشور وارد کرده است دیگر هیچ توجیحی وجود ندارد که متن قرارداد کرسنت و متمم های آن محرمانه تلقی شود مطبوعات و کارشناسان حق دارند که به این متن دسترسی داشته باشند تا بتوانند این قرداد را با قردادهای متداول گازی جهان مقایسه کنند و شرایط قرارداد را بررسی کنند و به قضاوت در مورد مقصران آن برسند تا امکان سوء استفاده جناحی از آن گرفته شود و حقیقت کشف شود. پس حالا دیگر شایسته است وزارت نفت اسناد قرارداد را منتشر کند و در اختیار پژوهشگران و رسانه ها قراردهد و اگر چنین نشود به نوبه خود می تواند شک بر انگیز باشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خوش بود گر محک تجربه آید به میان&lt;br/>&lt;/br>تا سیه روی شود هر که در او غش باشد&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/771d3bb270f5b4323a57.webp" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">نگارنده کماکان معتقدم که همه جناح ها در این فاجعه ملی مقصرند. اگر قراداد مطابق عرف قراردادهای معتبر گازی جهان منعقد شده بود و شاید اگر قرارداد با شرکت ملی امارات و یا شرکت معتبرتر و خوش سابقه تری منعقد شده بود بهانه ای به دست کسی نمی داد که مانع اجرای آن شود و همچنین کماکان معتقدم که گرچه اجرای قرارداد منافع کشور را تامین نمی کرد اما عدم اجرای آن لطمه بیشتری به منافع کشور وارد کرد به عبارت روشن تر در انتخاب بین بد و بدترِ اجرا یا عدم اجرای قرداد، عدم اجرای آن به مراتب بد تر بوده است ولذا هم منعقد کنندگان قرارداد مقصرند و هم جلوگیری کنندگان از اجرای آن مقصرتر و هم آنهائی که می توانستند در مقطعی کار را جمع کنند و جلوی خسارت بیشتر را بگیرند بازهم مقصرتر . همانطور که یک بار هم در مصاحبه ای عرض کردم شاید آنچه در جریان این قرارداد اتفاق افتاده از روشن ترین مصادیق نیاز به ورود یک فصل الخطاب در کشور است و اگر فصل الخطابی وجود داشت که تنها جانب منافع ملی را می گرفت شاید کار به اینجا نمی کشید. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">پس از انتشار قرارداد و اسناد و مدارک آن اگر مجاب شوم که تحلیل و قضاوتم اشتباه بوده است قطعا عذرخواهی خواهم کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاید مورد کاوی این قرارداد و روشن شدن سهم خسارتی که هر یک از جناح ها در جریان آن وارد کرده اند به رسیدن به آن بلوغ سیاسی که خط قرمز یا حد و مرز دعواهای سیاسی و جناحی مان منافع ملی باشد، یاری کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://hassantash.blog.ir/1403/11/02/%D9%88%D8%B2%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AF" target="_blank" rel="noopener nofollow">منبع&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2024-06-17-fen5xolulkxk/"> https://alihoza.github.io/posts/2024-06-17-fen5xolulkxk/ &lt;/a>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>از میان اتفاقات و اخبار کشورمان</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2025-01-01-tgq7a8zgeour/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2025-01-01-tgq7a8zgeour/</guid><pubDate>Wed, 01 Jan 2025 19:54:03 +0330</pubDate><description>هر کدام از این تصاویر و عناوین می‌توانست عنوان یک مطلب طولانی باشد اول اینکه این پست مملو از اسکرین‌شات است؛ زیر هر عنوانی یک تصویر است پس لود شدنش برای بنیه‌ی نحیف ویرگول ممکن است سخت باشد. صبوری کنید. دوم اینکه برای همین پست کلی زحمت کشید</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">هر کدام از این تصاویر و عناوین می‌توانست عنوان یک مطلب طولانی باشد&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">اول اینکه این پست مملو از اسکرین‌شات است؛ زیر هر عنوانی یک تصویر است پس لود شدنش برای بنیه‌ی نحیف ویرگول ممکن است سخت باشد. صبوری کنید. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دوم اینکه برای همین پست کلی زحمت کشیده شده. بارها و بارها وسط کار بخاطر باگ‌های ویرگول، مطلب پرید. بارها و بارها مجبور شدم به این ویرگول احمق ثابت کنم ربات نیستم بلکه انسانی هستم که از بد روزگار در این ناحیه از کائنات زندگی می‌کند:&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/60a1eeddf5469ea60fd6.jpg" alt="ویرگول احمق" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ویرگول احمق&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">خب، بزن بریم سر اصل مطلب: &lt;/h3>&lt;h4 class="md-block-header-four">تحریم بر ما اثر ندارد و ما را قویتر خواهد کرد: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/cd626d29b66d0b0fd18b.webp" alt="انصراف ایران از حضور در اکسپو ژاپن" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">انصراف ایران از حضور در اکسپو ژاپن&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">نام آینده ایران شاید پرشیا باشد:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9010761f812e3aed5042.png" alt="نوزدهمین سالروز اخطار رضاشاه به دولت‌های خارجی: نام کشور ما ایران است. " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نوزدهمین سالروز اخطار رضاشاه به دولت‌های خارجی: نام کشور ما ایران است. &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">هشت سال پس از آغاز سلطنت رضاشاه، نظام جدید که در پی ارتقای وضعیت بین‌المللی ایران بود، در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، ۱۹۳۴ میلادی، از دولت‌های غربی خواست به کاربرد نام پرشیا برای اشاره به این کشور پایان دهند. در یادداشتی که وزارت امور خارجه ایران در ششم دی ۱۳۱۳، ۲۷ دسامبر ۱۹۳۴ به سفارتخانه‌های خارجی در تهران فرستاد، از آنها خواست به دولت‌هایشان ابلاغ کنند که از ابتدای سال جدید خورشیدی باید به جای پرشیا از نام ایران استفاده کنند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما حالا برخی معتقدند در ایران آینده پس از نظام ملاها، برای تغییر برند کشور و به فراموشی سپردن تمام تباهی‌های داخلی و بین‌المللی بهتر است نام ایران به پرشیا تغییر کند.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">آره، وطن‌پرستی مهمه: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9a63302584306f67569c.webp" alt="خدابیامرز ۵۰ سال پیش چیزهایی ساخت که اینها حتی توان نگهداریش را هم ندارند" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">خدابیامرز ۵۰ سال پیش چیزهایی ساخت که اینها حتی توان نگهداریش را هم ندارند&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">محمد خاکپور: یک شخص که میهنش را دوست داشت، ۵۰ سال پیش ورزشگاه آزادی را ساخت و آبروداری کرد؛ از او تشکر می‌کنم. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">مثل اینکه منصور برزگر نیاز به جهاد تبیین داره: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a84283e57e81f33e045d.png" alt="مصاحبه منصور برزگر" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مصاحبه منصور برزگر&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">منصور برزگر در مصاحبه با روزنامه اطلاعات: ترکیه هیچی نداشت اما الان فرودگاه آنها را می بینیم هوش از سرمان می رود. آدم هایی را سر کار بگذاریم که تخصص دارند و بگذاریم آنها مملکت را درست کنند. ساخت ورزشگاه آزادی سال ۵۰ آغاز  و ۵۳ افتتاح شد. ما ترمیم یک چمن و سکوی آن را نمی توانیم انجام دهیم.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">به دَرَک: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9783208fabf6cb4aecb6.png" alt="جیمی کارتر مُرد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">جیمی کارتر مُرد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">جیمی کارتر رفت به دَرَک. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">طالبان هم از ما الگو گرفته و وعده‌های ۱۳۵۷ی میده (!): &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/cf32ffc9a05d73df4db0.webp" alt="وعده طالبان برای ساخت ورزشگاه و میزبانی جام جهانی! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">وعده طالبان برای ساخت ورزشگاه و میزبانی جام جهانی! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">وعده طالبان برای ساخت ورزشگاه و میزبانی جام جهانی! &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">یادتونه عرزشی‌ها برای اروپا هیزم جمع می‌کردن؟ &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f2cdca29898a6ce51492.webp" alt="چرا اروپا به «هیزم بسیجی‌ها» محتاج نشد؛ سومین تولیدکننده گاز جهان خود گرفتار «زمستان سخت» شد " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">چرا اروپا به «هیزم بسیجی‌ها» محتاج نشد؛ سومین تولیدکننده گاز جهان خود گرفتار «زمستان سخت» شد &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">چرا اروپا به «هیزم بسیجی‌ها» محتاج نشد؛ سومین تولیدکننده گاز جهان خود گرفتار «زمستان سخت» شد &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">اروپای بدبخت بیچاره (!):&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/35bf930e84b379f549cb.png" alt="«بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ماست. همین اروپای بیچاره به آن احتیاج دارد. ما در وقتی که مناسب باشد آن‌ها را تحریم خواهیم کرد». " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">«بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ماست. همین اروپای بیچاره به آن احتیاج دارد. ما در وقتی که مناسب باشد آن‌ها را تحریم خواهیم کرد». &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بخشی از سخنرانی روز ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ در جمع مردم آذربایجان شرقی: «بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ماست. همین اروپای بیچاره به آن احتیاج دارد. ما در وقتی که مناسب باشد آن‌ها را تحریم خواهیم کرد». &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">مرگ بیماران دیالیزی مصرف‌کننده داروی شرکت داروسازی ثامن (متعلق به آستان قدس):&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/88b8297ebc6f28b10096.png" alt="سرم‌های آلوده شرکت داروسازی ثامن" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سرم‌های آلوده شرکت داروسازی ثامن&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">مرگ بیماران دیالیزی استفاده کننده از داروی شرکت داروسازی ثامن&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">روابط عمومی ثامن اعلام کرده بود: «طبق دستور وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور و آستان قدس رضوی، اجازه صحبت و گفت‌وگو در این‌باره را نداریم.»&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">نابینا شدن ۹ نفر در بیمارستان نگاه:&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f7b041a73583f8fa71f1.webp" alt="نابینا شدن ۹ نفر در بیمارستان نگاه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نابینا شدن ۹ نفر در بیمارستان نگاه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">اسکیموی دوراندیش:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/278788bb8001e3f8a10c.webp" alt="اسکیموی دوراندیش" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">اسکیموی دوراندیش&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">اسکیمو: اگر من چیزی از خدای تو ندانم باز به جهنم خواهم رفت؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ملا: نه.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اسکیمو: پس چرا می‌خواهی اینها را به من بگویی؟! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به نظرتان پاسخ ملا چی بوده؟&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">از مضحک یه‌کم اون‌ورتر:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/e4ec878ad9ce92e07bd3.webp" alt="مداحی در تایلند" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مداحی در تایلند&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">میثم مطیعی مداح معروف به تایلند سفر کرده بود تا برای آنها مداحی اهل بیت کند! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خوشا به سعادت‌شان! :) &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">اینها بی‌خدا هم که می‌شوند باز خوی آدم‌خواریشان باقیست:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/0e4dbe273a91a90d6344.webp" alt="طرف یک روانشناس عربستانی مرتد مقیم آلمان بوده! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">طرف یک روانشناس عربستانی مرتد مقیم آلمان بوده! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">فرد مهاجم، یک روانشناس عربستانی مرتد مقیم آلمان بوده! &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">اصلن هم درد نداشت! &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/67cb4fd083a5187fcc43.webp" alt="توان مقاومت آسیب جدی ندیده است! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">توان مقاومت آسیب جدی ندیده است! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">آره. ما میگیم آسیب ندیده. شومام بگید آسیب ندیده. آخه خوبیت نعاره!&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">بیماری احمدی‌نژادیسم یا جلیلیسم یا رئیسیسم دارد به این یکی رئیس جمهوری هم سرایت می‌کند: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/270d6a21eebf2d8b7ecc.png" alt="رئیس جمهور باید برنامه برای حل مشکلات داشته باشد نه ایجاد مشکل برای خودش! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">رئیس جمهور باید برنامه برای حل مشکلات داشته باشد نه ایجاد مشکل برای خودش! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">مثل اینکه رئیس جمهور برای همدردی با مردم دستور داده اول برق و آب و گاز نهاد ریاست‌جمهوری رو قطع کنن!!!&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حاجی تو باید مشکل گشا باشی نه اینکه بیای بشینی پیش ما نوحه بخونی و تو سر خودت بزنی!&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">چرا باورت نمیشه؟ مگه یادت رفته کجایی؟! &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/435b8c938297323ccbd5.png" alt="محسن برهانی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">محسن برهانی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">مناظره محسن برهانی در خصوص قانون حجاب را تو یوتیوب ببینید. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">آینه تمام نمای ایرانی که برای ما ساخته‌اند: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/e6e8fd657dbfcac01875.webp" alt="حکومت مفلوک کشور مفلوک مردم مفلوک تاکسی مفلوک" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">حکومت مفلوک کشور مفلوک مردم مفلوک تاکسی مفلوک&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">حرف حساب:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c888e9bc2abcb0b18563.png" alt="سیامک قاسمی درآمد فوب خلیج فارس و قیمت بنزین" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سیامک قاسمی درآمد فوب خلیج فارس و قیمت بنزین&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">یه حرف حساب دیگه:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/85310ded741e90e987bb.png" alt="محمد پارسی: ارز دولتی و داروی آزاد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">محمد پارسی: ارز دولتی و داروی آزاد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">و سومین حرف حساب:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/698bd3679ff8aa96e424.webp" alt="وظیفه حکومت برگزاری مراسم اربعین و غزاداری نیست" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">وظیفه حکومت برگزاری مراسم اربعین و غزاداری نیست&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">اما مگه ملاها کار دیگری بلد هستند؟‌ از کوزه همان برون تراود که در اوست. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">ماجرای دوربین هندی‌کم جذاب سونی (!):&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/e4983bb32dd52053e672.png" alt="ماجرای دوربین سونی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ماجرای دوربین سونی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">اواخر دهه ۹۰ میلادی سونی یه دوربین ساخت که در شرایط خاص آدما رو بدون لباس فیلم‌برداری می‌کرد! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این دوربین رو اگر داشته باشی دیگه حجاب هم جلودارش نیست!!! &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">هیچ وقت یک مطلب رو از تیترش قضاوت نکن (!):&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/8b74253657294d6b8a20.png" alt="تیتر ایران جیب: ناوگان هوایی کشور نونوار شد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">تیتر ایران جیب: ناوگان هوایی کشور نونوار شد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">با این تیتر ممکنه فکر کنید حتما ۵۰ تا یا حتی ۱۰۰ تا هواپیمای نو خریدن. اما وقتی متن رو می‌خونی... خودتان بخوانید و ببینید به چه فلاکتی افتاده‌ایم: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«همزمان با تقویت صنعت هوایی کشور دو فروند هواپیمای جدید که شامل یک فروند هواپیمای اورهال شده و یک فروند هواپیمایی اجاره ای شاهد افزایش تعداد پروازها خواهیم بود.»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">احسنت.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">یک زمانی ایران ایر با لوفتانزا و بریتیش ایرویز رقابت می‌کرد:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/55c6aa6630925533a156.webp" alt="ایران ایر بدبخت" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ایران ایر بدبخت&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">اقتدار، عزت، شرف، ایرانی باغیرت (!):&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/5c043e7d77d408d5d59b.png" alt="ژاپن برای احیای دریاچه ارومیه ۴/۵ میلیون دلار صدقه انداخته جلومون. ایران بدبخت!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ژاپن برای احیای دریاچه ارومیه ۴/۵ میلیون دلار صدقه انداخته جلومون. ایران بدبخت!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">ژاپن برای احیای دریاچه ارومیه ۴/۵ میلیون دلار صدقه انداخته جلومون. ایران بدبخت!&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">حکومت قانون یعنی این:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9efd938432294f35caf0.webp" alt="قانون" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">قانون&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">یعنی باید بریم بمیریم (!):&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/dbcdb80e955618c3e9de.png" alt="ماریو بالوتلی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ماریو بالوتلی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">ماریو بالوتلی گفته جنازمم نمیارم ایران! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ای ایران آی ایران...&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">امارات و قطر و کویت و اینا همگی نوکر غربند و از خودشان چیزی ندارند: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/63871d3fa51e2d4b7a92.png" alt="ساخت قطعات ایرباس در امارات" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ساخت قطعات ایرباس در امارات&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">ساخت قطعات ایرباس در امارات. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ناراحتی و حسودی نداره که. ما بجاش امنیت داریم. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">عو عو سگان شما نیز بگذرد:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/01ac208aeb13f52f6f1b.png" alt="چمران" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">چمران&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">مرد سال ۲۰۲۴:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/00ba7652d9a187193fc0.png" alt="حاج اسماعیل قاآنی مرد سال ۲۰۲۴" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">حاج اسماعیل قاآنی مرد سال ۲۰۲۴&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">شام آخر:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/5ff593109c9765ddd1d0.jpg" alt="شام آخر وزیر امور خارجه در دمشق شب قبل از فرار اسد " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">شام آخر وزیر امور خارجه در دمشق شب قبل از فرار اسد &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">خود سوری‌ها نوشتن: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">Abbas Araghchi came to Syria yesterday to eat shawarma and celebrate the victories of the Syrian opposition?&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">خب که چی؟ مثل اینکه نیاز به جهاد تبیین داری!&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d515dde1cb60d5075ef5.png" alt="گشت ارشاد و ترور هنیه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">گشت ارشاد و ترور هنیه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">از افتخارات کشور عزیزمون:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f13ffef0295f13b2c49d.webp" alt="نوکیای ایرانی!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نوکیای ایرانی!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">میگن که بعضیا با دیدن چهره این بانو، دلشون خواسته. حالا چکار کنن؟ &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f57ea73a1279e8784ed3.png" alt="کلینیک ترک بی‌حجابی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کلینیک ترک بی‌حجابی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">مثل اینکه ۱۵۰ ۲۰۰ میلیارد هم بودجه برای این کلینیک ترک بی‌حجابی گذاشتن. خدا بده برکت! سفره‌ای پهن شده و زالوها سر سفره. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">میگی نه؟ خودت برو متر کن (!):&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/659caf5b9d8864167b8d.png" alt="دستیابی ایران به فناوری اکتشاف در عمق ۲۰۰۰ متری دریا. میگی نه؟ خودت برو متر کن!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">دستیابی ایران به فناوری اکتشاف در عمق ۲۰۰۰ متری دریا. میگی نه؟ خودت برو متر کن!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">دستیابی ایران به فناوری اکتشاف در عمق ۲۰۰۰ متری دریا. میگی نه؟ خودت برو متر کن!&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">بدون شرح:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/8c346a43027db7975814.png" alt="فلسطینی بخت‌برگشته" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">فلسطینی بخت‌برگشته&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">دو کلام حرف حساب&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a21cebeaae99b5eb69a1.png" alt="کی زد و کی خورد؟ " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کی زد و کی خورد؟ &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">پس سیستان و بلوچستان و ایلام و کهنوج و... چی؟&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d90bc67c104bf5a9bba0.png" alt="پویش ایران همدل" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">پویش ایران همدل&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">حراجش کردم، آتیش زدم به مالم، آقا/ خانم حرز بدم؟&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/1173aa18ac7a292e7b94.png" alt="حرز امام جواد دارن" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">حرز امام جواد دارن&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">بخندیم یا گریه کنیم؟ &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/30d0ad5e6ca937a3ff54.png" alt="ایران باید در واردات کالا عراق را جایگزین امارات کند! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ایران باید در واردات کالا عراق را جایگزین امارات کند! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بعد از آباد کردن امارات و قطر و عمان نوبت به عراق رسیده. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ای ایران... آی ایران...&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">ویدیوش رو ببینید که باحاله. سورئاله! &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9775688d94443505d8d9.webp" alt="حمله با لودر به معترضان " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">حمله با لودر به معترضان &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">تو ایران که باشی از این هیجانا هم داری. حمله با لودر به معترضان در بافق و بهاباد&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">والله من فکر کنم طرف سرکارشون گذاشته:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/efea2677497f0981e819.png" alt="سر کار نیستن؟ طرف سیستم اتو استاپ استارت رو نمیدونه چیه! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سر کار نیستن؟ طرف سیستم اتو استاپ استارت رو نمیدونه چیه! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">برای حسن ختام&lt;/h3>&lt;h4 class="md-block-header-four">اول اینو ببینید: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/5fe723c35fc5b201cd7d.png" alt="میتسوبیشی سهام خودش رو بازخرید می‌کنه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">میتسوبیشی سهام خودش رو بازخرید می‌کنه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">حالا اینو بخونید: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/df9f65246ce248d8716a.png" alt="مقایسه ارزش سهام میتسوبیشی و هزینه وعده صادق ما!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مقایسه ارزش سهام میتسوبیشی و هزینه وعده صادق ما!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>وقتی فکر همیشه دنبال تباهی باشه اینطور میشه. فقط تخریب می‌کنه. اگر فکرمان دنبال ساختن و توسعه و رشد بود آنقدر فرصت در جهان وجود داشت تا ما ایرانی‌ها هم بتوانیم سری توی سرها داشته باشیم. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">پایان&lt;/h3>&lt;h4 class="md-block-header-four">و من الله توفیق. &lt;/h4>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>پرسپولیس: نماد رواداری و گوناگونی در شاهنشاهی هخامنشی</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-12-05-p3cmajrrbcpd/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-12-05-p3cmajrrbcpd/</guid><pubDate>Thu, 05 Dec 2024 13:54:56 +0330</pubDate><description>Rise of the Persian Princes: In their grand capital Persepolis, Achaemenid rulers expressed their vision of a prosperous, multicultural empire مجله باستان‌شناسی Archaeology، که نشریه موسسه باستان‌شناسی آمریکاست در شماره جولای/آگوست ۲۰۲۳ گزا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a738541c14c66c539029.webp" alt="Rise of the Persian Princes: In their grand capital Persepolis, Achaemenid rulers expressed their vision of a prosperous, multicultural empire" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">Rise of the Persian Princes: In their grand capital Persepolis, Achaemenid rulers expressed their vision of a prosperous, multicultural empire&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">مجله باستان‌شناسی Archaeology، که نشریه موسسه باستان‌شناسی آمریکاست در شماره جولای/آگوست ۲۰۲۳ &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://archaeology.org/issues/online/collection/persepolis-achaemenid-empire/" target="_blank" rel="noopener nofollow">گزارش مفصلی&lt;/a>&lt;/em> به قلم بریجت آلکس درباره کاوشهای اخیر در تخت جمشید، پرسپولیس،‌ و زمین‌های اطراف آن منتشر کرده است. این کاوشها باعث شده است تا پژوهشگران و باستانشناسان درک بهتری از ایران باستان و شاهنشاهی هخامنشی داشته باشند. این نوشته خلاصه ای از این گزارش است. امیدوارم به زودی شاهد ترجمه کامل نوشتار به فارسی و انتشار آن در رسانه‌های پارسی زبان باشیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خیلی از ایرانیان با منشور حقوق بشر کوروش کبیر آشنا هستند و می‌دانند که بنیانگزار شاهنشاهی هخامنشی در این منشور استوانه ای شکل با افتخار داستان احیای معابد و احترام به باورهای اقوام مغلوب را ذکر می کند. اما آنچه که خیلی از ما نمی دانیم این واقعیت است که شاهان هخامنشی آرمان کوروش را برای بنیانگذاری یک شاهنشاهی چند فرهنگی و چند ملیتی بر اساس رواداری و احترام به باورهای اقوام و مردم گوناگون ادامه دادند. پرسپولیس نه تنها پایتخت شاهان هخامنشی بلکه آینه و سند این تلاش دویست ساله است. پس از گفتگو با کاوشگران ایرانی و اروپایی خانم آلکس نتیجه می گیرد که شاهان هخامنشی با پیشی گرفتن از باورهای عصر باستان آرمان تاسیس یک شاهنشاهی چند ملیتی با فرهنگهای متنوع را به یک واقعیت تبدیل کردند و نشان دادند که با احترام به باورها و سبک زندگی مردمان گوناگون می توان یک شاهنشاهی را به بهترین شکل ممکن اداره کرد. این گزارش نمادهای این تاکید بر تنوع فرهنگی و احترام به باورهای اقوام را در پرسپولیس ثبت می کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">برای دویست سال پرسپولیس نه تنها پایتخت شاهنشاهی هخامنشی بلکه یک کارگاه ساختمانی دائمی و کلانشهری بوده است که جمعیت آن به ۴۵،۰۰۰ نفر می رسیده است. بزرگترین کاخ پرسپولیس، آپادانا، ۷۲ ستون داشته است و در تالار اصلی آن ده هراز نفر می گنجیدند. آلکساندر نایجل از موسسه فن آوری فشن Fashin Institute of Technology  می گوید «هر بخشی از شاهنشاهی [هخامنشی] سهمی در پرسپولیس داشتند ولی پرسپولیس روح شاهنشاهی بود». پادشاهان هخامنشی شاهنشاهی خود را اتحادی از اقوام و فرهنگهای مختلف می دیدند و در نتیجه پایتختی ساختند که در آن این تنوع و گوناگونی اقوام و فرهنگهای قلمروشان به هم می آمیخت و تصویری از یک شاهنشاهی بر اساس پذیرفتن مردم آنگونه که بودند ارائه می‌کرد. برای ساختن چنین پایتختی هنرمندان، پیشه‌وران و کارگران از سراسر قلمرو هخامنشی به پرسپولیس آورده می‌شدند.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d979d6c45d171c209fc1.jpg" alt="نقش برجسته روی دری از کاخ خشایارشا پادشاه را به همراه خادمانش نشان می‌دهد که چتر را حمل می‌کنند." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نقش برجسته روی دری از کاخ خشایارشا پادشاه را به همراه خادمانش نشان می‌دهد که چتر را حمل می‌کنند.&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">در این شهر خاندان سلطنتی به پارسی باستان، سفرا و دیوانسالاران به زبان آرامی Aramic، زبان اداری شاهنشاهی، صحبت می‌کردند. کتبیه‌های یافته شده در پرسپولیس به زبانهای پارسی باستان، آرامی، عیلامی و سایر زبانهای اقوام شاهنشاهی نوشته شده اند و خبر از یک نظام اداری چند زبانه می‌دهند که می‌کوشیده با اقوام مختلف به زبان خود آنها ارتباط برقرار کند. امروزه آنانکه به پرسپولیس می روند، تنها بقایای کاخهای هخامنشی را می بینند. زهره زهباری از دانشگاه فیلیپس ماربورگ می گوید «کاخهای شاهان بخش سلطنتی شهر بوده اند، در پیرامون آنها شهر پرسپولیس وجود داشته است». خواندن کتیبه‌هایی که در طول یکصد سال گذشته در تخت جمشید یافت شده اند نشان می دهند که چه تعداد کارگر در این شهر می زیسته اند، دستمزدشان چقدر بوده است و چقدر جیره و خواروبار دریافت می کرده اند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">باستانشناسان امروز با اطمینان می گویند که شاهان هخامنشی پرسپولیس را مینیاتوری از شاهنشاهی خود می دیدند. ووتر انکلمان، Wouter Henkelman، استاد مطالعات عیلامی و هخامنشی در Ecole Pratique des Hautes Etudes می گوید «شواهد و اسناد جدید به پژوهشگران اجازه می دهند تا ببینند شاهنشاهی [هخامنشی] چگونه زندگی مردمان را، چه خوب و چه بد، دگرگون کرد». او اضافه می کند «ما داریم پرونده جدیدی می سازیم که جزییات و غنای داده ها در آن فوق العاده است».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">راجر متیوز باستانشناس دانشگاه ریدینگ می‌گوید « شاهنشاهی هخامنشی یک نظام سیاسی واحد بود که شامل مجموعه ای غنی از اقوام،‌ مذاهب و فرهنگهای گوناگون بود،‌ آن هم در مقیاسی که در دنیای آن روز بی سابقه بود». در ادامه مقاله نویسنده به این اشاره می کند که برای اداره این شاهنشاهی شاهان هخامنشی ساتراپی ها را تاسیس کردند و ساتراپهای مختلف را به فرمانروایی آنها گماردند. محققان با اجزا و رنگها و طرحهایی که در پرسپولیس از بابل، مصر و سایر قلمروهای شاهنشاهی هخامنشی یافته اند نتیجه گرفته اند که هنر پارسی در پرسپولیس درواقع برآیند هنری شاهنشاهی بوده است، بگونه ای که مردمان گوناگون قلمروهای شاهان هخامنشی هرگز در پایتخت احساس بیگانگی و غربت نمی کردند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اسنادی که در شوش به دست آمده است فهرست کاملی از مصالح و مواد ساختمانی به کار رفته در پرسپولیس و شوش ارائه میکنند: الوار از لبنان، طلا از لیدیا (ترکیه امروزی) و باکتریا،‌ سنگهای گرانقیمت از سغد، نقره و چوبهای تیره از مصر، عاج از نوبیا (مصر علیا و سودان امروزی)،‌ و ستونهای سنگی از عیلام. آجرکارهای بابلی، زرگرهای مادی و مصری، سنگتراشهای یونانی و ساردی، و نجاران مصری و ساردی در پرسپولیس و شوش به کار مشغول بوده اند. آلکساندر نایجل می گوید «شاهان پارسی خود را حافظان صلح و آرامش در این قلمرو می دیدند و برای همین است که شما آمیزه ای از همه فرهنگها را در پرسپولیس می بینید». باستانشناسان باور دارند برای همین است که در پرسپولیس خبری از حکاکی صحنه های جنگ و خونریزی دیده نمی شود. بجای آن تصاویر و نمادهای حک شده بر سنگها و دیوارهای پرسپولیس مردمی را نشان می دهند که در صلح و آرامش در کنار یکدیگر ایستاده اند و با یکدیگر زندگی می کنند و دست در دست یکدیگر دارند. در پرسپولیس کسی فاتح نیست و بر نعش به خون غلتیده دشمنش نایستاده.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/52d8ec14f1b2845fd16c.webp" alt="در پرسپولیس کسی فاتح نیست و بر نعش به خون غلتیده دشمنش نایستاده" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">در پرسپولیس کسی فاتح نیست و بر نعش به خون غلتیده دشمنش نایستاده&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">الواح و کتیبه های کشف شده در تخت جمشید جزییات بیشتری را از سنتهای اداری و مدیریتی شاهان هخامنشی آشکار می کنند. تیم باستانشناسان دانشگاه شیکاگو به رهبری ارنست هرزفلد در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۱ خورشیدی) موفق به کشف ۱۵،۰۰۰ لوح سفالی در دو اتاقی می شود که بخشی از حصار و استحکامات تخت جمشید بوده اند. این الواح به زبانهای گوناگون از جمله پارسی باستان، یونانی، آکدی، آرامی، عیلامی و سایر زبانهای آن زمان نوشته شده اند. تنوع زبانی این الواح در دنیای باستان بینظیر است. سهیل دلشاد، پژوهشگر کتیبه های باستان در دانشگاه آزاد برلین، می گوید «هخامنشیان تنها حکومتی در دنیای باستان نبودند که از دو زبان یا سه زبان استفاده می کردند. ولی تنها حکومتی بودند که فرامین سلطنتی را به طور انبوه به زبانهای مختلف منتشر می کردند».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این الواح اداری در فاصله سالهای ۵۰۹ و ۴۹۳ پیش از میلاد مسیح در دوران پادشاهی داریوش اول نوشته شده اند و اطلاعات مفیدی درباره جیره، دستمرذ،‌ خواروبار و نوشیدنیهای کارگران تخت جمشید، خوراک دامها، و قربانی و هدایا به خدایان مختلف اقوام حاضر در تخت جمشید دارند. در این الواح به شرایط کاری، حرفه کارگران و جزییات فعالیتهای ساختمانی گاهگاهی اشاره شده است. حالا باستانشناسان می توانند درباره ساخت وساز در پرسپولیس با اعداد دقیق صحبت کنند. بعنوان مثال آنها می دانند که ده هزار سنگتراش در تخت جمشید مشغول به کار بوده اند و دقیقا چقدر جیره و دستمزد دریافت می کرده اند. در مجموع کارگران و پیشه ورانی از سی قوم مختلف به تخت جمشید آمده بودند و به کار مشغول بودند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در ادامه گزارش به فعالیتهای باستانشناسی دانشگاه شیراز و دانشگاه بولونیا در زمینهای پیرامون پرسپولیس و کشف یک دروازه جدید اشاره می‌شود. کاوشگران همچنین کارگاههای رنگسازی و آجرسازی را کشف کرده اند که در آنها آجرها به رنگ آبی در می آمدند و رنگ آبی فیروزه ای برای استفاده در تخت جمشید تولید می شده است. این رنگ خاص از مصر باستان به ایران آورده شده بود ولی خیلی زود تولید آن بومی می شود و پیشه وران پرسپولیس شیوه های جدید و ارزانتری را برای تولید آن می یابند. دروازه جدید بسیار جالب است. این دروازه به نظر کپی دروازه ایشتر در بابل است و در مرز شهر پرسپولیس و نه در حاشیه کاخها قرار داشته است و بیانگر یکی دیگر از اجزاییست که در پرسپولیس از بابل باستان قرض گرفته شده بود.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/09eb2645641b5cbe19ec.jpg" alt="نقش برجسته‌ای که دیوار آپادانا را تزئین کرده است، پادشاه هخامنشی را نشان می‌دهد که یک گل نیلوفر آبی و یک عصای سلطنتی را در دست گرفته است. وارثش (مستقیما پشت تاج و تخت) دو عود سوز، و نگهبانان و خادمان با لباس‌های ایرانی و مادها در کنار او قرار دارند." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نقش برجسته‌ای که دیوار آپادانا را تزئین کرده است، پادشاه هخامنشی را نشان می‌دهد که یک گل نیلوفر آبی و یک عصای سلطنتی را در دست گرفته است. وارثش (مستقیما پشت تاج و تخت) دو عود سوز، و نگهبانان و خادمان با لباس‌های ایرانی و مادها در کنار او قرار دارند.&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">تنوع در پرسپولیس منحصر به عناصر هنری و شیوه های معماری نیست. شاهان هخامنشی زمینهای پیرامون پرسپولیس را به باغ موزه ای از شاهنشاهی تبدیل کرده بودند. آنها صدها اصله درخت، قلمه، بذر و بوته را از سراسر شاهنشاهی گرد آوردند و محیط زیست پرسپولیس را دگرگون کردند. این بخش از مقاله خیلی جالب است و درباره انتقال درختهای انار و زیتون،‌ که هنوز در اطراف تخت جمشید می رویند، و سایر گونه های گیاهی به این منطقه است. نام چهل گونه گیاهی در چهارصد کتیبه یافته شده در پرسپولیس آمده است و همینطور اسامی افرادی که مسئول توزیع میوه و سبزیجات در میان کارگران بوده اند. بعضی از این گونه های گیاهی هنوز شناخته شده نیستند. بعنوان نمونه کتیبه‌ها به درختی به نام Karukur اشاره می‌کنند که ۳۵۰۰ اصله آن در اطراف تخت جمشید در یازده نقطه مختلف کاشته شده بودند. ۷۵۰۰ واحد از میوه های این درخت به سفره خانه سلطنتی داده شده بودند و ۲۴۰ واحد به گروهی از کارگران.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تنوع فرهنگی،‌ قومی و محیط زیستی پرسپولیس یک راهبرد برای حفظ صلح در شاهنشاهی ایران در دوران باستان بوده است ولی ساختن تخت جمشید هرگز تمام نمی شود. پادشاهان بعد از داریوش و خشایارشا کاخهای جدید و عظیمی را به آن اضافه می کنند. در نهایت ۴۷۳ ستون سنگی و چوبی در تخت جمشید برافراشته می شود و دو کاخ هر کدام با صد ستون برپا می‌شوند. ساخت و ساز و تعمیر و نگهداری پایتخت پر هزینه تر و به یک مشغله دائمی شاهان هخامنشی تبدیل می‌شود. شاید پروژه های تخت جمشید باعث غفلت شاهان هخامنشی از خطرهایی شد که شاهنشاهی را تهدید می‌کرد. از جمله شورشهای بابل و خطر یونان که تحت حکومت اسکندر مقدونی متحد شده بود و آماده حمله به آسیای صغیر می‌شد. با اینحال برای دویست سال ده پادشاه هخامنشی توانستند یک شاهنشاهی چند ملیتی را اداره کنند که از هند تا دریای مدیترانه را در برمی گرفت. تاکید آنها بر احترام به باورها و تنوع قومی مردم شاهنشاهی ایران یکی از دلایل دوام و پایداری این شاهنشاهی در دنیای پرآشوب باستان بوده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:‌ &lt;/strong>&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://adadpay.com/2023/12/13/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%be%d9%88%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%af%d9%88%d9%86%d8%a7%da%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86/" target="_blank" rel="noopener nofollow">adadpay.com&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>چطور ۵ دلار می‌شود ۶۵۰ دلار؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-11-14-pava7ggtben0/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-11-14-pava7ggtben0/</guid><pubDate>Thu, 14 Nov 2024 11:55:20 +0330</pubDate><description>۵ دلار آمریکا برابر با حدود سه میلیون و پانصد هزار ریال ایران در ۲۴ آبان ۱۴۰۳ این یک داستان واقعیست. در سال ۲۰۰۹ میلادی، یعنی حدود ۱۵ سال پیش، تینا سیلیگ استاد دانشگاه استنفود دانشجویانش را به ۱۴ تیم تقسیم کرد. تینا به هر کدام از این گروه‌ه</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/66c1f1de20b3b74e4ce8.webp" alt="۵ دلار آمریکا برابر با حدود سه میلیون و پانصد هزار ریال ایران در ۲۴ آبان ۱۴۰۳" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">۵ دلار آمریکا برابر با حدود سه میلیون و پانصد هزار ریال ایران در ۲۴ آبان ۱۴۰۳&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">این یک داستان واقعیست.&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">در سال ۲۰۰۹ میلادی، یعنی حدود ۱۵ سال پیش، تینا سیلیگ استاد دانشگاه استنفود دانشجویانش را به ۱۴ تیم تقسیم کرد. تینا به هر کدام از این گروه‌ها یک پاکت داد که در آن ۵ دلار بود. ۵ دلار برای بذر سرمایه. در واقع اولین پولی که به یک استارت آپ داده می‌شود تا روی مفهوم ایده‌هایش کار کند و معمولا مبلغ کمی‌ست.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">هر کدام از تیم‌ها تا پنج روز وقت داشت که هر چقدر دوست دارد صرف برنامه‌ریزی کند. دکتر سیلیگ به تیم‌ها گفته بود:&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">مبتکرانه فرصت‌ها را شناسایی کنند&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">از منابع محدودی که دارند استفاده کنند&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پیش‌فرض‌ها را به چالش بکشند&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">خلاق باشند&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تیم‌ها هنوز نمی‌دانستند که فقط پنج دلار دریافت کرده‌اند. و البته اگر پاکت‌هایشان را باز می‌کردند فقط دو ساعت وقت داشتند تا هر چه می‌توانند سود بدست بیاورند. و روز دوشنبه سر کلاس هر تیم سه دقیقه وقت داشت تا طرح خود و نتیجه اجرایش را ارائه کنند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سال ۲۰۰۹ با پنج دلار کار خاصی نمی‌شد کرد. می‌شد دو تا قهوه خرید یا پودر آبمیوه خرید و لیموناد درست کرد یا رفت بلیط بخت آزمایی خرید. سیلیگ می‌گوید «بیشتر دانشجویانم راه‌هایی فراتر از پاسخ‌های معمولی پیدا کردند. آنها چالش و موضوع پروژه را جدی گرفتند و پیش‌فرض‌های معمولی را به چالش کشیدند و گزینه‌های جدیدی را کشف کردند تا بیشترین ارزش ممکن را تولید کنند.»&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">و البته نتایج متفاوت بود:&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">🔸 یک گروه اجناس ارزان قیمتی را از یک حراج خرید تا دوباره آنها را بفروشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">🔸 یک گروه یک ایستگاه دوچرخه سواری راه انداخت و در ازای دریافت یک دلار تایر دوچرخه‌ها را باد می‌کرد. دانشجویان استنفورد آنقدر از خدمات این گروه راضی بودند که گروه خیلی زود قیمت‌گذاریش را از قیمت ثابت یک دلار به «هر چی راضی هستی» تغییر داد و درآمدش به شدت افزایش پیدا کرد. درباره این گروه دکتر سیلیگ می‌گوید «آنها را از فیدبک مشتریان در زمان حال استفاده کردند و استراتژی خود را در حال کار تغییر دادند.»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">🔸 تیم دیگر در رستوران‌های پرمشتری جا رزرو کرد و این رزروها را دوباره به کسانی فروخت که نمی‌خواستند منتظر جا در رستوران باشند. این گروه هم استراتژی و ساختار تیمش را سریع بر اساس فیدبک خریداران تغییر داد. پسرها در شهر بدنبال رستوران‌های خوب می رفتند و جا رزرو می‌کردند و دخترها رزروها را می‌فروختند. مشتریان بالقوه به راحتی از پسرها جای رزرو شده را نمی‌خریدند. این تیم همچنین فهمید که خرید و فروش رزرو در رستوران‌هایی که پیجر دارند راحت‌تر است زیرا به مشتریانی که نمی‌خواهند منتظر بمانند دادن یک پیجر مثل دادن یک تضمین برای زودتر رسیدن به میزشان بود. ضمن اینکه این مشتریان پیجر خودشان را به دانشجویان می‌دادند که باعث می‌شد آنها فرصت دوباره برای فروختن رزرو جدیدی داشته باشند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دو پروژه آخر صدها دلار درآمد و ارزش افزوده تولید کردند، ولی برنده نشدند. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">یک تیم دیگر جور دیگری به این تمرین نگاه کرد.&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">🔸 اعضای این تیم بجای فکر کردن به پنج دلار و اینکه چطور می‌شود بیشترش کرد به کل پروژه فکر کردند. آنها بجای استفاده از پنج دلار برای خرید و فروش یا استفاده از دو ساعت برای ارائه خدمات به این نتیجه رسیدند که مهمترین دارایی آنها سه دقیقه‌ای‌ست که برای ارائه در برابر همکلاسی‌هایشان دارند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در نتیجه آنها سه دقیقه خودشان را به مبلغ ۶۵۰ دلار به یک شرکت محلی فروختند که می‌خواست دانشجویان مهندسی استنفورد را جذب کند. و به این ترتیب یک &lt;strong class="md-inline-bold">نرخ بازگشت سرمایه ۱۲۰۰۰ درصدی&lt;/strong> را محقق کردند. سیلیگ می‌نویسد «آنها باور کردند که یک دارایی بسیار ارزشمند دارند که بقیه گروه‌ها متوجهش نیستند».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در نگاه اول پنج دلار تنها دارایی تیم‌ها به نظر می‌رسد. دو تیم به دارایی‌های خود دو ساعت فرصت فعالیت را هم اضافه کردند. ولی این تیم سوم بود که پرسید پرارزش‌ترین دارایی از سه گانه: پنج دلار، دو ساعت، و سه دقیقه ارائه کدام است. و البته از این طرز تفکر غیرخطی نتیجه هم گرفت. همیشه باید فرض اولیه را درست تعریف کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اصل گزارش را به زبان انگلیسی در &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.inc.com/jeff-haden/first-principles-stanford-tina-seelig-problem-solving.html" target="_blank" rel="noopener nofollow">Inc.&lt;/a>&lt;/em> بخوانید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://adadpay.com/2023/09/08/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%db%b5-%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af-%db%b6%db%b5%db%b0-%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener nofollow">علی دادپی&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بی‌چشم و روی لبنان</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-10-22-qwcpc8lwxyeo/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-10-22-qwcpc8lwxyeo/</guid><pubDate>Tue, 22 Oct 2024 16:18:20 +0330</pubDate><description>نجیب میقانی نخست وزیر لبنان خطاب به ایران: «عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید» درخواست نخست‌وزیر لبنان از ایران: عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید! اخیرا در اخبار شنیدیم که جناب نجیب میقانی نخست وزیر لبنان افاضات فرموده و خطاب به جمهوری ا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">نجیب میقانی نخست وزیر لبنان خطاب به ایران: «عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید»&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d397590960daf28356bd.png" alt="درخواست نخست‌وزیر لبنان از ایران: عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">درخواست نخست‌وزیر لبنان از ایران: عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">اخیرا در اخبار شنیدیم که جناب نجیب میقانی نخست وزیر لبنان افاضات فرموده و خطاب به جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده‌اند: &lt;strong class="md-inline-bold">«عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید» &lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شنیدن این فرمایشات ناخودآگاه سخنرانی چند سال پیش حسن نصرالله را به ذهن متبادر می‌کند که به صورت علنی و رسمی خطاب به تمام عالم گفته بود: &lt;strong class="md-inline-bold">«بودجه، هزینه، خرج خورد و خوراک، سلاح و موشک‌های حزب‌الله از جمهوری اسلامی ایران می‌رسد».&lt;/strong>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://www.aparat.com/v/c236poc"> https://www.aparat.com/v/c236poc &lt;/a>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">و باز یادآور این سخنان مسئولان ایرانی و فرماندهان حزب الله شد که با پول‌های مردم ایران تمام خانه‌های تخریب شده در جریان جنگ ۳۳ روزه لبنان در سال ۲۰۰۶ بازسازی و حتی به وسایل زندگی تجهیز شدند و حتی زیرساخت‌ها و جاده‌هایی در حد استانداردهای اروپا برای آنها با پول مردم ایران احداث شد:&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/da1d3c8a160d9e0101eb.png" alt="دیده‌بان ایران: تامین معیشت و اجاره بهای ۲۰۰ هزار خانه در لبنان در سال ۲۰۰۶ از پول مردم ایران " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">دیده‌بان ایران: تامین معیشت و اجاره بهای ۲۰۰ هزار خانه در لبنان در سال ۲۰۰۶ از پول مردم ایران &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/cce25a79cdb6d141387d.png" alt="خبرگزاری تسنیم: پرونده ویژه؛ جنگ ۳۳روزه | بازسازی لبنان بعد از جنگ ۳۳روزه به‌ روایت آمار و ارقام" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">خبرگزاری تسنیم: پرونده ویژه؛ جنگ ۳۳روزه | بازسازی لبنان بعد از جنگ ۳۳روزه به‌ روایت آمار و ارقام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">لذا:&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">با توجه به بی چشم و روئی مردم لبنان که قدقدشان برای ما و تخم‌شان برای همسایه است و با توجه به اینکه ایران همیشه درگیر مساله لبنان است و معمولا به مانند فلسطین و غزه، لبنان و حزب الله پای ثابت اخبار سراسری ایران است و از این بابت مردم ایران تاکنون هزینه‌های بی‌فایده گزافی پرداخته‌اند، و از آنجا که در این سالها بخش قابل توجهی (اگر نگوییم اکثریت) از مردم ایران شعارشان به درستی «نه غره نه لبنان جانم فدای ایران» بوده است؛&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">پیشنهاد می‌کنم:&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">پیشنهاد می‌کنم مردم لبنان در یک همه‌پرسی سراسری و آزاد با نظارت نهادهای بین‌المللی کشور خود را به عنوان یکی از استان‌های ایران اعلام نمایند. یعنی با رای خودشان و موافقت ایران تبدیل شوند به استان ۳۲م ایران. بدین ترتیب ایران همانگونه که طی جنگ ۸ ساله از آبادان و خرمشهر و... دفاع کرد، از آنها هم دفاع کند، همانطور که برای یزد و رشت و اصفهان و تهران و... بودجه تخصیص می‌دهد برای این استان جدید هم بودجه بگذارد.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d2de7e961b371d30c64c.png" alt="برای چندمین بار در دهه اخیر، لبنان دو سال است رئیس جمهور ندارد!" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">برای چندمین بار در دهه اخیر، لبنان دو سال است رئیس جمهور ندارد!&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">این پیشنهاد دو سر سود است؛ بدین شکل: &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اولا: &lt;/strong>سطح رفاه زندگی لبنانی‌ها بسیار تقویت خواهد شد زیرا ایران (به نسبت لبنان) ثروتمند است و ساختار منسجم‌تری دارد (جالب است است بدانید کشور لبنان اکنون حدود ۲ سال است که رئیس جمهور ندارد!). همچنین لبنانی‌ها عضوی از یک کشور ۸۰ میلیون نفری خواهند شد و یک دولت مقتدر اسلامی زمامدارشان می‌شود که می‌تواند اموراتشان را به نحو احسن رتق و فتق کند و مسائلی مانند بی‌دولتی و نابسامانی داخلی (مانند بحران عدم جمع‌آوری زباله‌ها) دیگر برایشان اتفاق نخواهد افتاد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">ثانیا: &lt;/strong>از آن سو ایران سرزمینش را گسترش می‌دهد. مرزهایش را به سواحل مدیترانه می‌رساند. و با این دستاورد دودستگی موجود در داخل در خصوص حمایت یا عدم حمایت از لبنان و حزب‌الله برطرف خواهد شد.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">پرسش:&lt;/strong> &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اگر مردم لبنان قدر ایران را ندانستند و به الحاق کشورشان به ایران رای منفی دادند تکلیف چیست؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c3a216c8731f4fda8200.png" alt="نجیب میقاتی (نخست وزیر لبنان): اظهارات رئیس مجلس ایران (قالیباف) را «مداخله آشکار» در امور لبنان می‌دانیم" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نجیب میقاتی (نخست وزیر لبنان): اظهارات رئیس مجلس ایران (قالیباف) را «مداخله آشکار» در امور لبنان می‌دانیم&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">پاسخ:&lt;/strong> &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در آن صورت ایران می‌تواند با خیال راحت و وجدانی آسوده مسأله لبنان را از فهرست مسائلش حذف کند و مردم ایران از بابت حمایت از چنین کشور بی چشم و روئی این همه هزینه بی‌فایده نخواهد پرداخت.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">شما بفرمائید، این پیشنهاد آیا منصفانه نیست؟ &lt;/h4>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>فرار از آینده پرتنش؛ راهکارهای نجات ایران (۲)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-10-01-x24ukhjrfljl/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-10-01-x24ukhjrfljl/</guid><pubDate>Tue, 01 Oct 2024 16:05:01 +0330</pubDate><description>کانال اقتصادی چراز با محمدصادق الحسینی در خصوص آینده ایران گفتگویی انجام داده است. در بخش اول گفتگو به بررسی مسائل کلان پیش‌روی ایران شامل سه شکاف (شکاف معیشت، شکاف بین نسلی، شکاف تبعیض) پرداخت که طی آن به اعتقاد آقای الحسینی، در صورت ادامه</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3b21b99a55d5e91ce5ed.webp" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">کانال اقتصادی &lt;strong class="md-inline-bold">چراز&lt;/strong> با محمدصادق الحسینی در خصوص آینده ایران گفتگویی انجام داده است. در &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://alihoza.github.io/posts/2024-09-15-xutccvphcopq/" target="_blank" rel="noopener nofollow">بخش اول گفتگو&lt;/a>&lt;/em>&lt;/strong> به بررسی مسائل کلان پیش‌روی ایران شامل سه شکاف (شکاف معیشت، شکاف بین نسلی، شکاف تبعیض) پرداخت که طی آن به اعتقاد آقای الحسینی، در صورت ادامه روند کنونی، ایران در آینده با کاهش خیره‌کننده سطح رفاه، افزایش سطح خشونت در جامعه، افزایش ناامنی، جنایت و خون‌ریزی و نهایتا متاسفانه پایان مفهوم «ایران» مواجه خواهد شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در بخش دوم گفتگو که صوت آن در این پست تقدیم می‌شود محمدصادق الحسینی راجع به راهکارهای پیش‌روی حکومت ایران برای مواجهه با مسائل و بحران‌های عنوان شده و پیشگیری از فجایعی که در بخش اول ذکر شد صحبت خواهد کرد.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">بخش دوم گفتگو: نجات سیاست مرده در ایران فرار از آینده پرتنش؛ راهکارهای نجات اقتصاد ایران &lt;/h3>&lt;h3 class="md-block-header-three">فهرست مباحث:&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">00:00:00 چه باید کرد؟ راهکار چیست؟ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:04:23 لحظه‌ی سرندی‌پیتی توسعه ایران &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:07:44 چرخه تولید رانتخوارهای اقتصادی &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:11:49 دلاری کردن حقوق و دستمزد؟ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:15:38 زمینه‌های رشد و توسعه ایران &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:19:20 چه کار می‌توان کرد؟ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:29:24 بازگشت توازن اختیار و مسئولیت &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:32:57 ابزار استیضاح عامل فساد و ناکارآمدی &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:38:39 تعدد شوراهای عالی &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:48:55 بازگشت قدرت به استانداری‌ها &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:52:00 قدرت ناچیز وزارت خارجه ایران &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:53:46 بحران ناترازی انرژی در ایران &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:56:14 بحران ارزی و بانکی &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:59:32 بحران اینترنت &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">01:05:36 احیای سیاست مرده &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">01:07:18 جمع‌بندی&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع: &lt;/strong>کانال یوتیوب چراز &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.youtube.com/@chorazmedia" target="_blank" rel="noopener nofollow">youtube.com/@chorazmedia&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">بخش اول گفتگو: &lt;/h4>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2024-09-15-xutccvphcopq/" lang="en" dir="ltr">&lt;code lang="en" dir="ltr">https://alihoza.github.io/posts/2024-09-15-xutccvphcopq/&lt;/code>&lt;/a>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>بهترین کتاب‌های سال در حوزه‌ی ادبیات جهان و فهرستی از داستان‌های خوب ایرانی</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-09-24-xkupijqo7xyu/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-09-24-xkupijqo7xyu/</guid><pubDate>Tue, 24 Sep 2024 22:24:19 +0330</pubDate><description>مهرداد اصیل | از میان آثار حوزه‌ی ادبیات جهان که سال ۱۴۰۲ به فارسی ترجمه و منتشر شده، ۱۰ کتاب را به‌عنوان «کتاب‌های برتر سال» انتخاب و معرفی کرده که در ادامه می‌خوانید.* مهرداد برایم نوشته که سال ۱۴۰۲ سالِ کم‌کتابی نبود و ناشرها هم خیلی فعا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">مهرداد اصیل |&lt;/strong> از میان آثار حوزه‌ی ادبیات جهان که سال ۱۴۰۲ به فارسی ترجمه و منتشر شده، ۱۰ کتاب را به‌عنوان «کتاب‌های برتر سال» انتخاب و معرفی کرده که در ادامه می‌خوانید.*&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مهرداد برایم نوشته که سال ۱۴۰۲ سالِ کم‌کتابی نبود و ناشرها هم خیلی فعال بودند، اما کمتر عنوانی منتشر شد که فضای فرهنگی را تکان بدهد. فهرست کتاب‌های برتر به سیاق هر سال از اواخر بهمن نهایی شد و طبعاً کتاب‌های اسفند جا ماند، حال این‌که ناشرها معمولاً برای نوروز عنوان‌های خوبی منتشر می‌کنند. فکر کردم بد نیست دست‌کم این‌جا نام چند عنوان خوب اخیر را هم اضافه کنم که شاید به بعضی کتاب‌های فهرست ۱۰ تایی ارجح باشند. من در گشت‌وگذاری مختصر به اسم این کتاب‌ها رسیدم و طبعاً ممکن است باز هم چیزی از دستم در رفته باشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">- مردی که می‌خندد، ویکتور هوگو، محمدرضا پارسایار، نشر هرمس&lt;/strong>&lt;br/>&lt;/br>&lt;strong class="md-inline-bold">- دکتر ژیواگو، باریس پاسترناک، پروانه فخام‌زاده، نشر نو&lt;/strong>&lt;br/>&lt;/br>&lt;strong class="md-inline-bold">- دری در کار نیست، تامس ولف، امین مدی، نشر گمان&lt;/strong>&lt;br/>&lt;/br>&lt;strong class="md-inline-bold">- رئالیست‌ها، سی. پی. اسنو، اکرم رضایی بایندر، نشر نو&lt;/strong>&lt;br/>&lt;/br>&lt;strong class="md-inline-bold">- دنیای شگفت‌انگیز نو، آلدوس هاکسلی، فرید دبیرمقدم، نشر مد&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">علاوه‌بر آثار بالا و فهرست پایین، با توجه به قیدوبندهای سانسور در ایران، خود من هم یک کتابِ غیرداستانی به انتهای این فهرست اضافه می‌کنم که گرچه رمان نیست، از جذابیت روایی آن در کنار اهمیت وقایع‌نگاری‌اش نمی‌توان به‌سادگی گذشت: فارسی بدون سانسورِ کتابِ &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://t.me/tirabooks/12" target="_blank" rel="noopener nofollow">«خانه‌ی خیابان گاریبالدی»&lt;/a>&lt;/strong>.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در انتهای این مطلب نیز فهرستی منتخب از آثار ادبیات داستانی ایران در دو سه سال اخیر را می‌آورم که حسین سناپور انتخاب و پیشنهاد کرده، با توضیحی که خودش در کانال تلگرامی‌اش نوشته است.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">مرز باریک واقعیت و خیال&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۱ـ مجمع‌الجزایر گولاگ (سه جلد)، الکساندر سولژنیتسین، احسان سنایی اردکانی، نشر مرکز&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/6e71f3e5e9abb4825c27.jpg" alt="مجمع‌الجزایر گولاگ" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مجمع‌الجزایر گولاگ&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">اردوگاه کار اجباری در دوران سولژنیتسین پدیده‌ی تازه‌ای نبود. از میان نویسندگان، پیشتر گذرِ داستایفسکی هم به چنین جایی افتاده بود؛ جایی که او، به تعبیر ادوارد هَلِت کار، «نخستین‌بار نطفه‌ی اندیشه‌ی آرمانی‌کردن “خلق” را پرورد که بخش بسیار مهمی از کیش سیاسی و مذهبی بعدی او را به وجود آورد» و منجر به خلق شاهکارهای بعدی‌اش شد. اما این اردوگاه‌ها در شوروی قرن بیستم یکسره چیز دیگری بود: گولاگ. مجمع‌الجزایر گولاگ به زمانه‌ای تعلق دارد که واقعیت چنان غرابتی یافته بود که هر تخیلی را از اعتبار می‌انداخت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مجمع‌الجزایر گولاگ درواقع تاریخ روسیه‌ی شوروی است؛ تاریخ چهره‌ای از امپراتوری کمونیستی که تا سال‌ها از دید جهان پنهانش کرده بودند. سولژنیتسین  در این کتاب سازوکار شکل‌گیری اردوگاه کار اجباری را بین سال‌های ۱۰۱۸ تا ۱۹۵۶ روایت کرده است. گولاگ بلافاصله پس از انقلاب اکتبر شکل گرفته بود. ولادیمیر لنین شخصاً دستور ساخت اردوگاه‌هایی را صادر کرده بود که در آن‌ها زندانیان سیاسی و جرائم دیگر به کار اجباری گرفته می‌شدند. با این ‌حال، استالین این ساختار را به اوج خوفناکش رسانده بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">پس از تصفیه‌های استالینی و دادگاه‌های نمایشی در دهه‌ی ۱۹۳۰، گولاگ بیش از پیش وسعت گرفت (اصلاً کتاب «مجمع‌الجزایر گولاگ» نام گرفته بود چون این مراکز به شکل جزیره‌های پرتعدادی در سرتاسر روسیه وجود داشتند و ساختاری یکپارچه را شکل می‌دادند). رونق گولاگ تا مرگ استالین ادامه داشت. روایت سولژنیتسین  تا سخنرانی مشهور خروشچف، «درباره‌ی کیش شخصیت و تبعات آن»، به پایان می‌رسد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سولژنیتسین مانند بسیاری از روس‌ها در ابتدا با انقلاب هم‌داستان بود و در دوران جنگ جهانی دوم هم در ارتش سرخ خدمت می‌کرد. او در فوریه‌ی ۱۹۴۵، حین خدمت در پروس شرقی، بازداشت شد. علت بازداشت او این بود که در نامه‌های شخصی خود به دوستش، نیکلای ویتکویچ، از سیاست استالین در رهبری جنگ حرف‌های انتقادآمیزی نوشته بود. او را بلافاصله به جرم مبلغ ضدشوروی دستگیر کردند و به زندان لوبیانکا در مسکو فرستادند. هشت سال، تا ۱۹۵۳، در گولاگ به سر برد. در تمام این دوران مشغول یادداشت‌برداری از وضعیت بود و خاطرات دیگران را نیز ثبت می‌کرد. تمام این سال‌ها را گویی به امید روایت خاطراتش گذرانده بود؛ خاطراتی که به کسانی تقدیمش کرد که «آن‌قدر زنده نماندند تا این حکایت‌ها را بازگویند».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">او در فصل پایانی کتاب می‌نویسد: «هیچ‌وقت امیدمان از دست نرفت به این‌که روزی قصه‌ی ما را خواهند گفت: هرچه در تاریخ رخ داده، روزی حقیقتش گفته خواهد شد. اما در تصور ما این روز در آینده‌ای خیلی دور واقع بود – بعد از آن‌که اکثرمان مردیم. و وقتی که اوضاع کاملاً فرق کرد. خودم را به چشم وقایع‌نگار گولاگ می‌دیدم و دائماً می‌نوشتم؛ اما من هم امید کمی داشتم به این‌که انتشار این کتاب را در طول عمر خودم شاهد باشم».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما به‌راستی که تاریخ سرشار از غرایب شگفت‌انگیز است. سولژنیتسین  بلافاصله پس از آزادی مشغول نوشتن گولاگ شد و بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۸ آن را در سه جلد تکمیل کرد. طبعاً چنین روایتی هرگز اجازه‌ی انتشار در خاک شوروی را نمی‌یافت، هرچند به‌صورت زیرزمینی و در قالب سامیزدات عرضه شده بود. انتشار اولیه‌ی آن در سال ۱۹۷۳ در پاریس اتفاق افتاد و بلافاصله به فرانسوی و انگلیسی هم ترجمه شد. روایت این دوزخ روی زمین به قلم الکساندر سولژنیتسین  جهان را مبهوت کرد. انتشار این کتاب تقریباً با انتشار کتاب مشهور میشل فوکو، «انضباط و مجازات»، همزمان شده بود و تنها یک سال بین این دو فاصله بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مارک لیلا، مورخ تاریخ اندیشه، درباره‌ی این هم‌زمانی می‌نویسد: «یک سال پیش از انتشار کتاب فوکو، کتابی بسیار تأثیرگذارتر درباره‌ی زندان‌های جدید منتشر شده بود: مجمع‌الجزایر گولاگ سولژنیتسین. تقابل میان این دو کتاب از این بیشتر امکان نداشت و هر تأثیری را که فوکو فکر می‌کرد کتابش شاید بعدها در فرانسه بگذارد، در نطفه خفه کرد. در برابر این گزارش تکان‌دهنده از شکنجه‌های جسمی و روحی که مسبب و مجری آن حکومتی بود که بسیاری در فرانسه هنوز آن را طلایه‌دار پیشرفت اجتماعی می‌دانستند، اعتقاد به این‌که کلاس‌های درس غربی زندان هستند و با این‌حال حرف خود را معقول پنداشتن دشوار بود.».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حالا پس از نیم قرن از انتشار این کتاب در جهان، امسال برای اولین بار نسخه‌ی کامل آن به فارسی ترجمه و منتشر شده است.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۲ـ سال‌ها، آنی ارنو، فرزاد مراد، نشر بیدگل&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/69948220fec7164c8804.jpg" alt="سال‌ها" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سال‌ها&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">قرن بیستم قرن رونق روایت‌های غیرداستانی است. راهی که سولژنیتسین  و همگنانش به‌سبب غرایبی که به چشم دیده بودند آغاز کردند، در دهه‌های بعد رهروان بسیاری پیدا کرد که نوشته‌هایشان به جایزه‌ی نوبل هم راه یافت. آنی ارنو، برنده‌ی نوبل ۲۰۲۲، البته داستان‌نویس است، اما در یکی از آثار برجسته‌ی خود روایتی غیرداستانی از جامعه‌ی فرانسه به دست می‌دهد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">همان جمله‌ی آغازین سال‌ها لزومِ روایت‌های واقعی را انعکاس می‌دهد: «تمام تصاویر از بین می‌روند» و «ناگهان هزار کلمه که از آن‌ها برای نام بردن از چیزها، چهره‌ها، اعمال و احساسات استفاده کرده‌ایم، که به دنیا سامان داده‌اند، قلب را به تپش انداخته‌اند و تحریک‌مان کرده‌اند، از بین خواهند رفت». بله، «همه‌چیز در چشم‌برهم‌زدنی از بین خواهد رفت»، مگر آن‌که راویانی به روایت آن بپردازند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«سال‌ها» یکی از همین روایت‌هاست. هنر ارنو در این کتاب پیوند دادن خاطرات شخصی خود با خاطره‌ی جمعی مردم فرانسه از ۱۹۴۱ (سال تولد نویسنده) تا ۲۰۰۶ است؛ وقایعی مثل جنگ و ویرانی‌های پس از آن، نبرد الجزایر، وقایع مه ۱۹۶۸، خطر جنگ هسته‌ای، مصرف‌گرایی قرن بیستم، بیکاری، مهاجرت و پیشرفت تکنولوژی. در لابه‌لای این وقایع جمعی، خاطرات شخصی هم به چشم می‌خورد: بالیدن در خانواده‌ای از طبقه‌ی کارگر در نورماندی، تدریس ادبیات فرانسه، زندگی در حومه‌ی پاریس، بزرگ‌کردن دو فرزند پسر و البته طلاق و پایان زندگی مشترک.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این کتاب راوی همان چیزهایی است که هرگز در کتب تاریخی نمی‌خوانید؛ تلاشی برای حفظ کردن تصاویر و کلمات و صدالبته احساسات یک نسل.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۳ـ خصم، امانوئل کارر، ابوالفضل الله‌دادی، نشر مد&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/13b842ce22b4f3361da0.jpg" alt="خصم" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">خصم&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">خصم هم رمانی غیرداستانی است، اما برخلاف سال‌ها که به روایت تجربه‌ای همگانی می‌پردازد، کارر در این کتاب پدیده‌ای استثنایی را روایت می‌کند؛ روایت حلول شیطان در کالبد انسان به‌ظاهر معمولی.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«خصم» تفحصی است در کنه وجود یک انسان برای یافتن علت اعمال توضیح‌ناپذیر این فرد: ژان ‌کلود رومان، شهروند محترم فرانسه، روز یکشنبه نهم ژانویه‌ی ۱۹۹۳، تمام اعضای خانواده‌اش را به قتل رساند، نه ‌فقط همسر و دو فرزندش، که پدر و مادر سالخورده‌اش. سپس دست به انتحار زد اما درنهایت جان به در برد و بدین ترتیب رازهایی از پرده برون افتاد که بیش از پیش دوستانش را به حیرت انداخت. رومان که سال‌ها در لباس پزشکی حاذق فرو رفته و خود را محقق سازمان جهانی بهداشت معرفی کرده بود، معلوم شد که نه‌ تنها سمتی در این سازمان ندارد، که اصلاً دانشکده‌ی پزشکی را به اتمام نرسانده بوده. او تمام این سال‌ها پس‌انداز اطرافیانش را به بهانه‌ی سرمایه‌گذاری می‌گرفته و از این طریق معاش پرخرجش را تأمین می‌کرده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بله، می‌شد کل ماجرا را به یک کلاهبرداری تقلیل داد؛ کاری که بسیاری از دوستان رومان کردند. اما امانوئل کارر چیزی درونی‌تر را جست‌وجو می‌کرد. او می‌گوید شرح ماوقع «چیزی نیست که علاقه‌ام را برانگیزد» و نامه‌ای به رومان نوشت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کاپوتی که رمان غیرداستانی را به اوج خود رسانده بود، اعتقاد داشت در این ژانر همه‌چیز باید مبتنی بر واقعیت باشد، حتی کوچک‌ترین جزئیات. «خصم» هم چیزی خلاف واقعیت ندارد، اما کارر چیزی ورای رخدادهای عینی به دست داده است. او پیامدهای زندگی دوگانه را نشان می‌دهد. رومان در خانواده‌ای رشد کرده بود که در آن دروغ مصلحت‌آمیز رسمی رایج بود. او که کودکی منزوی بود، این رسم را به سرحد غایی‌اش رساند، تا سرانجام دروغ او را در خود فروکشید و بلعید: «وقتی نمی‌خواهی هیچ‌کس را نومید کنی، وقتی به چنین مخمصه‌ای می‌افتی، اولین دروغ به دروغ بعدی می‌انجامد و سرانجام به کل زندگی‌ات بدل می‌شود.»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«خصم» نمونه‌ای است برجسته از روایت ماجرایی واقعی با استفاده از تکنیک‌های داستان‌نویسی.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۴ـ کتاب زندگی‌های من، الکساندر همُن، نیّره دوستی، نشر گمان&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/7dfb13484e2b81a45fef.jpg" alt="کتاب زندگی‌های من" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کتاب زندگی‌های من&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">بیشتر آدم‌ها فقط یک بار زندگی می‌کنند، بقیه هم بالطبع از نظر بیولوژیک یک زندگی بیشتر ندارند؛ اما آن‌چه از سر می‌گذرانند، عملاً تجربیات متراکم چند زندگی است. الکساندر همن از این دست است (یا دست‌کم خودش این‌طور فکر می‌کند).&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">او متولد پاره‌ای از یوگسلاوی است که امروزه با نام بوسنی آن را می‌شناسیم. بعد، در بحبوحه‌ی جنگ، با خانواده‌اش به کانادا و سپس به آمریکا مهاجرت کرد و شد نویسنده‌ای بوسنیایی-آمریکایی. شروع کرد به نوشتن به زبان انگلیسی و مثل بی‌شمار نویسنده‌ی دوزبانه‌ی دیگر با کنراد و نابوکوف مقایسه‌اش کردند. در بوسنی هم که بود، می‌نوشت، اما هنوز نویسنده‌ی تماماً نویسنده‌ای نبود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">از این گذشته، نویسنده‌ی شوخ‌طبعی مثل او اوضاع خوبی در یوگسلاوی دهه‌های هشتاد و نود نداشت. مثلاً یک بار که داستان‌های خیالی و طنزآمیزش را در رادیو خوانده بود، همه ماجرا را جدی گرفته بودند و داشت برایش دردسر می‌شد. این شوخ‌طبعی مشکلات حادتری هم پدید آورده بدو و یک بار کارش را به پلیس امنیت و بازداشت کشانده بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کتاب زندگی‌های من اولین مجموعه‌ی غیرداستانی اوست و حالا در حدود ۵۰ سالگی (کتاب در ۲۰۱۳ منتشر شده) روایت همه‌ی این‌ها را در آن شرح داده است. این خاطرات از جهاتی به نوشته‌های اسلاونکا دراکولیچ شبیه‌اند، اما اگر دراکولیچ از خلال خاطرات دیگران به روایت زندگی جمعی می‌پردازد، همن صرفاً خاطرات شخصی‌اش را بازگو می‌کند، اما از خلال همین خاطرات وضعیت جامعه‌ای را نشان می‌دهد که چندی بعد به آتش جنگ داخلی دهشتناکی گرفتار می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در میان سطور این جستارها می‌بینم که از میان ‌رفتن حس شوخ‌طبعیِ جمعی درواقع نشانه‌ای است از تغییراتی ناخوشایند. همه‌ی جستارها به بوسنی مربوط نیست؛ این‌جا چیزهایی هم درباره‌ی شیکاگو می‌خوانیم یا دقیق‌تر: چیزهایی درباره‌ی مهاجران و مهاجرت که «هستی آدم را دچار بحران می‌کند، چون شما را مجبور می‌کند هویت خود را با شرایطی که همواره متغیرند، سازگار کنید».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جستار آخر کتاب هم شرح بیماری و درگذشت فرزند ۱۰ماهه‌ی همن است؛ روایتی تلخ که برخلاف باقی روایت‌ها نشانی از طنز در آن نیست.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۵ـ استاد، یاسوناری کاواباتا، مانی پارسا، نشر نو&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9e095305d6f614c8746a.jpg" alt="استاد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">استاد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">رمان «استاد» هم درواقع نوشته‌ای است مبتنی بر واقعیت؛ ماجرای مسابقه‌ی دو استادِ گو در سال ۱۹۳۸. گو یک بازی سنتی است که احتمالاً کهن‌ترین بازی تخته‌ای جهان باشد. اصول بازی بسیار ساده است. دو بازیکن، یکی با مهره‌ی سیاه و دیگری با مهره‌ی سفید، می‌کوشند مهره‌های حریف را محاصره کنند و قلمرو بیشتری از صفحه را به خود اختصاص دهند. با این‌ حال، امکان‌های استراتژیک بازی بی‌پایان است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مسابقه‌ی اصلی بین استادی کهنه‌کار به نام شوسای است و رقیبی جوان از عصر مدرن به نام کیتانی مینورا (نویسنده همه‌ی نام‌ها را تغییر داده، مگر نام استاد را). کاواباتا در اصل گزارشگر این بازی بود برای نشریه‌ی ماینیچی. بخش‌های رمان هم گاه نسخه‌های اصلاح‌شده‌ی همان گزارش‌هاست. بازی چهارده جلسه در طی شش ماه به طول انجامیده بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کاواباتا اولین نویسنده‌ی ژاپنی بود که برنده‌ی نوبل ادبیات شد (سال ۱۹۶۸)، «برای مهارت روایی‌اش که با ظرافتی فوق‌العاده عصاره‌ی ذهنیت ژاپنی را به نمایش می‌گذارد». «استاد» متفاوت‌ترین اثر اوست. در آن خبری از عناصر مألوف آثار دیگرش –اعم از گیشا و رامشگر و معشوقه‌هایی با خال‌های ناجور و…- نیست. اگرچه آکادمی نوبل حین اهدای جایزه از سه اثر دیگر نویسنده نام برده بود، کاواباتا خودش این یکی را بیش از همه دوست می‌داشت و معتقد بود کامل‌ترین کتاب اوست.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در پس این گزارش به‌ظاهر ساده، روایتی عمیق از افول ارزش‌های کهن ژاپنی و سر بر آوردن جهان‌بینی نو نهفته است؛ مضمون محوری رمان که چرخه‌ی حیات و نبرد بین نسل‌ها را به نمایش می‌گذارد. کاواباتا نشان می‌دهد که بخشی از تنش میان دو بازیگر برآمده از سنت‌های پیشین ژاپنی و عملگرایی جوانان قرن بیستمی است. اما نبرد درونی بازیکن‌ها با خودشان بیش از نبرد بیرونی آن‌ها با یکدیگر نمود دارد. انگار با گذر هر مرحله از بازی چیزی از خودشان کاسته می‌شود، مخصوصاً شوسای که مدتی پس از این آخرین بازی‌اش جان می‌سپارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مترجم انگلیسی داستان را نظیره‌ای بر شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم می‌داند؛ واقعه‌ای که کاواباتا هرگز با آن کنار نیامد. او سخت دلبسته‌ی سنت‌های ژاپنی بود و هنوز «آمادگی آن را نداشت که به آن‌چه در نظرش جوهر حقیقی ژاپن بود، پشت کند».&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۶ـ تصویر دوریان گری، اسکار وایلد، سپاس ریوندی، نشر مد&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/5c6975051db0938cfef1.jpg" alt="تصویر دوریان گری" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">تصویر دوریان گری&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">اما پرداختن به واقعیت حتی به معنای مرسوم قرن نوزدهمی آن برای اسکار وایلد اعتباری نداشت. او ادیبی زیباپرست بود و عصر خود را چندان برنمی‌تافت؛ نه زندگی شخصی‌اش با عرف زمانه نسبت داشت و نه آثار داستانی‌اش در قالب هنر دوران می‌گنجید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">داستان‌های کوتاهی که از او به جا مانده، به قصه‌های پریان می‌مانند و تنها رمانی که نوشته است، از افسانه‌ی قرون وسطایی فاوست مایه می‌گیرد. او در دانشگاه آکسفورد به تحصیل در رشته‌ی فرهنگ و ادبیات کلاسیک پرداخته بود و از همان‌جا هم «هنر برای هنر» ملحق شده بود. شخصیتی سخنور و بذله‌گو داشت، به‌قدری که در عصر خودش پیش از هر چیز به سبب همین خصایص شناخته می‌شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">عمده‌ی آثارش را در قالب نمایش‌نامه نوشت و «تصویر» دوریان گری تنها رمان او محسوب می‌شود. با این حال، این رمان عصاره‌ی افکار و سبک وایلد را در خود جمع دارد. داستان آن درباره‌ی جوان زیبارویی است که روحش را در ازای جوانی جاودانه می‌فروشد و از آن پس تصویری که یک نقاش از او کشیده، روزبه‌روز فرتوت می‌شود و گَرد سالیان بر چهره‌ی خودش نمی‌نشیند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">وقایع رمان خاطرِ زهدپرستان ریاکار را مکدر کرد. در نشریات، رمان را شرورانه و وقیح و خام و خشن خواندند، اما حقیقت امر این بود که این رمان اگرچه بسی خیال‌انگیز می‌نمود، تصویری صریح از ریاکاری زمانه به دست می‌داد. نشریه‌ای در نقد آن نوشت: «این داستانی است برآمده از ادبیات جذام‌گرفته‌ی منحط‌های فرانسوی؛ کتابی زهرآگین که فضای آن از گند عفونت اخلاقی و معنوی سنگین شده است».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">وایلد در جواب این نقدها نوشت «من به‌راستی عاجزم از درک این‌که چگونه می‌توان اثر هنری را از دیدگاه اخلاق نقد کرد». باری، هیچ اثر هنری اصیلی آن‌قدر دور از زندگی نیست که به هیچ کاری نیاید، اگرچه صرفاً به‌قصد زیبایی خلق شده باشد. ادبیات مقوم وجدان اخلاقی آدمی است و برای این کار از زیبایی و لذتِ ناشی از آن کمک می‌گیرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به این معنا، «تصویر» دوریان گری احتمالاً از بهترین نمونه‌های ادبیات شمرده می‌شود؛ امری که امروزه بیش از پیش بر ما روشن شده است، به‌رغم گذشت صد و اندی سال از مرگ اسکار وایلد.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۷ـ ویلیام در گذر ایام: شکسپیر چگونه شکسپیر شد، استیون گرین‌بلت، علیرضا مهدی‌پور، نشر خوب&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/64c188137f67cc90907e.jpg" alt="ویلیام در گذر ایام" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ویلیام در گذر ایام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">استیون گرین‌بلت، استاد برجسته‌ی دانشگاه هاروارد، می‌خواهد زندگی واقعی ویلیام شکسپیر را رمزگشایی کند. شکسپیر از رازآلوده‌ترین نویسندگان تاریخ است. او گویی به‌عمد زندگی درونی و بیرونی خود را پنهان نگه داشته است. دانسته‌های ما حاصل سال‌ها کندوکاوهای ریزبینانه‌ی پژوهشگران در اسناد و اشاراتی است که در کلیسا یا نوشته‌های معاصرانش تاکنون کشف شده.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شکسپیر چگونه شکسپیر شد؟ این شخصیت تاریخی که نبوغی بی‌همتا داشت و برخی از مهم‌ترین آثار ادبی غرب را آفرید، که بود؟ تحصیلاتش چه بود؟ از کجا تا به این حد با کلمات انس پیدا کرد و چه وقت به سراغ حرفه‌ی پرمخاطره‌ی نمایش رفت؟ افراد خانواده‌اش که بودند و چه تأثیری در حیات ادبی او داشتند؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">روایت گرین‌بلت از زندگی شکسپیر سرشار است از «اگر»ها و «شاید»ها و «فرض کنیم»ها و «ممکن است»های بسیار. «ویلیام در گذر ایام» نمونه‌ای است از تاریخ‌نگاری ناب با داده‌های بسیار اندک و براساس استدلال‌ها و تحلیل‌های شگفت‌انگیز. چاره‌ای هم نیست؛ برای حل معماهایی که در آثار شکسپیر وجود دارد، به‌ناچار باید معمای زندگی او حل شود، حتی شده با گمانه و گاه به کار گرفتن اندکی تخیل.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تحلیل‌های گرین‌بلت بسیار شورانگیز است و گاه به حل مسائلی می‌انجامد که دهه‌ها و قرن‌ها ذهن منتقدان و محققان را به خود مشغول کرده بود. از جمله مهم‌ترین این‌ها «معمای هملت» است؛ این‌که چرا هملت در اقدام برای انتقام‌گیری این‌قدر تعلل می‌کند و علت آشفتگی او چیست؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">درباره‌ی این معما بسیاری گمانه‌زنی کرده‌اند، از تی اس الیوت گرفته تا زیگموند فروید. الیوت «همبسته‌ی عینی»ای برای جنون هملت نمی‌یابد و بنابراین این تراژدی را شکست هنری شکسپیر می‌داند. او در پایان مقاله‌اش در این ‌باره نوشته است: «آن‌چه [برای حل معمای هملت] نیاز داریم، واقعیت‌های بسیار از زندگی‌نامه‌ی شکسپیر است».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">گرین‌بلت در این کتاب به این نیاز پاسخ می‌گوید. او با زدودن غبار از زندگی شخصی شکسپیر و شرح ماجرای مرگ فرزند او، همنت، راه‌حلی تأمل‌برانگیز برای این معما ارائه می‌دهد. برخلاف الیوت، نشان می‌دهد که چرا هملت نقطه‌ی اوج هنری شکسپیر است و چگونه او شیوه‌ای را که پیشتر خام‌دستانه در آثار دیگرش آزموده بود، در این‌جا به کمال می‌رساند؛ شیوه‌ای که از طریق آن مکنونات قلبی شخصیت‌هایش را بر صحنه‌ی نمایش نشان می‌دهد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">معماهای شکسپیر و آثارش به این مورد ختم نمی‌شود. گرین‌بلت می‌کوشد به اغلب آن‌ها پاسخی درخورد بدهد. این کتاب به‌واقع نمونه‌ای خواندنی از تاریخ‌نگاری و نقد ادبی و نوشته‌ی خلاق است؛ شاهکاری درباره‌ی نبوغ.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۸ـ بیست و یک داستان، ارنست همینگوی، نجف دریابندری، نشر کارنامه&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/53f89288f8b1b1d4a162.jpg" alt="بیست و یک داستان" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">بیست و یک داستان&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">در این سال‌ها انتشار آثار کلاسیک به‌قدری رشد داشته که دیگر به‌ندرت ذوق خواننده را برمی‌انگیزد. اما روزگاری صِرف چنین خبری غوغایی در دل عشاق ادبیات برمی‌انگیخت. این جماعت از حدود سال ۷۶ با خبر انتشار ۸۶ داستان کوتاه همینگوی به ترجمه‌ی نجف دریابندری زندگی کردند! حالا قریب به سه دهه بعد، چندی پس از درگذشت استاد، بالأخره بیست‌ویک داستان از آن هشتادوشش تا منتشر شد. بدبختانه گویا خبری از باقی داستان‌ها نیست؛ سهراب دریابندری در مقدمه نوشته که آن اعداد سابق را فراموش کنید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">نجف دریابندری در عالم ترجمه‌ی ادبی از آن آدم‌های یکه بود. امثال او شاید زیر ۱۰ نفر بودند که الان فقط دو سه نفرشان در قید حیات‌اند. این چند سال، هر کسی از گوشه‌وکنار ادعا می‌کرد که ترجمه‌اش از پیرمرد و دریا چندان چنگی به دل نمی‌زند، که زیادی مطنطن است، که لغات بوشهری دارد و غیره و غیره. با این اوصاف، هنوز هیچ ترجمه‌ی دیگری از این کتاب لطف ترجمه‌ی او را ندارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این حرف‌ها شاید خواننده‌ی امروز را به اشتباه بیندازد که حالا با این چند تا داستان هم اتفاق خاصی نیفتاده، مخصوصاً که چندین ترجمه هم از آن‌ها بوده است از قبل. اما اگر قوه‌ی تشخیصی در کار باشد، با ورق زدن همان داستان اول، «برف‌های کیلیمنجارو»، یا با آن گفت‌وگوهای «آدمکش‌ها»، همه‌ی این حرف‌ها دود می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ترجمه‌ی ادبی برای دریابندری قدر و قیمتی داشت. می‌توانست سالی چند تا کلاسیک ترجمه کند، اما می‌خواست به جای انباشتن عنوان‌های آن‌چنانی در فهرست آثارش، حق هر اثر را تمام‌وکمال ادا کند. مسئله فقط برگردان صحیح جملات انگلیسی نبود. گفته بود (یادم نیست کجا) که هر پاراگراف هکلبری فین را سه چهار بار با بیان متفاوت ترجمه کرده و سرآخر یکی را برگزیده بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما داستان‌ها. تقریباً مهم‌ترین داستان‌های همینگوی در این مجموعه جمع شده‌اند: «برف‌های کیلیمنجارو»، داستان مردی در دل آفریقا که قانقاریا گرفته؛ «تپه‌هایی مثل فیل‌های سفید»، گفت‌وگوی زن و مرد جوانی در انتظار رسیدن قطار؛ «جای تمیز و روشن»، پیرمردی که هر شب به کافه‌ای همیشگی می‌رود؛ «خانه‌ی سرباز»، داستان سربازی از جنگ برگشته که هیچ‌چیز برایش مثل سابق نیست؛ «گربه‌ی زیر باران»، ماجرای زوجی در هتل که گربه‌ای را زیر باران می‌بینند؛ «اردوگاه سرخپوست‌ها»؛ «پایان یک چیز»؛ و… بله، طرح داستان‌ها همین‌قدر ساده‌اند، اما این‌ها فقط نوک کوه‌های یخ هستند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">انتشار داستان‌های کوتاهِ یکی از بزرگ‌ترین داستان‌نویسان قرن گذشته با ترجمه‌ی یکی از بزرگ‌ترین مترجمان ادبی قرن گذشته حتماً اتفاق مهمی است که غنیمتش باید شمرد.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۹ـ من آدم کشته‌ام، نویسندگان روس، آبتین گلکار، نشر ماهی&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f7711f9b1c5380762c39.jpg" alt="من آدم کشته‌ام" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">من آدم کشته‌ام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">ادبیات قرن بیستم روسیه به‌رغم تنوع چشمگیری که در مضمون و سبک دارد، به‌نسبت ادبیات قرن نوزدهم چندان شناخته نیست. این احتمالاً بیش از هر چیز به فروافتادن پرده‌ی آهنین مربوط است. پس از انقلاب کمونیستی، نظام حاکم ادبیات را هم مثل شئون دیگر زندگی در خدمت اهداف خود می‌خواست. به همین مناسبت نظریه‌پردازان رسمی کوشیدند با ابداع رئالیسم کمونیستی ادبیاتی بیافرینند که دستاوردهای انقلاب را نشان دهد. اما نویسندگان این عصر رویکردهای متفاوتی به این موضوع داشتند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سوای نویسندگان شوروی، نویسندگانی هم بودند که آثاری خلاف جریان می‌نوشتند، اما امکان انتشارش را نداشتند (مانند بولگاکوف و پاسترناک و…). عده‌ای هم مهاجرت کردند و آثارشان را بیرون از مرزها منتشر کردند (مانند بونین و نابوکوف). «من آدم کشته‌ام» تا حد زیادی چهره‌ی این ادبیات را نشان داده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این کتاب ۲۶ داستان کوتاه از ۱۸ نویسنده‌ی روس را در بر می‌گیرد. در میان نویسندگان، چهره‌های شناخته‌شده‌ای مثل زامیاتین، بولگاکوف، بونین و بربروا به چشم می‌خورد. از بین این‌ها دو داستان زامیاتین و بولگاکوف بیش از همه نماینده‌ی وضع اجتماعی شوروی است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما از این‌ها گذشته، داستان‌های بعضی از بهترین نویسندگان روس نیز در مجموعه به چشم می‌خورد: تینیانوف، کوپرین، کرژیژانوفسکی و زوشنکو. اما شاید وجه جالب‌تر مجموعه به داستان‌های پساشوروی مربوط باشد. مترجم از میان نویسندگان معاصر، آثاری از اولیتسکایا، تالستایا، شندرویچ، شیشکین و وادالازکین را در مجموعه گنجانده که بعضاً در یکی دو دهه‌ی اخیر نوشته شده‌اند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۱۰ـ حسد، یوری آلیشا، یلدا بیدختی‌نژاد، نشر ماهی&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/43b84268e6ed52bd0172.jpg" alt="حسد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">حسد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">ادبیات روسیه در سرتاسر دهه‌ی ۱۹۲۰ در خدمت انقلاب بود. در آثار این دهه، نویسندگان «شوروی» می‌کوشیدند رخدادهای انقلاب را از چشم فاتحان آن تصویر کنند. قهرمان این آثار هم درواقع موجودی است که نظریه‌پردازان کمونیست او را «انسان نوین» نام می‌دهند؛ انسانی عاری از هرگونه خودخواهی و جاه‌طلبی که می‌کوشد به «دنیای قشنگ نو» خدمت کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">منتقدان ادبی این‌گونه آثار را با عنوان «شاهراه ادبیات» می‌ستودند و هر آن‌چه جز این را به‌کل نادیده می‌گرفتند. «حسد» یوری آلیشا از دسته‌ی اخیر بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">آلیشا بی‌گمان از برجسته‌ترین رمان‌نویسان قرن بیستم روسیه بود. آثار او به‌رغم سانسور و سرکوب عصر شوروی، معمولاً پیام‌هایی پیشاانقلابی را در بر داشت و ضمناً از ارزش‌های زیباشناختی بالایی هم برخوردار بود. حسد، مهم‌ترین اثر او، به‌خوبی تقابل نظم قدیم و نظم جدید را بازنمایی می‌کند. قهرمان این رمان از سنخ افراد «جهان قدیم» است؛ روشنفکری جوان به نام نیکلای کاوالیروف که تحولات جامعه‌ی انقلابی را دوست ندارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در این دوران آثار دیگری هم با چنین قهرمانانی نوشته شده بود (از جمله کلیم سامگین گورکی)، اما همه‌ی آن‌ها انسان‌هایی شکست‌خورده بودند که به بن‌بست معنوی می‌رسیدند، اما کاوالیروف خلاف این‌هاست. او جوان بینوایی است که ارزش‌های کمونیستی را پس می‌زند و سخت به آندری بابیچِف، نمونه‌ی اعلای «انسان نوین»، حسد می‌ورزد. طرح کلی رمان نه‌ فقط همدلی خواننده را با کاوالیروف برمی‌انگیزد، بلکه به نوعی او را دلتنگ جهان قدیم و ارزش‌های آن می‌سازد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اسوِربیلووا، مورخ ادبیات روسیه، درباره‌ی رمان می‌نویسد: «بابیچف هدف و معنای زندگی خود را در تولید نوع جدیدی از کالباس می‌بیند (او مدیر یک کارگاه کالباس‌سازی است). ولی ما دیگر باورمان نمی‌شود که فردی با این طرز فکر ابتدایی و رشدنیافته بتواند قهرمان زمانه و الگویی برای تقلید باشد» (از تاریخ ادبیات قرن بیستم روسیه، نشر چشمه).&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;em class="md-inline-italic">اضافه بر فهرست، به‌خاطر سانسور:&lt;/em>&lt;/h4>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">۱۱ـ خانه‌ی خیابان گاریبالدی، ایسر هرئل، هوشنگ جیرانی، نشر تیرا&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/97a045d9f5104a66abfc.jpg" alt="خانه‌ی خیابان گاریبالدی" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">خانه‌ی خیابان گاریبالدی&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">هوشنگ جیرانی ترجمه‌ی این کتاب را آبان امسال به‌صورت زیرزمینی منتشر کرد با این توضیح: در این سال‌هایی که ترجمه کرده‌ام، بعضاً کتاب‌هایی بوده که به تیغ سانسور گرفتار آمدند ولی بعد از مدتی از محاق توقیف درآمدند، ولو با حذفیاتی. اما کتاب «خانه‌ی خیابان گاریبالدی» پس از پنج سال همچنان در توقیف مانده و اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد هنوز آن را از ردیف آثار «غیرقابل‌چاپ» در نیاورده.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دسترسی خوانندگان به هر کتابی حق آنان است و دسترسی نداشتن آنان به آثار شاخص جهانی ظلم مضاعف. از این رو تصمیم گرفتم این کتاب با هزینه‌ی خودم و خارج از روال رسمی در نشر تیرا چاپ شود و در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«خانه‌ی خیابان گاریبالدی» روایتِ دست‌اول و گیرای فرمانده عملیات ربودن آدولف آیشمن از آرژانتین و انتقال او به اسرائیل است برای محاکمه به‌خاطر کشتار وسیع یهودیان در دوران آلمان هیتلری. همین محاکمه بود که الهام‌بخش هانا آرنت، متفکر آلمانی، برای نوشتن کتاب «آیشمن در اورشلیم» شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">علاقه‌مندان می‌توانند ۳۰ صفحه از این کتاب ۳۸۳ صفحه‌ای  نوشته‌ی ایسر هرئل را در &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://t.me/tirabooks/12" target="_blank" rel="noopener nofollow">کانال تلگرامی نشر «تیرا»&lt;/a>&lt;/strong> بخوانند و در صورت تمایل، نسخه‌ی کامل و کاغذی آن را سفارش بدهند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">منتخبی از آثار داستانی ایرانی در دو سه سال اخیر&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">حسین سناپور:&lt;/strong> چندی پیش برای دوستی که از فضای داستان‌خوانی این سال‌های کشور دور بود، تعدادی رمان ایرانی معرفی کردم که اگر خواست، بخواند. آن فهرست را این‌جا هم می‌گذارم، شاید به درد کسانی دیگر هم بخورد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">گفتن شاید ندارد که رمان‌ها و مجموعه داستان‌های بیشتری در این یکی دو سال خوانده‌ام که با نگاه من قابل معرفی نبوده‌اند. کتاب‌های غیرداستانی را هم این‌جا ذکر نکرده‌ام، و همچنین داستان‌های خارجی را، چون به قدر کافی (و بیش از کافی) براشان تبلیغ می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کتاب‌هایی که معرفی کرده‌ام، متعلق به نسل جوان‌تر داستان‌نویسی امروز ایران است. البته درست‌تر این بود که فقط کتاب‌های امسال را معرفی می‌کردم، اما فهرست خیلی کوتاه می‌شد و قبلاً هم این کتاب‌ها را معرفی نکرده بودم.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">اما فهرست تعدادی از کتاب‌های خوب دو سه سال اخیر:&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">✔️ رد گردن‌بند بر گردن دوشیزگان (جنایی و اجتماعی)/ علیرضا شهبازین/ چشمه&lt;br/>&lt;/br>✔️ اوکاشا (تریلر اجتماعی_روان‌شناسانه)/ سارا تاج‌دینی/ برج&lt;br/>&lt;/br>✔️ پوست بر زنگار (جنایی و اجتماعی)/ اشکان اختیاری/ برج&lt;br/>&lt;/br>✔️ جنگ خصوصی چریک‌های سال‌خورده (درام سیاسی_اجتماعی)/ سعیده امین‌زاده/ برج&lt;br/>&lt;/br>✔️ خانه‌ی آفاق (درام سیاسی_اجتماعی)/ سارا نظری/ برج&lt;br/>&lt;/br>✔️ رد خون بر پلک‌هایم (جنایی و سیاسی_اجتماعی)/ رها فتاحی/ برج&lt;br/>&lt;/br>✔️ شکری پسر یعقوب (درام سیاسی_اجتماعی)/سیامک ایثاری/ برج&lt;br/>&lt;/br>✔️ بازی‌های مردانه (درام سیاسی_اجتماعی)/ آرمان امیری/ چشمه&lt;br/>&lt;/br>✔️ آواز ماهی بی‌نام (مجموعه داستان شاعرانه و اجتماعی)/ رضا جمالی حاجیانی/ نشر گمان&lt;br/>&lt;/br>✔️ بازگشت ماهیان پرنده (درام اجتماعی_تاریخی)/ آتوسا افشین نوید/ نشر مروارید&lt;br/>&lt;/br>✔️ هرس (درام اجتماعی_تاریخی)/ نسیم مرعشی/ چشمه&lt;br/>&lt;/br>✔️ بر سنگفرش خیس شانزه‌لیزه (درام اجتماعی)/ مولود قضات/ چشمه&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;em class="md-inline-italic">*فهرست مهرداد اصیل پیشتر در شماره‌ی نوروزی مجله‌ی «اندیشه پویا» منتشر شده است.&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://khabgard.com/8905/" target="_blank" rel="noopener nofollow">خوابگرد&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>آینده پرتنش جمهوری اسلامی (۱)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-09-15-xutccvphcopq/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-09-15-xutccvphcopq/</guid><pubDate>Sun, 15 Sep 2024 12:38:32 +0330</pubDate><description>مرگ سیاست و آینده ایران (قسمت اول) فقر، خون و خونریزی و پایان مفهوم ایران، در کمین ایران گفتگوی چراز با محمدصادق الحسینی (کارشناسی اقتصاد نظری از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه تهران، دانش‌آموخته روابط بین‌الملل و سیاست‌گذار</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/20c792f7a6fab24b5357.webp" alt="مرگ سیاست و آینده ایران (قسمت اول)" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مرگ سیاست و آینده ایران (قسمت اول)&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">فقر، خون و خونریزی و پایان مفهوم ایران، در کمین ایران&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">گفتگوی &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://choraz.com/" target="_blank" rel="noopener nofollow">چراز&lt;/a>&lt;/em>&lt;/strong> با محمدصادق الحسینی (کارشناسی اقتصاد نظری از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه تهران، دانش‌آموخته روابط بین‌الملل و سیاست‌گذاری از دانشکده مکسول نیویورک، کارآفرین، سابقه مدیرعاملی و عضو هیات مدیره هلدینگ توسعه صنایع بهشهر و...، نویسنده کتاب‌های هُل اول و اقتصاد ایران در تنگنا) در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳ و آینده ایران. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این گفتگو در دو بخش انجام شده است. بخش اول که اینجا تقدیم می‌گردد به بررسی مسائل کلان پیش‌روی ایران شامل سه شکاف (شکاف معیشت، شکاف بین نسلی، شکاف تبعیض) می‌پردازد که طی آن به اعتقاد آقای الحسینی، ایران اکنون دچار مرگ سیاست شده بدان معنا که سیاست‌ورزی در ایران کارایی خود را از دست داده است. و در صورت ادامه این روند، آینده ایران منجر به کاهش خیره‌کننده سطح رفاه، افزایش سطح خشونت در جامعه، افزایش ناامنی، جنایت و خون‌ریزی و نهایتا متاسفانه پایان مفهوم «ایران» خواهد بود. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در بخش دوم گفتگو که متعاقبا طی پستی مجزا ارسال می‌شود (گرچه هم‌اکنون در یوتیوب در دسترس است) ایشان در مورد راهکارهای پیش‌روی حکومت ایران برای پیشگیری از فجایعی که در بخش اول ذکر شد صحبت خواهد کرد. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">بخش اول گفتگو: مرگ سیاست در جمهوری اسلامی و آینده پرتنش ایران &lt;/h3>&lt;h4 class="md-block-header-four">فهرست مباحث:&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">00:00:00 معرفی و مقدمه &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:02:30 کارکرد سیاست چیست؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:07:15 معرفی اسپانسر (موسسه سایه سرو آزاد)&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:07:59 سیاست در کشورهای توسعه‌نیافته &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:09:55 سیاست در ایران کار نمی‌کند! &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:14:45 تغییرات سیاست در ایران در دهه‌های گذشته &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:18:05 سه شکاف‌ مهم میان مردم و حاکمیت&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:18:25 شکاف معیشت&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:27:02 شکاف بین‌نسلی&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:35:48 سیاستگذار چگونه مافیا را قوی ‌می‌کند؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:40:38 ادامه شکاف بین‌نسلی&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:45:08 شکاف تبعیض&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:50:40 رفاه با ریخته شدن خون چه ارتباطی دارد؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:54:04 چرا صادق الحسینی مردم را به مشارکت در انتخابات ترغیب کرد؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">00:58:27 چه باید کرد؟ راهکار چیست؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;strong class="md-inline-bold">در &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://alihoza.github.io/posts/2024-10-01-x24ukhjrfljl/" target="_blank" rel="noopener nofollow">قسمت دوم این گفتگو&lt;/a>&lt;/em> به «راهکارهای نجات اقتصاد ایران برای فرار از آینده پرتنش» پرداخته خواهد شد.&lt;/strong>&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع: &lt;/strong>کانال یوتیوب چراز &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.youtube.com/@chorazmedia" target="_blank" rel="noopener nofollow">youtube.com/@chorazmedia&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/da0f57beb3d07936f258.jpg" alt="کانال چراز" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کانال چراز&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">بخش دوم گفتگو:&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2024-10-01-x24ukhjrfljl/"> https://alihoza.github.io/posts/2024-10-01-x24ukhjrfljl/ &lt;/a>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-09-02-qfwnp1z0wqnx/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-09-02-qfwnp1z0wqnx/</guid><pubDate>Mon, 02 Sep 2024 22:11:42 +0330</pubDate><description>افرادی که فرایند «تکامل» را علیرغم همه شواهد علمی رد می‌کنند، معتقدند که توضیح این فرآیند بدون پذیرش وجود یک «طراح اصلی و کسی که همه چیز را رهبری کرده» ممکن نیست. اما مطالعات بیولوژیکی نشان می‌دهد که اگر طرحی نیز در ابتدا وجود داشته، این طر</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">افرادی که فرایند «تکامل» را علیرغم همه شواهد علمی رد می‌کنند، معتقدند که توضیح این فرآیند بدون پذیرش وجود یک «طراح اصلی و کسی که همه چیز را رهبری کرده» ممکن نیست. اما مطالعات بیولوژیکی نشان می‌دهد که اگر طرحی نیز در ابتدا وجود داشته، این طرح آنقدرها هم عالی نبوده است.&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/5d298f319b6f5b9876cf.webp" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">تکامل بیولوژیکی یک واقعیت است، حتی اگر انکارکنندگان مخالف آن باشند. این تئوری شواهد علمی پشتیبان بسیار زیادی دارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بطور مثال در حالی که جیمز آشر، اسقف اعظم ایرلند (که اقدام به گاه‌شماریِ وقایعِ کتاب مقدس کرده) با اتکا به بیان کتاب مقدس زمان آغاز آفرینش را سال ۴۰۰۴ قبل از میلاد اعلام کرده است، شواهد زمین‌شناسی نشان می‌دهد که سن زمین حدود ۴/۵ میلیارد سال است. وجود فسیل‌هایی از حیوانات قدیمی که تخمین زده می‌شود مربوط به میلیون‌ها سال پیش باشند نیز این یافته‌های زمین شناسی را تایید می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">البته برخی تعلیمات دینی سعی داشتند برای وجود این فسیل‌ها نیز یک توضیح ماورائی پیدا کنند؛ از جمله اینکه خدا فسیل‌ها را برای آزمایش ایمان ما آفریده است؛ یا اینکه دایناسورها به دلیل جا نگرفتن در کشتی نوح منقرض شدند وگرنه آنها نیز قبل از طوفان سهمگین عصر نوح، در کنار انسان‌ها زندگی می‌کردند!&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اگرچه تاکنون هرگز فسیل انسان و دایناسور در یک لایه مشترک از زمین شناسی یافت نشده تا این استدلال را ثابت کند، اما این امر نیز نتوانسته افراد سرکش در برابر نظریه «تکامل» را متقاعد کند و همچنان در آثار مذهبی، تصاویر زیادی از انسان‌های بدوی که با دایناسورها همزیستی داشتند دیده می‌شود.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">یک «طراحی هوشمندانه»&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">یک مکتب فکری نیز وجود دارد که معتقد است می‌توان وجود خدا را در کنار فرایند «تکامل» توضیح داد زیرا همین تکامل نیز باید بر اساس «طرحی از قبل تثبیت‌شده» و یک «طراحی هوشمندانه» انجام شود. در واقع آنها سعی دارند ایده وجود خدا را به نوعی وارد این نظریه کنند و در کنار شواهد تکامل بیولوژیکی توضیح دهند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به این ترتیب حامیان «طراحی هوشمند» می‌پذیرند که موجودات زنده تکامل می‌یابند، اما معتقدند که این تکامل نیازمند کارگردان است و نمی‌تواند به طور تصادفی اتفاق بیفتد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">یکی از زیباترین بخش‌های نظریه تکامل داروین‌-والاس این است که تکامل بیولوژیکی را برحسب تغییراتی که از طریق شانس و انتخاب و بر اساس شرایط طبیعت روی می‌دهد، توضیح می‌دهد. این فرآیند، نیازی به یک موجود بالادست و کنترل کنندۀ فرآیند یا نقشۀ راه ندارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به عبارت دیگر، تحولاتی که طی میلیاردها سال در کره زمین روی داده، باعث شده که نوع «انسان» بوجود بیاید، و اگر شرایطی دیگر حاکم بود، احتمال داشت که انسان نیز وجود نداشته باشد.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">پیچیدگی کاهش‌ناپذیر&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">یکی از استدلال‌های حامیان «طراحی هوشمند» برای توضیح دیدگاهشان، تاکید بر مبحث «پیچیدگی کاهش‌ناپذیر» است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">آنها به ساختارهای بیولوژیکی بسیار پیچیده‌ای مانند چشم انسان اشاره می‌کنند و می‌گویند که چنین ساختاری نیازمند حضور عناصر زیادی است و نمی‌تواند بر اثر تصادف و انباشت تغییرات کوچک شکل گرفته باشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما این استدلال نیز به‌راحتی قابل رد است زیرا آنچه در تکامل اتفاق می‌افتد، این است که برخی از عناصر عملکردهای جدیدی پیدا می‌کنند. مثلا در خانواده بزرگ پروتئین‌ها، بسیاری نیز عملکردهای متعدد و نامرتبط دارند. در مثال چشم نیز، امروزه حیواناتی وجود دارند که هنوز ساختار چشمی دارند که بیشتر شبیه به ساختار چشمی اجداد ماست.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">طراح کم‌هوش&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">بهترین استدلال علیه «طراحی هوشمند» تمام شواهدی است که نشان می‌دهد حتی اگر یک طراح بزرگ وجود داشته باشد نیز به نظر می‌رسد که «آنقدرها هم باهوش نبوده است».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مطالعات بیولوژیکی بوضوح نشان داده که یا همه چیز بطور تصادفی اتفاق افتاده یا اینکه شخصی که همه اینها را اداره می‌کند، کارش را به درستی انجام نداده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تکامل بیولوژیکی مانند تلاش برای بازسازی خانه‌ای است که از قبل ساخته شده است. شما نمی‌توانید خانه ساخته شده را خراب کنید و از نو بسازید؛ اما می‌توانید برخی جاهای آن را دستکاری کنید، یک در را بزرگ کنید یا یک اتاق دیگر اضافه کنید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این اصلاحات تدریجی درنهایت با یکدیگر همپوشانی خواهند داشت؛ مانند کلیساهایی که طی چندین قرن ساخته شدند و در آن سبک‌های مختلف معماری در کنار هم وجود دارند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در جهان همچنین در بدن موجودات نیز چیزهایی وجود دارند که در یک دوره زمانی مفید بودند اما باید به‌تدریج خود را با تغییرات تطبیق می‌دادند؛ در غیر این صورت یا به زحمتی برای بدن تبدیل می‌شوند، یا به‌تدریج از بین می‌روند و در برخی موارد نیز باعث انقراض یک گونه می‌شوند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بطور مثال، بیماری‌هایی مانند کمردرد، فتق دیسک و هموروئید به این دلیل وجود دارد که ما برای میلیون‌ها سال چهارپا بودیم و بسیاری از بخشهای بدن هنوز هم خود را با راه رفتن انسان روی دو پا تطبیق نداده‌اند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مثال دیگر اینکه، کودکان زیادی در اثر خفگی جان خود را از دست می‌دهند، زیرا مجرای گوارش آنها با مجرای تنفسی‌شان فضای مشترک دارد آنهم در حالی که جدا کردن این دو فضا آسان بوده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">قرار گرفتن خروجی معقد در کنار دستگاه تناسلی نیز گاه باعث ایجاد عفونت‌های جدی در بدن می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">و فقط در آناتومی نیست که می‌توان چنین ایراداتی در طراحی بدن یافت؛ در بدن انسان گاه اختلالات بیوشیمیایی زیادی وجود دارد که اکنون به لطف مهندسی ژنتیک می‌توان آنها را برطرف کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به این ترتیب اگر قرار است به یک «سازنده برتر» اعتقاد داشته باشیم، دست‌کم این را قبول کنیم که چنین سازنده‌ای باید «صلاحیت» چنین کاری را نیز داشته باشند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">کدهای ژنتیکی&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">بهترین شواهد برای «تکامل» را می‌توان در ساختار «دی‌ان‌ای» یافت. همه موجودات زنده دارای یک کد ژنتیکی یکسان هستند و همین موضوع نیز امکان موفقیت در علم مهندسی ژنتیک را فراهم کرده است؛ زیرا ژن یک ارگانیسم می‌تواند در ارگانیسم دیگر کار کند و به لطف این واقعیت، ما می‌توانیم انسولین انسانی را در باکتری‌ها تولید کنیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حال سوال این است که اگر یک موجود برتر، موجودات زنده را از «هیچ» خلق کرده، آیا منطقی‌تر نبود که به هر کدام از این موجودات یک کد ژنتیکی متفاوت می‌داد؟ زیرا همانطور که کتاب مقدس می‌گوید، این کار می‌توانست مانع از انتقال ژن بین گونه‌ها شود و نشان می‌داد که همه موجودات بطور مستقل خلق شدند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://parsi.euronews.com/2024/08/26/if-someone-created-us-he-was-certainly-not-intelligent" target="_blank" rel="noopener nofollow">یورونیوز&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع صدا:&lt;/strong> کانال یوتیوب&lt;em class="md-inline-italic"> &lt;a class="md-inline-link" href="https://youtu.be/tN-rKwBEd2I" target="_blank" rel="noopener nofollow">آوای فلسفه&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>یک ویرگولی معاون رئیس جمهوری شد</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-24-zwtizphehw9l/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-24-zwtizphehw9l/</guid><pubDate>Sat, 24 Aug 2024 17:31:36 +0330</pubDate><description>خبر دارید یکی از نویسندگان ویرگول معاون پزشکیان شد؟ شینا انصاری پیش از این، یعنی حدود یک سال پیش، در یادداشتی صفحه خانم شینا انصاری در ویرگول را معرفی کردم و نوشتم: https://virgool.io/@mrali/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%A7</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">خبر دارید یکی از نویسندگان ویرگول معاون پزشکیان شد؟&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/3ec3d891cbadfbcac362.jpg" alt="شینا انصاری" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">شینا انصاری&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">پیش از این، یعنی حدود یک سال پیش، در &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/D8BLQ" target="_blank" rel="noopener nofollow">یادداشتی&lt;/a>&lt;/em>&lt;/strong> صفحه خانم شینا انصاری در ویرگول را معرفی کردم و نوشتم:&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2023-05-29-bfjripuyogpb/" lang="en" dir="ltr">&lt;code lang="en" dir="ltr">https://alihoza.github.io/posts/2023-05-29-bfjripuyogpb/&lt;/code>&lt;/a>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">«به نظرم شینا انصاری جزو آدم حسابی‌های ویرگول است و حیف است که فقط افراد معدودی مطالبش را دنبال کنند»&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">خب...&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">دیروز &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://ecoiran.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-188/69947-%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA" target="_blank" rel="noopener nofollow">خبردار شدم&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> که آقای پزشکیان خانم انصاری را به سمت معاون رئیس جمهوری و ریاست سازمان حفاظت محیط زیست منصوب کرده است.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://www.ettelaat.com/xxrt"> https://www.ettelaat.com/xxrt &lt;/a>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>آیا سردار رادان نمی‌داند یا تجاهل می‌کند؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-19-r6lg57ahbyjb/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-19-r6lg57ahbyjb/</guid><pubDate>Mon, 19 Aug 2024 12:40:31 +0330</pubDate><description>مهدی معتمدی مهر، نویسنده و فعال سیاسی، مطلبی با عنوان پلیس و نظام عدالت در هفته نامه صدا، شماره ١٩٧ مورخ ٢٧ مرداد١۴٠٣ نوشته است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید. سردار رادان پلیس و نظام عدالت سردار رادان در واکنش به انتشار گسترده تصاویر</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">مهدی معتمدی مهر، نویسنده و فعال سیاسی، مطلبی با عنوان پلیس و نظام عدالت در هفته نامه صدا، شماره ١٩٧ مورخ ٢٧ مرداد١۴٠٣ نوشته است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید.&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/622b7ebfce2adca9a089.webp" alt="سردار رادان" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سردار رادان&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">پلیس و نظام عدالت&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">سردار رادان در واکنش به انتشار گسترده تصاویر رفتار غیرانسانی و موهنی که دو مامور انتظامی گشت ارشاد با دو نوجوان ۱۴ ساله انجام داده‌اند، گفته است: «روی کفن من بنویسید کسی است که برای حجاب دختران و زنان تلاش کرد. با مجری قانون که با مظلومیت می‌خواهد قانون را اجرا کند، برخورد نکنید. هیچ کس، ناسزا و دشنام‌های این دو نوجوان چهارده ساله به همکار ما را ندید. هیچ کس نگفت این دو خانم، قانون را زیر پا گذاشته‌اند.» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کسی باید به آقای رادان یادآور شود که این مواضع نه تنها افتخار و اعتباری ندارد تا به‌یادگار بر کفنی نوشته شود، بلکه فاجعه‌بار و تکان‌دهنده است؛ به‌ویژه آن که از سوی عالی‌ترین مقام انتظامی کشور به زبان آید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این کلام غیرمسئولانه، افزون بر عدم اطلاع یا تجاهل این مقام ارشد پلیس از حداقل ضوابط قانونی که خود و همکارانش را مجری آن می‌داند، دلالت بر تطهیر تفکر استبداد پلیسی در ساختار فرماندهی عالی نیروی انتظامی و عدم باور ایشان به اصول ناظر بر حاکمیت قانون و کرامت انسانی دارد. چکیده سخن رادان جز آن نیست که: «هم قانون و هم قاضی و هم مجری، یعنی پلیس» و پیام سهمگین این موضع‌گیری هیجانی آن است که پلیس ایران، فعلاً قصد یا برنامه‌‌ای برای اصلاح امور و مهار فساد و قانون‌شکنی ندارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این مقدمه کوتاه می‌تواند گوشه‌ای از زوایای فاجعه‌بار و غیرمسئولانه سخنان رییس پلیس ایران را بازگو کند. آقای رادان که اقرار می‌کند مضروبان توسط پلیس، دو نوجوان چهارده ساله بوده‌اند که به خاطر ناسزاگویی متحمل صدمات جسمی و روحی و رنج‌هایی شده‌اند که ممکن است تا پایان عمر بر سلامت جسمانی و روانی آنان سنگینی کند، ظاهراً باوری به قدر و منزلت «انسان به ما هو انسان» ندارد؛ همان موجودی که شرف هستی است و خداوند به واسطه آفرینش او، خود را سزاوار تبریک و تحسین می‌داند و به تعبیر صریح علامه طباطبایی در تفسیر آموزه قرآنیِ «و کرمنا بنی‌آدم» قلمرو این لطف و کرامت، حتی بر مجرمان و خاطیان و گناهکاران نیز گسترده است. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">کدام قانون به پلیس اختیار برخورد فیزیکی و ضرب و جرح به واسطه اهانت را می‌دهد؟&lt;/h4>&lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">نه پلیس مقام مشخص‌کننده احراز جرم است و نه «مسئولیت کیفری» معادل با «حق اعمال کیفر» و مجوزی برای برخورد فیزیکی از سوی ضابط قضایی.&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;p class="md-block-unstyled">سردار رادان که عملکرد سخیف ضاربان هنجارشکن و مسئولیت‌گریز را عملی توام با &lt;strong class="md-inline-bold">«مظلومیت»&lt;/strong> توصیف می‌کند، آیا نمی‌داند که به موجب تعهدات دولت ایران به پذیرش کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹ که بنا بر ماده ۹ قانون مدنی ایران در حکم قانون ملی است و همچنین، به موجب فتاوای برخی فقهای نام‌آور شیعه، فرد زیر هجده سال ولو آن که مرتکب جرم شود، رشید تلقی نشده و فاقد مسئولیت کیفری است؟ صرفنظر از این که بنا بر دیدگاه مراجعی مانند آخوند خراسانی، آیت‌الله خویی و حتی بسیاری از مراجع سنت‌گرای حوزه مبنی بر آن که حتی چنان‌چه اجرای حدود الهی هم موجب وهن دین باشد، باید متوقف شود و نیز به‌رغم آن که عدم رعایت پوشش سر توسط زنان را جرم تلقی کنیم یا نادیده گرفتن یک فتوای فرعی دینی؛ آن هم حکمی که به موجب قاعده کلی «لااکراه فی‌الدین» و نظر مسلم مجتهدان کبیری مانند آیت‌الله طالقانی نمی‌تواند الزام‌آور بوده و به‌اجبار و اکراه تحمیل شود، سردار رادان باید بداند که حتی چنانچه به موجب قرائتی سنت‌گرایانه از مقررات فقهی بتوان این سن را مشمول مسئولیت کیفری دانست، بر اساس مجموعه مقررات ناظر بر اجرای احکام و آیین دادرسی کیفری، نه پلیس مقام مشخص‌کننده احراز جرم است و نه «مسئولیت کیفری» معادل با «حق اعمال کیفر» و مجوزی برای برخورد فیزیکی از سوی ضابط قضایی. علت اصلی این سخنان چیست؟ ناآگاهی یا عدم اعتقاد به حاکمیت قانون؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">رادان باید توضیح دهد که اولاً به جز اعتماد به گزارش آن دو پلیس ضارب، چگونه و بنا بر کدام ادله اثباتی احراز کرده است که آن دو نوجوان به همکاران او اهانت کرده‌اند؟ و دوم آن که کدام قانون به پلیس اختیار برخورد فیزیکی و ضرب و جرح به واسطه اهانت را می‌دهد؟ سردار یا نمی‌داند و یا تظاهر به عدم اطلاع از این قاعده ابتدایی حقوقی دارد که حتی در خصوص دفاع مشروع هم بنا بر بندهای الف و ب و ت ماده ۱۵۶ قانون مجازات اسلامی، میان جرم انجام‌شده یا «عمل مجرمانه در معرض وقوع» با «واکنش صورت گرفته» باید تناسب و ضرورتی وجود داشته باشد. بنا بر کدام تفسیر می‌توان نتیجه گرفت که میان دشنام‌گویی و ضرب و جرح [آن هم توسط مامور پلیس] تناسبی وجود دارد؟ برای پلیسی که به‌سهولت، قادر به بازداشت آن دو نوجوان چهارده ساله و اعلام شکایت از آنان به جهت ناسزاگویی بوده، چه مجوز و ضرورتی مبنی بر برخوردی بدان‎گونه تحقیرآمیز و صدمه‌ساز وجود داشته است؟ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">سوابق سردار رادان در قضایای تیر ۱۳۷۸ و نقش متعمدانه‌ای که در التهاب‌آفرینی ایفا کرد که البته منجر به برکناری ایشان از فرماندهی انتظامی تهران شد، سخنان غیرمسئولانه ایشان نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. اما هم مسئولان قوه قضاییه و هم مقامات مافوق وی در وزارت کشور حتما به خوبی می‌دانند که حتی اگر رادان عوض نشده باشد، زمانه دیگری است. امروز، تیر ۱۳۷۸ نیست. مرداد ۱۴۰۳ است و انقلاب الکترونیک و وجود فضای مجازی، روزگاری دیگر را رقم زده است که در کم‌تر از ساعتی، قانون‌شکنی‌ها و رفتارهای ضدانسانی در ساحت ملی و جهانی به نمایش در می‌آیند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">آیا سردار رادان و دیگر مسئولان قضایی و مقامات مافوق ایشان خبر ندارند یا تجاهل می‌کنند که چه میزان فاصله میان «پیشگیری از جرایم» با «وحشت‌افکنی اجتماعی» وجود دارد؟ &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">امید است که وزیر کشور و دادستان تهران در این خصوص ورود کنند&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">آیا رادان نمی‌داند که ایجاد وحشت در عرصه عمومی، مصداقی از تروریسم و محاربه قلمداد می‌شود؟ چه تفاوت بنیادینی میان «امر به معروف» که معنایی جز «عمل به عرف» ندارد با انجام عمل غیرمتعارفی مانند کتک زدن مردم توسط پلیس [که خود مصداق اشاعه منکر است] باید قائل شد؟ آیا توجه ندارند که تصویر اجتماعی این فیلم و نظایر آن، افزون بر آن که اثرات سوء امنیتی دارد و مشوق خودکامگی و موید نوعی خشونت رسمی است، به چه میزان، زمینه‌ساز وهن دین و دستورات مذهبی است و از چه ظرفیت عظیمی در راستای دین‌گریزی نسل جوان، رشد گسست نسلی و افزایش شکاف دولت - ملت برخوردار است؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">انتشار فیلم‌های تاسف‌بار مامواران انتظامی و گشت ارشاد با زنان و دختران ایرانی به بهانه عدم رعایت پوشش سر که مورد اخیر، تنها نمونه‌ای به شمار می‌رود و سخنان بی‌پرده و هولناک سردار رادان، دستگاه قضایی را به پیگرد کیفری ماموران خاطیِ ناتوان از کنترل خشم و رئیس پلیس مدافع خشونت و قانون‌شکنی را موظف می‌دارد. امید است که وزیر کشور آتی و دادستان تهران در این خصوص ورود کنند و زمینه استقرار عدالت از طریق تقویت نظام قضایی و پلیسی کشور را فراهم آورند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong>&lt;a class="md-inline-link" href="https://ensafnews.com/540929" target="_blank" rel="noopener nofollow"> &lt;em class="md-inline-italic">انصاف نیوز&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>از نهادهای «بی‌نام‌ونشان» با اعتبارات میلیاردی در بودجه ۱۴۰۳ چه می‌دانیم؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-09-ad9c40lphpr0/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-09-ad9c40lphpr0/</guid><pubDate>Fri, 09 Aug 2024 13:55:31 +0330</pubDate><description>قانون بودجه سال ۱۴۰۳ کل کشور بودجه کشور چیست؟ بودجه را می‌توان یک پیش‌بینی از میزان درآمدها و مخارج در دوره‌های زمانی بعد دانست. بنابراین هرگاه درآمدها و هزینه‌های دوره‌‌‌‌‌‌‌ی زمانی بعد را تخمین زده و نوشتید به‌صورت ابتدایی یک برنامه بودجه</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/17c8aa6eb79b2d3b4649.webp" alt="قانون بودجه سال ۱۴۰۳ کل کشور" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">قانون بودجه سال ۱۴۰۳ کل کشور&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">بودجه کشور چیست؟ &lt;/strong>&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">بودجه را می‌توان یک پیش‌بینی از میزان درآمدها و مخارج در دوره‌های زمانی بعد دانست. بنابراین هرگاه درآمدها و هزینه‌های دوره‌‌‌‌‌‌‌ی زمانی بعد را تخمین زده و نوشتید به‌صورت ابتدایی یک برنامه بودجه را تدوین کرده‌اید. معمولا بودجه‌های دولتی باتوجه به اهداف تعریف شده در برنامه‌های توسعه‌ای میان‌مدت و همچنین میزان درآمد قابل‌انتظار برای دوره بعد تدوین می‌شوند. به‌عنوان مثال اگر یک کشور بر اساس برنامه توسعه خود می‌خواهد توسعه اقتصادی را بر پایه صنعت طراحی کند، لازم است تا در دوره‌های بعد سهم بیشتری از منابع را برای رشد صنعت در نظر بگیرد.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">سهم نهادهای «بی‌نام‌ونشان» در بودجه ۱۴۰۳ کشور&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">درباره «بنیاد شهید جعفرپور» اطلاعات زیادی در دسترس نیست؛ نه روشن است که کجا به ثبت رسمی رسیده و نه این‌که به یاد کدام «شهید» نامش در بودجه کشور آمده است. آن‌چه روشن است اما رقمی است که به آن اختصاص داده شده: &lt;strong class="md-inline-bold">یک‌صد و ۵۰ میلیارد تومان&lt;/strong>.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بنیاد «شهید جعفرپور» تنها موسسه بی‌نام و نشانی نیست که از منابع عمومی کشور پول دریافت می‌کند. دولت در سال ۱۴۰۳ برای یک طرح فرهنگی-هنری که سال‌هاست متوقف مانده و دست‌کم نُه موسسه و بنیاد عمدتا ناشناخته و ثبت نشده بیش از ۹۰۰ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته است. این مبلغ معادل یارانه بیش از سه میلیون نفر از اعضای خانوار یارانه‌بگیر است که ماهانه ۳۰۰ هزار تومان کمک معیشتی دریافت می‌کنند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">بودجه ردیف‌های «بی‌نام‌ونشان» معادل چقدر یارانه معیشتی است؟&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/811ed907fd806fb0af16.jpg" alt="در قانون بودجه امسال بیش از ۹۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای ۱۰ ردیف با عناوین عمدتاً ناشناخته در نظر گرفته شده؛ این مبلغ معادل یارانه کمک‌معیشتی بیش از ۳ میلیون نفر از اعضای خانوار دهک‌های چهارم تا نهم است." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">در قانون بودجه امسال بیش از ۹۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای ۱۰ ردیف با عناوین عمدتاً ناشناخته در نظر گرفته شده؛ این مبلغ معادل یارانه کمک‌معیشتی بیش از ۳ میلیون نفر از اعضای خانوار دهک‌های چهارم تا نهم است.&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۱- شهر تندیسان / ۴۰۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در ردیف‌های موقت بودجه متفرقه امسال، مبلغ ۴۰۰ میلیارد تومان برای «کمک به شهر مجسمه تندیسان» پیش‌بینی شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در اخبار و گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های ایران از جمله پایگاه خبری-تحلیلی «شهر» و وب‌سایت وزارت ارشاد، «شهر تندیسان» به عنوان مجموعه‌ای «فرهنگی و هنری» و از پروژه‌های شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران معرفی شده است. جست‌وجو در خبرهای مربوط به این مجموعه حاکی است شهر تندیسان تهران که قرار بوده بر ایجاد فضایی برای هنرهای تزئینی-تجسمی به‌ویژه «مجسمه‌سازی» متمرکز باشد، از سال ۱۳۹۷ «بین بزرگراه حکیم و همت، جنب بوستان جوانمردان» در دست احداث است اما هنوز نشانه‌ای مبنی‌بر توسعه و تکمیل این پروژه وجود ندارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ناظم رضوی، مدیرعامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی، مردادماه ۱۴۰۲ از پروژه شهر تندیسان بازدید کرده و گفته بود مهم‌ترین سیاست این شرکت «گسترش فضای فرهنگی در تمامی مناطق ۲۲ گانه شهر تهران است». این در حالی است که ۱۰ تیر امسال خبرگزاری‌ ایسنا از «تشکیل کمیته ویژه برای حل مسائل بحرانی» شرکت یاد شده، وابسته به شهرداری تهران، خبر داد. بر اساس این گزارش، شرکت توسعه فضاهای فرهنگی «پنج سال است که رها شده و در برخی مقاطع اساسا هیئت مدیره نداشته است».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مشخص نیست چرا در بودجه متفرقه سال ۱۴۰۳ فقط برای «کمک به» پروژه تندیسان مبلغ &lt;strong class="md-inline-bold">۴۰۰ میلیارد تومان&lt;/strong> اعتبار پیش‌بینی شده و یا این‌که اساسا چرا دولت برای یک پروژه شهری که بودجه آن باید از بودجه خود شهرداری تامین بشود، اعتبار در نظر گرفته است.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۲- بنیاد شهید جعفرپور / ۱۵۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در دو سال اخیر، ردیف تازه‌ای در بخش بودجه مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اضافه شده؛ نهادی موسوم به «بنیاد شهید جعفرپور» که در سال ۱۴۰۲ مبلغ ۱۱۰ میلیارد تومان و امسال نیز ۱۵۰ میلیارد تومان اعتبار به آن تخصیص پیدا کرده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ردیف بودجه «بنیاد شهید جعفرپور» در بخش بودجه اصلی دستگاه‌های اجرایی آمده است، اما هیچ‌گونه اطلاعاتی درباره این موسسه/شرکت/نهاد و فعالیت‌های آن در دسترس عموم نیست. همچنین مشخص نیست منظور از «شهید جعفرپور» دقیقا چه کسی است؛ با جست‌وجوی اینترنتی این عبارت، به اشخاص گوناگونی با نام خانوادگی مشترک «جعفرپور» برمی‌خوریم که یا در جریان جنگ ایران و عراق یا در سال‌های پس از آن، به دلایل گوناگون کشته شده و با عنوان «شهید» معرفی شده‌اند.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۳- موسسه علم و تمدن و عرفان / ۱۲۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در قانون بودجه سال ۱۴۰۳ در بخش ردیف‌های متفرقه، یک ردیف موقت با عنوان «موسسه علم و تمدن و عرفان» وجود دارد که برای آن ۱۲۰ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است. ما در بررسی‌های خود اثر و نشانی از چنین موسسه‌ای پیدا نکردیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مشخص نیست برای چه فعالیت‌هایی مبلغ &lt;strong class="md-inline-bold">۱۲۰ میلیارد تومان&lt;/strong> اعتبار به این نهاد ناشناخته و بی‌نشان تعلق گرفته است.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۴- بنیاد هدایت / ۹۵ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در قانون بودجه ۱۴۰۳ در بخش بودجه‌های اضافه فرهنگی (جدول شماره ۱۲)، برای سازمانی موسوم به «بنیاد هدایت» مبلغ ۹۵ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بررسی‌ها در وب‌سایت این سازمان با نام کامل «بنیاد جامعه‌پردازی هدایت» نشان می‌دهد این نهاد مذهبی-تبلیغاتی توسط «سازمان تبلیغات اسلامی» در سال ۱۳۹۹ راه‌اندازی و ماموریت آن «تعالی شبکه امامت و مساجد» عنوان شده است. بررسی بایگانی خبرهای منتشر شده در وب‌سایت این سازمان نشان می‌دهد که عمده فعالیت‌های آن به برگزاری سلسله نشست‌های مذهبی و تقویت مساجد در محلات مختلف شهرهای گوناگون اختصاص دارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این سازمان همچنین با «مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه»، «سازمان اوقاف و امور خیریه‌»، «سازمان بسیج مستضعفین»، «شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه»، «کمیته امداد امام» و «صدا و سیما» همکاری نزدیک دارد.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۵- موسسه نور مبین / ۵۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در قانون بودجه ۱۴۰۳ در بخش بودجه‌های اضافه فرهنگی (جدول شماره ۱۲)، مبلغ ۵۰ میلیارد تومان به «موسسه نور مبین» اختصاص پیدا کرده است؛ بررسی‌ها نشان می‌دهد این موسسه زیر نظر «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» وابسته به وزارت ارشاد فعالیت می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این موسسه مذهبی-تبلیغاتی مستقر در قم، ماموریت خود را «حمایت از طلاب و روحانیان» عنوان کرده است تا این افراد بتوانند «به عنوان مدیر و راهبر، هدایت مدارس را برعهده داشته باشند».&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مشخص نیست اعتباری که دولت برای این موسسه مذهبی-تبلیغی در نظر گرفته است، دقیقا از چه راه‌هایی برای حمایت از طلاب و روحانیان هزینه می‌شود و آیا تفاوت بنیادینی بین فعالیت‌های این موسسه و سازمانی مانند «بنیاد هدایت» وجود دارد یا نه.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/f2452692ee841d7baf37.jpg" alt="ردیف‌های عموما «بی‌نام‌ونشان» در قانون بودجه کشور" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ردیف‌های عموما «بی‌نام‌ونشان» در قانون بودجه کشور&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۶- خانه اندیش ورزان / ۵۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">برای موسسه‌ای موسوم به «خانه اندیش ورزان» بر اساس ردیفی که در جدول شماره ۱۲ قانون بودجه ۱۴۰۳ تعریف شده است، مبلغ ۵۰ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در جدول شماره ۱۲ قانون بودجه ۱۴۰۳، ردیف «خانه اندیش ورزان» در میان اعتباراتی آمده است که با ارقام متفاوت به نهادهای مذهبی-تبلیغی حکومت ایران مانند «ستاد مرکزی اربعین»، «تقویت طرح ولایت»، «دانشگاه اهل بیت»، «ستاد مرکزی اعتکاف» و «مجمع جهانی فقه اسلامی» اختصاص یافته است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در بررسی‌های گروه داده‌کاوی، اثری از «خانه اندیش ورزان» در منابع عمومی یافت نشد اما یک موسسه فرهنگی با عنوان «خانه اندیشه‌ورزان» به نشانی خیابان انقلاب تهران، حوالی دانشگاه تهران در مهرماه ۱۴۰۰ ثبت رسمی شده است. مشخص نیست که آیا یک اشتباه تایپی در جدول شماره ۱۲ بودجه رخ داده یا بعدا «خانه اندیش‌ ورزان» به «خانه اندیشه‌ورزان» تغییر نام یافته است. در هر حال، بررسی‌ها نشان می‌دهد که این موسسه در زمینه تولید محتوای مذهبی و تبلیغاتی و فعالیت‌هایی مانند برگزاری نشست‌های گوناگون، اغلب با حضور افرادی وابسته یا نزدیک به سازمان تبلیغات اسلامی، مشغول است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در وب‌سایت رسمی این موسسه و بخش معرفی آن آمده است که خانه اندیشه‌ورزان موسوم به «خانا» با هدف «ایجاد ارتباط و شبکه‌سازی بین اندیشه‌ورزان و نهادهای حاکمیتی» راه‌اندازی شده است.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۷- بنیاد سپهر / ۴۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">عنوان دقیق این نهاد به احتمال زیاد «بنیاد سپهر تبلیغ نوین» است که وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است و در ردیف بودجه‌های اضافه فرهنگی در جدول شماره ۱۲ قانون بودجه ۱۴۰۳ لحاظ شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ثبت رسمی این نهاد در سال ۱۳۹۹ به عنوان یک موسسه غیرتجاری انجام گرفته و ماموریت آن، طبق اخبار منتشر شده در خبرگزاری‌های ایران، «انجام فعالیت‌های تبلیغاتی و ترویجی با به‌کارگیری و هدایت ظرفیت‌های حاکمیتی و مردمی عرصه فرهنگ» است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جزئیات بیشتری درباره فعالیت‌های این مؤسسه/ نهاد در دسترس نیست، اما آخرین آگهی‌های درج‌شده در روزنامه رسمی نشان می‌دهد که احمد مداحی سمت مدیرعاملی این بنیاد را برعهده دارد. این فرد در رسانه‌های داخل ایران پیشتر با عنوان «مدیر مرکز رسانه و عملیات ویژه سازمان تبلیغات اسلامی» معرفی شده بود.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2019-12-13-ywr8pyp7f9yi/"> https://alihoza.github.io/posts/2019-12-13-ywr8pyp7f9yi/ &lt;/a>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۸- موسسه اخلاق و تربیت / ۲۰ میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">در قانون بودجه سال ۱۴۰۳، بیست میلیارد تومان برای «موسسه اخلاق و تربیت» در بخش «ردیف‌های موقت» بودجه متفرقه پیش‌بینی شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بررسی‌ها نشان می‌دهد این موسسه دولتی در شهر قم مستقر است و بر اساس آن‌چه در توضیحات وب‌سایت «موسسه آموزش عالی اخلاق و تربیت» آمده، مجوز راه‌اندازی آن را «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» صادر کرده است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مأموریت این موسسه «تربیت نیروی متخصص جهت رفع نیازهای جامعه در زمینه مسائل اخلاقی، تربیتی و خانواده» عنوان شده و ضمنا در چند رشته تحصیلی از جمله رشته موسوم به «روان‌شناسی اسلامی»، «تربیت اخلاقی» و «اخلاق کاربردی» در مقطع کارشناسی‌ارشد «دانش‌پژوه ممتاز» می‌پذیرد.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۹- بنیاد شهید مدنی / هفت میلیارد تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">حدود ۷ میلیارد تومان برای «کمک به بنیاد شهید مدنی» در بخش «ردیف‌های موقت» بودجه متفرقه سال ۱۴۰۳ بودجه در نظر گرفته شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در شهرهای مختلف ایران چندین موسسه و بنیاد با عنوان «شهید مدنی» فعالیت دارند. هیچ‌یک از این مؤسسات وب‌سایت فعالی ندارند و جزئیات فعالیت‌ آن‌ها مشخص نیست. با این حال، به نظر می‌رسد این موارد همگی به یاد اسدالله مدنی. این روحانی شیعه از آبان ۱۳۵۸ تا ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ امام جمعه تبریز بود. او حین اقامه نماز جمعه در تبریز هدف سوءقصد قرار گرفت و کشته شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«این‌که بنیاد شهید مدنی در تهران تشکیل شده و موسسه شهید مدنی در همدان فعالیت دارد اقدام شایسته‌ای است و ما آماده حمایت و پشتیبانی از کنگره شهید مدنی در همدان هستیم.» این جمله‌ای است که چند سال پیش خبرگزاری ایسنا در بخش خبرهای مربوط به استان همدان از محمدعلی آل هاشم، امام جمعه پیشین تبریز نقل کرده بود. آل هاشم بهار امسال در سانحه سقوط هلی‌کوپتر به همراه ابراهیم رئیسی کشته شد.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">۱۰- بنیاد چهارم خرداد / یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان&lt;/strong>&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/84dc052ea94da52c5461.jpg" alt="روزنامه رسمی: آگهی تغییرات بنیاد غیر دولتی چهارم خرداد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">روزنامه رسمی: آگهی تغییرات بنیاد غیر دولتی چهارم خرداد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">سال‌هاست در بخش «ردیف‌های موقت» بودجه متفرقه، ردیفی به «بنیاد چهارم خرداد» اختصاص یافته و در قانون بودجه سال ۱۴۰۳، برای این بنیاد یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته شده است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">وب‌سایت «بنیاد چهارم خرداد» و دیگر حساب‌های این نهاد در شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام در حال حاضر فعال نیست. ولی در بایگانی وب‌سایت «بنیاد چهارم خرداد» از آن به عنوان یک «سازمان مردم‌نهاد فرهنگی» نام برده شده است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">همچنین ماموریت این بنیاد، «آگاه‌سازی نسل‌ها از [...] پایداری‌ها و مقاومت مردم ایران خصوصا مردم دزفول در دفاع از ارزش‌های اسلامی» در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق اعلام شده است. در تقویم جمهوری اسلامی، روز چهارم خرداد به عنوان «روز دزفول، روز مقاومت و پایداری» نام‌گذاری شده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">از فعالیت‌های این بنیاد، جزئیات بیشتری در دسترس نیست. با این حال، اغلب محتوای تولیدی آن در شبکه‌های اجتماعی متمرکز بر تبلیغات مذهبی و سیاسی حکومت ایران است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">برای نمونه آخرین پست در صفحه اینستاگرام «بنیاد چهارم خرداد» مربوط به قانون حجاب اجباری است که دقیقا یک هفته پس از جان باختن ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و آغاز اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در اواخر شهریورماه ۱۴۰۱ منتشر شده بود.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/35b15f548b0ff541eeb3.jpg" alt="ردیف‌های عموما «بی‌نام‌ونشان» در قانون بودجه کشور" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">ردیف‌های عموما «بی‌نام‌ونشان» در قانون بودجه کشور&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.radiofarda.com/a/iran-s-public-budget-allocated-to-unknown-obscure-institutes-and-organization/33059281.html" target="_blank" rel="noopener nofollow">منبع &lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;em class="md-inline-italic">پی‌نوشت:&lt;/em>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">این در حالی است که نهادهای بسیار مهمی در کشور نظیر تخت جمشید، آموزش و پرورش، سازمان حفاظت محیط زیست و... سال‌هاست با کمبود بودجه مواجه هستند.&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>آیا اعراب پیش از اسلام در جاهلیت به سر می‌بردند؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-01-bw6pt8qb40ce/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-08-01-bw6pt8qb40ce/</guid><pubDate>Thu, 01 Aug 2024 16:01:59 +0330</pubDate><description>جاهلیت چیست؟ آیا اعراب پیش از اسلام یا در آستانه ظهور اسلام آن طور که گروهی از مسلمانان می‌گویند جاهل بودند و در جاهلیت به سر می‌بردند؟ آیا نام‌گذاری دوران تاریخی پیش از اسلام در جهان عرب به عنوان دوران جاهلیت رواست؟ جاهلیت پیش از اسلام یعن</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">جاهلیت چیست؟ آیا اعراب پیش از اسلام یا در آستانه ظهور اسلام آن طور که گروهی از مسلمانان می‌گویند جاهل بودند و در جاهلیت به سر می‌بردند؟ آیا نام‌گذاری دوران تاریخی پیش از اسلام در جهان عرب به عنوان دوران جاهلیت رواست؟ جاهلیت پیش از اسلام یعنی چه؟ آیا حقیقتاً پیش از اسلام تمام زنان زنده به گور می‌شدند؟ گروهی هستند که پاسخ متفاوتی به این پرسش‌ها می‌دهند. آنها می‌گویند پیش از اسلام جاهلیتی در کار نبوده.&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/ad2f4336964f48bd1cf3.jpg" alt="سنگ قبر زن جوانی به نام اَبان از عربستان پیش از اسلام" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سنگ قبر زن جوانی به نام اَبان از عربستان پیش از اسلام&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">پادکست: آیا نام‌گذاری دوران تاریخی پیش از اسلام در جهان عرب به عنوان دوران جاهلیت رواست؟&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">سجاد نیک‌آیین پژوهشگر دین، و حسن یوسفی اشکوری دین پژوه، مهمانان برنامه &lt;strong class="md-inline-bold">«تابو»&lt;/strong> هستند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">بحث امروز را با آقای اشکوری آغاز می‌کنم و با این پرسش که پرسش مرکزی بحث تابوی این هفته است. آقای اشکوری گروهی از مسلمانان که گروهی کمی شاید هم نباشند از دوران قبل از ظهور اسلام یا دوران در آستانه ظهور اسلام، با عنوان جاهلیت یاد می‌کنند. آیا چنین جاهلیتی در آستانه ظهور اسلام به طور خاص در میان اعراب وجود داشته؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">حسن یوسفی اشکوری:&lt;/strong> می‌توان گفت آری و همین طور می‌توان گفت نه. اگر منظور از جاهلیت جهل و نادانی و بی‌سوادی و بی‌تمدنی و بی‌فرهنگی باشد، نه چنین حرفی به طور عام درست نیست. به خاطر اینکه پیش از اسلام ما در نواحی مختلف عربستان یا شبه‌جزیره عربستان، در مناطق شمالی، شرقی، جنوبی‌اش تمدن‌های قدیم و کهنی داشتیم مثل تمدن حیره در یمن و تمدن قدیم و کهن داشتیم که امروز باستان شناسی شده، آثار زیادی آنجا پیدا شده.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در شمال هم همین طور؛ بالاخره در مرز بیزانس و امپراطوری رم تمدن‌های قدیمی بوده. در خود قرآن هم به قوم عاد و ثمود و نمی‌دانم که قوم صبا و امثال اینها اشاره شده. اینها همه تمدن‌های قدیمی بودند که در این منطقه وجود داشته. نه، واقعاً چنین جاهلیتی وجود نداشته بلکه برعکس تمدن‌های قدیم و کهنی هم در نواحی مختلف وجود داشته.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما به این معنا می‌گویم آری که این بی‌تمدنی را می‌توان در مناطق مرکزی عربستان یعنی حجاز، که حالا دو شهر کوچک مکه و مدینه در آنجا وجود داشته؛ در اینجا تمدن‌های خیلی برجسته و آشکاری وجود نداشته و آن هم مربوط می‌شود به طبیعت آنجا، شرایط آنجا، ریگزار بودنش، بی‌آب بودنش. به هر حال منطقه مسکونی نبوده اصولاً در آنجا تا تمدن به وجود بیاید. چون می‌دانیم که تمدن با ده‌نشینی و شهرنشینی و به هر حال گسترش معماری و هنر و ساختمان‌سازی و بناسازی و راه‌ها و امثال اینها معنی پیدا می‌کند و چنین چیزی نمی‌توانسته در آن زمان در آنجا به وجود بیاید و از این رو می‌توان گفت بله، بی‌تمدنی در منطقه مرکزی عربستان وجود داشته.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ولی مهم این است که ما اگر به خود قرآن مراجعه کنیم می‌بینیم که کلمه جاهل یا جاهلیت که ظاهراً در چهار جای قرآن آمده به معنی بی‌سوادی یا بی‌تمدنی یا نادانی و عقب‌ماندگی علمی و فرهنگی نیست. جواد علی در کتاب المفصل خود نشان داده می‌گوید که جاهلیت به معنی سُفح، حُمق، خفت، غضب و عدم انقیاد در برابر شریعت اسلام است. در خود اسلام و شریعت که سند اصلی ماست، اسلام در برابر جاهلیت قرار ندارد و آنچنان که ایزوتسو هم در کتاب خدا و انسان در قرآن نشان داده و اوج‌شان را زیر عرب‌شناسی عرب نشان داده که اینجا جاهلیت به معنی در برابر حلم است و عقل است؛ به معنی تعصب است به معنی خشونت است. جاهلیت به مفهومی که مسلمان‌ها یا بعداً مسلمان‌ها به کار بردند به معنی تعیین دو دوره که در یک دوره‌ای مطلقاً بی‌تمدنی بوده بی‌فرهنگی بوده و بعد اسلام آمده همه اینها را آورده به این معنا نیست.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">آقای نیک‌آیین توضیحات آقای اشکوری را شنیدید، شما فکر می‌کنید به چه دلیل گروه نه چندان کوچک از مسلمانان، از دوران پیش از اسلام و آنچه در آستانه ظهور اسلام در میان اعراب وجود داشته، به عنوان جاهلیت نام می‌برند؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">سجاد نیک‌آیین:&lt;/strong> تعبیر جاهلیت آنچه در قرآن استفاده شده و یا روایات بیان شده، منظور جهل اعراب یا آن زمان به عقیده توحید و همچنین همین تعصب و خشونت و چند تا مشخصه داشته تعبیر قرآنی نسبت به جاهلیت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">خب آقای نیک‌آیین من اینجا باید از شما بپرسم و همین طور از آقای اشکوری اگر که این جاهلیت اشاره به تعصب و خشونت دارد، آیا می‌خواهید بگویید بعد از ظهور اسلام تعصب و خشونتی وجود نداشته؟ مسلمانان هم نسبت به در واقع تعصب داشتند نسبت به باور خودشان.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">نیک‌آیین: &lt;/strong>من به این مسئله خواهم پرداخت با آنچه بعداً طی تاریخ چطور تبدیل شده. وجهی که مسلمانان می‌گویند این است که در دوره جاهلیت، اهل جاهلیت آزادی مذهبی را به رسمیت نمی‌شناختند در حالی که این طور نبوده. این تلقیِ مسلمانان است یا بیشتر تلقی قرآنی و تلقی اسلامیت است از جاهلیت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در همان شبه جزیره در همان مکه و مدینه، در گزارش‌های تاریخی می‌بینید که از مذاهب مختلف به حج می‌آمدند در مکه، یهودی و مسیحی در مکه بوده در دوره قبل پیش از اسلام، هیچ مشکلی هم با هم نداشتند. حتی بعد از اینکه دعوت اسلام هم می‌آید باز مشکلی با نفس دعوت نیست دعوت‌شان را نمی‌پذیرند و گرنه اسلام اگر می‌خواست به عنوان همین یک دعوت بماند و تبلیغ کند در کنار مذاهب دیگر باز باهاش کاری نداشتند اما مسئله این بود که اسلام دعوت می‌کرد به پذیرش و می‌خواست که فراگیر کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مشخصه دیگری که مسلمانان آن را به عنوان جاهلیت می‌شناسند در حالی که اسلام هیچ‌گاه این تعبیر را به عنوان جاهلیت مطرح نکرده، وصف و منظور اسلام از جاهلیت نیست؛ بر خلاف ادعایی که می‌شود زنان در همان عصری که مسلمانان به آن می‌گویند جاهلیت، از حقوقی برخوردار بودند. در آن دوره مثلاً حضرت خدیجه سلام الله علیها، همسر پیامبر اسلام، از پنج سرمایه‌دار مهم شبه جزیره عربستان بوده که با پیامبر ازدواج می‌کند که خب ثروتش را می‌بخشد به پیامبر. بعد زنان مشارکت زیادی در سیاست داشتند. شما مثلاً همسر ابوسفیان را می‌بینید که جزو طراحان، تحریک‌گنندگان و جنگاوران علیه پیامبر اسلام او بوده. بنابراین این توصیف چیزی که مسلمانان می‌گویند از عصر جاهلیت توصیف دقیقی نیست. از نظر شعر و بلاغت عرب یکی از وجوه هنر می‌بینید در آن زمان اعراب از نظر بلاغت و شعر، در مرتبه اعلا قرار داشتند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">با توجه به صحبت‌های شما سؤال‌هایی برای من به وجود آمده. آقای اشکوری، آقای نیک‌آیین گفتند که جاهل به توحید بودند اعراب، و همین طور راجع حقوق زنان گفتند که به این ترتیب نبوده. به طور گسترده‌ای در مورد زنده به گور کردن دختران در میان اعراب و آن دوره که از آن به عنوان جاهلیت می‌شود حرف زده شده. گروهی هم هستند می‌گویند که آنها هم در پرستش آن چیزی که می‌پرستیدند که کلمه بت‌پرستی به آن اطلاق شده و خیلی‌ها هم با این کلمه مخالف هستند به نوعی توحید معتقد بودند.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اشکوری:&lt;/strong> بله، بعضی‌ها این متفکران مسلمان در دوران اخیر، به دلیل اینکه دیدند که آن معنای سنتی جاهلیت در برابر اسلام قابل دفاع نیست، دست به همین توضیح زدند. تا آنجایی که یادم است محمد قطب در یکی از نوشته‌هاش تقریباً همین مضمون را دارد؛ یعنی می‌گوید که آنها جاهل بودند ولی جهل‌شان در برابر توحید است. ولی به هر حال آنچه که واقعیت دارد، آنچه که از همان شاید از قرن دوم به بعد در میان مسلمان‌ها ساری و جاری بوده و بعد با گذشت زمان به صورت یک نظریه جامع و قبول مسلمانان در آمده که حتی بعضی از اینها را ما در جملات نهج‌البلاغه امام علی هم می‌بینیم که عمدتاً دوران جاهلیت را دوران عقب‌ماندگی و دوران جهل و از باب تحقیر و تخفیف از آن دوران یاد می‌کنند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">البته این هم اختصاص به مسلمانان ندارد و اگر واقع‌بینانه به تاریخ نگاه کنیم می‌بینیم در هر قومی که آمده یا هر مذهبی که آمده نسبت به مذاهب و اقوام گذشته ملت‌های قبل خودش نوعی تحقیر روا داشته و آنها را مادون تلقی کرده و خودش را فراتر دانسته. در هر حال مسئله جاهلیت چیزی است که بعدها مسلمانان برای نشان دادن خودشان نسبت به اعراب پیش از اسلام مطرح کرده اند ولی آنچه که مهم است در خود قرآن، در خود اسلام و منابع اولیه اسلام جاهلیت به این معنا نبوده.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">آقای نیک‌آیین با شما مطرح می‌کنم. به طور خاص شما اشاره کردید که به هر حال آقای اشکوری هم در مورد این صحبت کردند که جاهلیت به تعصب یا خشونت برمی‌گردد. آیا این تعصب و خشونت را بعد از اسلام نمی‌بینیم؟ یا حتی ما مناسکی را می‌بینم ما از دوران جاهلیت که منتقل شده و ادامه پیدا کرده در دین اسلام حج پیش از اسلام وجود داشته یا مثلاً سنگ زدن به شیطان، ماه‌های حرام. آیا می‌توانیم بگوییم که دین اسلام به طور کلی مبرا بوده از آنچه که به عنوان تعصب و خشونت در دوران «جاهلیت» از آن یاد می‌شود؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">نیک‌آیین:&lt;/strong> ببینید، اسلام چند کلید واژه یا چند شعار طلایی را مطرح می‌کند. یکی همین که در نقطه مقابل جاهلیت قرار می‌دهد؛ مثل «لااکراه فی‌الدین» یا اینکه گسترش جنگ‌ها؛ اینکه دو قبیله می‌جنگیدند مثلاً اوس و خزرج در مدینه چندین دهه با هم می‌جنگیدند. سر کوچک‌ترین مسائل بی‌ارزشی که حتی در مقیاس‌های آن زمان هم خود بزرگان آنها معترف به بی‌ارزش بودنش بودند جنگ‌ها و خون‌ریزی‌ها راه می‌انداختند. اسلام مثلاً شعار می‌دهد که همه‌تان وارد صلح و آشتی بشوید و درست در نقطه مقابل آن خشونت قرار می‌گیرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما اینکه بعدها این فرهنگ قبیله‌ای، این فرهنگ خشونتی که به هر حال تغییرش یک‌شبه ممکن نبود، آمد و باز غالب شد و چیره شد بعد از پیامبر، و باز همان نزاع‌ها این بار رنگ ایدئولوژی به خودش گرفت آن یک مسئله دیگر است. بنابراین این مسئله درست در نقطه مقابل جاهلیت و اوضاعی بود که در آن دوره قرار داشت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما اینکه بعضی از این مناسک برگرفته از دوره جاهلیت است باید بدانیم که احناف یا یکتاپرستانی که پیروان حضرت ابراهیم بودند از پیش از اسلام در شبه‌جزیره حضور و وجود داشتند. عبدالمطلب، ابوطالب، بنی‌هاشم بر اساس گزارش‌های تاریخی، پیروان آیین یکتاپرستی حضرت ابراهیم بودند و مناسک حج به این ترتیبی که در آن دوران وجود داشت، رسیده از آیین حنفی حضرت ابراهیم و آیین یکتاپرستی حضرت ابراهیم بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حالا در دوره جاهلیت آمدند و همان‌ها را تقلید کردند و یک تغییراتی در آن دادند و به آن عمل می‌شد، پیامبر آمد تعبیر قرآن کریم برگشت به آن باور اصلی و تصحیح آن سنت‌ها بود و کپی‌برداری از جاهلیت نبود. این که شما ادعا می‌شود که هر آنچه در آن دوران بود جاهلیت بود و هر آنچه در ان دوران بود خشونت بود این تعبیر، تعبیر دقیقی نیست. این تعبیر تعبیر سیاسی است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">آقای اشکوری پرسش اینجاست که آیا این مفهوم جاهلیت در آستانه ظهور اسلام و در واقع صدر اسلامی هنگامی که اسلام هنوز تازه ظهور کرده بود کاربرد داشت؟ یعنی آن موقع هم اعراب را پیش از اسلام جاهل می‌دانستند و این کلمه را استفاده می‌کردند؟ یا کلمه‌ای است که در طول تاریخ به وجود آمد بین گروهی از مسلمانان؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اشکوری:&lt;/strong> این تعبیر جاهل و جاهلیت و تقسیم تاریخ اعراب مسلمان به عصر جاهلی و عصر اسلام، بعدها به وجود آمده. یعنی اینجا یک چرخش عظیم و مهم و در عین حال گمراه‌کننده مفهومی ایجاد شده که از آن جاهلیت بعد تعبیر شده به عصر عقب‌ماندگی آن هم به طور مطلق. به طور نسبی و یا در بعضی از مقاطع در بعضی از نواحی بله به طور نسبی می‌توان به کار برد همان جور که در دیگر نواحی عالم در دیگر ادیان یا مناطق دیگر می‌شود به کار برد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ولی واقعیتش این است که این بعدها از باب مفاخره شده و اینکه اعراب برای خودشان اعراب برای خودشان فخر بفروشند بگویند که ما به اصطلاح قرآن به زبان عربی است اسلام به زبان ماست، به فرهنگ ماست و این را به اعراب فخر بفروشند نه فقط به اعراب، اعرابی که حالا خودشان آن را جاهل و عقب مانده می‌دانستند ولی متأسفانه بعد از این مسئله فخرفروشی و تفاخر و مفاخره به اصطلاح برای اعراب حالا مطلق هم نیست، برای بخشی از اعراب مسلمان یک سرمایه سیاسی شد، یک ابزار سلطه شد، یک ابزار خشونت شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شما اشاره کردید آیا بعد از اسلام خشونت‌ها از بین رفت. نه، نه تنها از بین نرفت البته شاید در یک دوره‌هایی تخفیف پیدا کرد ولی متأسفانه در زیر پوست اسلام و آیین مسلمانی می‌بینیم که همان خشونت‌ها به شکل دیگری برای امپراتوری اسلامی سرمایه شد و از آن ابزارها استفاده کردند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بنابراین این یک ابزار سیاسی شد برای بعد، به عنوان یک ابزار سیاسی برای گسترش امپراتوری برای فتوحات بعدها مسئله جهاد ابتدایی مطرح شد که بر هر خلیفه مسلمان واجب است که حتی یک بار جهاد کند و برود در سرزمین کفار. اینها از کجا در آمد؟ از همین مفاخره. اصلاً تاریخ اسلام را با جنگ بنی‌ها باید تفسیر کرد. بنی‌امیه و بنی‌هاشم. اصلاً بخشی از جنگ شیعه و تسنن به ریشه قبایلی برمی‌گردد. می‌بینیم که در تاریخ این جنگ بنی‌ها هست که در زیر پوست اسلام هم مطرح شده.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بنابراین شما که می‌پرسید آیا در آغاز مطرح بوده اگر منظور شما آغاز در زمان خود پیامبر است عرض کنم که حداکثر همان نیم قرن اول است، نه این داستان نیست در نیم قرن اول به بعد دوم و همین جور گسترش پیدا می‌کند و جاهلیت تبدیل می‌شود به یک دوران سیاه اعراب قبل از اسلام و بعد هم در مقابل دانایی و علم و فرهنگ و بیداری و اخلاق و معنویات می‌شود عنصر یا از عناصر اصلی ایمان اسلامی اعتقادات اسلامی.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در حالی که نه! نه در آن دوران اسلامی همه چیز سیاه بود همه چیز تاریک بود و همه چیز بد بود و نه بعد از اسلام همه چیز خوب شد و همه چیز معنوی شد. در زیر پوشش اسلام هم جنگ‌های مذهبی و فرقه‌ای پیدا شد و متأسفانه دوران سیاهی را در تاریخ بشر، نه تنها تاریخ اسلام رقم زد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">آقای نیک‌آیین به هر حال در میان تمام صحبت‌هایی که مطرح می‌شود بت‌پرستی به هر حال یکی از معیارهای همیشگی است برای اینکه این دوران را دوران جاهلیت بخوانند، مطرح شده. آیا به معنای واقعی بت‌پرستی بوده حالا اینکه مجسمه‌ای در انجا قرار داشته صرفاً به معنای این است که خدا می‌دیدند این مجسمه را یا نماد و سمبل‌های این قوم بوده و نمی‌شود آن را به جاهلیت مطرح کرد؟&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">نیک‌آیین:&lt;/strong> ببینید خود مسئله برخورد با بت و تلقی اعراب از بت، خودش یک تلقی است که تطور و دگردیسی پیدا کرده در طول تاریخ که حتی در پیش از اسلام. در ابتدا تلقی تلقیِ پرستش نبوده و عقیده توحید در آن سرزمین بوده اما این بت‌ها را به عنوان نماد می‌دیدند. در قرآن کریم از دو نوع یا سه نوع حتی برخورد با بت‌ها صحبت می‌شود یکی همین برخورد نمادین است که اینها را به عنوان شفیع واسطه بین خودشان و خدا می‌دانستند. یعنی همچنان خدا با تمام الوهیت سرجاش بوده. بعد این تلقی دچار دگردیسی می‌شود و بین بعضی‌ها این تبدیل می‌شود به خدا. یا اینکه عموم توده‌ها چه تلقی می‌کردند در آن دوران ممکن است تلقی پرستش بوده و باز این هم اشاره می‌شود در قرآن.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بنابراین تعمیم اینکه این را همه می‌پرستیدند و اینکه واقعاً به عنوان خدا می‌دیدند و اینکه شما می‌بینید در متون بعضی از این بزرگان اشاره می‌کنند که بله عرب از خرما بت می‌ساخت و می‌پرستید و بعد از ظهر که گرسنه می‌شد همین بت را می‌خورد. این یک تلقی تحقیرآمیزی هست که قطعاً اگر با این سطح فکری آمده بود ما مدعی هستیم دین اسلام پایین ادیان است و وحی‌ای که بر پیامبر آمده پایان‌بخش وحی‌هاست؛ یکی از استدلال‌های ما این هست که بشر در ان دوره به این بلوغ عقلی رسیده بود که اگر واقعاً بلوغ عقلی اینها در این حد بوده بر این خاتمیت وحی ان وقت اشکال وارد است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اجازه بدهید که من این پرسش را هم با آقای اشکوری مطرح کنم. آقای اشکوری یک دیدگاهی دیگری هم که در این زمینه وجود دارد این است که اتفاقاً زنان در دوران موسوم به جاهلیت از آزادی‌های بیشتری برخوردار بودند حتی در انتخاب زندگی جنسی خودشان و این بعد از اسلام محدودتر شد و اسلام به نوعی تبعیض بین زن و مرد را نظام‌مند کرد.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اشکوری:&lt;/strong> بله خب این یک کلمه‌ای است که سر زبان‌ها افتاده که اعراب زنان جاهلی دختران‌شان را زنده به گور کردند. امروز تحقیقات عملی و جدی و تاریخی واقعاً نشان داده که این سنت رایج و عمومی در میان اعراب نبود. اگر چنین بود حداقل چیزی که به ذهن آدم می‌رسد این است که خب پس این نسل اعراب از کجا و چگونه تداوم پیدا می‌کرد؟ مواردی بوده است که به خاطر تعصب و جزمیت‌ها و به قول امروزی‌ها غیرتی که بعضی پدران داشتند یا مردان داشتند دختران‌شان را زنده به گور می‌کردند و آن هم گاهی در جنگ‌ها بوده که اتفاق می‌افتاده.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جمع‌بندی سخن من این است که اگر از منظر فمنیستی نگاه کنیم، آنگونه که با حقوق برابری‌خواهانه مطلق بین زن و مرد، آنچه که در اعراب پیش از اسلام وجود داشت، در روابط زن و مرد وجود داشت بسیار بسیار باز بود و زنان بسیار آزاد بودند و آن چنان که گفته‌اند ۹ نوع رابطه جنسی بین زن و مرد وجود داشت که حالا بعضی‌ها تحت عنوان ۹ نوع ازدواج نام برده‌اند که همه را نمی‌توان ازدواج گفت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حتی گفته‌اند که زنی بود که همزمان می‌توانست که چند شوهر داشته باشد یا مردی می‌توانست به اصصلاح همسر خودش را به یک مردی از قبیله دیگر بدهد چون دلش می‌خواست از آن قبیله یک فرزندی داشته باشد و زن که می‌رفت آنجا حامله که می‌شد دوباره به خانه شوهرش برمی‌گشت و بعد فرزند به دنیا می‌آورد و فرزند این تلقی می‌شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اینها انواع و اقسام چیزهایی است که در منابع و آثار تاریخی آمده و در قرآن به بعضی از این نوع روابط اشاره شده. از این منظر اگر نگاه کنیم و الان هیچ گاه بعد از اسلام جوامع اسلامی به این حد از آزادی زنان نرسیده بود. اما از منظر حداقل درون‌دینی و تاریخی نگاه کنیم، ان وقت می‌بینیم در دوران پیش از اسلام علی‌رغم این فضاهای باز رابطه جنسی که بین زن و مرد وجود داشت و بعد اسلام آمد اینها را به شدت محدود کرد، شاید از این نظر بشود گفت که زنان بعضی از حقوق را از دست دادند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما از جهات دیگر اسلام آمد امتیازاتی به زنان داد جقوقی به زنان داد که در دوران پیش از اسلام نبود مثلاً حق ارث داد، حق مالکیت داد، حق آزادی در ازدواج داد. اسلام می‌خواسته خانواده سالم باشد، روابط سالم باشد، فرزند معلوم باشد که از کدام پدر و کدام مادر است، روابط حقوقی اینها را تنظیم شود و بعد هم در فقه اسلامی این روابط تنظیم شده. از این منظر اگر نگاه کنیم که من عمدتاً از این منظر نگاه می‌کنم آن وقت می‌بینم برای دوره اسلامی در قیاس با دوران پیش از اسلام، امتیازاتی قائلیم که امروز هم می‌توان به اینها مباهات کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">بله البته بحث مستقلی است که ما در برنامه دیگری از تابو به این موضوع هم پرداختیم ولی به هر حال از آنجا که بحث زنده به گور کردن زنان یا آزادی زنان در دوران موسوم به جاهلیت هم مطرح بود، من این پرسش را مطرح کردم. آقای نیک‌آیین ما در دقایقی پایانی برنامه هستیم. برنامه را با آقای اشکوری آغاز کردیم اگر شما نکته خاصی دارید که در پایان برنامه بخواهید به ما بگویید، می‌شنویم و کم کم تابو را به پایان می‌رسانیم.&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">نیک‌آیین:&lt;/strong> بله. فقط درباره زنده به گور کردن دختران چون اشاره شد، این رسوم موردی در حال تبدیل شدن به یک پدیده اجتماعی بود و از این منظر که اسلام توصیف می‌کند و به عنوان یکی از شاخص‌های جاهلیت شناخته می‌شود. همچنین درباره این حقوقی که فرمودند جناب اشکوری بنده که شاید منتسب به آن بخش سنتی باشم اما حقیقتاً باور بنده این است که بسیاری از آنچه حقوقی خوانده می‌شود که بعد از اسلام به زنان داده شد برآمده از نظام فقهی است و نظام حکومتی است که فقهایی آمدند و خواستند که اتوریته حکومت را و نفوذ حکومت را و تسلط حکومت را به این حوزه‌های فردی بکشانند و همین حقوقی که صحبت می‌شود یا همین روابطی که حالا فرمودند که اسلام می‌خواهد که تنظیم بکند فقها آمدند به خود اسلام نسبت دادند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">می‌خواهم عرض کنم که حتی این بخش که حالا حقوقی به زنان داده شد من فکر نمی‌کنم حقوقی به زنان داده شد مثلاً این قابل مناقشه است که آیا این طور است که اینها حق ارث نداشتند؟ بعضی از گزارش‌های تاریخی می‌گوید که در پیش از اسلام زنان به طور مساوی با مردان ارث می‌بردند. در حالی که اسلام آمد این را تغییر داد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">اشکوری:&lt;/strong> حداقلش این است که آنچه در قرآن آمده شما که باید به عنوان اصل اسلام بپذیرید دیگر. حالا آنچه که بعداً فقها مطرح کردند و نظام‌مندش کردند بله اینها در قواعد فقهی قرن دوم به بعد آمده ولی به هر حال خود اسلام می‌بینیم که برخوردی که نسبت به زنان می‌کند در قیاس با گذشته چندین گام به جلو برداشته. اینکه سند اصلی اسلام که قرآن است وجود دارد و ربطی به فقها ندارد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">نیک‌آیین:&lt;/strong> ببینید مثلاً مسئله ارث را در همان موقع یک تشریع موقت می‌دانند یا یک مثال واضح‌ترش را مطرح کنم مثلاً بحث زکات پیامبر آمد زکات را در ۱۰ چیز خلاصه کرد. بله امیر مؤمنین آمد یک مورد هم اضافه کرد و یک مورد هم کم کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">عرض می‌کنم که یک بحث‌های موقتی بود برای شرایط جنگی یا شرایط اضطراری مطرح شده بود، در قرآن هم مطرح شده بود، بعداً فقها آمدند چون جامعه مردسالار شده بود چون در جامعه‌هایی بودند که احتیاج چندانی به زن و حضور زن نداشتند، به تعبیری دوران آن امتیازدهی به سر رسیده بود آمدند این را دیگر به عنوان قاعده مسلم تا آخر ادامه دادند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.radiofarda.com/a/f7-taboo-e37-on-pre-Islamic-Arabia/28557468.html" target="_blank" rel="noopener nofollow">منبع&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>ایران؛ زمانی که جور دیگری بودیم</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-07-18-xy52g3l8fkzr/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-07-18-xy52g3l8fkzr/</guid><pubDate>Thu, 18 Jul 2024 11:38:36 +0330</pubDate><description>لژیون خدمتگزاران بشر (Universal Welfare Legion) محمدجواد ظریف: «ما خودمان انتخاب کردیم که جور دیگری زندگی کنیم». اما: ایران می‌تواند هویت ملی فرهنگی خود را بازیابد و بار دیگر منادی صلح، تفاهم، توسعه، و رفاه در سطح جهانی باشد ایران دیروز و ا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/828f2d630f1475217593.jpg" alt="لژیون خدمتگزاران بشر (Universal Welfare Legion)" title="لژیون خدمتگزاران بشر (Universal Welfare Legion)" loading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/828f2d630f1475217593.jpg" alt="لژیون خدمتگزاران بشر (Universal Welfare Legion)">&lt;figcaption class="v-image-caption">لژیون خدمتگزاران بشر (Universal Welfare Legion)&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;blockquote class="v-block v-blockquote veditor-rtl">&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>محمدجواد ظریف: «ما خودمان انتخاب کردیم که جور دیگری زندگی کنیم».&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>اما:&lt;br>ایران می‌تواند هویت ملی فرهنگی خود را بازیابد و بار دیگر منادی صلح، تفاهم، توسعه، و رفاه در سطح جهانی باشد&lt;/strong>&lt;/p>&lt;/blockquote>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">ایران دیروز و ایران امروز&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>امیر طاهری * &lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">«این بود برنامه‌ای از احمد بهارلو و حالا قطعه‌ای از موسیقی ایرانی». &lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">فکر کنید که در سفرید و به رادیوی اتومبیل که راننده باز کرده است، گوش می‌دهید و جملات بالا را می‌شنوید. ممکن است بپرسید: «خب، کجای این مطلب تعجب‌آور است؟»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">حالا تصور کنید که سال ۱۹۹۹ میلادی است و شما در اتومبیلی هستید با راننده یمنی در جاده صنعا، پایتخت یمن، به تعز، شهر بزرگ زیدیه در جنوب.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">از راننده می‌پرسید: «مگر فارسی می‌دانید؟»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">پاسخ: «نه. معنای لغات را نمی‌دانم اما با گوش دادن به برنامه‌های فارسی صدای آمریکا، احساس می‌کنم که گوشه‌ای از روح ایران را می‌بینم!»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">راننده، سلیم بن محفوظ، سپس تعریف می‌کند که در «آن سال‌های خوب» یعنی دوران ریاست جمهوری ابراهیم الحمدی برای یک سازمان ایرانی به نام «لژیون خدمتگزاران بشر» کار می‌کرده است و راننده دو مهندس ایرانی به نام‌های زمردی و زمانی بوده است. برای چند روز نیز رانندگی اتومبیل را که پرزیدنت حمدی در اختیار «مهمان ویژه» خود از ایران قرار داده بود، برعهده داشته است. کمی بعد یادآور می‌شود که «مهمان ویژه» شخصی بود به نام محمود جعفریان، معاون رادیو-تلویزیون ملی ایران که «حمدی به او خیلی احترام می‌گذاشت».&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">آن زمان، ایرانیان در یمن چه می‌کردند؟&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در طول راه خاطرات سلیم مانند فیلمی روی پرده نقره‌ای شکل می‌گیرد. ایرانیان در یمن چه می‌کردند؟ او به یاد می‌آورد که آنان برای یک «موسسه خیریه» کار می‌کردند. کم‌کم متوجه می‌شویم که منظورش از «موسسه خیریه» همان «لژیون خدمتگزاران بشر» است که محمدرضا شاه تشکیل آن را در یک سخنرانی در دانشگاه هاروارد اعلام کرده بود. در میانه راه در یک مهمانسرا توقف می‌کنیم برای استراحت و صرف قهوه معروف یمنی (موکا). معماری مهمانسرا کاملاً ایرانی است و روی یک پلاک در تالار ورودی می‌خوانیم: «لژیون خدمتگزاران بشر» (Universal Welfare Legion).&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">سلیم تعریف می‌کند که اینجا یک مدرسه شش‌کلاسه بود با بیش از ۱۵۰ دانش‌آموز که تماما به خرج ایران تحصیل می‌کردند. اما با «اتفاقاتی که در ایران افتاد» این مدرسه تعطیل شد و کمی بعد «افراد با نفوذ در صنعا» آن را تصاحب کردند و تبدیلش کردند به مهمانسرا با کافه و رستوران.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">پژوهش گسترده‌تر نشان می‌دهد که یمن شمالی یکی از چند کشوری بود که «لژیون خدمتگزاران بشر» در آن فعالیت خود را آغاز کرده بودند. «لژیون» در شمال یمن، از صعده در مرز عربستان تا مأرب و بندر حدیده در دریای سرخ، چندین دبستان و درمانگاه ساخت، و جاده‌های صنعا و تعز را آسفالت کرد. در همان حال بیش از ۱۰۰ جوان یمنی برای آموزش در رشته‌های فنی با بورس دولت ایران به دانشگاه‌های ایران راه یافتند. با ساختن دو اسکله مدرن، ایران کمک کرد تا بندر حدیده که برای بیش از یک قرن نیمه‌جان بود، به زندگی فعال بازگردد.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی در دانشگاه هاروارد&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">محمدرضا شاه در سخنرانی سال ۱۹۶۸ میلادی خود در هاروارد گفت: «امروز می‌دانیم که بسیاری از انسان‌ها در گوشه‌وکنار جهان گرسنه و رنجورند. پیشنهاد می‌کنیم که برای حل این مشکلات یک لژیون خدمتگزاران بشر تشکیل شود تا بدون توجه به ملیت، مذهب، طبقه و جنسیت، به گسترش رفاه در سراسر جهان کمک کند.» او افزود: «مرکز این لژیون می‌تواند در سازمان ملل در نیویورک باشد و هزینه آن با تخصیص فقط یک روز از هزینه نظامی همه کشورها تامین شود.»&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در آن زمان دشمنان داخلی و خارجی با تمسخر از این پیشنهاد یاد کردند. بعضی مخالفان آمریکایی شاه مدعی شدند که این طرح تقلیدی است از برنامه «سپاه صلح» پرزیدنت جان کندی. آنان متوجه نبودند، یا نمی‌خواستند باشند، که «سپاه صلح» در کنترل فقط یک کشور، یعنی ایالات متحده، بود، درحالی‌که پیشنهاد شاه تشکیل یک سپاه بین‌المللی است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بعد از جریان ۱۳۵۷ سر آنتونی پارسونز، سفیر انگلستان در تهران، از «بلندپروازی‌های شاه» نوشت - رهبری که می‌خواست یک «کشور در حال رشد» را به رقابت با ابرقدرت‌ها بکشاند - مانند کسی که در مسابقه بوکس در وزن بالاتر از خود شرکت می‌کند!&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">لژیون خدمتگزاران بشر&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">شش سال پیش در سخنرانی‌ هاروارد شاه اعلام کرده بود که ایران رسما از رده کشورهای گیرنده کمک از دیگران خارج شده است و از آن پس در ردیف کشورهای کمک‌دهنده خواهد بود. «لژیون خدمتگزاران بشر» یا با عنوان انگلیسی آن «لژیون رفاه جهانی» یکی از کانال‌های رساندن این کمک بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ایران برای تاکید بر جنبه بین‌المللی این برنامه، طرح را به‌صورت یک قطعنامه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد عرضه کرد. قطعنامه بدون حتی یک رای مخالف، یعنی به اتفاق آرا، تصویب شد. کمتر اتفاق می‌افتد که مجمع عمومی قطعنامه‌ای را به اتفاق آرا تصویب کند. تصویب قطعنامه ایران، آن هم در اوج جنگ سرد، یک دستاورد مهم دیپلماتیک بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">برای اجرای این قطعنامه لازم بود که کشورهای عضو سازمان ملل متحد مفاد آن را به تصویب قوه مقننه خود برسانند. این کار در ایران فقط یک سال بعد از تصویب قطعنامه عملی شد و مجلس شورای ملی ۲۳ خرداد را به‌عنوان «روز لژیون خدمتگزاران بشر» اعلام کرد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نخستین برنامه «لژیون» در بندر کنگان در خلیج فارس رونمایی شد. در آن زمان کنگان همچنان در خوابی قرار داشت که از دو قرن پیش آغاز شده بود و کمتر کسی می‌توانست حدس بزند که طی دو یا سه دهه، به‌عنوان یک مرکز مهم صنایع انرژی ایران - با دومین منابع بزرگ گاز طبیعی جهان - درآید. ماموریت «لژیون» تامین «غذا، آب، برق، بهداشت و درمان و آموزش» اعلام شده بود. از دید برنامه‌‌ریزان ایرانی، طرح کنگان می‌بایستی الگویی می‌شد برای هزاران طرح توسعه و رفاه در بیش از ۱۰۰ کشور به‌اصطلاح در حال رشد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در آن الگو، توسعه و رفاه به‌عنوان دو بال یک پرنده در نظر گرفته می‌شد. بدین‌سان نمی‌شد تصور کرد که رشد اقتصادی بدون بهبود زندگی واقعی مردم - در همه جنبه‌های مادی و فرهنگی آن - ممکن است. این در تضاد بود با الگوی ماتریالیستی در اتحاد شوروی و اقمار آن که رشد مادی را، با اعلام درصد رشد تولید آلومینیوم به‌عنوان مثال، هدف اصلی می‌دانستند. در همان حال، الگوی مورد بحث، الگوی «جهان آزاد»، یعنی تمرکز بر تولید ثروت که سپس از بالا به پایین توزیع می‌شود و محرومان را به‌سوی بالا می‌کشاند، را نمی‌پذیرفت. در الگوی ایرانی عرضه غذای سالم، آب تصفیه‌شده، برق، آموزش‌وپرورش و خدمات بهداشتی و درمانی می‌بایستی همزمان با تولید صنعتی و رشد بازرگانی در نظر گرفته شود.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">یک الگوی زیبا با سرنوشتی نازیبا&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در اواسط سال‌های ۱۹۷۰ میلادی بود که «لژیون خدمتگزاران بشر» داشت راه می‌افتاد. تشکیلات کوچک «لژیون» با مرکز اداری‌اش در خیابان تخت‌جمشید تهران مستقر شده بود و با بهره‌گیری از تازه‌ترین شیوه‌های پژوهش و برنامه‌ریزی آماده کار می‌شد. طرح‌های آزمایشی «لژیون» همه در خود ایران مثلاً با طرح الِشتَر در لرستان، ساختن مدارس و درمانگاه‌ها در سنگال (آفریقای باختری)، برنامه حذف مالاریا در پاکستان، راه‌سازی در سومالی (خاور آفریقا) ساختن اسکله‌های مدرن در پورت‌سودان (نزدیک به شاخ آفریقا) و تکمیل یک طرح برق‌رسانی در نپال، درس‌های گرانبهایی برای طراحان برنامه‌های آینده لژیون داشتند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">با این حال، تا سال ۱۹۷۷ روشن شده بود که دیگر کشورها، به‌ویژه کشورهای ثروتمند، حاضر نیستند که هزینه دفاعی یک روز را به «لژیون» اختصاص دهند. بریتانیا و ایالات متحده با عرضه یک طرح رقیب خواستار آن شدند که کشورهای ثروتمند - آنان که تولید ناخالص ملی‌شان سالانه‌شان از متوسط جهانی بالاتر است - یک درصد از درآمد سالانه خود را برای توسعه کشورهای درحال رشد عرضه کنند. این طرح که بارها در اجلاس گروه ۷ و اتحادیه اروپا تایید شده، هرگز اجرا نشد و اکنون نیز عملا به فراموشی سپرده شده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ایران با درک این واقعیت که «لژیون خدمتگزاران بشر» از حمایت قدرت‌های بزرگ برخودار نخواهد شد، کوشید تا کشورهای عضو اوپک (صادر‌کنندگان نفت) را به سرمایه‌گذاری در توسعه و رفاه کشورهای نیازمند تشویق کند. در این مسیر «صندوق اوپک» (The Opec Fund) به ابتکار ایران و با شرکت ۱۲ کشور عضو سازمان متولد شد و اساسنامه آن در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. نخستین مدیرکل صندوق را نیز ایران تعیین کرد: محمد یگانه، وزیر پیشین دارایی، که امروز یک پرتره او زینت‌بخش تالار ورودی مرکز صندوق در وین، پایتخت اتریش است.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">دیگر نه محمدرضا شاهی در کار است و نه محمد یگانه‌ای&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">ایران به آرزوی خود برای تشویق خانواده بین‌‌المللی به تخصیص بیش از ۵۰ میلیارد دلار در سال به برنامه‌های توسعه و رفاه در «جهان سوم» دست نیافت، اما تشکیل صندوق اوپک به تخصیص بیش‌از ۷۰ میلیون دلار به آن آرمان کمک کرد. طی سال‌ها آن مبلغ افزایش یافت، و امروز نزدیک به یک میلیارد دلار است و برنامه‌هایی را در ۱۲۵ کشور با کمک شریکان محلی اجرا کرده است. البته دیگر نه محمدرضا شاهی در کار است و نه محمد یگانه‌ای، و از همه بدتر، نه ایرانی که تبدیل شده است به .... که به‌جای صدور توسعه و رفاه، صادر‌کننده کین و دشمنی، خشونت و حتی ... است - نظامی که به‌جای ساختن دبستان و درمانگاه، در غزه برای حماس تونل و در لبنان مخفیگاه زیرزمینی برای حزب‌الله می‌سازد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در تازه‌ترین سفرم به سنگال که امیدوارم آخرین نباشد، از محو یا سوء‌استفاده از بقایای برنامه‌های «لژیون» به ویژه در کازامانس مطلع شدم - دبستان‌هایی که یا ویران شده‌اند یا به عنوان مسکن به پارتی‌داران محلی واگذار شده‌اند. شبکه برق‌رسانی که سال‌هاست از کار افتاده است و مرکز فرهنگی که اکنون زیر کنترل ج. ا. برنامه‌ای مهم‌تر از تشویق دختران و زنان کازامانس به پوشاندن سینه‌های برهنه خود ندارد. خوشبختانه ... در سنگال از مبارزه با سینه‌های برهنه فراتر نرفته است و هنوز به مرحله صدور اسلحه قاچاق و عملیات تروریستی نرسیده است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در هفته‌های اخیر پایگاه تحلیلی جاوید ایران و سیاوش آذری، خبرنگار برجسته ایران «آن روزهای خوب» مرا به یاد تجربه تلخ و شیرین «لژیون» انداختند. از هر‌دو سپاسگزارم.&lt;/p>&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">ایران دیروز و ایران امروز&lt;/h4>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">یادآوری گذشته بدون تردید تا حدی ملهم از فسوسان یا نوستالژی است. اما باید کوشید تا از تجربه‌ها بیاموزیم. ایران دیروز جور دیگری بود، و ایران امروز، زیر سلطه ج.ا.، به گفته محمد جواد ظریف وزیر خارجه پیشین، جور دیگری زندگی می‌کند. این دو «جور»ِ دیروز و امروز، دو تصویر متضاد از ایران عرضه می‌کنند. اما آنچه اهمیت دارد، این است که بدانیم و بپذیریم که ایران می‌تواند هویت ملی فرهنگی خود را بازیابد و بار دیگر منادی صلح، تفاهم، توسعه، و رفاه در سطح جهانی باشد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">من نمی‌دانم صدها کارشناس و کاردان ایرانی که در یک دوران کوتاه این پیام را به کشورهای گوناگون بردند، کجا هستند و سرنوشتشان چه بود. اما می‌دانم که در ایران امروزمان هزاران، یا شاید میلیون‌ها زن و مرد جوان داریم که آرزومند بازگشت به «جور دیگر»ی است که «لژیون» - علی‌رغم سرنوشت تراژیکش - نمونه کوچکی از آن بود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منابع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener nofollow" class="v-link md-inline-link" href="https://www.independentpersian.com/node/404841/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85">&lt;strong>&lt;em>۱&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a> &lt;strong>و&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener nofollow" class="v-link md-inline-link" href="https://www.youtube.com/watch?v=6VobBG3lfMs">&lt;strong>&lt;em>۲&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/a>&lt;/p>&lt;hr class="v-block v-hr">&lt;h4 class="v-block v-heading veditor-rtl">* درباره امیر طاهری&lt;/h4>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c928eaca8eec34b70d81.png" alt="امیر طاهری" title="امیر طاهری" loading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c928eaca8eec34b70d81.png" alt="امیر طاهری">&lt;figcaption class="v-image-caption">امیر طاهری&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">امیر طاهری متولد اهواز (۱۳۲۱) نویسنده، مترجم و ژورنالیست بین‌المللی، تنها شخصیت ایرانی است که با رهبران بزرگی مانند گورباچف، نیکسون، کلینتون، هویدا و شاهنشاه آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشته است. وی پیش از انقلاب اسلامی ایران بین سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ سردبیر روزنامه کیهان بود. او پس از رخداد ۱۳۵۷ به لندن مهاجرت کرد و تاکنون با خبرگزاری‌هایی چون ساندی تایمز، واشینگتن پست، الشرق الاوسط، هرالد تریبون بین‌المللی، ساندی تایمز و فاینانشیال تایمز همکاری داشته‌است.&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>پلیس داریم تا پلیس</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-07-07-k9virjaikybv/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-07-07-k9virjaikybv/</guid><pubDate>Sun, 07 Jul 2024 11:11:50 +0330</pubDate><description>هفده سال پیش چیزکی نوشتم و از پلیس سوئد تعریف کردم، در این نشانی .‏ و اکنون باز باید بنویسم: پلیس داریم تا پلیس شیوا فرهمند راد | روز اول ژانویه امسال در یخ‌بندانی شدید که به‌زحمت می‌شد در پیاده‌روها راه رفت، روی یخ و برف ‏کوبیده کف پیاده‌ر</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">هفده سال پیش چیزکی نوشتم و از پلیس سوئد تعریف کردم، در &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://shivaf.blogspot.com/2007/09/85.html" target="_blank" rel="noopener nofollow">این نشانی&lt;/a>&lt;/em>.‏ و اکنون باز باید بنویسم:&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/78f3b48d46531a9bd4ec.jpg" alt="پلیس داریم تا پلیس" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">پلیس داریم تا پلیس&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">شیوا فرهمند راد |&lt;/strong> روز اول ژانویه امسال در یخ‌بندانی شدید که به‌زحمت می‌شد در پیاده‌روها راه رفت، روی یخ و برف ‏کوبیده کف پیاده‌رو پاکتی حاوی بیش از ۸ هزار کرون پول نقد پیدا کردم (حدود ۱۰۰۰ دلار) هیچ ‏جانداری در آن اطراف نبود. همه از شدت سرما به لانه‌هایشان پناه برده‌بودند.‏&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خب، حالا چکارش کنم؟ بعد از همهٔ انواع فکر و خیال‌ها که خودتان می‌دانید، و سنجیدن همهٔ ‏جوانب، مطابق قانون و به وظیفهٔ شهروندیم عمل کردم: اگر محل پیدا کردن آن چیز، صاحب دارد، مثل ‏مدرسه، بازارچه، سینما، اتوبوس، ایستگاه اتوبوس و... باید آن را به گردانندهٔ محل بدهید، وگرنه باید ‏به پلیس تحویلش بدهید. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">پس‌فردایش رفتم به ادارهٔ پلیس محل و ساده‌لوحانه (!) پاکت را دودستی ‏تحویل دادم! دختر جوانی که در باجهٔ پلیس نشسته‌بود، و همچنین همکارش، باورشان نمی‌شد، و با ‏چشمانی گردشده دست کم دو بار پرسیدند: &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">- یعنی تو، این‌قدر پول روی زمین پیدا کرده‌ای، و ‏آورده‌ای و می‌دهی به پلیس؟! &lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">- خب، آره!‏&lt;/strong>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اگر محل پیدا کردن پول و غیره صاحب داشته‌باشد، مثل مواردی که برشمردم، شما که آن را پیدا ‏کرده‌اید، هیچ حقی بر آن ندارید و هیچ ادعایی نمی‌توانید بکنید. همهٔ حقوق متعلق به صاحب محل ‏است. اما اگر مثل مورد من، جای بی‌صاحبی باشد، می‌توانید درخواست مژدگانی بکنید، بنا به ‏رسم حدود ۵ درصد، و می‌توانید بخواهید که اگر صاحبش تا سه ماه پیدا نشد، خودتان آن را تصاحب ‏کنید.‏&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">فکر کردم که این پول بی‌زبان را که می‌دهم و می‌رود، همه چیز مهیاست که پلیس فاسدی آن ‏را به جیب بزند، و من اگر به شکلی پی‌گیری کنم، می‌گویند که صاحبش پیدا شد و تحویلش گرفت. ‏فکر کردم که خب، پس تقاضای مژدگانی می‌کنم تا از یک لحاظ قدری محکم‌کاری شود. اما دختران ‏پلیس گفتند که دادن مژدگانی اجباری نیست، و نمی‌توانند قولی در آن زمینه بدهند! فکر کردم که ‏پس درخواست می‌کنم که اگر صاحبش پیدا نشد، پول را به من بدهند، تا به جیب پلیس نرود! اما ‏هیچ قبض رسیدی به من نمی‌دادند که من روزی بتوانم موضوع را دنبال کنم. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">با سماجت توانستم از ‏فرمی که پر کرده‌بودند و در آن فقط مشخصات من بود به اضافهٔ درخواست مژدگانی یا تمامی پول ‏اگر صاحبش پیدا نشد، یک کپی بگیرم. اما در آن هیچ صحبتی از مبلغ پول هم نبود! یعنی کشک! ‏یعنی هیچ معلوم نبود من چه مبلغ و کی و کجا پیدا کرده‌ام و کجا تحویل داده‌ام. بدون مهر و امضا و ‏حتی سربرگ پلیس! حسابی کلاه سرم رفت!‏&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به خانه که رسیدم، توی دو گروه فیسبوکی مربوط به محلمان آگهی نوشتم که پول پیدا کرده‌ام و داده‌ام به پلیس.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">این‌ها را برای دوستان که تعریف کردم، بعضی‌شان به ریش من خندیدید. خود من هم از اولش تا ‏آخرش هیچ ته دلم قرص نبود و خودم هم به ریش خودم می‌خندیدم! با هم گفتیم: حالا سه ماه ‏صبر می‌کنیم...‏&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">روز سوم آوریل که درست سه ماه می‌شد، هیچ خبری نشد. فکر کردم که یا پلیسی آن را بالا ‏کشیده و یک لیوان آب خنک هم رویش خورده، یا در بهترین حالت شاید صاحبش پیدا شده، پول را ‏تحویل گرفته، و میل نداشته مژدگانی به من بدهد. پس بی‌خیال... و راستش به‌کلی فراموشش ‏کردم.‏&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">اما... &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">امروز یک اس.ام.اس آمد از پلیس: لطفا شماره حساب بدهید برای واریز مبلغ ۸ هزار و ‏خرده‌ای کرون (تا دینار آخر) پول پیدا شده [که صاحبش پیدا نشد]!&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جل‌الخالق! چه خوب است که بتوان به دستگاه‌های حیاتی یک جامعه اعتماد کرد! چه حس ‏دلپذیری‌ست! درود بر پلیس سوئد! درود بر اخلاق اجتماعی و سلامت جامعه سوئد!‏&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://shivaf.blogspot.com/2024/04/polis-darim-ta-polis-2.html" target="_blank" rel="noopener nofollow">منبع&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em>&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://alihoza.github.io/posts/2023-09-02-ya3xyhhws10w/"> https://alihoza.github.io/posts/2023-09-02-ya3xyhhws10w/ &lt;/a>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>نه (بروزرسانی)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-06-27-tlajfp0bkpq8/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-06-27-tlajfp0bkpq8/</guid><pubDate>Thu, 27 Jun 2024 14:40:31 +0330</pubDate><description>نع… نه. نع. دیگر نه. به اندازه کافی به شما وقت دادیم. کاری نمانده که نکرده باشیم. جنگ کردید، ما جنگیدیم و جان دادیم. تحریم شدید، بارش را ما تحمل کردیم. تقلب کردید، ما کوتاه آمدیم. توهین کردید، ما چیزی نگفتیم. فساد کردید، کاری به کارتان ند</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">نع...&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/b5a9672d2ee2aafbbb12.jpg" alt="نه. نع." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نه. نع.&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">دیگر نه. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به اندازه کافی به شما وقت دادیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کاری نمانده که نکرده باشیم. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جنگ کردید، ما جنگیدیم و جان دادیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تحریم شدید، بارش را ما تحمل کردیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تقلب کردید، ما کوتاه آمدیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">توهین کردید، ما چیزی نگفتیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">فساد کردید، کاری به کارتان نداشتیم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">زندگی‌ها را سیاه کردید،...&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کلاه سرمان گذاشتید...&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما دیگر نه. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دیگر ما با دست خودمان به شما مشروعیت نخواهیم داد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تمام. &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">بروزرسانی (۱۲ تیر): &lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">برخی همکارانم معتقدند که باید تحت هر شرایطی روزنه امید را حتی اگر بسیار کوچک باشد باز نگه داشت و لذا در تلاشند تا من و دیگران را به رای دادن به پزشکیان متقاعد کنند. دلایلشان بی‌راه نیست و منطق خودشان را دارند لذا ممکن است نهایتا در حرکتی مرزی به پزشکیان رای بدهم اما حتی در آن صورت، من معتقدم کسانی که رای نمی‌دهند دلایل موجهی دارند و هیچ انتقادی را به انتخاب آنها وارد نمی‌دانم. &lt;/p>
 &lt;/section></content:encoded></item><item><title>از قرارداد کرسنت چیزی می‌دانید؟ (بروزرسانی: افزودن نسخه صوتی)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-06-17-fen5xolulkxk/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-06-17-fen5xolulkxk/</guid><pubDate>Mon, 17 Jun 2024 00:31:05 +0330</pubDate><description>لطفا توجه فرمائید که: تقریبا هیچ وجهی از این پرونده برای ما روشن نیست، آنچه خواهید خواند نتیجه اطلاعات جسته و گریخته‌ای است که من اینجا و آنجا از رسانه‌ها و شنیده‌ها جمع‌آوری کرده‌ام (البته با دقت و با حفظ انصاف و امانتداری در گزارش). لذا م</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">لطفا توجه فرمائید که:&lt;/strong> تقریبا هیچ وجهی از این پرونده برای ما روشن نیست، آنچه خواهید خواند نتیجه اطلاعات جسته و گریخته‌ای است که من اینجا و آنجا از رسانه‌ها و شنیده‌ها جمع‌آوری کرده‌ام (البته با دقت و با حفظ انصاف و امانتداری در گزارش). لذا ممکن است آنچه در واقع رخ داده متفاوت از این روایت باشد. &lt;/blockquote>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">حواشی قرارداد کرسنت و بلایی که دارد سر ما می‌آید&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/235c829f722c6d54c7d8.jpg" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">سال‌ها پیش در دوران حضور نخست زنگنه بر صندلی وزارت نفت، قراردادی مابین شرکت ملی نفت ایران و یک شرکت اماراتی به نام کرسنت پترولیوم منعقد شد. قرار بود بر اساس این قرارداد گاز ترش حاصله از یک میدان نفتی واقع در خلیج فارس (که برخی از آنها حتی تاکنون فقط سوزانده شده‌اند) به امارات صادر شود. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">گاز‌های ترش میدان نفتی سلمان در خلیج فارس که سوختن آنها در مشعل‌ها موجب هدر رفتن میلیاردها‌ دلار و آلودگی محیط‌زیست بود، براساس یک قرارداد بین شرکت ملی نفت ایران به شرکت کرسنت به منظور صادرات به امارات متحده عربی (شیخ‌نشین شارجه) فروخته شد. پیش‌بینی شده بود این قرارداد از ۱۰‌ آذرماه ۱۳۸۴ (اول دسامبر ۲۰۰۵) اجرایی شود. مذاکرات ادامه داشت تا اینکه دولت ایران تغییر می‌کند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت معجزه هزاره سوم (احمدی‌نژاد) ایران به صورت یکجانبه اجرای قرارداد را متوقف کرد. به چه دلیل؟ مبارزه با فساد. صاحب منصبان دولت پاکدست هزاره سوم که به زمین و زمان مشکوک بودند و همه را جز خود دزد و نابکار می‌دانستند کشف کرده بودند که قیمت گاز در این قرارداد پایین ارزیابی شده و سپس نتیجه گرفته بودند که حتما فساد و ارتشا در این قرارداد رخ داده که چنین رقم پایینی برای فروش گاز ایران توافق شده و لذا بدون توجه به تبعات احتمالی چنین کاری یکطرفه اجرای قرارداد را متوقف کردند. دولت نهم به جای پیگیری روند مذاکرات با شرکت کرسنت مدعی شد ایران ۲۰ میلیارد دلار در معامله با شرکت کرسنت ضرر کرده است‌. دولت قرارداد را اجرا نکرد و در نتیجه شرکت کرسنت برای عدم ارسال گاز و عدم‌النفع ناشی از آن از سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵ میلادی) تا اوایل مردادماه ۱۳۹۳ (اواخر جولای ۲۰۱۴) ادعای خسارت از شرکت ملی نفت ایران کرد. &lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/41d99b7cbd5c6960df0f.jpg" alt="این ساختمان چندصد میلیون دلاری متعلق به صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت ایران در مرکز لندن است. سرنوشتش را در ادامه خواهید خواند" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">این ساختمان چندصد میلیون دلاری متعلق به صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت ایران در مرکز لندن است. سرنوشتش را در ادامه خواهید خواند&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">یادآوری این نکته مهم ضروری است که گاز فروخته شده به شرکت کرسنت‌، گاز ترش‌ میدان سلمان‌، میدانی مشترک میان ایران و ابوظبی بود. این گاز همراه نفت در حال سورانده شدن در مشعل‌ها بود و به قرار معلوم هنوز هم در حال سوختن است‌، قرار بود به جای سوختن و هدر‌ رفتن صادر شود بنابراین‌، یک اشتباه (شاید هم اشتباه نبود) توسط معاون حقوقی و پارلمانی رئیس دولت نهم و رئیس وقت دیوان محاسبات تا امروز، میلیاردها دلار به منافع ملی ایران ضرر و خسارت وارد کرده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در واکنش، شرکت اماراتی اقدام به شکایت کرد و پرونده‌ای در مراجع بین‌المللی تشکیل داد. این پرونده سال‌ها در کش و قوس بود و اخبار ضد و نقیضی از آن گزارش می‌شد تا اینکه با روی کار آمدن دولت روحانی، تیم زنگنه نیز دوباره در وزارت نفت روی کار آمدند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">(از اینجا به بعد تحلیل هواداران و صاحب‌منصبان پیشین دولت معجزه هزاره سوم است): با معرفی زنگنه بعنوان نامزد وزارت نفت در دولت یازدهم، در جلسه رای اعتماد مجلس بحثی درگرفت. گروهی استدلال کردند که چون ایران اجرای قرارداد کرسنت را به دلیل ارتکاب به فساد و ارتشا متوقف کرده است، به کار برگرداندن تیم اجرایی امضاکننده آن قرارداد به معنای زیر سوال بردن این برهان است. و لذا نتیجه گرفتند وزارت دوباره ایشان به صلاح نیست. در پاسخ، آقای روحانی به این اشاره می‌کند که موضوع اصلا به این شکل نیست زیرا در زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده از جزئیات موضوع مطلع شده و میداند مشکلی پیش نخواهد آمد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خلاصه، مجلس به وزیر نفت پیشنهادی رای اعتماد می‌دهد و در مقابل طرف اماراتی اقدامات خود را تشدید کرده و به گفته همان منابع، مطابق پیش‌بینی، همان استدلال را در دادگاه طرح می‌کند که اگر ایران معتقد به ارتکاب به فساد و پرداخت رشوه در این قرارداد است چطور دوباره همان تیم را به صدر وزارت و شرکت ملی نفت خود باز گردانده است؟ &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">نتیجه دادگاه کرسنت چه شد؟&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a70f519c029d4acc4ea4.png" alt="دویچه‌وله: ایران در پرونده کرسنت به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار خسارت محکوم شد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">دویچه‌وله: ایران در پرونده کرسنت به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار خسارت محکوم شد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">همانطور که اشاره کردم و شما هم تصدیق خواهید کرد (از آنجا که احتمالا تابحال چیزی از آن نمی‌دانستید!)، از بس مردم ایران محرم اسرار هستند و حکومت ما خود را خادم مردم می‌داند اطلاعات رسمی کمی از نتیجه این قرارداد و شکایت و سرنوشت دادگاه آن در دست است. اما طبق شنیده‌ها و مطالبی که جسته و گریخته در نشریات منتشر شده ایران در این قرارداد محکوم به پرداخت غرامت به شرکت اماراتی شده. رقم غرامت را که شنیدم هوش از سرم رفت و برای همین باور نکردم و گفتم حتما شایعه است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دویچه‌وله &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%DB%B1%DB%B8-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%B4%D8%AF/a-17676921" target="_blank" rel="noopener nofollow">گزارش&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> کرده بود: قراردادی که قرار بود بر اساس آن ایران گاز خود را به پنج برابر قیمت رایج در منطقه به امارات متحده عربی بفروشد، با حکم دادگاه بین‌المللی لاهه منجر به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار خسارت از سوی ایران شد. یا آقای هاشمی‌طبا در جریان مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://tn.ai/1398695" target="_blank" rel="noopener nofollow">گفته بود&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> از بابت قرارداد کرسنت ۱۴/۵ میلیارد دلار جریمه شدیم. (بله، به روایتی هجده میلیارد دلار و به روایتی دیگر ۱۴/۵ میلیارد دلار). &lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/0254a49d4dad0248fd60.jpg" alt="هاشمی‌طبا: جریمه قرارداد کرسنت ۱۴/۵ میلیارد دلار بود" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">هاشمی‌طبا: جریمه قرارداد کرسنت ۱۴/۵ میلیارد دلار بود&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/a402cbbc6f8e858eaca8.jpg" alt="کیهان: خسارت قرارداد کرسنت ۴۳ میلیارد دلار بوده است" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کیهان: خسارت قرارداد کرسنت ۴۳ میلیارد دلار بوده است&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">اما این آخر ماجرا نبود...&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">منِ خوش باور هنوز ارقام غرامت را هضم نکرده بودم و امیدوار بودم که اینها نتایج دادگاه بدوی باشند و در دادگاه تجدیدنظر و... تعدیل شوند تا اینکه خبر زیر در اویل خردادماه ۱۴۰۳ در &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://oipf.ir/news/9678" target="_blank" rel="noopener nofollow">وبسایت رسمی صندوق بازنشستگی نفت&lt;/a>&lt;/em> تیر خلاصی بر خوش‌بینی من بود: &lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/af3f5627a4e84bc4c45a.png" alt="دعوت برای مشارکت در کارزار صیانت از اموال و دارایی‌های صندوق‌ها / ساختمان لندن متعلق به صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت است" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">دعوت برای مشارکت در کارزار صیانت از اموال و دارایی‌های صندوق‌ها / ساختمان لندن متعلق به صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت است&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">پس، به نظر مساله بسیار بغرنج شده و به جاهای حساس رسیده است.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">موضوع این کارزار چیست؟ &lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">به نظر می‌آید شرکت کرسنت با حکمی که از دادگاه گرفته اقدامات اجرایی خود برای گرفتن غرامت را آغاز کرده و در این راه بر روی اموال شرکت ملی نفت ایران در سایر کشورها نظیر انگلستان، هلند، هند و... دست گذاشته و در جدی‌ترین اقدام ساختمان ارزشمند شرکت ملی نفت ایران (متعلق به صندوق بازنشستگی کارکنان نفت) در یکی از بهترین مناطق لندن را نشانه رفته است. ساختمانی که چندصد میلیون دلار ارزش دارد. &lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/b8f17f61e6facfd4603b.jpg" alt="شرکت کرسنت هرگز به خواب هم نمی‌دید که روزی صاحب چنین ساختمانی در مرکز شهر لندن بشود." />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">شرکت کرسنت هرگز به خواب هم نمی‌دید که روزی صاحب چنین ساختمانی در مرکز شهر لندن بشود.&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h2 class="md-block-header-two">سابقه ساختمان نفت در لندن&lt;/h2>&lt;p class="md-block-unstyled">در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴میلادی) در مذاکرات بین شرکت ملی نفت ایران و مقامات انگلیسی، ملکی به شرکت ملی نفت ایران واقع در محلی در روبه‌روی کلیسای وست‌مینستر و پارلمان انگلیس که زمین آن هم آزاد برای نقل و انتقال و مالکیت بود، با سرمایه‌گذاری از محل منابع صندوق بازنشستگی‌، پس‌انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت خریداری و ساختمانی در آن احداث شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ساختمان صندوق بازنشستگی‌، پس‌انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت در سال ۱۳۹۱ تحریم می‌شود و مستاجران آن را تخلیه می‌کنند. مقامات وقت در صندوق تصمیم به بازسازی و افزایش فضای مفید ساختمان می‌گیرند اما تحریم‌ها کار را معطل می‌کند. تا اینکه در دی‌ماه سال ۱۳۹۵ با توجه به نتایج مفید مذاکرات «برجام» سفیر ایران در انگلستان در یادداشتی اهمیت خروج صندوق بازنشستگی‌، پس‌انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت از لیست تحریم‌های اتحادیه اروپا را تاکید کرد. ساختمان مذکور در خیابان ویکتوریا و در بهترین نقطه‌ای که در مرکز لندن می‌توان ساختمان اداری داشت، واقع شده است. ساختمان در ۷‌ طبقه به مساحت فضای مفید ۱۵۰۰۰‌ مترمربع ساخته شده است. شرکت کرسنت هرگز به خواب هم نمی‌دید که روزی صاحب چنین ساختمانی در مرکز شهر لندن بشود.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">جمع‌بندی&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/0bfc90f6c11de498bd8f.png" alt="دویچه‌وله: ایران در پرونده کرسنت به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار خسارت محکوم شد" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">دویچه‌وله: ایران در پرونده کرسنت به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار خسارت محکوم شد&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">من از اینکه آیا در قرارداد کرسنت فسادی رخ داده بود یا خیر اطلاعی ندارم؛ اما این را به چشم دیدیم و می‌بینیم که بی‌درایتی حکومت اسلامی در مواجهه با هر مساله‌ای ازجمله این مساله چه ضربه بزرگی به کشور زده است. قراردادی که حتی با ارزان فروشی گاز (به فرض صحت ادعای بروز فساد) می‌توانست میلیاردها دلار ارز نصیب کشور کند، آن هم از گازهای ترش همراه نفت، یعنی گازهایی که معمولا بلا استفاده سوزانده می‌شوند و محیط زیست را آلوده و تاسیسات را فرسوده می‌کنند، تبدیل شد به پرونده‌ای که در آن ایران حداقل چند صد میلیون و به روایاتی چندین میلیارد دلار جریمه شد. خدشه‌دار شدن اعتبار کشور در محافل اقتصادی به کنار. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت-۱:&lt;/strong> اگر در زمان خواندن این یادداشت هنوز اعتبار داشت، در کارزار نجات دارایی صندوق بازنشستگی نفت به این آدرس (&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://chng.it/t4kfNQ7MqY" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://chng.it/t4kfNQ7MqY&lt;/a>&lt;/em>&lt;/strong>) شرکت کنید. شاید فایده‌ای داشته باشد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت-۲: &lt;/strong>بیژن زنگنه وزیر نفت دولت‌های خاتمی و روحانی، پس از اتهاماتی که در مناظره‌های انتخاباتی از سوی جلیلی و زاکانی به او وارد شد، از آنها خواست در این باره (پرونده کرسنت) با او به مناظره بپردازند او همچنین در نامه‌ای به صداوسیما خواستار اختصاص زمان برای ارائه توضیحاتش شد: &lt;/p>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4080681"> https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4080681 &lt;/a>&lt;/figure>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/46e275ae5d7160dda67a.jpg" alt="نامه زنگنه به صداوسیما" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نامه زنگنه به صداوسیما&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">سایر منابع: &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://jahansanatnews.ir/423817-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener nofollow">۱&lt;/a>&lt;/strong> - &lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="http://fna.ir/5drf4" target="_blank" rel="noopener nofollow">۲&lt;/a>&lt;/strong> &lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاورمیانه رایج‌تر است؟</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-05-26-w39sexd4gwv6/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-05-26-w39sexd4gwv6/</guid><pubDate>Sun, 26 May 2024 15:22:21 +0330</pubDate><description>چرا آمار تجاوز در سوئد از کلمبیا، تایلند، هند، پاکستان و البته خاورمیانه بیشتر است؟! بسیاری از مخالفان تغییر قوانین مرتبط با زنان در ایران، برای دفاع از دیدگاه خود به برخی “آمار” کشورهای حامی برابری جنسیتی استناد می‌کنند. یکی از نمونه هایی</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">چرا آمار تجاوز در سوئد از کلمبیا، تایلند، هند، پاکستان و البته خاورمیانه بیشتر است؟! &lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/466b30930acde94db97f.jpg" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">بسیاری از مخالفان تغییر قوانین مرتبط با زنان در ایران، برای دفاع از دیدگاه خود به برخی "آمار" کشورهای حامی برابری جنسیتی استناد می‌کنند. یکی از نمونه هایی که در همین ارتباط به کرات مورد استناد قرار می‌گیرد، سوئد است؛ به عنوان کشوری که از مشهورترین پرچمداران برابری جنسیتی محسوب می شود و در عین حال، معمولاً یکی از بالاترین موارد ثبت تجاوز جنسی را در دنیا دارد.&lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;p class="md-block-unstyled">این آمار، نه تنها مورد علاقه محافظه‌کاران مخالف برابری جنسیتی در مناطقی چون خاورمیانه است، که از سوی دیگر، مورد توجه طیفی از محافظه‌کاران کشورهای غربی هم قرار دارد. مثلاً، گروهی از مخالفان سرسخت مهاجرت به اروپا، با استناد به میزان بالای ثبت جرایم جنسی در سوئد، علت اصلی این پدیده را سیاست‌های باز مهاجرتی این کشور می‌دانند و نتیجه می‌گیرند که برای حل مشکل باید جلوی ورود مهاجران را گرفت. یکی از مخالفان مشهور مهاجرت، نایجل فاراژ رهبر پیشین حزب استقلال بریتانیا، چندی پیش در اظهاراتی جنجالی یکی از شهرهای سوئد را "پایتخت تجاوز" اروپا دانست.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ولی به راستی چگونه است که کشوری چون سوئد که قوانین آن به حمایت از برابری جنسیتی اشتهار جهانی دارند، باید چنین آمار بالایی را از جرایم جنسی داشته باشد؟&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">تفسیر آمار تجاوز در سوئد&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">بسیاری از کشورهای جهان - از جمله ایران - به طور رسمی آمار مربوط به جرایم جنسی خود را گزارش نمی‌کنند. اما یکی از آخرین جداول نسبتا فراگیر دفتر مواد مخدر و جنایات در سازمان ملل، که مربوط به سال ۲۰۱۰ است، اطلاعات عجیبی را در مقایسه موارد ثبت تجاوز در کشورهای مختلف نشان می‌دهد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مطابق این جدول، سوئد در این سال با بیش از ۶۳ مورد ثبت تجاوز در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت، در جایگاه سوم جهانی قرار داشته (بعد از آفریقای جنوبی و بوتسوانا)، در حالی که همین آمار، مثلا در آمریکا بیش از ۲۷، در پرتغال ۴، در مکزیک حدود ۱۳، در کلمبیا و تایلند حدود ۷، در پاکستان ۲، در هند کمتر از ۲ و در جمهوری آذربایجان نزدیک به صفر (۲ دهم درصد) بوده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">پیش از هرگونه تحلیل در مورد آمار بالای تجاوز در سوئد، شاید مناسب باشد با ذکر یک مثال ساده نشان داده شود که وقتی به ثبت جرایم جنسی در این کشور اشاره می‌کنیم، در واقع از چه سخن می‌گوییم.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اگر در یک دادگاه سوئد زنی علیه همسر خود شکایت کند که در طول یک سال قبل، مثلا هر هفته بر خلاف رضایتش با او رابطه جنسی برقرار کرده، این به معنی ثبت حدود ۵۰ مورد "پرونده جداگانه تجاوز" در جداول آماری این کشور خواهد بود. این در حالی است که اگر آن زن در بسیاری از دیگر نقاط دنیا - و از جمله ایران - زندگی کند، امکان شکایت از شوهر خود را نخواهد داشت چون در قوانین آن کشورها، اساساً "تجاوز همسر" به رسمیت شناخته نشده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حتی اگر زن مورد اشاره در این مثال، در اغلب کشورهای اروپایی که در آنها تجاوز همسر تعریف شده هم شکایت کند، در سیستم قضایی تنها یک پرونده تشکیل خواهد شد؛ چون متهم، قربانی و نوع جرم یکی هستند. اما در سوئد، برای هر یک از موارد ادعایی تجاوز همسر، یک پرونده جداگانه تشکیل می‌شود. حتی پرونده‌ای در سیستم قضایی آن کشور ثبت شده که در آن، زنی علیه شوهر خود ۴۰۰ پرونده تجاوز - در طول زندگی زناشویی - تشکیل داده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">یکی دیگر از ویژگی‌های قوانین سوئد، تعریف بسیار گسترده تجاوز جنسی در مقایسه با اغلب کشورهای دیگر جهان است. به عنوان نمونه مطابق قوانین این کشور، اگر با فردی که - مثلاً به علت مستی، مصرف دارو یا خواب آلودگی - در حالت "اعلام رضایت آگاهانه" نیست رابطه جنسی برقرار شود، بعداً می‌تواند شخصی که با او رابطه برقرار کرده را به تجاوز متهم کند.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/dc1e30a17037e8fa04a2.jpg" alt="نمونه تعریف بسیار گسترده برای تجاوز جنسی در برخی کشورها" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">نمونه تعریف بسیار گسترده برای تجاوز جنسی در برخی کشورها&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">البته در خیلی از کشورهای غربی نیز، قوانین مشابهی به تصویب رسیده که هوشیاری را پیش‌شرط رضایت در رابطه جنسی تعریف کرده‌اند. اما قوانین سوئد، در ارتباط با موضوع رضایت دارای ویژگی‌های کمابیش منحصر به فردی هستند؛ از جمله اینکه "وادار کردن" یک نفر به رابطه جنسی با وارد کردن "فشار روانی" هم، می‌تواند در شرایط مشخص به تشکیل پرونده تجاوز بینجامد. این مورد، حتی در بسیاری از کشورهای اروپایی هم تجاوز محسوب نمی‌شود. چه برسد به - مثلاً - اکثریت قاطع کشورهای خاورمیانه که در آنها، حتی اگر فردی با خشونت فیزیکی مورد تجاوز قرار بگیرد، ممکن است از ترس متهم شدن به "ایجاد زمینه تجاوز" یا "رابطه نامشروع"، اساساً جرأت شکایت کردن نداشته باشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به طور کلی، وقتی موضوع برخورد پلیس و سایر نهادهای مسئول با پرونده‌های تجاوز مطرح باشد، تفاوت میان سوئد و دیگر کشورها چشمگیر است. به عنوان نمونه در سوئد، شاکیان پرونده‌های تجاوز هراسی از هزینه شکایت خود ندارند. در حالی که در اغلب مناطق جهان، این شکایت‌ها به "رفتن آبروی" قربانی منجر می‌شوند یا او را در معرض انتقام‌جویی قرار می‌دهند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حتی در برخی از کشورهای دنیا که قوانین حمایتی پیشرفته‌ای دارند، مانند ایالات متحده، شاکیانِ متجاوزان متمول ممکن است از ترس هزینه‌های دادگاه از خیر شکایت کردن بگذرند. این در حالی است که در سوئد، شاکیان پرونده‌های تجاوز از این جهت نیز در ابعادی استثنایی مورد حمایت دولت و سیستم قضایی قرار دارند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">گذشته از همه اینها، مطابق قوانین بسیار محکم "دسترسی آزاد به اطلاعات" در سوئد، تمام موارد سوء رفتار یا سهل انگاری پلیس و سایر نهادهای عمومی در رسیدگی به پرونده‌های تجاوز، به طور شفاف در دسترس افکار عمومی قرار دارند که همین موضوع، امکان نقض حقوق قربانیان را به حداقل می‌رساند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">قابل ذکر است به همان نسبت که قوانین مرتبط با تجاوز در سوئد با اکثر کشورهای دیگر تفاوت جدی دارند، قوانین مربوط به سایر جرایم جنسی از قبیل "مزاحمت" هم - که به رابطه جنسی فیزیکی نمی‌انجامد - معمولا سختگیرانه‌تر هستند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به عنوان نمونه، مواردی همچون مزاحمت‌های خیابانی که در بسیاری از مناطق دنیا زن‌ها را مستاصل می‌کنند، در سوئد - و جمعی از کشورهای دیگر - می‌توانند به تشکیل پرونده‌های قضایی و مجازات‌های سنگین منجر شوند. همچنین، بسیاری از اظهار نظرهای مردان در مورد لباس، ظاهر و سرووضع زن‌ها که در خیلی از جاهای دنیا "خوشمزگی" محسوب می‌شوند، در سوئد - و تعدادی از کشورهای دیگر - ممکن است سر و کار گوینده را به دادگاه بکشانند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">نمونه پرونده آسانژ&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">شاید خبرساز‌ترین پرونده جنسی تشکیل شده در سیستم قضایی سوئد، مورد جنجالی جولیان آسانژ، مدیر معروف سایت افشاگر ویکی لیکس باشد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">آقای آسانژ در سال ۲۰۱۰، به دنبال شکایت دو زن در سوئد و به اتهام ارتکاب جرایم جنسی تحت تعقیب پلیس آن کشور قرار گرفت که موضوع شکایت یکی از دو زن "تجاوز" بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">فارغ از اینکه اتهام‌های وارد شده بر مدیر ویکی لیکس تا چه حد دقیق بودند و سرنوشت پرونده‌های تشکیل شده علیه او به کجا کشید، احتمالاً همه مخاطبان رسانه‌ها نمی‌دانستند که جولیان آسانژ، مشخصاً به چه علت در سوئد به "تجاوز" متهم شده بود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خانمی که جولیان آسانژ را به این جرم متهم کرده بود، می‌گفت که مدیر ویکی لیکس را در اوت سال ۲۰۱۰ به آپارتمان خود دعوت کرده و شبی، با رضایت و ضمن تأکید بر لزوم استفاده آقای آسانژ از ابزار جلوگیری (کاندوم) با او رابطه جنسی داشته است. این خانم اما می‌افزود که صبح، برای خرید وسایل صبحانه از منزل خارج شده و وقتی برگشته به خواب رفته و در این هنگام، آقای آسانژ مجدداً بدون استفاده از ابزار جلوگیری با او رابطه برقرار کرده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در صورت صحت روایت شاکی، عمل ژولین آسانژ طبق قوانین سوئد تجاوز تعریف می‌شد - البته آقای آسانژ آن روایت را نادرست می‌دانست. این در حالی است که همین اتفاق، جز در معدودی ازکشورها - عمدتا در غرب - تجاوز به حساب نمی‌آمد. احتمالاً برای اکثر مردم جهان، حتی تصور تجاوز محسوب شدن چنین عملی هم دور از ذهن بود.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">آیا تجاوز در سوئد ۳۰ برابر پاکستان است؟&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">علی‌رغم تمام تفاوت‌های موجود میان قوانین مرتبط با جرایم جنسی در سوئد و کشورهای دیگر، "مغلطه آمار تجاوز در سوئد" همواره یکی از دستاویزهای مشهور مخالفان اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز جنسیتی بوده است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مخالفانی که تعداد بالای موارد ثبت تجاوز در این کشورِ پرچمدار برابری جنسیتی را برجسته می‌کنند و انگار نتیجه می‌گیرند که حقوق زنان در جوامع محافظه کار بیشتر رعایت می‌شود یا حتی برابری جنسیتی، در عمل وضع زنان را بدتر می‌کند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بر مبنای روش استدلال این مخالفان، گویی - با ملاک گرفتن آمار جهانی سال ۲۰۱۰ که قبلا مورد اشاره قرار گرفت - زنان در سوئد مثلا حدود ۶ برابر کلمبیا و تایلند و حدود ۳۰ برابر پاکستان و هند در معرض خطر تجاوز هستند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">در حالی که اگر در تمام کشورهای دنیا، قربانیان تجاوز به اندازه سوئد احساس امنیت می‌کردند و مورد حمایت قرار می‌گرفتند، و اگر تخلفات پلیس و نهادهای مسئولِ رسیدگی به جنایات جنسی، به اندازه سوئد شفاف و هزینه‌زا بود، آمار ثبت تجاوز تغییر جدی می‌کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">همچنین، اگر در همه مناطق جهان تعریف جرایم جنسی و به ویژه تجاوز به اندازه‌ای سخت‌گیرانه بود که حتی شامل مواردی مانند پرونده ژولین آسانژ می‌شد، قطعا آمار ثبت این گونه جرایم در آنها تغییرات چشمگیری می‌کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">نهایت آنکه اگر تمام کشورهای دنیا جرمی به نام "تجاوز همسر" را به رسمیت می‌شناختند، و اگر برای شوهران به ازای هر مورد برقراری رابطه بدون رضایت همسر یک پرونده جداگانه تجاوز تشکیل می‌دادند، جداول رتبه‌بندی کشورهای جهان در این فقره خاص، "زیر و رو می‌شد".&lt;br/>&lt;/br>&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.bbc.com/persian/iran-features-41709699" target="_blank" rel="noopener nofollow">بی‌بی‌سی&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>نخستین پست با هوگو</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-05-21-first-post/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-05-21-first-post/</guid><pubDate>Tue, 21 May 2024 00:00:00 +0330</pubDate><description>این اولین پست آزمایشی پس از مهاجرت کامل به Hugo است.
سایت اکنون با پشتیبانی کامل راست‌چین (RTL) کار می‌کند.</description><content:encoded>&lt;p>این اولین پست آزمایشی پس از مهاجرت کامل به Hugo است.&lt;/p>
&lt;p>سایت اکنون با پشتیبانی کامل راست‌چین (RTL) کار می‌کند.&lt;/p></content:encoded></item><item><title>نمایش کمدی فتحعلی شاه پیش از تسلیم در برابر روسیه</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-04-06-d3jwwciybcks/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-04-06-d3jwwciybcks/</guid><pubDate>Sat, 06 Apr 2024 19:03:30 +0330</pubDate><description>مخاطبان سلام خود را به پایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند: «قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» رجزخوانی و نمایش مضحک فتحعلی شاه قاجار در هنگامه تسلیم در برابر روسیه که چندان بی‌ارتباط با حال و روز الان‌مان هم نیست گ</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;blockquote class="md-block-blockquote">&lt;strong class="md-inline-bold">مخاطبان سلام خود را به پایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند: «قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» &lt;/strong>&lt;/blockquote>&lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/0784dfa518d83d75509f.jpg" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">رجزخوانی و نمایش مضحک فتحعلی شاه قاجار در هنگامه تسلیم در برابر روسیه که چندان بی‌ارتباط با حال و روز الان‌مان هم نیست &lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">گویند در جنگ دوم روس و ایران وقتی قشون روس به تبریز وارد شد و مصمم بود به سمت میانه حرکت کند، دولت ایران خود را در مقابل کار تمام شده‌ای دید و ناچار شد شرایط صلحی که دولت روس املا می‌کرد بپذیرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">فتحعلی شاه برای اعلان ختم جنگ و تصمیم دولت در بستن پیمان آشتی، سلاحی خبر کرد. قبلا به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جمله‌ای از فرمایشات شاه چه جواب‌هایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را روان کرده بودند:&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود: «اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یک‌مرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بی‌ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجده مانندی کرد و گفت: «بدا به حال روس! بدا به حال روس!» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاه مجددا پرسید: «اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی‌دین حمله کنند چطور؟» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">جواب عرض کرد: «بدا به حال روس! بدا به حال روس!»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اعلیحضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند: «اگر توپچی‌های خمسه را هم به کمک توپچی‌های مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ‌های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">باز جواب «بدا به حال روس! بدا به حال روس!» تکرار شد و خلاصه چندین فقره از این قماش اگرهای دیگر که تماما به جواب یکنواخت بدا به حال روس مکرر تایید می‌شد رد و بدل شد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاه تا این وقت روی تخت نشسته پشت خود را به دو عدد متکای مروارید دوز داده بود. در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و روی دوکنده زانو بلند شد، شمشیر خود را که به کمر بسته بود به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که البته زاده افکار خودش بود به طور حماسی با صدای بلند خواند:&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد&lt;br/>&lt;/br>زنم بر فرق پسکوویچ / که دود از پطر برخیزد&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مخاطب سلام با دو نفر که در یمین و یسارش رو‌به‌روی او ایستاده بودند خود را به پایه عرش سایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند: «قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاه پس از لمحه‌ای سکوت گفت: «حالا که اینطور صلاح می‌دانید ما هم دستور می‌دهیم با این قوم بی‌دین کار به مسالمت ختم کنند.» &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://asriran.com/000dF6" target="_blank" rel="noopener nofollow">عصرایران&lt;/a>&lt;/em>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت:&lt;/strong> از صحت و سقم این داستان اطلاعی ندارم. &lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>سفر به ایرانی‌ترین شهر ترکیه</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-03-22-vyrfenszamxp/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-03-22-vyrfenszamxp/</guid><pubDate>Fri, 22 Mar 2024 02:57:01 +0330</pubDate><description>امیر هاشمی مقدم | از سال ۱۳۹۳، همه‌ساله در نیمه دوم آذرماه به قونیه کشانده می‌شدم. جز کشانده شدن اصطلاح دیگری نمی‌توانم به کار ببرم. قونیه ایرانی‌ترین شهر ترکیه است و هر وقت ایرانِ خونم کم می‌شد، یک سفر هرچند کوتاه و چند ساعته از آنکارا به</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="http://moghaddames.blogfa.com/post/929" target="_blank" rel="noopener nofollow">امیر هاشمی مقدم&lt;/a>&lt;/em> | &lt;/strong>از سال ۱۳۹۳، همه‌ساله در نیمه دوم آذرماه به قونیه کشانده می‌شدم. جز کشانده شدن اصطلاح دیگری نمی‌توانم به کار ببرم. قونیه ایرانی‌ترین شهر ترکیه است و هر وقت ایرانِ خونم کم می‌شد، یک سفر هرچند کوتاه و چند ساعته از آنکارا به قونیه می‌توانست دوباره پر انرژی‌ام کرده و دوری خاک میهن، آن هم برای میهن‌دوستی چو مرا ساده‌تر کند.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/7932c2e6d46d516d5793.jpeg" alt="قونیه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">قونیه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">درست است که شمار ایرانیانی که به استانبول سفر می‌کنند یا حتی آن گروه ایرانیانی که در استانبول خانه خریده و ساکن شده‌اند، بیش از شمار گردشگران ایرانی در قونیه است، اما در حالی‌که هویت ایرانیان در شهر ۲۰ میلیون نفری استانبول گم شده و به جز در رستوران‌های ایرانی، در جایی دیگر حس نمی‌شود، در قونیه اگر نگوییم در بازه‌ی چند روزه «شب عروس/ عُرُس»، هویت ایرانی بر هویت ترکی در این شهر می‌چربد، دست‌کم همسنگ آن می‌شود. این پدیده نه تنها به خاطر فارسی‌گویی مولاناست که خواه ناخواه اشعارش را در جای جای آرامگاه وی می‌توان دید، بلکه در پی حضور فعالانه گردشگران ایرانی است که گاهی نبض امور را به دست گرفته و حکم میزبانی را پیدا می‌کنند که حتی اهالی خودِ قونیه هم مهمان آنها می‌شوند. آنچه در پی می‌خوانید، بررسی همین است که ایرانیان اصلا چرا به قونیه سفر می‌کنند و در آنجا چه می‌کنند و تجربیات‌شان چیست؟ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">شاید در نگاه نخست، پاسخ به پرسش بالا ساده باشد: شب عروس، جشنواره‌ای بین‌المللی است که در پی فعالیت‌های موثر وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه، توانسته هزاران گردشگر را از سراسر جهان به سوی خود بکشاند و در این میان، ایرانیان به‌واسطه آنکه مولانا را ایرانی می‌دانند، بخش قابل توجهی از این گردشگران بین‌المللی را به خود اختصاص داده و برای زیارت آرامگاه مولانا، به این شهر سفر می‌کنند. اما بررسی ژرف‌تر سفر ایرانیان به قونیه، پیچیده و چند وجهی بودن این سفر و تجربیات گردشگران ایرانی را نشان می‌دهد. &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">مولانای ترک یا مولانای ایرانی&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">نخستین پیچیدگی، به آن بخش در پاسخ اولیه باز می‌گردد که چون مولانا ایرانی است، بنابراین گردشگران ایرانی هم برای زیارتش به قونیه سفر می‌کنند. هرچند آنگونه که پیش از این در &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://fararu.com/fa/news/299510" target="_blank" rel="noopener nofollow">یادداشتی&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> نشان داده‌ام، مولانا بیش از آنکه اشعارش برای ملی‌گرایان مهم باشد، زبان و ملیت‌اش مهم بوده و همین باعث مناقشه‌ای سه‌سویه میان ایران، ترکیه و افغانستان شده است؛ اما ده‌ها گفتگو با گردشگران ایرانی در ترکیه، یکسان نبودن پاسخ‌ها و دیدگاه‌ها در این زمینه را به خوبی نشان داد. گردشگران ایرانی در قونیه، بسته به اینکه جزو کدام گروه از گردشگران باشند، دیدگاه‌شان درباره کیستی و ملیت مولانا هم متفاوت است. بنابراین اگر از یک دیدگاه بخواهیم گردشگران ایرانی در قونیه را دسته‌بندی کنیم، می‌توان آنان را در دو دسته گردشگران عادی و گردشگران حرفه‌ای گنجاند.&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/c64b2dae2d2ce1ce0faf.jpeg" alt="قونیه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">قونیه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منظور از گردشگران عادی،&lt;/strong> کسانی است که قونیه را همچون یک مقصد گردشگری و مولانا را هم یک جاذبه گردشگری می‌بینند، همچون دیگر مقاصد و جاذبه‌های گردشگری. یک زیرگروه از این افراد، تنها برای ارضای حس کنجکاوی خود می‌آیند و یک زیرگروه دیگر، نقش همراه را دارند (مثلا مادری که همراه دختر علاقمندش به مولانا، به قونیه آمده). اینها عموما مولانا را ایرانی می‌دانند و گاه پافشاری عجیبی بر این امر دارند؛ اگرچه آگاهی‌شان از اشعار و اندیشه‌های مولانا اندک است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منظور از گردشگران حرفه‌ای، &lt;/strong>کسانی است که یا مولانا، اشعار و اندیشه‌هایش را به خوبی می‌شناسند، و یا با مناسک مرتبط با مولانا (همچون ذکر و سماع) ارتباط تنگاتنگی دارند. استادان ادبیات، اعضای گروه‌های مثنوی‌خوانی و علاقه‌مندان به مولانا و اشعارش، جزو زیرگروه نخست می‌شوند که از قضا میان همین زیرگروه هم دیدگاه یکسانی درباره ملیت مولانا دیده نمی‌شود. آنچنانکه استادان ادبیات، عموما او را ایرانی و فارس‌زبان می‌دانند؛ در حالی‌که دیگر افراد این زیرگروه، او را شخصیتی جهانی و فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی می‌شناسند. زیرگروه دیگر که مرتبط با ذکر و سماع است، همان درویشان فرقه‌های گوناگون (به‌ویژه خاکساری و گنابادی) هستند که بیش از ملیت مولانا، آزادی در برگزاری مناسک صوفیانه برای‌شان مهم است. اما جدا از اینکه مولانا را ایرانی بدانند یا نه، همه دیدگاه‌ها در یک نکته مشترکند: اینکه زبان مولانا فارسی بوده و همین نکته درک اشعار او را برای ایرانیان و فارسی‌زبانان ساده‌تر کرده و این موهبتی است برای ایشان.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">و البته همین دسته‌بندی و دیدگاه‌ها ممکن است معلق باشد. در قونیه و کنار آرامگاه چیزی بگویند و هنگامی که از قونیه دورند، چیزی دیگر. نمونه‌اش جوان ایران‌دوست آملی که هزار و هشتصد کیلومتر از تبریز تا قونیه را پیاده پیمود و هنگامی که در سال ۱۳۹۵ با او در کنار آرامگاه مولانا گفتگو کردم، می‌گفت مولانا زبانش جهانی است. اما دو سال بعد که در خانه‌اش در روستایی نزدیک آمل &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.mehrnews.com/news/4619480" target="_blank" rel="noopener nofollow">گفتگو کردم&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> می‌گفت اصلا به عشق اینکه مولانا ایرانی بوده این همه راه را در آن سرما توانسته پیاده بپیماید. همین دسته‌بندی پیچیده به سادگی نشان می‌دهد که ارائه پاسخ‌های ساده برای پرسش‌های آغازین این نوشتار، راه به ناکجا آباد می‌برد. با این توضیحات، برویم به سراغ تجربیات گوناگون گردشگران ایرانی در قونیه. و البته در این زمینه به توصیف این تجربیات بسنده می‌شود.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">ایرانیان و مراسم رسمی در قونیه&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/e7b595bc9ffb41363fe3.jpeg" alt="" />&lt;/img>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">مراسم شب عروس اگرچه ۱۰ روز به درازا می‌کشد، اما ایرانیان عموما روزهای پایانی را در قونیه بوده و آن زمان را مهمتر می‌انگارند. مراسم رسمی از ۷ماه دسامبر یا آرالیک (که می‌شود تقریبا ۱۷ آذرماه) آغاز می‌شود. تا دو سال پیش، از محل تخمینی نخستین دیدار شمس و مولانا که اکنون نزدیک تپه علاءالدین است، و با روشن کردن قندیل‌ها/جاشمعی‌ها آغاز می‌شد. اما دو سال است که از مسجد شمس آغاز می‌شود. دلیل این جابجایی را باید در عزم دولت ترکیه در تحریف تاریخ و پافشاری بر اثبات محل دفن شمس در قونیه دانست. در حالی‌که هیچ سند تاریخی در این زمینه نداریم و از قضا سلاطین عثمانی هم که به ایران حمله می‌کردند، پس از کشتار چند هزار تبریزی و آذری و و ویران کردن خانه‌ها و بازارهای‌شان، با پای پیاده به زیارت آرامگاه شمس در خوی می‌رفتند. خلاصه در روز هفتم دسامبر/ آرالیک، دسته‌هایی از درویشان در کنار عده‌ای که لباس سربازان دوره سلجوقی را به تن دارند، به همراه مسئولین استان قونیه و همراهی نوادگان مولانا (از جمله بانو اِسِن چلبی) و گروه‌های زیادی از مردم که پرچم ترکیه را به دست دارند، در یک پیاده‌روی نیم‌ساعته فاصله تقریبا یک کیلومتری آغاز مراسم تا آرامگاه مولانا را با نواختن ساز و دهل، پیاده می‌روند. ایرانیان بسیار اندکی را در این مراسم می‌توان دید. دست‌کم نگارنده در تجربه چند ساله حضورش در این مراسم، هیچ ایرانی‌ای ندید (شاید هم بود و من ندیدم). روزهای نخستین هم حضور ایرانیان بسیار اندک است. صبح‌ها در دانشگاه‌های سلجوق و نجم‌الدین اربکان هم سخنرانی‌ها و همایش‌هایی در زمینه زندگی و اندیشه‌های مولانا برگزار می‌شود که طبیعتا به دلیل زبان رسمی این سخنرانی‌ها که ترکی استانبولی است، برای ایرانیان جذاب نیست. در این دوره، همه‌شب مراسم سماع هم در سالن مجموعه فرهنگی مولانا که تقریبا در نزدیکی آرامگاه است، برگزار می‌شود. این سماع هم برای ایرانیان، به‌ویژه کسانی که بار نخست‌شان نباشد، جذابیت چندانی ندارد. بالاخره و در روز دهم که سالروز درگذشت مولاناست، مراسم کوچکی هم در آرامگاه برگزار می‌شود که حکم اختتامیه را برای این جشنواره دارد. در همین روز و پیش از این اختتامیه، معمولا یکی از مسئولین بلندپایه ترکیه (همچون رئیس جمهور) در کنار آرامگاه مولانا سخنرانی دارد؛ که باز هم برای ایرانیان جذابیتی ندارد و تازه از اختلالی که به‌واسطه مسائل امنیتی در زیارت آرامگاه به وجود می‌آید، شاکی هم هستند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">به جای این‌ها، ایرانیان مراسم ویژه خود را دارند. نکته جالب آنکه اداره فرهنگ و گردشگری قونیه هم تلاش دارد به فعالیت‌های جداگانه ایرانیان رسمیت بخشیده و در این راه در فراهم آوردن امکانات، تلاش زیادی از خود نشان می‌دهد. فراهم کردن سالن‌های بزرگ برای برگزاری کنسرت‌های ایرانیان، دعوت از خوانندگان و نوازندگان برجسته ایرانی، تامین امنیت گردشگران ایرانی‌ایکه نیمه شب‌ها در نزدیکی آرامگاه مولانا گرد هم می‌آیند و تا نزدیکی‌های سپیده‌دم حضور دارند و...، برخی از این همکاری‌هاست. یعنی ایرانیان به موازات برنامه‌های رسمی در این ۱۰ روز جشنواره، برنامه‌های خودشان را دارند و دولت ترکیه هم این موازی‌کاری را پذیرفته است. در زیر به عمده‌ترین فعالیت‌های ایرانیان در قونیه، که عموما ویژه و خاص خودشان است می‌پردازم.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">&lt;strong class="md-inline-bold">در محضر مولانا&lt;/strong>&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/47f83a0f8234e263c49a.jpeg" alt="مولانا" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">مولانا&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">آرامگاه مولانا، اصلی‌ترین جاذبه گردشگری شهر قونیه است و قلب تپنده این شهر. بنابراین هیچ عجیب نیست که بخش قابل توجهی از زمان گردشگران، با حضور در این فضا سپری شود. ورود به آرامگاه، چند سالی است رایگان شده و حجره‌های دور تا دور حیاط هم که روزگاری جای چله‌نشینی و... بود، اکنون موزه‌ای شده برای کتاب‌ها، لباس‌ها و وسایل شخصی مولانا و اطرافیانش.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">فضای درونی آرامگاه، آنچنان بزرگ هست که چند ده نفر با فاصله و یا چند صدنفر فشرده در آن جای بگیرند. تشخیص ایرانیان حاضر در این آرامگاه، به جز از روی پوشش و آرایش بانوان ایرانی که کاملا آشکار است، از راه‌های دیگری نیز امکان‌پذیر می‌شود. به جز ایرانیان، هیچ کس دیگری را در این آرامگاه نمی‌بینید که گوشه‌ای بنشیند و همینطور که به سنگ مزار مولانا می‌نگرد، آرام آرام اشک بریزد. گاهی هم مثنوی یا غزلیات مولانا به دست، با خود زمزمه کند. برخی‌شان هم ساعت‌ها در گوشه‌ای از آرامگاه، ساکت نشسته، یا با چشمانی باز، زائران و گردشگران را نظاره‌گرند، یا با چشمان بسته، غوطه‌ور در جهان خویش. در ایوان‌هایی که موکت شده برای نشستن نیز، تنها گروه‌های پنج شش نفره ایرانیان شکل می‌گیرد که یکی دارد غزلی می‌خواند و تفسیر می‌کند وبقیه سراپا گوش، گرداگردش نشسته‌اند. خود ترکیه‌ای‌ها در این ایوان‌ها تنها برای نماز خواندن می‌آیند، دو رکعتی می‌خوانند و می‌روند. اما ایرانیان گاه چندین ساعت همانجا تنها یا در جمع، خاموش یا گوینده/شنونده نشسته‌اند. همچنین اگر کسی را دیدید که در فضای آرامگاه شروع کرد به سماع زدن (هرچند ناشیانه) یا با عربده مستانه زدن، نگاه‌ها را به خود کشاند، شک نکنید که جز ایرانی نمی‌تواند باشد. خلاصه زیر گنبد آرامگاه مولانا، فضایی فراهم آمده برای رها کردن احساسات ایرانیان.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">در محضر درویشان&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">در نزدیکی آرامگاه مولانا، خانه شماره ۲۵ معروف است. خانه‌ای که از آنِ درویشان مولویه در قونیه است و در این بازه زمانی، هر شب مراسم‌شان برپاست. دو اتاق و یک حیاط، فضای اصلی این خانه است. نماز مغرب را که خواندند، شام درویشی‌ای به مهمانان در حیاط می‌دهند و آنگاه در اتاق‌ها مراسم آرام آرام آغاز می‌شود. بانوان در یک اتاق و آقایان در کنار مرشد، در اتاقی دیگر. ابتدا قرآن‌خوانی و سپس دعا و دَم گرفتن با ذکر و کم کم همراه با نواختن ساز، آغاز شدن سماع، با اجازه مرشد. گاهی گروه‌های نوازنده ایرانی نیز در این مراسم حضور می‌یابند که با استقبال مرشد همراه است. سماع‌زن‌ها تا چند سال پیش تنها از میان درویشان بود و مرشد به غیردرویش‌ها اجازه سماع نمی‌داد. اما اکنون پذیرفته که غیر درویش‌ها و حتی زنان نیز سماع بزنند. سال پیش حتی پسر بچه کوچکی که سماع زد و با دست زدن و جیغ کشیدن هیجانی زنان همراه شد، تنها لبخند ریزی را بر لبان مرشد نشاند؛ در حالی‌که انتظار داشتم واکنش ناخوشایندی نشان بدهد. این تغییر سنت‌ها در مناطق گردشگرپذیر، یکی از نخستین دل‌مشغولی‌های انسان‌شناسی گردشگری است. اما با همه این تغییرات، خانه شماره ۲۵ باید و نبایدها و چارچوب‌هایی دارد که چندان به مذاق ایرانیان خوش نمی‌آید و از همین رو، انجام سماع و ذکرشان را در جایی بیرون از اینجا ترجیح می‌دهند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">در محضر خویشان&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">ایرانیان برنامه‌های گوناگون و خودجوش خودشان را عموما در چند جا پیگیری می‌کنند که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود. البته پیش از پرداختن بهاین موضوع، باید یادآوری کرد که این برنامه‌ها گاهی خودجوش است و گاهی توسط آژانس‌های گردشگری که سال‌هاست بیشترین گردشگران ایرانی را به قونیه می‌آورند (همچون آژانس ژوان شن سفید یا آژانس رز سفید)، مدیریت و هدایت می‌شود. در واقع این آژانس‌ها هر سال همه یا بخشی از هزینه سفر چندخواننده، نوازنده، سماع‌زن یا درویش خوش‌صدا را می‌پردازند و برنامه‌هاییکه همین‌ها در هتل‌ها یا سالن‌های شهر قونیه برگزار می‌کنند، خود، یکی ازجاذبه‌های جنبی تورهای قونیه است. در زیر به مهمترین مکان‌ها و برنامه‌هاییکه ویژه ایرانیان است و توسط خودشان هم مدیریت می‌شود، می‌پردازیم:&lt;br/>&lt;/br>&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/7743b2fa34fc409c4341.jpeg" alt="قونیه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">قونیه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h4 class="md-block-header-four">لابی هتل‌ها&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">اگرچه ده‌ها هتل ارزان و گران، نزدیک به آرامگاه مولانا یا دور از شلوغی مرکز شهر در قونیه پذیرای گردشگران ایرانی است، اما نام چند هتل با برنامه‌های جانبی گره خورده است. در این هتل‌ها عموما مراسمی که همان روز برنامه‌ریزی و توسط راهنمایان تورها اعلام می‌شود، برگزار می‎گردد. هتل بایکارا با مجالس ذکر و سماع همگانی که ساعت ۱۰ شب آغاز می‌شود، هتل مثنوی عموما با مثنوی‌خوانی‌هایی که شبها ساعت یازده شب آغاز می‌شود، و هتل بالیکچی‌لار با برگزاری کنسرت‌های کوچکش توسط نوازندگان و خوانندگان ایرانی، برخی از این نمونه‌هاست. گاهی در یک شب، تنها در یکی از هتل‌ها برنامه برگزار می‌شود و گاهی در دو یا سه هتل. اگرچه تلاش می‌شود برنامه‌ریزی به گونه‌ای انجام گردد که تداخلی در برنامه‌های هتل‌ها پیش نیاید، اما معمولا نیم یا یک ساعت تداخل، اجتناب‌ناپذیر است. مراسم هتلبایکارا، از آنجا که برای همگان امکان ذکر گفتن و سر تکان دادن‌های صوفیانه (به چپ و به راست حرکت دادن سر، همراه با ذکر) و نیز سماع زدن فراهم است، بیشتر مورد استقبال قرار می‌گیرد. درویش‌های خاکساری که مدیریت این مراسم را در دست دارند، معمولا در آغاز مراسم تذکر می‌دهند که بانوان حتما باید با روسری یا هرگونه سربند دیگری سماع کنند تا در هنگام بازگشت به ایران (که فیلم و کلیپ‌های مراسم زودتر از گردشگران به ایران می‌رسد)، دردسری متوجه کسی نشود. البته برخی با این همگانی شدن سماع مخالفند. برای نمونه، بانو فروزنده اربابی که تنها عضو ایرانی بنیاد جهانی مولانا است، منتقد این پدیده است. &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.isna.ir/news/98021005111" target="_blank" rel="noopener nofollow">نقل قولش در زیر&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> نشان‌دهنده چرایی این دیدگاهش است:&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">«[در سفر ایرانیان به قونیه] نوعی بی‌برنامگی ایجاد شود که حتی اکثراً درلابی هتل‌ها یا جاهای مختلف دست به کارهایی بزنند که هیچ گردشگر دیگری یا زیارت‌کننده‌ای و حتی خود ترک‌ها این کارها را انجام نمی‌دهند. بعضاً تا نیمه‌های شب تعدادی از ایرانی‌ها جلو بارگاه مولانا مشغول دف زدن و چرخیدن و این قبیل کارها هستند و باز ایرانی‌هایی را می‌بینیم که در لابی هتل‌ها سماع می‌کنند. در حالی‌که در آیین مولوی چیزی به اسم مراسم سماع برای زن وجود ندارد و حتی برای آقایان آن هم با شرایط سخت مورد پذیرش است؛ مثلاً در سماع زن نباید در تمام عمرش مشروبات الکلی بخورد، با نامحرم دست نمی‌دهد و نمازخوان است و خلاصه در یک کلام اول شریعت اسلامی را رعایت می‌کند و بعد تصوف را، آن هم تصوف اسلامی. علاوه بر این کارهایی انجام می‌شود که ما به عنوان سفیران فرهنگی از ایران معرف این کارها می‌شویم، چون ما به آنتالیا یا جزایر تفریحی که نمی‌رویم که البته آن هم دارای اصولی است، به یک شهر مذهبی وارد می‌شویم که شاعر متصوف بزرگ جهان اسلام، مولانا جلال‌الدین آدمی است که مسلمان است و بارها بر مسلمان بودنش در مثنوی و غزلیات تاکید کرده است. متاسفانه اخیراً عده‌ای معدود کارهایی را که کاملاً خارج از عرف هر مملکتی است انجام می‌دهند و زمینه‌ای را فراهم می‌کنند که بگویند ایرانی‌ها دارای چنین فرهنگی هستند [...] من به این نتیجه رسیده‌ام که این‌ها به زیان کشور ما است».&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">خانه شماره پنج&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">تقریبا هر گردشگر ایرانی در قونیه، با خانه شماره پنج در این شهر آشنا بوده و دست‌کم پاسی از یک شب‌اش را در این خانه گذرانده است. این خانه که در نزدیکی آرامگاه مولانا جای دارد، وقفی است و کلیدش نزد درویشی است که در همان نزدیکی فروشگاه پوشاک و لوازم درویشی دارد. در دوره شب عروس، هر شب در این خانه مراسم برگزار می‌شود که معمولا سرِ شب خود اهالی قونیه و ترکیه همراه با ساز و آواز، ذکرگویی و سماع‌شان را آغاز می‌کنند.در این ساعت‌های آغازین شب، ایرانیان معمولا در لابی‌های هتل‌ها مراسم خودشان را دارند. اما با پایان مراسم هتل‌ها، کم کم سر و کله ایرانی‌ها هم پیدا می‌شود و غلبه جمعیت ایرانی‌ها به چشم می‌آید. ترکیه‌ای‌ها معمولا از نیمه‌شب به بعد حضور چندانی در این خانه ندارند و دیگر کل برنامه‌ها به دست ایرانی‌هاست؛ خودشان ساز می‌زنند، خودشان شعر یا آواز می‌خوانند، خودشان سماع می‌کنند، آرام آرام اشک می‌ریزند یا با صدای بلند گریه می‌کنند، یا با سکوت‌شان نظاره‌گر مراسم‌اند. خانه کوچک است و جمعیت زیاد. بنابراین در آن سرمای استخوان‌سوز قونیه -که خود از سردترین شهرهای ترکیه است- گرمای این فضا و کمبود اکسیژن گاه آزاردهنده می‌شود. چه در این خانه و چه در لابی هتل‌ها معمولا چند شهروند ترکیه یا گردشگر از دیگر کشورها هم حضور دارند؛ به‌عنوان میهمانان برنامه‌ای که میزبانانش ایرانی‌اند. برخی از شهروندان ترکیه یا خارجی هم تلاش می‌کنند در همه برنامه‌های ایرانیان، حتی در لابی هتل‌ها حضور یابند. سرزندگی و رها شدگی که در برنامه‌های ایرانیان هست، در برنامه‌های رسمی هرگز دیده نمی‌شود و همین برای دیگران می‌تواند جذاب باشد.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">در حریم حرم&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">نیمه‌شب‌ها که خانه شماره پنج گرم است از نفس ایرانیان، در سرمای بیرون و در میدان چسبیده به آرامگاه مولانا، معمولا می‌توان صدای دف‌نوازی و آوازخوانی ایرانیان را شنید و سماع زدن‌شان را از نزدیک دید. گاهی چند مامور پلیس هم می‌آیند و در فاصله چند متری، امنیت گردشگران را تامین می‌کنند. هرچند در این شب‌ها اطراف آرامگاه آنچنان رفت و آمد هست که کسی احساس ناامنی نکند. و البته همه این رفت و آمدها از آنِ ایرانیان است واز همین رو تقریبا به جز زبان فارسی، زبان دیگری در این ساعات در خیابان‌های اطراف آرامگاه به گوش نمی‌رسد. شب پایانی، یعنی شبی که فردایش هفدهم دسامبر/آرالیک است، این میدان چسبیده به آرامگاه شلوغ‌تر از همیشه می‌شود. برخی سال‌ها جمعیت ایرانیان در این میدان به بیش از یکصد نفر می‌رسد؛ حلقه‌های بزرگی شکل داده و همینطور که گرداگرد دف‌نوازان می‌چرخند، ذکر می‌گویند و سرشان را بالا و پایین می‌برند؛ در حالی‌که دستان نفرات کناری را در دست گرفته‌اند. این شب و البته فردای این شب برای بسیاری از ایرانیان شب و روز دل کندن است. بنابراین می‌نشینند کنار دیوار آرامگاه و زار زار گریه می‌کنند که قرار است از مولانا دور شوند. خیلی‌ها در گفتگوهای‌شان می‌گفتند وقتی از قونیه می‌روند، فقط روز شماری می‌کنند تا کِی این یکسال بگذرد و دوباره بتوانند دیداری با مولانا تازه کنند. و در همین چند روز به اندازه یکسال، توشه انرژی بر می‌دارند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">در حاشیه زیارت&lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/63429d8399e7fca84ca0.jpeg" alt="سفرنامه" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سفرنامه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">به جز آنچه در بالا از تجربیات اصلی گردشگران ایرانی نوشته شد، این گردشگران برخی تجربیات حاشیه‌ای دیگر هم دارند که می‌توان خرید و گردش را دو تا از مهمترین این تجربیات حاشیه‌ای دانست. خرید کردن معمولا و بیشتر به پوشاک در درجه نخست، و سوغاتی‌هایی همچون نمادها و شیرینی‌های شهر قونیه در درجه دوم خلاصه می‌شود. معمولا فروشگاه سه طبقه پوشاک «ال سی وایکیکی» در خیابان مولانا، در این چند روز در قُرُق ایرانی‌هاست. هم برند شناخته‌شده‌ای نزد ایرانیان است و هم البته ارزان‌ترین برند ترکیه.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">گردش هم به چند نقطه در اطراف شهر قونیه خلاصه می‌شود که البته همگانی نیست و همه گردشگران ایرانی اهل رفتن به این جاذبه‌ها نیستند. شهر صخره‌ای کاپادوکیا که تقریبا دو ساعت از قونیه دور است، روستای سیله که تا همین چنددهه پیش بومیان یونانی در آن زندگی می‌کردند و البته اخراج شدند، آرامگاه بابا طاووس و آتش‌باز ولی در منطقه ییلاقی مِرام، اصلی‌ترین جاذبه‌هایی است که برخی -و نه همه- گردشگران ایرانی در هنگام حضور در قونیه، از آنها هم بازدید می‌کنند. در سوی دیگر، بسیاری از گردشگران ایرانی ترجیح می‌دهند ثانیه ثانیه حضورشان در قونیه را، در جوار مولانا باشند و از او فیض ببرند. اینان همانهایی هستند که هنگام جدایی در روز آخر، اشک امان‌شان نمی‌دهد وتنها امید به بازگشت دوباره، تسلای اندوه‌شان است.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">و در پایان&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">راستش اکنون که این جملات پایانی را می‌نوشتم، غم سنگینی به سراغ خودم هم آمد. شب عروس سال ۱۳۹۹ دیگر در ترکیه نخواهم بود که دیدار از شهر مولانا نصیبم شود. حال آنکه در سال‌های گذشته گویا بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه حضورم در ترکیه این بود که در نیمه دوم آذرماه، هر کاری که داشته باشم به کناری نهاده و بروم برای استنشاق حال و هوای ایرانی، آن هم در مرکز ترکیه. امسال که در خودِ ایران خواهم بود، بعید می‌دانم این هوای خالص ایران بتواند جای آن هوای قونیه‌ی ایرانی‌شده را بگیرد. البته در گفتگوهایی که برای پایان‌نامه‌ام با گردشگران ایرانی در استانبول و آنتالیا داشتم، آنها هم می‌گفتند این شهرها آنان را به نوعی اسیر خود کرده و همین باعث شده که بسیاری‌شان دوباره و دوباره به این شهرها سفر کنند. شاید یک علتش مدیریت موفق دولت ترکیه در فراهم آوردن زمینه‌ها و امکانات گردشگری متناسب با هرجاذبه‌ای باشد که باعث می‌شود آرامشی که به دست می‌آید و لذتی که برده می‌شود، در میان گردشگران ایجاد وابستگی و تعلق کند. همین موفقیت است که دولت ترکیه را متقاعد کرده جشنواره‌های دیگری را نیز در روزهای دیگر سال برگزار کند و آنها هم اندک اندک دارند گردشگران بین‌المللی، از جمله ایرانیان را به قونیه می‌کشانند. جشنواره بین‌المللی موسیقی عرفانی که در مهرماه و به بهانه سالگرد درگذشت شمس برگزار می‌شود و مراسم دیگری که به تازگی در اردیبهشت ماه و به مناسبت ورود خانواده مولانا به قونیه برگزار می‌شود، از جمله جشنواره‌هایی است که روی حضور گردشگران ایرانی حساب باز کرده و البته تا همینجای کار هم به نظر می‌آید محاسبه درستی داشته است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">دیگر یادداشت‌ها و نوشته‌های امیر هاشمی مقدم را می‌توانید در &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://t.me/moghaddames" target="_blank" rel="noopener nofollow">کانال تلگرامی مقدمه&lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em> بخوانید.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;em class="md-inline-italic">منبع: مجلۀ نگاه آفتاب&lt;/em>&lt;/strong>&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>گاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقی</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-02-18-pujvqbk7oy6t/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-02-18-pujvqbk7oy6t/</guid><pubDate>Sun, 18 Feb 2024 15:15:19 +0330</pubDate><description>رئیس جمهوری: لزوم تزریق امید به جامعه تزریق امید به مثابه امری غیر اخلاقی عقلانیت امیدواری به عوامل زیادی بستگی دارد. عواملی مانند متعلَّق امید -چیزی که به آن امید می‌بندیم-؛ میزان امیدواری، شرایط، هدف و شخص امیدوار؛ احتمال به ثمر نشستن نتا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9feb24135b9afef7638a.jpg" alt="رئیس جمهوری: لزوم تزریق امید به جامعه" title="رئیس جمهوری: لزوم تزریق امید به جامعه" loading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/9feb24135b9afef7638a.jpg" alt="رئیس جمهوری: لزوم تزریق امید به جامعه">&lt;figcaption class="v-image-caption">رئیس جمهوری: لزوم تزریق امید به جامعه&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="v-block v-heading veditor-rtl">تزریق امید به مثابه امری غیر اخلاقی&lt;/h3>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">عقلانیت امیدواری به عوامل زیادی بستگی دارد. عواملی مانند متعلَّق امید -چیزی که به آن امید می‌بندیم-؛ میزان امیدواری، شرایط، هدف و شخص امیدوار؛ احتمال به ثمر نشستن نتایج مثبت آن امیدواری و… اساسا امید عقلانی، امید به نتیجه‌ی مثبتی است که علی‌رغم نداشتن یقین به وقوع آن، چنین اتفاقی را احتمال می‌دهیم. حال هرچه احتمال وقوع بیشتر باشد، آن امید عقلانی‌تر است.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">در صورتی‌که امید، واهی باشد، ممکن است آسیب‌هایی به همراه آورد که در شرایطی حتی جبران آن آسیب‌ها هم ممکن نباشد. به عقیده من شرط عقلانیتِ امید آن نیست که فرد تنها و تنها به خود یا توانایی‌های خود امید داشته باشد؛ و همچنین صرف اینکه امید به کسی جز خودمان بسته‌ایم نشانه‌ی واهی بودن امیدمان نیست. شرط عقلانیت امید، وجود شناخت نسبی از عواملی ‌است که در ابتدا به آن اشاره شد؛ یعنی امکان عقلایی تحقق آنچه به آن امید بسته‌ایم. به نظر می‌رسد اوصاف شخصی و شرایط و اهداف هر فرد تا حد زیادی، در معقولیت امید، مدخلیت دارند و نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همگان تجویز کرد و همه را به امیدی واحد برانگیخت.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">انسان امیدواری را در نظر بگیرید که متعلَّق امید او، پدری مهربان، توانایی جسمانی، اندیشه‌ی فعلی، نهادهای اجتماعی یا حتی لطف خداوند باشد. چقدر تضمین و اطمینان وجود دارد که مواردی از این دست، برای هر انسانی، با هر هدفی و تحت هر شرایط و به هر میزانی، ارزش امید بستن داشته باشند؟ چقدر اطمینان وجود دارد که پدر مهربانم همیشه حامی من باشد؟ دستانم همواره توانا باشند؟ اندیشه‌ی کنونی‌ام همچنان گرما‌بخش و راه‌افروز بماند؟ نهاد اجتماعی به وظایفش عمل کند و لطف خداوند با خواسته‌ام همسو باشد؟&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">فوت پدر، تصادفی ناگهانی، خواندن کتابی که هنوز نخوانده‌بودم، سیاست‌مداری فریبکار، یا حکمتی الهی اما ناهمسو با اهداف، شاید تمام امیدهایم را به یأس بدل کند. این‌ها همه امیدهایی بودند که امکان بروز امیدهایی دیگر را از میان برده بودند. شاید اگر به این‌ها امیدی نمی‌بستم (یا لاقل با آن شدت امید نمی‌بستم) فکر دیگری می‌کردم، تصمیمی دیگر می‌گرفتم، سبک دیگری برای زیستن انتخاب می‌کردم تا دستمایه‌ها و سرمایه‌های جدیدی برای امیدواری بیابم. امیدهایی که معقول‌تر و قابل اتکاتر باشند.&lt;/p>&lt;figure class="veditor-rtl image-block v-block-image" src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d18a1f03924e414c9668.jpg" alt="کاریکاتور: تزریق امید" title="کاریکاتور: تزریق امید" loading="false" data-type="image-block">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/d18a1f03924e414c9668.jpg" alt="کاریکاتور: تزریق امید">&lt;figcaption class="v-image-caption">کاریکاتور: تزریق امید&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">براساس این تاملات و ملاحظات، به نظرم می‌رسد تزریق امیدی واحد به انسان‌هایی متفاوت، بدون شناخت کافی از تفاوت‌هایشان، اهدافشان، شرایطشان، و از همه مهمتر احتمال ثمربخش بودن امیدشان، نمی‌تواند عملی اخلاقی و سنجیده باشد.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">امید از سویی موجب آسودگی خیال می‌شود و از سوی دیگر جا را برای تفکر پیرامون راه‌های دیگرِ حل مسئله تنگ می‌کند. نگاهی به وضعیت کنونی کشورهای خاورمیانه و ذخایر زیرزمینی فراوان آنها می‌تواند ما را به این نتیجه برساند که اگر راه حلی آنی یا امیدی برای حل مشکلاتمان داشته باشیم، احتمالا دیگر به فکر حل مسائل با سایر روش‌ها نمی‌افتیم. ادامه این روند به جایی می‌رسد که با اینکه نفت هنوز در خاورمیانه وجود دارد اما مشکلات روز به روز در آن بیشتر می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">به گمانم امید -مستقل از عقلانیت آن- می‌تواند راه را به نگرش‌های تازه درباره‌ی حل مشکلات ببندد. شاید به این خاطر است که فیلسوفان رواقی، علاوه بر آنکه خشم را ناشی از امید واهی و مواجهه با واقعیت می‌دانند، یاس زیاد را نیز حاصل امید زیاد و به نتیجه نرسیدن اهداف می‌دانند.&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">بنابر این بهتر است حتی از امید عقلانی نیز بجا، به‌اندازه و آگاهانه بهره بگیریم…&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">نویسنده: رضا ایرانمنش&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>منبع:&lt;/strong> &lt;a target="_blank" rel="noopener nofollow" class="v-link md-inline-link" href="https://3danet.ir/%d8%aa%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c/">&lt;em>صدانت&lt;/em>&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="v-block v-paragraph veditor-rtl">&lt;strong>پی‌نوشت:&lt;/strong> نسخه صوتی ساخته شده با هوش مصنوعی به یادداشت اضافه شد. (خرداد ۱۴۰۴)&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>این سرعت در تباهی، محشر است</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-01-21-zu6gp5pe4adn/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-01-21-zu6gp5pe4adn/</guid><pubDate>Sun, 21 Jan 2024 17:42:27 +0330</pubDate><description>درگیری ایران با پاکستان تهاجم پاکستان به خاک ایران هماهنگ شده بود! محمود فرجامی | حکومت خودکامه آئینه تمام‌نمای خودکامه می‌شود. شاه سرطان می‌گیرد کل حکومت سرطان می‌گیرد. پیشوا دچار خرفتی می‌شود کل حکومت خرفت می‌شود. درگیری با پاکستان نشان‌د</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/87f86699d57b12cfc1ab.jpg" alt="درگیری ایران با پاکستان" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">درگیری ایران با پاکستان&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">تهاجم پاکستان به خاک ایران هماهنگ شده بود!&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">محمود فرجامی | &lt;/strong>حکومت خودکامه آئینه تمام‌نمای شخص خودکامه می‌شود. شاه سرطان می‌گیرد کل حکومت سرطان می‌گیرد. پیشوا دچار خرفتی می‌شود کل حکومت خرفت می‌شود.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">درگیری با پاکستان نشان‌دهنده بدحالی خطرناک *** است. این همه تنش را ایران و پاکستان در آن منطقه پرخطر و حادثه پشت سر گذاشتند، آنوقت ایران سر هیچ‌وپوچ یک هدف بی‌اهمیت را با موشک در خاک پاکستان زد. بدون اینکه اطلاع بدهد. بدون اینکه حتی بخواهد و ببیند آیا پاکستان مثل اغلب اوقات چند تا تروریست را کت‌بسته تحویل می‌دهد یا نه. آن هم وقتی که دیدارها در بالاترین سطوح جریان دارد. با عراق هم همین کار را کرد. چهار تا موشک زد و سبب شد متحد استراتژیک خودش به شکایت در شورای امنیت و فرو رفتن بیشتر به آغوش آمریکا اقدام کند. این سرعت در تباهی محشر است.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حالا پاکستان برای نخستین بار در تاریخ خودش و ایران به هوا و خاک ایران تجاوز کرده است. و این تازه اول ماجراست و باش تا پیچ صدور تروریست را استخبارات پلید پاکستان باز کند بر ایران. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">و در مقابل حضرات با لحن ملایم (و راستش را بخواهید: ذلیلانه) تذکر می‌دهند! در عذری بدتر از گناه و شرم‌آور اعلام می‌کنند تلفات به افراد غیر ایرانی وارد شده است! انگار نه انگار که به ایران تجاوز شده است! انگار هنوز نمی‌فهمند که فلسفه وجودی تو بعنوان نیروی نظامی یا امنیتی دفاع از تمامیت ارضی ایران است و نه هماهنگی با دولت بیگانه برای تهاجم به ایران!!! (خداوندا، همچنان فکر میکنم اینها فقط &lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/EUVuo" target="_blank" rel="noopener nofollow">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">کابوس&lt;/strong>&lt;/em> &lt;/a>است)&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/ecba72193d779e523379.jpg" alt="آمنه سادات و رسایی: حمله به خاک ایران با جمهوری اسلامی هماهنگ شده بود" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">آمنه سادات و رسایی: حمله به خاک ایران با جمهوری اسلامی هماهنگ شده بود&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">اشکالش این است که آتش‌ش خانه ما را هم خواهد سوخت&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">سپردن وزارت امور خارجه و نهادهای امنیتی و نظامی به ناکارآمدترین و *** &lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/xk4YF" target="_blank" rel="noopener nofollow">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">مدیران&lt;/strong>&lt;/em> &lt;/a>و &lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/oBgYk" target="_blank" rel="noopener nofollow">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">فرماندهان&lt;/strong>&lt;/em> &lt;/a>نتیجه‌اش می‌شود این. حسودی بیمارگونه به هر کس و هر گروهی که می‌تواند اندکی وضعیت را بهتر کند و عزت و آبرویی برای ایران بخرد می‌شود این. حذف همه، حتی پابوسانی مثل لاریجانی که بهرحال بعد از دهه‌ها مدیریت ارشد در همین نظام به اندک درایت و رموز سیاست‌ورزی رسیده بودند و برکشیدن افرادی مثل &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://vrgl.ir/YKH9W" target="_blank" rel="noopener nofollow">رئیسی &lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em>و نابکارانی که مثل ملخ به همه ارکان دولتی و حکومتی حمله آورده‌اند نتیجه‌اش می‌شود این. یعنی همین وضع سیاهی که در اقتصاد و فرهنگ و امنیت و دیپلماسی و قضا و قانونگذاری دچارش هستیم و فقط بخاطر اینکه نظام یکدست شده صدای وامصیبتا خاموش شده. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">ببینید آیا یک هزارم حمله‌ای که ویرانی‌طلبان داخلی و خارجی، از تهران تا تیرانا نثار چهارتا آدم کاردان مثل ظریف و زنگنه و نعمت‌زاده می‌کردند به جانشین‌هایشان می‌شود؟ ظریف نوکر نظام بود عبداللهیان بازوی اپوزوسیون است؟! اصلا اسم جانشین‌ زنگنه را می‌دانید؟&lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/24bd4094a7a5fd512ea1.jpg" alt="از تروریست‌های کشته شده در تجاوز هماهنگ شده پاکستان به خاک ایران" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">از تروریست‌های کشته شده در تجاوز هماهنگ شده پاکستان به خاک ایران&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">نظام مقدس از عقربی که نیشش می‌توانست اقتضای طبیعتش نباشد اما به هر کس نزدیکش بود نیشی فرو کرد، به عقربی بدل شده که دور خودش آتش می‌کشد. و می‌گویند آخرین کار کژدم در چنین حالتی نیش زدن به خودش است. خیلی هم خوب، تا اینجا ما مشکلی نداریم. اما اشکالش این است که آتش‌ش خانه ما را هم خواهد سوخت.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">منبع:&lt;/strong> &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://t.me/FarjamiMahmud/1195" target="_blank" rel="noopener nofollow">@FarjamiMahmud&lt;/a>&lt;/em> با کمی تغییرات&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت:&lt;/strong> این حکایت هم بی‌ارتباط با وقایع اخیر نیست: &lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.aparat.com/v/w902q2i" target="_blank" rel="noopener nofollow">حکایت&lt;/a>&lt;/em> «مش حسن و مش حسین، تراکتور و تاپاله گاو» از زبان سعید لیلاز&lt;/h4>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://www.aparat.com/v/w902q2i"> https://www.aparat.com/v/w902q2i &lt;/a>&lt;/figure>&lt;figure class="md-block-embed">&lt;a href="https://www.aparat.com/v/g8XMj"> https://www.aparat.com/v/g8XMj &lt;/a>&lt;/figure>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>از میان کامنتهام (۲)</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-01-12-pbvtllgvtnk6/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-01-12-pbvtllgvtnk6/</guid><pubDate>Fri, 12 Jan 2024 23:12:07 +0330</pubDate><description>کامنت مقدمه: نگاه که می‌کنم می‌بینیم گاه بحث‌هایی در ویرگول داشته‌ام که دست کمی از یک یادداشت ندارند. و در کمال تاسف بعضی مواقع پیش آمده که طرف مقابل کامنت خود را پاک کرده و کامنت من تنها و یتیم در آن صفحه باقی مانده است. بنابراین تصمیم دار</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/4b6e82151b6d7a3a579b.png" alt="کامنت" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">کامنت&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;h3 class="md-block-header-three">مقدمه:&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">نگاه که می‌کنم می‌بینیم گاه بحث‌هایی در ویرگول داشته‌ام که دست کمی از یک یادداشت ندارند. و در کمال تاسف بعضی مواقع پیش آمده که طرف مقابل کامنت خود را پاک کرده و کامنت من تنها و یتیم در آن صفحه باقی مانده است. بنابراین تصمیم دارم من بعد برخی بحث‌های خودم زیر پست‌های ویرگول را به عنوان مطلب مجزا منتشر کنم.&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در خصوص ترویج خرافات و برنامه زندگی پس از زندگی (راستی، نویسنده آن صفحه مرا بلاک کرد!): &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/uovwzsfydrfct5s" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/uovwzsfydrfct5s&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">بله خیلی مطمينم. هم از نظر دینی اکر نگاه کنید نشدنی است. و هم از نظر منطقی. &lt;br/>&lt;/br>انسان مرده هرگز زنده نمی‌شود. &lt;br/>&lt;/br>اصلا یک سوال: می‌دانیم که دین نزد خدا یکسیت (آیه قرآن داریم). پس اگر این تجربیات انسان‌های برگشته از مرگ صحیح باشد باید همگی یک چیز یکسان دیده باشند. یعنی وقتی دین راستین فقط یکی است و خدا قرار است نشانه‌ای نشان دهد پس باید به همه یک چیز را نشان دهد. یعنی همه این تجربه‌گران باید حضرت ابوالفضل و فاطمه و محمد را دیده باشند اما خوب می‌دانید که اینگونه نیست. در این تجربیات مسیحی‌ها مسیح را دیده‌اند، مسلمانان محمد را دیده‌اند شیعیان علی و فاطمه و حسین را دیده‌اند و بوداییان بودا را! یعنی هر کس به فراخور اعتقادات و تجربیات ذخیره شده در مغزش همان چیزها را دیده است. &lt;br/>&lt;/br>نتیجه۱: پس نتیجه اینکه این تجربیات ماورایی نیستند بلکه زاده داده‌های ذخیره شده و فعل و انفعالات مغز هستند.&lt;br/>&lt;/br>نتیجه۲: به نظرم شما باید تفکر نقاد تان را به شدت تقویت کنید تا به راحتی هر ادعایی را نپذیرید.&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به دست‌انداز که گفت از هر فرصتی برای برای ناامید کردن مردم استفاده کن. نذار حتی یک مورد از زیر دستت در بره! آفرین!: &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/jkxi4mmhqxtvsuy" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/jkxi4mmhqxtvsuy&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">هر کسی روشی داره. گرچه شما هم انتقاداتی دارید اما انتقادات شما یک حالت خاصیه. یعنی هم به قول خودتان خیلی تیز و برنده نیست و تهش پایان خوش داره (!) و هم اینکه کلا انتقادات شما به مسائل اساسی نیست. به چیزهایی هست که به نظر حکومت مجوزش رو داده! &lt;br/>&lt;/br>مثلا ندیدم در مورد هواپیمای اوکراینی انتقادی یا شبهه ای یا مساله ای را مطرح کنید. انگار همه چیز برای شما شفاف و حل شده است. &lt;br/>&lt;/br>یا در مورد حماقت رونمایی از کرونایاب مستعان ۱۱۰. اصلا مثل اینکه شما از وقوع آن خبر ندارید. &lt;br/>&lt;/br>یا در مورد حادثه تروریستی کرمان. مثل اینکه به نظر شما طبیعیه که تروریست‌ها در کشوری که شعارش اینه که به جای همه چیز امنیت داریم ۱۰۰ نفر را بکشند. &lt;br/>&lt;/br>یا در مورد فساد فولاد مبارکه یا چای دبش. اصلا نیازی به طرح نیست. خودش درست می‌شود! &lt;br/>&lt;/br>یا در مورد مورد اکبر طبری. یا در مورد قضیه سعید طوسی. اینها هم هم زدن لجنه. به نظر شما «نباید کشش داد. &lt;br/>&lt;/br>شما از چیزهایی انتقاد می‌کنی که نوک پیکانش نهایتا به یک وزارتخانه یا ته تهش به دولت میرسه. تیغ انتقاد شما هرگز از این بالاتر نمیره در حالی که بخش اعظم مشکلات ما از منشا جاهایی است که شما بهشان اصلا انتقاد ندارید.&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به بهنام که پرسیده بود: از کجا نتیجه گرفتی که «مرگ مساوی نیستی است» همون واقعیته؟ (۳ کامنت):&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/pedrhnaexdnyzdd" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/pedrhnaexdnyzdd&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۱-&lt;/strong> چون نه عقل به آن رسیده و نه هیچ انسانی از دنیای پس از مرگ برگشته و خبری آورده. لذا بسیار منطقی است تا زمانی که دلایل متقن نداری به غیر این گزاره باور نداشته باشی.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۲- &lt;/strong>چرا به علم اعتنا می‌کنیم؟ زیرا فرایند واضح دارد و قابل تکرار است. &lt;br/>&lt;/br>چرا به غیر از آن ازجمله به عرفان، به خواب و رویا، به ادعای فلان و به آنچه شما عقل می‌نامید اعتنا نمی‌کنیم و نباید بکنیم؟ زیرا برخلاف علم، فرایند شفافی ندارند، قابل تکرار و لذا تایید و رد هم نیستند. &lt;br/>&lt;/br>بنابراین، این مشکل ما نیست که بهترین ابزارمان علم است. این مشکل کسانی است که می‌خواهند رویدادهای عجیب و غریبی که علم بدان دست نیافته را موجه جلوه دهند. و این مشکل آنهاست نه ما. &lt;br/>&lt;/br>و با واژه سازی، تعریف‌سازی و جمله‌سازی نمی‌توان آن مشکل را حل کرد.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۳- &lt;/strong>این جملات: «این حرفها هم قدیمیه هم تکراری و هم از لحاظ مبانی و اصول فلسفه علم خیلی پیش پا افتاده است. حرف تازه ای اگر دارید بزنید» طبعا مرا در اعتقادم سرد و سست نمی‌کند. چون حواسم هست جنگ روانی‌ست. &lt;br/>&lt;/br>می‌پرسید چه چیزی باعث میشود که یک دانشمند فلان کار را بکند؟! و حتما در سلسله مباحث خواهید گفت ایدئولوژی، عقل، خدا.&lt;br/>&lt;/br>اما چه چیزی باعث شد انسانی در ۷۰۰۰ سال پیش چرخ را اختراع کند؟ چند ده هزار سال پیش چه چیزی باعث شد انسان لباس را اختراع کند؟ یک میلیون سال پیش چه چیزی باعث شد انسان آتش را رام کند؟ لطفا نگویید ایدئولوژی، عقل، خدا!!! &lt;br/>&lt;/br>آدام اسمیت در یکی از بهترین قطعات نغزش می‌گوید: به خاطر خیرخواهی قصاب و ساقی و نانوا نیست که ما می‌توانیم از قوتمان مطمئن باشیم، بلکه این نتیجه‌ پیگیری منافع خودشان است. &lt;br/>&lt;/br>انسان‌ها برای بهبود زندگی خودشان، برای آسایش، برای اختراع هرگز نیامند جهانبینی و فیلسوفیدن نبوده‌اند. گرچه بحث ما بر سر فیلسوفیدن و متافیزیک نیست بلکه بر سر ماوراءالطبیعه و غیب است. یعنی حتی اگر همین کار من در ویرگول را ناشی از جهانبینی و فلسفه زندگی من بدانیم (که هست) این منجر به ابطال نظر قبلی من در خصوص علم و دانش و رد ماوراءالطبیعه نمی‌شود.&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به زن عرزشی که مرا متهم به مزدور بی مزد و مواجب دشمنان کرد (کامنتم را پاک کردم): &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/qeef3bgo50nlrm4" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/qeef3bgo50nlrm4&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مثل اینکه از جای دیگه‌ای پر بودید و سر من خالی کردید. ***** هم بوده!&lt;br/>&lt;/br>من جایی خوشحالی نکردم. اتفاقا ناراحتم. خیلی بیشتر از عرزشی‌هایی چون شما ناراحتم. چون پیش‌بینی چنین روزی را می‌کردم. می‌دانستم کسی که باد بکارد طوفان درو می‌کند. همان زمان که به مناسبت طوفان الاقصی شما نادان‌ها شربت و شیرینی پخش می کردید و در مغز کوچکتان فاتحه اسرائیل و آمریکا را خوانده بودید پیش‌بینی قربانی شدن مردم مظلوم ایران و اشک تمساح ریختن و عجز و گریه و زاری‌تان شما را می‌کردم. &lt;br/>&lt;/br>عجرکم عند الپوتین.&lt;br/>&lt;/br>نفرین خدا ابر مزدوران بی مزد ومواجب دشمنان وطنم و بر هر خر مذهب متوهم بیشهور. الهی آمین&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به خانم نغمه پرور که غصه سلاخی کودکان فلسطینی و یمنی را در دل داشتند (ما هم غصه‌داریم البته. اما حدس میزدیم جفتک‌پرانی حماس و حوثی‌های یمن به کجا خواهد انجامید): &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/jaln2tpyyabva0y" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/jaln2tpyyabva0y&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۱-&lt;/strong> چرا کودکان کویتی سلاخی نمی‌شوند؟ &lt;br/>&lt;/br>چرا کودکان هندی سلاخی نمی‌شوند؟ &lt;br/>&lt;/br>چرا کودکان چینی سلاخی نمی‌شوند؟ &lt;br/>&lt;/br>چرا کودکان عمانی سلاخی نمی‌شوند؟ &lt;br/>&lt;/br>و...&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۲-&lt;/strong> به نظرم خیلی یکطرفه موضوع را می‌بینید. &lt;br/>&lt;/br>برای نمونه، الان حوثی‌های یمن دریای سرخ را ناامن کرده‌اند و رسما تمام کشورها را تهدید نموده‌اند: &lt;br/>&lt;/br>REUTERS: Yemen's Houthi official to BBC: Any country to involve with U.S.-led Red Sea coalition will lose maritime security&lt;br/>&lt;/br>&lt;a class="md-inline-link" href="https://www.reuters.com/world/middle-east/yemens-houthi-official-bbc-any-country-involve-with-us-led-red-sea-coalition-2024-01-05/" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://www.reuters.com/world/middle-east/yemens-houthi-official-bbc-any-country-involve-with-us-led-red-sea-coalition-2024-01-05/&lt;/a>&lt;br/>&lt;/br>و دلیل آن را هم مظلومیت یا مشکلات خود عنوان نکرده. بلکه گفته بخاطر حمایت از حماس و غزه چنین قصدی دارد. &lt;br/>&lt;/br>حالا شما بفرمایید:&lt;br/>&lt;/br>اگر فردا آمریکا و اروپا و... حمله کنند و خاک یمن را به توبره بکشند، و کودکانی هم این وسط قربانی شوند، مقصر کیست؟ &lt;br/>&lt;/br>فقط آمریکا و اروپا مقصر خواهند بود یا رهبران بی‌خرد یمن و حامیان آن نیز سهمی در این فاجعه خواهند داشت؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۳-&lt;/strong> سرکار خانم. همانطور که حدس میزدم و به شما گفتم امروز آمریکا و انگلیس به یمن حمله کردند. &lt;br/>&lt;/br>&lt;a class="md-inline-link" href="https://fararu.com/fa/news/699109/" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://fararu.com/fa/news/699109/&lt;/a>&lt;br/>&lt;/br>به حرف من رسیدید؟ &lt;br/>&lt;/br>الان چه کسی مقصر دود شدن زندگی و سرمایه مردم یمن است؟&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">پیش‌بینی من به وقوع پیوست. امروز (جمعه ۲۲دی۱۴۰۲) آمریکا و انگلیس به یمن حمله کردند. &lt;/strong>&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به آقای والی سیچانی که گمان می‌کردند امام گفته: آقا اینقدر دنبال آب و برق مجانی نباشید. دنبال این باشید که روحتون رشد کنه!&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/stmjw6bxjsxcvz6" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/stmjw6bxjsxcvz6&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">تمام کمیته‌هایی که در تمام اطراف ایران هست موظفند که آنچه به دست آمد از مخازن ایران، هر چه که اینها بردند و مخفی کردند و اتباع آنها بردند و مخفی کردند، آنها را که به دست آمده است به بانکی که شماره‌اش را بعد تعیین می‌کنند تحویل بدهند که برای کارگرها، برای مستضعفین، برای بینوایان، هم خانه بسازند هم زندگی آنها را مرفه کنند.&lt;br/>&lt;/br>ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد. دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. &lt;br/>&lt;/br>ما، هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشود همین معناست که خواهد شد. این دارایی از غنایم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین. و من امر کرده‌ام به مستضعفین بدهند، و خواهند داد. &lt;br/>&lt;/br>صحیفه امام صفحه ۲۷۳: &lt;a class="md-inline-link" href="https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/6/page/273" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/6/page/273&lt;/a>&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به علیز ویرگول (!) که فکر می‌کند همه دیکتاتوری‌ها قدرتمند و منظم و بابرنامه هستند و حالا که کشور ما اینطور نیست و بی در و پیکر است پس یعنی اینجا مملو از دموکراسی و آزادیه!!! &lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/kw4xk8r8cr5nwgl" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/kw4xk8r8cr5nwgl&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">برادر سمیعی، به نظر میاد مشکل تو اینه که دیکتاتوری را برابر با کاردانی یا کفایت یا کنترل می‌دانی. &lt;br/>&lt;/br>برای همین مدام در متن به تصور دیکتاتوری تاختی و نهایتا با کنایه اعلام کردی «عجب دیکتاتوری مهیبی»! &lt;br/>&lt;/br>اما وقتی بفهمی دیکتاتوری مساوری نیست با کاردانی و کارآمدی، مساله را جور دیگر تحلیل خواهی کرد. &lt;br/>&lt;/br>راستش آنقدر نمود و مثل واقعی و بیرونی وجود دارد که پی به ناکارآمدی و بی‌کفایتی و حماقت سیستم ببری.&lt;br/>&lt;/br>نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ***** کلاه‌داری و آیین سروری داند&lt;br/>&lt;/br>هزار نکتهٔ باریک‌تر ز مو این جاست ***** نه هر که سر بتراشد قلندری داند&lt;/p>&lt;hr class="md-block-hr"/>&lt;/hr>&lt;h4 class="md-block-header-four">در پاسخ به نوشته‌ای که دروغ‌پردازی پروپاگاندای حکومتی برای دستاوردسازی ساختگی را تکرار می‌کرد:&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;a class="md-inline-link" href="https://virgool.io/@mrali/comment/uq10km8gs1qmi40" target="_blank" rel="noopener nofollow">https://virgool.io/@mrali/comment/uq10km8gs1qmi40&lt;/a>&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اما داستان واقعی کشف منسوب خانم بهناز حیدرچی چیست؟&lt;br/>&lt;/br>ژورنال تخصصی دانشگاه ملبورن استرالیا اطلاع داده که دکتر کرامسکی به همراه تیم تحقیقاتی خود بر روی آنتی بادی های حیوانات کار کرده اند. گاو هیچگاه به ایدز مبتلا نمی شود اما گاوهای واکسینه شده با واکسن ضعیف ایدز این آنتی بادی را در اولین شیرهای خود که به گوساله های تازه متولد شده می دهند. این آنتی بادی برای مقاوم کردن بدن گوساله ها در برابر بیماری های اولیه است. آنها امیدوارند بتوانند با این تحقیقات، آنتی بادی قوی تر و قابل استفاده برای انسان کشف کنند. در پایان دکتر کرامسکی "آرزو" کرده اند بتوان در آینده کرم یا ژل حاوی آنتی بادی هم تولید کرد که از پیشگیری ایدز از طریق جنسی جلوگیری شود.&lt;br/>&lt;/br>اما تذکر نکات زیر مهم است: &lt;br/>&lt;/br>* خانم حیدرچی دانشجوی دکترای این دانشگاه بوده و هنوز دکتر نشده بودند.&lt;br/>&lt;/br>*ایشان تنها در این تیم تحقیقاتی حضور دارد و مخترع کرم ضد ایدز نیست! حضور ایشان می تواند صرفا به عنوان حضور یک دانشجوی پی اچ دی در تحقیق اساتید خود باشد و نه چیز دیگری.&lt;br/>&lt;/br>*نامی از ایشان در مقالات مربوط به این تحقیق وجود ندارد.&lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item><item><title>سربازان غایب</title><link>https://aliHOZA.github.io/posts/2024-01-05-ay1o94uw4hd5/</link><guid isPermaLink="true">https://aliHOZA.github.io/posts/2024-01-05-ay1o94uw4hd5/</guid><pubDate>Fri, 05 Jan 2024 22:55:12 +0330</pubDate><description>زنان، مردان را به قتلگاه می‌فرستند -۱- سرکار خانم طوبی اکینجی خواهان جنگ هستند! طوبی اکینجی سلبریتی ترک در صفحه مجازی‌اش با لحنی طلبکارانه نوشته بود: «چرا ما با اسرائیل نمی‌جنگیم؟ چرا ما جنگ نمی‌کنیم؟ از کی می‌ترسیم؟ ما ترکیم، مسلمونیم، کنا</description><content:encoded>&lt;section class="e-content">
 &lt;h3 class="md-block-header-three">زنان، مردان را به قتلگاه می‌فرستند&lt;/h3>&lt;h3 class="md-block-header-three">-۱- &lt;/h3>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/56e458c914e8e839d694.jpg" alt="سرکار خانم طوبی اکینجی خواهان جنگ هستند! " />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">سرکار خانم طوبی اکینجی خواهان جنگ هستند! &lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">طوبی اکینجی سلبریتی ترک در صفحه مجازی‌اش با لحنی طلبکارانه نوشته بود: «چرا ما با اسرائیل نمی‌جنگیم؟ چرا ما جنگ نمی‌کنیم؟ از کی می‌ترسیم؟ ما ترکیم، مسلمونیم، کنار مظلومان هستیم و نمی‌ذاریم تحقیر بشن»&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">چنان محکم و رسا این خواسته را نوشته که انگار قرار است شخص خودش به جنگ برود! و این تلنگری محکم به جامعه است تا بفهمد تا کجا غرق در نابرابری است. در اکثر جوامع کنونی هزینه‌های جانی کشورداری بر دوش مردان است، این مردها هستند که در جنگ‌ها کشته می‌شوند اما زنان هستند که بدون هیچ واهمه و ترسی به جنگ افروزان رای می‌دهند. زنان مردان را به قتلگاه می‌فرستند.&lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">-۲- &lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">خانمی در همین ویرگول احتمالا زیر یکی از پست‌هایم با موضوع انتقاد از نابرابری و سربازی اجباری برای مردان در کامنتی که آدرسش را بیاد ندارم برای من نوشته بود: خب که چی؟ یعنی خانوما هم برن سربازی؟ اگه ما بریم سربازی چی به آقایون میرسه؟ &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">توضیح میدم چی به ما مردها می‌رسه&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۱-&lt;/strong> اگر خانوما هم برن سربازی بار سربازی روی دوش مردان نصف میشه. فرضا اگر کشور سالی ۱ میلیون سرباز نیاز داره وقتی خانوما هم بیان، ۵۰۰ هزار مرد از این فشار آزاد میشن. این اولین چیزیه که به ما مردا می‌رسه. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۲- &lt;/strong>خانوما وقتی سربازی برن و در زمان جنگ مانند مردان موظف به جنگیدن و بذل جان باشن مثل سلبریتی ترک تصویر بالا از آن درخواست‌ها نمیکنن، اُرد ناشتا هم نمی‌دن. چرا؟ چون حالا دیگه خودشون «پوست در بازی» دارن، پای خودشون هم گیره. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۳- &lt;/strong>خانوما وقتی مثل مردا مجبور به خدمت سربازی و شرکت در جنگ باشند در زمان انتخابات حواسشون رو بیشتر جمع میکنن که به کی رای بدن و هوادار کی باشن. طبیعتا کمتر به جنگ‌افروزانی چون جورج بوش و پوتین و... رای خواهند داد. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">۴- &lt;/strong>عدالت برقرار میشه. همه ما در این جامعه داریم زندگی می‌کنیم و همه از مواهب آن برخورداریم پس همه باید هزینه‌های زندگی در اینجا را بپردازیم. این بند می‌تواند مقدمه‌ای برای متن زیر باشد: &lt;/p>&lt;h3 class="md-block-header-three">خدمت سربازی و جماعت نسوان&lt;/h3>&lt;p class="md-block-unstyled">&lt;strong class="md-inline-bold">از وبلاگ &lt;em class="md-inline-italic">&lt;a class="md-inline-link" href="http://sarbazanghayeb.blogfa.com/post/158" target="_blank" rel="noopener nofollow">سربازان غایب&lt;/a>&lt;/em>&lt;/strong> | نمیدونم تا حالا به گربه غذا دادین یا نه! بد نیست امتحان کنین اگر تکه غذایی بندازین جلوش شروع به خوردن میکنه، اگه غذای دیگه ای دست شما باشه و بخواین مصرف کنین و بخصوص اینکه به گربه دیگه بخواین بدین، گربه تیکه غذا رو ول میکنه و میاد جلو میگه “میوو”، این کار و تا اونجا انجام میده که شما همه چیزو بزارین جلوش و بگین همش مال تو حالا من میگم میو ببینم چیزی به من میدی؟؟!!&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">حالا توی مطلب قبلی از ایران ۸۰ سال پیش گفتم زمانی که سربازی اومد، اون زمان خوب اکثر مردم بیسواد بودن و افراد مدرسه رفته کم بود، اگه کسی دیپلم داشت ارزشش خیلی بالاتر از فوق لیسانس الان بود، مدارس هم به شکل امروزی تازه شکل گرفته بود، تو اون جامعه از هر ۱۰۰۰ تا مرد یکی هم نبود که شاید دیپلم داشته باشه، زنها هم که دیگه جای خودشون را داشتن، در مورد دانشگاه هم که همون ۸۰ ۹۰ سال پیش راه افتاد و قبلش هم اعزام به فرنگ بود، تمام پذیرفته شدگان مرد بودن، تا چند دهه هم زنها تقریبا شانس ورود به دانشگاه را نداشتن، یعنی سال ۱۳۰۴ که قانون سربازی تصویب شد و متولدین ذکور را موظف به خدمت سربازی کرد، زن ایرانی تقریبا از هیچ امتیاز اجتماعی که در خور مردها بود بهره نداشت، نهایت خانواده اگر روشنفکر بود دخترشون میرفت و ۶ کلاس درس میخوند، زنها حق رای نداشتن، شغل و مقام دولتی و رفتن تو مجلس و... که براشون از آرزوهای محال بود در مثل قصد مناقشه نیست ولی مثل اون گربه هایی میموندن که بهشون هیچ عنایتی نشده بود، اگه اشتباها هم نزدیک مرد اومده بودن سنگی، چوبی، لگدی چیزی نسارشون شده بود و دیگه از ۱۰۰ متری مرد هم رد نمیشدن، خوب تو اون دوره وقتی مردها تو مجلس بودن و تعریفشون هم از زن مشخص بود قطعا نمیشد زن را به عنوان سرباز تعریف کرد، البته کم و بیش در جاهای دیگه دنیا هم همینطور بوده و زنها جایگاهشون در کنج خانه تعریف شده بود و به این علت است که تقریبا تمام کشورها سربازی را منحصر به افراد ذکور کرده بودند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">منتها سال‌ها گذشت، زنها میو میو کنان جلو اومدن تو همین ایران خودمون زنها که قبل از انقلاب حق رای نداشتن، نماینده مجلس شدن، سهم بیشتری تو دانشگاهها پیدا کردن و گام به گام اومدن جلو مردها رو کنار زدن و اگه همین الان نگاهی به دانشگاهها کنیم تعداد دخترها شاید بیش از یک و نیم برابر پسرها باشه، دیگه خانمها، خانمهای ۸۰ سال پیش نیستن که مطیع مرد باشن و مرد عربده بزنه و خانم گناهکار و بیگناه زبان عذرخواهی در حالت شرم و ترس داشته باشه، دیگه هر چه هست و نیست در خدمت نسوان است و البته اگه همه مردها گربه باشن و شب تا صبح “میو کنن“ هیچ اثری در این جماعت نمیگذاره.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اگر به دنیا نگاه کنیم در جاهای دیگه هم خانمها خیلی جایگاهشون تغییر کرده و مردها امتیازات خاص خود را از دست داده اند ولی لااقل قوانین در جاهایی که فشار فقط به افراد ذکور بود برداشته شده است، از این جمله قانون سربازی است. آخر معنا هم ندارد در یک جامعه زنها “واویلا آزادی” سر بدهند و از طرفی مرد بیچاره برود خدمت سربازی و خانم به امور خانم آنه بپردازد... در کشورمان که مشکل دیگه هم هست خانمها واژه “زن سنتی متجدد“ را بر خود میگذارند که اینطور معنا میکنن که مرد وظیفه کار و خرج و... زندگی را دارد و البته خانم هم متجدد هستند و باید از حقوق برابر با مرد برخوردار باشند.&lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">خیلی به این موضوعات بیش از این دامن نمیزنم، ولی آیا منصفانه است که تنها افراد ذکور موظف باشند به خدمت سربازی بروند، در حالی که خانمها دم از برابری میزنند؟ آیا منصفانه است مردی سربازی برود یا نرود و محرومیت تحمل کند در حالی که خانمها از همه امکانات جامعه در بهترین شرایط استفاده کنند؟ گیریم که مردها توان جسمی بالاتری دارند و میتوانند امور نظامی را انجام دهند و خانمها نمیتوانند، خوب خانم میتواند کار کند و درامد کسب کند و خرج کند... بهتر و عادلانه‌تر نیست که سرباز برای خدمت رسانی خود حقوق دریافت کند، و مردم هم مالیات پرداخت نمایند؟؟ چه دلیلی دارد که فردی با داشتن ۴ تا دختر و یک پسر هر ۵ فرزندش از خدمت سربازی معاف باشند و از موقعیتهای اجتماعی بدون محرومیت استفاده کنند و در خانواده ای که مثلا ۲ فرزند پسر هستند، هر دو پسر بروند خدمت سربازی، چه دلیلی وجود دارد که بخش اعظم جامعه بار خود را مجانی به دوش بخش دیگر بیاندازد؟ &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">۸۰ سال پیش خانمها خواه ناخواه در محرومیت بودند از بسیاری از چیزها، بی عدالتی هم نبود اگر سربازی تنها برای افراد ذکور بود ولی اکنون آیا دختران دارای محرومیتهایی هستند که مشمولین غایب دارند؟؟ قصدم از این نوشتار این نیست که نیاز باشد خانمها به سربازی بروند، سربازی اصولا یک شغل است، یک کار است و اجبار افراد به هر کاری ناشایست و ناعادلانه است. ممکن است کاری برای یک نفر زیبا باشد و برای دیگری زشت، ممکن است کاری برای شخصی ناراحت کننده و استرس زا باشد و برای دیگری نباشد، افراد هم با هم تفاوت میکنند، برای همین هم سربازی ممکن است برای عده ای تفریح باشد و برای عده ای محیطی ناراحت‌کننده. به هر حال عده ای در سربازی از طبقات محروم هستند و با افرادی از طبقات اجتماعی بالاتر برخورد میکنند و دلیلی نیست که آنها از همنشین خود ناراحت باشند ولی برعکس آن آزاردهنده است. مردم فقیری هستند که غذای سربازی چیزی از غذای خانه آنها کم ندارد و دیگرانی هستند که آن شرایط برایشان دشوار است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">مطلب طولانی شد، به خانمها هم شاید برخورده باشد ولی حرف کلی این است که امنیت برای همه جامعه است و همه در آن سهیم هستند و همه باید هزینه آن را بپردازند، این همه هستند که بر اساس قانون دولت را ساخته‌اند و این دولت است که ضامن امنیت کشور است و میبایست هزینه آن را از محل بیت المالی که به همه تعلق دارد بپردازد. قرار نیست به اسم قانون هزینه امنیت گروهی را گروهی دیگر بپردازد، این خلاف عدالت است. &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">امنیت مربوط به جان و مال مردم میشود، هر که بیشتر دارد باید هزینه اش را از داشته هایش بپردازد نه اینکه دیگرانی که ندارند هزینه امنیت آنهایی را که دارند بپردازند.&lt;/p>&lt;h4 class="md-block-header-four">&lt;strong class="md-inline-bold">پی‌نوشت ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۲: &lt;/strong>&lt;/h4>&lt;p class="md-block-unstyled">ویرگول به من پیام داد که «تصویر داخل پست «سربازان غایب» خلاف قوانین ویرگول است، در صورت حذف نکردن تصویر ظرف ٢۴ ساعت آینده، پست شما از حالت انتشار خارج می‌شود.» &lt;/p>&lt;figure class="md-block-image md-block-image-has-caption">&lt;img src="https://aliHOZA.github.io/images/virgool/31383f4032213fd03766.png" alt="هشدار عدم رعایت قوانین" />&lt;/img>&lt;figcaption className="md-block-image-caption">هشدار عدم رعایت قوانین&lt;/figcaption>&lt;/figure>&lt;p class="md-block-unstyled">برای همین من تصویر را به شکلی که در آغاز یادداشت ملاحظه کردید با ظرافت (!) و به شکل حکومت اسلامی پسندی اصلاح کردم. :) &lt;/p>&lt;p class="md-block-unstyled">اگر دلش را دارید و ترسی از به راه خلاف افتادن ندارید اصل تصویر &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://ibb.co/6BhjT3S" target="_blank" rel="noopener nofollow">اینجا &lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em>یا &lt;em class="md-inline-italic">&lt;strong class="md-inline-bold">&lt;a class="md-inline-link" href="https://i.postimg.cc/mZ1BDrz9/sarbazi.webp" target="_blank" rel="noopener nofollow">اینجا &lt;/a>&lt;/strong>&lt;/em>است. مسئولیت دیدنش با خودتان. &lt;/p>&lt;/section></content:encoded></item></channel></rss>