علی حسینزاده | چند سال پیش وقتی متوجه شدم مقالهای که از پایاننامه خودم منتشر کردهام توسط استاد راهنما و با همکاری دو نفر از کسانی که مرا میشناختند با نام خودشان منتشر شده، و پس از آنکه پیگیری من از دانشگاه شهیدبهشتی به نتیجه نرسید، اقدام به نوشتن پستی در وبلاگم با عنوان سرقت علمی* نمودم.
و امروز پیام زیر را در پایین آن مطلب دریافت کردم:

در عجبم با تمام توضیحاتی که من در متن آن پست وبلاگی ارائه دادهام آیا همچنان چیزی مبهم است که این خواننده را با من همراه و همنظر نکرده است؟ آیا هنوز گوشهای از ماجرا تاریک است که این خواننده فکر کرده با روشن شدن آن ممکن است برداشت و قضاوت ناظر بیطرف در مورد این ماجرا ۱۸۰درجه تغییر کند؟
- لینک دانلود مقاله من:
«بررسی رفتار مصرفکننده در رابطه با تصمیم خرید کالاهای سبز» - لینک دانلود مقاله کپی شده از روی مقاله من:
«Consumer Behavior in Relation to the Decision to Buy Green Products: an Investigation on Iranian Consumers»

اما چرا دانشگاههای ایران به این وضع دچار شدند؟!
من به مانند شاید بسیاری از خوانندگان این متن دل پُری از دانشگاههای ایران داشتم به طوری که به قول معروف اگر کلاهم در دانشگاه میافتاد برای برداشتنش بر نمیگشتم! و متاسفانه اتفاقی که در بالا شرحش را دادم این حس را برای من بسیار قویتر هم کرد. همان موقع بود که به یاد نصیحت استاد درس بازاریابی در دانشگاه علامه طباطبایی افتادم که زمانی سر اولین کلاس سال تحصیلی گفته بود:
شما کارشناسی خودتون رو در ایران خوندید، کارشناسی ارشد رو هم که پیش ما هستید، بالاغیرتا دکتری رو جایی غیر از ایران بگیرید حتی اگر شده در مالزی یا هند...
پیش خودم فکر میکنم چه اتفاقی در این مملکت افتاد که دانشگاه برای من و بسیاری دیگر تا این حد ناخوشایند شد؟! و با این نظام آموزشی، سرانجام به کجا خواهیم رسید؟
* مثل اینکه سایت archive.org هم دارد فیلتر میشود. از بس سوتیهای برادران/ خواهران را برای آیندگان ثبت و ضبط کرده است!
دیدگاهها