قصد نداشتم این مطلب را منتشر کنم اما دیروز (۱۶ آذر ۱۴۰۱) بحثی پیش آمد که منجر به انتشار این مطلب گردید.
میدانید چه کسانی در ویرگول مرا بلاک کردهاند؟!

۱- همان کانال ارزشی که خزعبلاتی در باب حقانیت و مظلومیت نظام منتشر میکند:

۲- همان خانم (یا آقای) ارزشی مقیم فرانسه/ هلند که مرتب مطالبی منتشر میکند تا اثبات کند غرب بد است (احتمالا از قبالش قرار است حق سختی کار در هلند بگیرد!):

۳- این جناب مولوی را نمیدانم چکاره بود! اما جالب است که عنوان یکی از مطالبش «دیکتاتور کوچولوهای ویرگول» هست:

جالب است و جای سوال دارد که چطور اینها که رفتار خود را در حالی که هنوز قدرت و نفوذی ندارند میبینند، چرا تعجب میکنند وقتی بهشان اطلاع میدهیم سردمدارانشان در راس قدرت همینگونهاند؟!؟!
اما به توصیه برادر بزرگوار جناب آقای دستانداز، بگذارید یکبار هم که شده نیمه پر لیوان را ببینم، چرا بدبین باشم؟ چرا سیاهنمایی کنم؟ شاید واقعیت این است که حتما خیلی منطقشان قوی بوده که چنین کاری کردهاند. خیلی قوی. آنقدر قوی که مرا یاد آن شعر مولانا میاندازد:
آن یکی پرسید اُشتر را که هی .......... از کجا میآیی ای فرخنده پی
گفت از حمام گرم کوی تو .......... گفت خود پیداست از زانوی تو :) :)

خالی از لطف نیست برخی از مطالب دیگر این سه کانال پرمحتوا را هم ببینیم:




پینوشتِ داغِ داغِ داغ: با اینکه بلاکم کرده است همین الان در زمان نوشتن این یادداشت راهی خلاقانه یافتم که میتوانم به لطایف الحیلی زیر پستهایش کامنت بگذارم. بالاخره یکی از باگهای ویرگول بدردمان خورد! اینجا را ببینید:


سخن آخر:
«سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن منفعتی کسب میکند»
دیدگاهها